پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1401/11/22
ناشناسخانواده و روابط
سوال 24340
سلام دختری هستم متولد64 دوازده ساله بیرون از منزل کارمیکنم خوش برخوردواخلاق خوبی دارم وباهمه خوب صحبت میکنم و خانواده خوبی هم دارم وازنظروضع مالی درحدمتوسطی هستم هرکسی باهام چندباربرخوردمیکنه بین دوست واشنا زیادازم تعریف میشه دوستام برای ازدواج زیادمعرفی میکنن من بیشتراز50موردمعرفی داشتم امااصلانشده یک بارهم حضوری طرف مقابل روببینیم یاحتی به صحبت هم کشیده بشه هیچ مشکلی هم ازنظرجسمی روحی هم ندارم نمیدونم چرااینطوری میشه قیافه بدی هم ندارم باابروهم زندگی میکنم نمیدونم چطورمیشه فهمید چی میشه که اینطوری میشه واقعادلم میگیره چندموردخواستگارهم بهم اومده خوب نبوده که قبول کنم میشه راهنماییم کنیدممنون
۳ پاسخ۲۹ بازدید
1401/11/15
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 24042
خاهش میکنم درست راهنماییم کنید خیلی دلم گرفته دختری هستم ۳۴ساله خاستگارداشتم ولی هیچکدوم رو دوست نداشتم الان میبینم خیلی از دخترایی که ده سال شاید بیشترازمن کوچکترهستم دارن ازدواج میکنن دخترفامیا دخترهمسایه ومن باشنیدن هرکدام هربار کلی به لخاظ روحی اذیت میشم حس خیلی بدی دارم توقع بالایی ندلرم ولی اونی که میخام روخداسرراهم تاالان قرار نداده حالم خیلی بده سعی میکنم همش خودم زوکنترل کنم وخونوادم متوجه نشن ولی هرچقدرم تلاش میکنم بی فایده هستش کمکم کنیدآدم ضعیفی نیستم ولی خیلی سراین قضیه حساس شدم
۱ پاسخ۱۱ بازدید
1401/11/14
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 24006
من ۳۲ سالمه و هیچ مشکل ظاهری و بدنی ندارم خیلی هم آدم دلسوز و اجتماعی هستم اتفاقا ورزشکار هم هستم و اصلا کسی نیستم دختر بازی کنم و مخ زنی بلد نیستم و اصلا انجام نمیدم و دو ساله تصمیم گرفتم قطعی فقط زن بگیرم و خواسته زیادی هم ندارم و دنبال دختر هور پری نیستم آخه نمیدونم چرا اونی که من میخام اون منو نمیخاد و اونی که من نمیخام اون منو میخواد بعد همه رفقا و افراد اطراف من فکر میکنن دوست دختر دارم این که کارم نمیشه دیگه رو اعصابم هست و کلا از کار زندگیم افتادم تمام تفکرم شده این که زن گیرم میاد یا نه. دیونه شدم فکر این که ۳۵ساله بشم و هنوز مجرد باشم
۲ پاسخ۱۸ بازدید
1401/11/04
سوال 23588
سلام وقتتون بخیر خانم دکتر بنده یک آقا با تمکن مالی الحمدلله در حد خودم و معقولانه هستم ولی از لحاظ شنوایی اونم بخاطر زردی که دوران بچگی داشتم کم شنوا شدم ولی تو جامعه هستم و مابین مردم دارم کار میکنم چرا هر موردی که برای همدم پیشنهاد میدم بخاطر این قضیه رد میدن یا بعد از پذیرش جوری برخورد میکنند که هیچکدوم از مزایا چه اخلاقی و چه مادی رو در نظر نمیگیرند خواهشی دارم که یکم خانوما به خلقیات طرف مقابل هم نگاه کنند همه چیز ظاهر نیست
۶ پاسخ۱۲۴ بازدید
1401/10/29
ناشناسخانواده و روابط
سوال 23373
سلام وقتتون بخیر من یه اخلاق بدی که دارم اینه که از این که دیگران با من بد برخورد کنن میترسم از این میترسم که کاری کنم با من بد حرف بزنن متاسفانه این ترس فرصت های زیادی رو از من میگیره چیکار کنم؟
۱ پاسخ۵ بازدید
1401/10/26
ناشناسخانواده و روابط
سوال 23249
