پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/05/30
ناشناسخانواده و روابط
وسواس یا ترس
با سلام من یک مشکل دارم نمیتونم از بین دخترهایی که میبینم کسی را انتخاب کنم و باهاش شروع کنم نمیدونم کدوم رو انتخاب کنم همیشه دچار سردرگمی می شوم و در آخر یه اشکال روشون میگذارم میرم سراغ بعدی ولی بازم روی نفربعدی هم اشکال میگذارم همینطور ادامه میدم و... نمیدونم اعتمادبه نفس خودمو ازدست دادم یا وسواس فکری گرفتم یا ترس از شکست دوباره ... درگذشته سه بار دچار شکست عشقی شدم آخریش خیلی ضرر هم کردم هم مالی و هم روحی ولی کلا هیچ وقت کم نیاوردم و نا امید نیستم تا به امید خدا نیمه گم شده رو پیدا کنم. به نظر شما چه کار کنم
۳ پاسخ۱۸ بازدید
1403/12/05
ناشناسپزشکی و سلامت
سوال 996656
با سلاممن چند روزه توی یه شرکت مشغول به کار شدم و اونا تمومشون به جز من دختر خانم هستن (البته یکیشون خانم متاهل هست)، جو صمیمیای داره 😊 و دخترا بعضی از زمانهای بیکاری میان به بخش ما و درباره موضوعات مختلف صحبت میکنیم اما موضوع اصلی اینه که وقتی حرف از زندگی و ازدواج میشه یکی از اون دختر خانمها تمایل بیشتری نشون میده (مثلاً وسط جمع میگه انگار توی این جمع فقط من قصد ازدواج دارم یا اینکه بیشتر اوقات کنار من میشینه و گوشیشو به من نشون میده یا اینکه یه بار باهاش داشتم در مورد درس و دانشگاه حرف میزدم و چندتا دختر دیگه اون طرف درباره ازدواج ؛ اما یهو وسط جمع گفت بچهها: شما دارید درباره ازدواج حرف میزنید اما این طرف بحث درس و دانشگاهه!😂). خود من ۳۲ سالمه و دختر خانم ۲۶ سالشه ؛ حالا میخوام منو راهنمایی کنید که یکی با توجه به این سرنخها (یا بهتره بگم این دسته طنابها) که این دختر خانم میده و دیگری با توجه به اینکه من تازه رفتم و نمیشه یهو جوگیر شد 🙂 و مستقیم حرف از ازدواج زد چه کاری باید کرد؟راستش من خودم خیلی دوستش دارم و به دلم نشسته و اون هم خیلی دختر با هدف و سر حالیه؛ هم اهل کاره هم ورزش هم پیشرفت ، حتی یه کتاب حدوداً ۷۰۰ صفحهای به من داد تا برای یه آزمون در سال آینده آماده بشم. با تشکر
۳ پاسخ۵۸ بازدید
1403/12/05
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 996653
با سلام رضا هستم ۴۲ ساله یک دختر ۱۹ ساله دارم که با مادرش زندگی میکنه یک ساله پیش درگیر اعتید فعال بودم و از گذشته ام چندان راضی نیستم برای تجدید فراش ترس از بیان گذشته دارم خواهشا راهنمایی بفرمایید ممنون از برنامه خوبتون
۳ پاسخ۱۵ بازدید
1403/12/04
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 996650
سلام وقتتون بخیر، خداقوت، ازدواج یه خانم بدون سابقه ازدواج، با اقایی که یکسال بزرگترهستن (38و39) دارای3فرزنددرست است؟ چه مشکلاتی ممکن است ایجاد بشه؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
۴ پاسخ۲۲ بازدید
1403/12/04
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996644
سلام وقت بخیر.چند روزه من این برنامه رو نصب کردم هیچ پیشنهادی نیست.یدونه اقا بود اونم دوسال پیش بازید خورده بود چیزی هم از طرفشون نمیومد.
