پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/08/10
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
وسوسههای مجازی
۳۴ سالمه یکساله ازدواج کردم، از همسرم خیلی راضی هستم، شغلم راه دور هست و معمولا ۳ هفته خونه نیستم ،در موقع هایی که خونه نیستم مدام دوست دارم به شبکه های اجتماعی مراجعه کنم و یک نفر جنس مخالف برای صحبت کردن پیدا کنم، حتی شده به دروغ عنوان میکنم که مجرد هستم ، چیکار باید بکنم که این موضوع برطرف شود؟
۴ پاسخ۴۵ بازدید
1403/07/30
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
بار مسئولیت سالمندی و انتخاب ازدواج
سلام دختری ۳۹ ساله هستم زندگی به شدت سختی دارم وظیفه نگهداری از پدر و مادر سالمند.همش باید مراقب مادرم باشم که زمین نخورد.خسته شدم نمیتوانم بیرون برای انجام دندانپزشکی برم چون مادرم نمیتواند تنها بماند و اینکه بسیار قدر نشناس و پرتوقع هستند.آیا ازدواج میتواند برای فرار از این زندگی به من کمک کند!!!!یا نه بدبختی همچنان ادامه دارد.....
۴ پاسخ۸۶ بازدید
1403/07/24
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995506
سلام - پسر 27 ساله و دانشجوی دکترای کامپیوتر هستم . خواستگاری هم با زحمت خانواده و معرفی یکی از آشنایان هماهنگ شده (خود دختر خانم رو ندیدم) - اما حقیقتا با مقداری اکراه خودم رو مجاب کردم که ازدواج کنم ( فشار جنسی و بالا رفتن سنم جزو این علل بود) . الان با مشخص شدن زمان خواستگاری به شدت اضطراب گرفتم جوری که حس میکنم که انگار قرار هست که بمیرم :) چون میدونم با ورود به ازدواج احتمالا باید تن به خیلی از کارهایی بدم که دوستشون ندارم (مثل مشغول شدن در شغلی که احتمالا بتونم توش درآمد خوبی داشته باشم - اما قلبا بهش علاقه ندارم و حس میکنم به هیات علمی بیشتر علاقه مند هستم و در کنارش این رو هم میدونم که در اون صورت بدون کار دیگه، درآمد کافی نخواهم داشت) از طرفی نصیحت های پیاپی خانواده ام هم داره اذیتم میکنه. چطوری به این حس به شدت منفی غلبه کنم؟
۴ پاسخ۲۰ بازدید
1403/07/23
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995499
سلام. من ۳۶ سالمه. وقتی یه خواستگار که نسبتا مورد پسندمه، ولی خب به دلیل یکی دو تا موضوع شک دارم یا خانواده م ایرادی مطرح کردن ، اما خود من میتونم باهاش کنار بیام، نمیدونم باید چطور به قضیه نگاه کنم؟مثلا برم دنبال مشاوره و ... که ببینم شک خودم برطرف میشه یا نه؟ و اگه شد، نظر خانواده مو چیکار کنم؟اصلا تو بررسی یه خواستگار ، اینجوری فکر کنم که حالا این آخرین نفر که نیست، بازم موارد بعدی میان حتما، چرا خودمو درگیر کنم یا با خانواده کشمکش راه بندازم که آیا راضی بشن یا نه....یا اینکه اگه ویژگیهایی داره که برام مهمه، تمام تلاشمو بکنم که جور بشه ؟
۴ پاسخ۲۱ بازدید
1403/07/04
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995385
۳۰ ساله هستم و از کودکی شخص آرام و شدیدا منطقی بودم. از همون دوران کودکی دوست داشتنی نبودم و همیشه در مدرسه تنها میماندم حتی با وجود تلاشم برای ارتباط گیری با دیگران با عنوان خسته کننده بودن پس زده میشدم در حالی که بسیار مهربان بودم. کم کم تا بزرگسالی خودم هم نسبت به ارتباط با دیگران بی میل شدم و الان تنهایی را ترجیح میدم و ارتباط و دوستی با دیگران برام بسیار سخت و سنگین هست طوری که لحظه شماری میکنم که به خلوت خودم برگردم ولی بخاطر اینکه کاملا تنها نمونم گاهی با افراد صحبت و دوستی میکنم. خانواده ام هم کاملا مذهبی بودند و اجازه رفت و آمد با دوستان را نمیدادند ولی از طرفی همیشه بهم ایراد میگیرند و میگرفتند که چرا اجتماعی نیستم. از طرفی سنم بالا رفته و زندگی با خانواده و رفتار های پدر و مادر و اعمال نظراتشون در زندگیم هر روز باعث آزارم میشه. دلم میخواد