درپاسخ به دوست خوبم مونا جان بله من به کسی اعتماد نمیکنم منظورم اینه چرا درجامعه من نباید فرهنگ سازی بشه فوت همسرطرفین ووجه بدی داره خصوصا برای یه خانم مگه همه ماها سرنوشت وتقدیر ومرگمون دست خودمون هست ، واینکه چرا هیچ اقایی درپروفایلش سابقه ازدواج همسرفوت شده رو قید نمیکنن مگر درصورت خیلی محدوداقایی که خودشون جداشده باشن فقط. حالا نمیدونم مشکل اقایون مجرد خودشون یا خانواده هاشون با این قضییه چیه کلا ممنون میشم توضیح بدین ؟ حالا مثلا اگه من طلاق یا جدا شده باشم کاملا این حق رو به طرفم مقابلم میدم که شاید دوس نداره با یه فردی که سابقه ازدواج داشته ازدواج کنه واحساس خطر کنه به هردلیلی که ممکنه دیگه ولی وقتی فوت طرفین اتفاق میفته هیچ دلیلی منطقی نیست که به فرض مثال کسی بگه مثلا چون سابقه ازدواج داشتن وفوت شدن همسرشون من نمیتونم قبول کنم .
۳ پاسخ۲۴ بازدید
1401/10/20
ناشناسخانواده و روابط
سوال 23071
سلام من یک دختر ۲۴ ساله هستم، با اینکه سن زیادی ندارم، ولی واقعا شرایط جامعه برام غیر قابل تحمل شده، تنهایی داره منو اذیت میکنه، از لحاظ روحی داغونم، مذهبی مقید هستم و حد و حدود خودمو رعایت میکنم فشاری که روی دخترای محجبه هست بنظرم غیر قابل تحمله، با چند نفری که آشنا شدم متوجه شدم که زیاد نیاز به ازدواج ندارند میگن شد شد نشد بیخیال، نمیدونم شاید پسرا دیدشون نسبت به قشر ما بده، و دنبال داف و چشم رنگی میگردنند، بنظرتون ادامه بدم یا حسابم حذف کنم ؟ که به خودم ظلم نکرده باشم
۳ پاسخ۵۶ بازدید
1401/10/14
سوال 22855
سلام و عرض خسته نباشیدمن وکیل دادگستری هستم که حدودا بیست سال پیش به دلیل اینکه همسرم به بهانه کار در خارج از کشور من و فرزندان کوچک ما را رها کرد ناچار شدم که جوانی ام را به پای دخترانم بگذارم و علیرغم خواستگارهای متعدد و فقط به خاطر رفاه و عدم آسیب روانی فرزندانم ازدواج مجدد نکردم و با کار وتلاش فراوان موجبات آسودگی آنها را فراهم کردم که خدارا سپاس میگویم میوه های زندگی ام سالم و هدفمند بار آمدند و اما من در این مدت با وجودی که تنها ۳۳سال بيشتر نداشتم و بعضا در مواردی با یکی دونفر روابط شرعی برقرار کردم اما متوجه شدم که نفر اول برای تصاحب مال من چشم دوخته ودومی هم برای هوسرانی خود میامد و هیچ هدفی برای زندگی نداشت بنابراین عطای اینگونه روابط رابه لقایش بخشیدم و حال چند سالی هست که تنها بسر میبرم و تقریبا نسبت به همه مردهایی که به من پیشنهاد ارتباط میدهند ترس و واهمه دارم و حس میکنم برای سواستفاده از احساساتم پا پیش کشیده امد از طرف دیگر ۵۳ ساله شده ام و احساس میکنم که دیگر سوژه های خوبی که در ده پانزده سال پیش برایم ایجاد میشد خبری نیست و این برایم ناامید کننده هست! در حالی که در اوج سلامت و بی نیازی مالی قرار دارم و بشدت با رفتن فرزندانم و مستقل شدن شان احساس نیاز به همدم و همسر واقعی ونه موقتی و گذری!! دارم که پیدا نمیشود و این مرا تا حدودی آزرده و ناامید کرده است خواهشا مرا راهنمایی کنید چطور بتوانم با این نگاه بدبینانه ام برخوردکنم در حالی که به دلیل شغل خاص خودم و طلاق ها و ناهنجاریهای فراوانی که در پرونده هایم میبینم این بدبینی بیشتر شده است و احساس میکنم مرد واقعی برای من وجود ندارد!!