۱ پاسخ۶ بازدید
1403/12/03
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996626
سلام من آقا هستم وودر رنج سنی برای ازدواج بالا با یک خانم که پدر و مادرشان ساکن شهرستان هستند در اوایل سال آشنا شدم ایشان در زبان با تمام شرایط من موافق هستند حسم نسبت به ایشان متوسط است یعنی نه بدم می آید نه عاشقش هستم چند حرکت از ایشان دیدم من را در تصمیم نهایی به شک انداخته یکی اینکه در جلسه اول در کافی شاپ به جای نوشیدنی که معمولا سفارش میدهند غذا و پیتزا سفارش داد و هزینه سنگینی برعهده من گذاشت یه مدت رابطه مون قطع شد دوباره چند ماه بعد همدیگه را دو مرتیه دیدیم باز این دو بار هم هزینه سنگین در کافی شاپها بر گردنم انداخت مثلا آب میوه براش خریدم گفت یه بطری هم برای خونه برام بخر من خسیس نیستم ولی میترسم این خانم رفتارش را در زندگی ادامه دهد ببخشید یک حس در من به وجود آمده که انگار میخاد تیغم بزند ببخشید در یکی از ملاقاتها ایشان همراه من رفت داروخانه و دارویی مخصوص خانمها خرید بعدا حضوری وومجازی کنجکاو شدم و مرتب درباره دارو سوال کردم ایشان ناگهان با توهین گفت احمق اگر این داروی ناجوری بود در حضورت نمیخریدم بعدا پرسیدم چرا توهین میکنی میگه چون عصبانیم کردی گفتم آدم عصبانی بشه باید توهین کنه میگه واقعیت گفتم به من میگه تو بی عقلی رفتارت مثل هم سنهات نیست درصورتیکه خودش بامن مثل کودک صحبت میکند اصلا جدی با مت حرف نمیزند فقط دنبال عمل خود ازدواج هست و نمیاد درباره زندگی و علایقش صحبت کند دو تا خواهر بزرگتر دارد که ازدواج نکرده اند با ازدواج با من موافقه وومهریه و عروسی از من نمیخاد در ضمن به راحتی حاضره رابطمون از حدش،بگذره و عمیق بشه و یک باررهم یکم از حد گذشت شغل رسمی درتهران دارد و تنها در پانسیون زندگی میکند پدر مادرش خواهر و برادراش کاملا آزاد گذاشته اند زبانا میگه قلبت صاف کن من دختر خوبیم باهات میسازم ولی از دو تا چیز میترسم دهنش باز باشد راحت توهین کند چون چند بار راحت بهم گفت چرت و پرت نگو آیا دو دل بودن من در ازدواج با ایشان و کش دادن ماجرا که ناشی از رفتارهایش است میتواند مجوز توهین باشد ودوم اینکه از این خرج گذاشتن رو دستم نادیده بگیرم یه بار به اشاره بهش گفتم گفت مگه منو که نبردی درکه خرجی نکردی موندم چکار کنم سنم بالا رفته میترسم ردش کنم کسی را پیدادنکنم هر کس از این اپلیکیشنهای همسر یابی پیدا میکنم یا ردم میکنم یا اخلاق بدی دارند فقط این برام مونده میترسم ردش کنم کسی را پیدا نکنم از تنهایی هم بریدم همه جوره هم حاضره با من راه بیاد مثلا بگه پدر مادرش بیاند تهران همه کارها تهران صورت بگیرد و با یک عقد محضری و مهریه خیلی پایبن زنم بشه چکار کنم؟فقط میدونم من را عاقل نمیدونه و راحت به خودش جسارت میده توهین کنه ولی چون خواهراش پیر و مجرد موندند دنبال ازدواج به هر طریقی است حتی از حد خارج شدن رابطه ابایی ندارد و همه جوره با آدم کنار میاد حرفهاش عاقلانه است ولی یکم میترسم دفترش تو زندگی ادامه بده و از سادگی من سواستفاده کنه این مطلب چند نفر دیگه هم گفتند چکار کنم ساده به نظر نرسم
۳ پاسخ۲۵ بازدید
1403/12/02
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 996616
سلام وقت بخیر من ۲۲ سالمه و طلبه هستم آقا هستممشکلی که برام پیش آمده اینه که توی وضعیت فعلی که قرار دارم یه مورد برای آشنایی پیدا شده اما چون شغلی به اون صورت ندارم از اینکه برم خواستگاری مردد هستم.تردید من بیشتر برای اینه که طرف یجورایی آشنای ماست و روابط خانوادگی داریم با هم و میترسم اگه این جلسه خواستگاری به جای خوبی ختم نشه، خانواده ها با هم یکم سر سنگین بشن و مشکلاتی پیش بیاد علی رغم اینه وضعیت اقتصادی خوبی فی الحال ندارم بنده.طرف هم گفته برای آشنایی بیشتر بیایین با خانواده ها بشینیم صحبت کنیم و این چراغ سبز خواستگاری رو داده اما از اون وجهه میترسم و نمیدونم باید چکار کنم و اینکه کسی هم نیست که باهاش صحبت کنم ناچار شدم مشکلم رو اینجا مطرح کنم.