ازشون جدا زندگی کنم ولی از تنها زندگی کردن و اینکه خلافکاری بفهمه تنها زندگی میکنم و از ت ج ا وز ترس دارم و نمیتونم برای تنها زندگی کردن اقدام کنم. از طرفی فکر میکنم ۹۹ درصد آقایون بی احساس و بی ملاحظه هستن و دلم نمیخواد تا آخر عمرم با یک شخص با این اخلاق زندگی کنم. خواستگار زیاد داشتم ولی به خاطر ترس از اینکه اون افراد این اخلاق ها رو داشته باشن بعد از یک جلسه صحبت اکثرا نشونه هایی از این اخلاق ها نشون میدادن و باعث شد همه رو رد کنم. الان مستاصل شدم و نمیتونم زندگی با پدر و مادرم را هم تحمل کنم. یک مدت دارو های ضد افسردگی هم با وجود مخالفت خانواده و فشار و زخم زبان هاشون زیر نظر پزشک مصرف کردم بلکه مشکلات برام کمرنگ تر بشن و شاید اجتماعی تر و شاد تر بشم ولی با وجود بیش از ۱۰ بار تغییر دارو هیچ تاثیری روم ایجاد نمیکردند. حتی فکر کردن به این تنگنا و اینکه هیچ چاره ای ندارم باعث میشه به خودکشی هم فکر کنم چون هیچ آینده ای برای خودم نمیبینم.لطفا راهنمایی بفرمایید من باید چه کنم؟
۷ پاسخ۴۷ بازدید
1403/06/29
سوال 995340
من پیرو پرسش قبلی ام توضیحاتی براتون میفرستم دختری که با مرد متاهل آشنا شده ام من چند سال قبل ایشان را دیده بودم دنبالم آمده بودند ولی چون در شرایط مناسبی نبودم ارتباطی بین مان شکل نگرفت چند سال بعد دوباره ایشان را دیدم ازشون پرسیدم ازدواج کردی؟ گفت بله و من بسیار ناراحت شدم. اینبار شماره شان را دادند و با هم صحبت کردیم. میدانید هیچ مورد دیگه ای ندارم بعید هم میدانم از این ببعد داشته باشم شاید هم یه مورد بیخود باشد که یک زندگی کوتاه نافرجام باهاش داشته باشم فقط برای اینکه ازدواج کنم و مجرد نمانم. به یک نفر در زندگیم نیاز دارم دوست دارم خانواده تشکیل بدهم حتا با وجود مشقت هایی که در رابطه ای که گفتم هست من نمیخواهم به زندگی و همسر ایشان آسیب بزنم واقعا این را نمیخواهم ولی خب چه کنم. حتا خودم را جای ایشان میگذارم که اگر من بودم هم ناراحت میشدم کس دیگری وارد زندگی ام میشد
۵ پاسخ۴۲ بازدید
1403/05/30
سوال 995051
آیا مشکلات مالی میتوانند عامل اصلی جدایی در ازدواج باشند؟ چگونه میتوان از این خطر جلوگیری کرد؟
ترس از آینده1ترس از تنهایی1تاخیر در ازدواج به دلیل شرایط اقتصادی1ترس از مشکلات اقتصادی1جدایی و طلاق14+
۳ پاسخ۱۵ بازدید
1403/05/18
سوال 994894
سلام من تو 35 سالگی و ترس از اینکه ازدواجم دیر شده یه بار در مرحله نامزدی بودم که بهم خورد و سه ماه بعدش با یه نفر دیگه عقد کردم که اون هم نه ماه طول کشید و جدا شدم، الان تو مرز 39 سالگی هستم، خیلی ناامید هستم، افرادی که بهم معرفی میشه رو نمیتونم تصمیم درستی بگیرم. یکی از این آقایون انتظار دارند دو سه ماه رابطه تلفنی داشته باشند بعد جدی بشه درحالیکه من شیوه سنتی رو قبول دارم.
۴ پاسخ۲۵ بازدید
1403/05/15
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994857
باسلام وروز بخیر بنده هم مثل آقا مهدی شدم این شرایط ومسائلی که ایشون گفتندبله برای من هم همین طورهست شماازجنس بانوان خیالات برشون میداره بنده هم ازجنس آقایان بعضی وقتها بایدخیلی زود آشنای روتموم کنیم واقعا نمیدونم ایراد کارکجاست همه دراول آشنای یک آقای به تمام معنا آقاوباوقار وبافرهنگ وخلاصه هرچی نکات مثبت ودرست هست ودارند بعدچندروزآشنای ۱۸۰درجه تغییرمیکنند وادم شک میکنه که هدفشون ازدواج باشه واینکه آشنای سنتی ومجازی ومعرفی وخداوکیلی همین جوربوده بنده دیگه چندوقته واردآشنای باکسی نشدم ونمیخوام بشم چون حس بدی به ادم دست میده خصوصا این سوال که چراتاحالا ازدواج نکردی وسوالی مهمترازاون که ادم خجالت میکشه که اون ومطرح کنه واقعا مشکل ماکجاست یاما دردنیا تک هستیم باکسی سازگاری نداریم امیدوارم خداخودش به ماکمک کنه باتشکرازمشاوران عزیز
۳ پاسخ۱۰ بازدید