۵ پاسخ۴۲ بازدید
1401/10/10
ناشناسپزشکی و سلامت
سوال 22727
سلاممن خانم 34 ساله ام خاستگار و.. زیاد داشتم ولی هیچکدوم به دلم ننشست.. به جایی رسیدم که فکر می کردم سنگ دلم و هیچ وقت از کسی خوشم نخواهد اومد متاسفانه آقایی خاستگاریم اومد که اوایل دوران آشنایی هیچ حسی بهش نداشتم ولی بعد که دیدم اکثر معیارهام را داره و باهم تفاهم داریم و احتمال عقد و ازدواج هست بهش دل بستم ولی متاسفانه اینجور نشد و بهم خوردالان نمدونم چطوری بهش فکر نکنم (با این حال که فعالیت اجتماعی زیادی دارم و مشغولم)از رفتارهاش احساس می کنم هنوز برای آقا تموم نشده و گه مشکل حل بشه برمیگرده ولی گفتارش اینا نمیگه (هرچی هم به خودم میگم گه میخاست می موند ولی ته دلم امید دارم) دلم براش تنگ میشه و گاهی قلبم درد میگیره... هیچ وقت چنین حسی نداشتم نمدونم چرا فقط میخام با اون ازدواج کنم... برام سواله چرا وقتی نمیخاد و همه چی را تموم کرده بازم منا امتحان می کنه... گه میخاد خب چرا تموم کرد... کاش همون آدم سنگ دل بودم و غیر از خودم کسی را نمیخاستممیخام به شهدا متوسل بشم ولی نمدونم چطوری
۲ پاسخ۱۸ بازدید
1401/10/04
ناشناسخانواده و روابط
سوال 22500
با سلام بنده پسر ۲۸ساله هستم اهل کرمانشاه و با مادرم زندگی میکنم راننده هستم و وعض مالیم هم متوسط هست مدتی هست که فکرمیکنم وقت ازدواجم شده و بشدت و مداوم به این موضوع فکر میکنم که باید ازدواج کنم ولی متاسفانه هر بار از سوی مادرم سر زنش میشم که برای خاستگاری پول زیادی لازم هست و شخص مورد نظر ندارم که معرفی کنم و بشد ت سرزنش میشم لطفاً کمک کنید
۲ پاسخ۱۵ بازدید
1401/09/26
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 22255
سلام خسته نباشیدمن ۲۵سالمه ز۲۰سالگی ازدواج کردم بعد ۴سال زندگی کردن صاحب یه پسرشدیم تواین ۴سال خیلی دعواو بحثا پیش اومدولی این اخریا زنم ک الان ۲۰سالشه بهم خیانت کرد بایه مرد۳۵ساله زیخت روهم اونم کمکش کرد جدابشه خیلی التماس کردم اسرارکردن ک حداقل بخاطربچه اینکارو نکنه ولی نشدخیلی دوسش دارم نمیتونم فراموشش کنم گاهی وقتا حوس انتقام میزنه به سرمبخاطر کارشون زندگیمو نابود کردن عابروم رفت نزدیک ترین رفیقم دخالت کرد اونم سعی میکرد ک من خاربشم خلاصه الان چندماهه تنها توخونه خودموحبس کردم همه چیو باختم چیزی برا ازدست دادن ندارم ازبچم شدم اززنم اززندگی فقط میگم بخابم و بیدارنشم باهمه حتی خانوادم قط ارتباط کردم شب تاصب کارم شده توتاریکی نشستن فکرو خیال کردن بهش دستم به کارنمیره ازهمه چی نا امید شدم نمیدونم چیکارکنم گیر کردم تواین وضعیت خیلی حالم خوب نیس
۱ پاسخ۲۰ بازدید