توی همدیاب من فقط یک نفرو میاره و اطلاعتش خودندم زیرش نوشته رد کرد و یکیشم نوشته ادامه مشخصات ،خب پس میخام قبول کنم گزینه قبول کردن یا پذبرفتن چزا ندارم؟؟؟؟؟
سلام چطور همه اون کیسهایی ک با من هم کفو هستن رو ببینم؟ وارد برنامه ک میشم خودش فقط یک نفرو رو نشون میده برا من و خب سلیقهامون بهم میخوره من پیشنهاد بدم یا اون؟؟چطور یه برنانه؟؟؟؟
سلام وقتتون بخیر من خانمی هستم که به تازگی ۴۱ سالم شده و درسن ۲۵ سالگی به مدت کمتراز بکسال ازدواج کردم که بدلیل مسایلی که داشتیم درنهایت جدا شدم و شناسنامه سفید ار دادگاه برام صادر شد و بعداز طلاق هم تمرکزم را روی کارو پیشرفت فردی خودم گذاشتم و نتایج بسیار خوبی را گرفتم و به نظرم به لطف خدا موفق بودم و توی این بازه زمانی ۱۴ سال تقزیبا به ازدواج فکر نمیکردم و اماتوی این دو سال اخیر قصدم برای ازدواج و تشکیل خانواده جدی شده و تا حالا توی هیچ رابطه ای خودم را قرار ندادم اما حالا برخلاف سخت گیری های قبلی ام خیلی عاقلانه تر موردها را بررسی میکنم ولی درچندین مورد که درهمدم به من معرفی شده همه شون بعد از اینکه درمورد زندگیم صحبت کردم به نوعی با شک و تردیدمن را قضاوت کردند و این برام آزاردهنده بود یعنی توضیح درمورد زندکی گذشته ام من را آزارمیداد و من تو صحبت هام نمیتوانم دلیل طلاقم که از سمت خودم بود را مطرح کنم همسرمن اعتیاد و مشکل دیگه ای داشتند که بعدار ازدواج متوجه شدم و باتوجه به اینکه فامیل یودیم همه شون من را قضاوت کردند
سلام و خسته نباشید خدمت شما من یک نوجوان ۱۵ ساله هستم که در درس هایم خیلی ضعیفم و هر بار هم خواستم کمی بخوانم تنبلی و همچنین تلفن همراه من مانع از درس خواندن من میشود، شما میتوانید به من کمک کنید تا آینده ام را نجات دهم
راستش دوستان مشاور گفت که اگر شما خودت خواهر داشتی چه مهریه ای تعیین میکردی .والا من دوتا خواهر دارم یکیشون با مهریه ۱۴ داره زندگی میکنه اون خواهر من هم با مهریه۴۵سکه
من خودمم میگم مهریه ۳۵ الا ۴۰باشه
بعداینکه من قبل از اینکه اصلا با دختر صحبت کنم موضوع رو به پدر اطلاع میدم و اون هم همراه مادر به تحقیق میرن ، هیچکدوم از این خونواده هوایی که من رفتم خواستگاری وضعیت مالی بدتر یا خوبتر از ما نداشتن
من حتی خودم جهیزیه سنگین رو هم به عهده گرفتم مثل یخچال ، گاز ، تلویزیون و.... منتها نمیدونم چرا اینقدر تو مهریه گیر میدن نمیدونم به چی قسم بخورم تا الان خواستگاری ۱۵نفر رفتم همشون سر مهریه به توافق نرسیدیم 😐
بهشون میگیم آقا ما دوتا دختر با مهریه پایین شوهر دادیم میگن نه ما میخواهیم امنیت دخترامون تضمین بشه !!حق دارن نگران باشن ولی خدایی دخترشون رو دست جلاد که نمیدن به ولا!!نمیدونم دیگه واقعا حالم از ازدواج بهم میخوره کم کم !!آخه ۱۵ بار رفتم خواستگاری شکست دیگه بسه واقعا بسه خدایی مگه مجردی چشه بخدا نمیگم زن بده ولی خیلی سخت میگیرن !!من نمیخوام هرچیزی رو برم امضا کنم چون مسوولیت مهریه میوفته گردنم
نظر شما چیه ؟؟ولی واقعا دیگه کم آوردم میگن خونواده های خوب زیادن ولی به هیچ وجه !!!خواهر ای من خودشون تعجب کردن واقعا میگن مگه مهریه دوام رو تضمین میکنه که اینا اینجوری گیر میدن
والا نمی دونم چی بگم !!نشد همین سینگلی رو ادامه میدم ازدواج بره به درگ ارزش این همه سرخوردگی رو ندارم این همه غرور بشکنم این همه خودمو چپ و راست کنم آخرش هیچ بخدا دوستام منو مسخره میکنن میگن کی میخوای بری لول ۱۶!!!!دیگه خودتون بدونید این یعنی چی 😒😒
سلام
من خودم هیچوقت به دوستام یا اطرافیانم سر موفقیتا و موقعیتهاشون و شرایطشون حسادت نمیکنم و همیشه حامی بودم و تشویقشون میکنم و دلی رفتار میکنم باهاشون، ولی چرا بقیه و حتی این دوستام نسبت به من اینطور نیستن و من واضح حسادتهاشون رو نسبت به خودم میبینم و دلم میشکنه،چجوری با حسادت بقیه کنار بیام؟