۳ پاسخ۱۷ بازدید
1403/10/02
سوال 995922
با سلام من ۳۶ سالمه و یه ازدواج ناموفق تقریبا دو ساله در سن ۲۱ سالگی داشتم آخع هر پسری از غریبه همکار که برام اومد تا فهمید من ازدواج قبلی داشتم رفت . خواستم بگم تو این برهه زمانی درسته که ما طلاق گرفتیم لابد حکمتی بوده ولی خود من به شخصه دیگه هیچ رابطه ی پنهانی و دوستی با هیچ پسری نداشتم و اتفاقا خیلی از این موارد بود ولی نخواستم که راه کج برم .البته که کبوتر با کبوتر باز با باز .لطفا جایی میرید که یه خانم جوان و مطلقه بدون بچه هست سریع قضاوت نکنید بعضا از خیلیا باحیاتر و با ایمانتر و بروزتر هستن و خودشون رو پاک نگه داشتن چون میخوان برای یه نفر باشن
۳ پاسخ۲۸ بازدید
1403/09/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995733
سلام من همون خانمی هستم که گفتم ۴۷ سالمه مجرد و با موردی ۵۸ ساله مطلقه تحصیلکرده اشنا شدم گفتم تا جلسه سوم حس بدی بهش نداشتم کمی تفاوت مذهبی داشتیم ولی تفاوت سنی برام قابل قبول نبود اول ویژگیهای مثبت را دیدم ولی جلسه چهارم حسم بد شد و تصمیم قطعی گرفتم ..تفاوت سنی برام مهم تر شد برام همین جواب منفی دادم یک ماهی تماس و دیدار داشتیم ایشون امیدوارتر بودن وگاهی با استیکر احساسات نشون میدادن .. بعد از جواب منفی براشون آرزوی موفقیت و شادکامی کردم ولی ایشون پیامم را خواند و جوابی نداد ..حس بدی دارم مثل عذاب وجدان کاش زودتر جواب منفی داده بودم ..اگه آشنایی ۲ ۳ ماه طول میکشید و کنسل میشد چیکار میکردن..
۴ پاسخ۳۰ بازدید
1403/08/23
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995655
با سلام. 50 ساله هستم و متاهل و دارای 4 فرزند. بسیار شادم و با خانواده خیلی با انژی برخورد می کنم. اما اصلا بازخورد پر انرژی نمیبینم. به همسرم حق می دهم با وجود شغل و بچه ها..ولی نمیدانم چگونه نشاطی که نیاز دارم به دست آورم. اخیرا با خانم مطلقه ای که پر از انرژی است آشنا شده ام و بسیار با هم پرانرژی هستیم . این رابطه بدون آگاهی همسر و فرزندانم است و هر دوی ما به شدت از آن راضی هستیم به طوری که در شادی نسبت به همسرم و خانه افزوده است. به نظر شما این رابطه جدید راادامه دهم؟ متشکرم
۴ پاسخ۳۱ بازدید
1403/07/19
سوال 995465
سلام وقتتون بخیر ممنون میشم به من راجع به مشکلم مشاوره بدین بنده چند ماه پیش با آقایی که قبلا ازدواج ناموفق داشتن و جدا شدن آشنا شدم همه چی تو رابطه خوب بود و ما تقریبا به تواغق نهایی رسیدیم ایشون آدرس گرفتن که واسه تحقیقات با پدرشون به محل ما بیان اما بعدش کلا رابطه رو قطع کردن و دیگه جواب پیام و تماسای من رو ندادن و گفتن که نتیجه تحقیقات خوب نبوده و پدرشون کاملا مخالف این ازدواج هستن و منو عاق کردن اگه با شما ازدواج کنم در حالیکه خانواده من بخدا هیچ مشکلی ندارن و اختلاف یا دشمنی هم با هیچکس نداریمبعدش بخاطر علاقه ای که بین ما بود مهلت خواست تا خانوادش رو راضی کنه اما گفتن فعلا با هم در ارتباط نباشیم تا زمانی که رضایت پدرشون رو بگیره الان دوماه گذشته اما هیچ خبری از ایشون نیست خواستم اگه میشه بنده رو راهنمایی بفرمایید چیکار کنم آیا حرفشون رو باور کنم و منتظر بمونم یا همه چی رو تموم شده بدونم راستش من مطمئن نیستم راجع به تحقیقات واقعیت رو گفته باشه لطفا کمکم کنید و راجع به شخصیت ایشون اگه ممکنه به من مشورت بدینسپاسگزارم
۴ پاسخ۲۵ بازدید