پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/09/18

سوال 995835

سلام من خوردم زمین و دستم زخم شد ولی چون لباسم روش رو پوشونده بود من ندیدم و من بعد تقریبا پنج دقیقه رفتم لباسم رو در اوردم و از بازو دستم رو آب گرفتم چون وقتی داشتم زمین می خوردم دستم نجس بود و من تصمیم گرفتم لباس رو در بیارم و از بازو اب بریزم وقتی کارم تموم شد من هنوز زخم بزرگتر رو که ندیده بودم بازم ندیدم بعد اب گرفتن با اینکه خیس بود دستم ولی لباس دیگه ای رو تنم کردم و الان تصادفی زخم بزرگ رو دیدم و الان شک دارم لحظه ای که من آب گرفتم زخم رو خونش بند اومده بود یا نه من باید چیکار کنم الان نجسم؟
1403/09/18

جایگاه تقلید در عصر ظهور

بعد از ظهور امام زمان سلام الله علیه که امیدواریم هر چه زودتر اتفاق بیفتد آیا باز هم تقلید از مراجع وجود خواهد داشت یا که خیر حکم قطعی و واقعی مسائل شرعی مشخص می شود و دیگر نیاز به تقلید نیست؟
1403/09/17

سوال 995833

باسلام اگه تورابطه ای باشم طرف مقابل درنه ماه رابطه اشنایی هیچگونه بی احترامی نکردن دربحث وگفتگوهااین اواخردرعصبانیت دوسه باری بی احترامی جزیی کردن میخاستم بدونم جدی هستش ماخیلی باهمیم ایشون دوست داشتن وهمه چیروبهم ثابت کرده ازدواجمونم چون براشون شرط خونه گذاشتم بخرن برام تاخریدن طول کشیدشدنه ماه اشنایی ولی این بعدچندین ماه ای اواخرچندبارپیش اومده منم بی تقصیرنبودم توعصبانیت واون گفتگویعنی هردوکوتاه نیومدیم امامن خیلی ادم جدی تواین زمینم یعنی توبدترین شرایط هم هوای دهنمودارم وبه طرفم بی احترامی نمیکنم میترسم عادتش باشه وتاحالابروزنداده بهم میترسم بعدهابیشتربشه .یه حالت زودرنج ادم بسیاراحساسی وعاطفی سریع ناراحت میشن قهرمیکنن مثل اینکه ایشون یک بارمنوتوشلوغی وسروصداصداکردن پیش خانوادم وهمه بودن من متوحه نشدم ونشنیدم تواون سروصدادیدم باناراحتی میگه توجمع حالااگه کس دیکه بودمیشنیدمن الویتش نیستم دیگه سه بارصداکردم جواب ندادمامان دیدی.درصورتی که من خندم گرفته بودازحرفش مثل بچه هاست مردبه این سن وسال هم حرصم گرفت اخه وقتی نشنیدم من واقعاجرابراخودش میبره ومیدوزه وقهرولبولوچه اویزون میکنه اومدن توچندین بارصداش کردم حرف زدم حرف میزدکم جزیی اماباقیافه وهمچنان ناراحتی قهرانگارهرچقدرم ادم میخادبراش توضیح بده بدترمیشه وضعیت نمیدونم چه عکس العملی نشون بدم تواینجوراخلاقانشون میده اینجورمواقعایاچیکارکنم اصلامیشه تحمل کردیاسخته این ازچی میتونه باشه یه نوع شخصیته اخلاقه ذاته رفتاره چیه.انگارازاوناست هرچی سنش میره بالاامابچه ترمیشه.مثلایبارتوجمع باخاهرش حرف میزدم ایشون باگوشی حرف میرداصلاتوباغ نبودازوسط حرفم شنیدداشتم درموردبه چیزی ازخاهرش سوال میکردم که واقعاراسته میگن اینجوریه ناراحت شدسریع من اینجاهستم همروعقل کل میدونه الامن این زن نمیدونم چراحرف منوقبول نداره وتره خوردنمیکنه اینکه زیادش میکنه گندش میکنه سرش قورراه میندازه وحتی دوکلمه اضافه تربهم میریزم درصورتی که حالاوسط اون همه مکالمه منوخاهرش اینم پرسیدم ازش ربطی به ادم وشخص مهمی نداشت پرسیده شه نمیدونم پای چی عکس العملشون روبزارم راهمون هم دوره ازهم نمیتونیم هردودانش اموزداریم ومشکلات دیگه زندگی نمیتونیم باشبم بریم جلسات مشاوره به جلسه رفتیم تست دادیم ویه مقدارصحبت مختصرکه هی جلسه پشت جلسه میزارن وهرده روزپونزده روزوماهم شرایط نداشتیم که بیان وبریم ونشدنمیدونم چیکارکنم اصلاباصحبت مگه این مشکلات حل میشه من به هیچ وجع فکرنمیکنم ادمی بتونه اخلاق وشخصیتی تغیر‌کنه ویاروانشناس حرفش تاثیربزاره تاخودش نخادکه هیچ اتفاقی نمیوفته که تودوراهی وحالت گمراهیم چون خیلی داره تکرارمیشه من دارم اذیت میشم
1403/09/17

سوال 995832

سلام من قبلاموضوعی روگفتم راجبع کسی که باهاشون دراشنایی هستم.ومن ۳۲سالمه وایشون تازه رفتن توپنجاه ایشون ازنظرظاهری وتیپ وقیافه واخلاق امروزی برخوردامروزی ورفتارای عاشق پیشه جوانانه اونجورکه همسن خودم بامن نداشته بسیارتوجه میکنه کادوهدیه گرون وسوپرایزهای مختلف میکنه خاستگاری اومدن ومن براشون خونه نوشتم شرط گذاشتم و۱۱۴تاسکه ایشون قبول کردن وحتی خونه خریدن برام ازنطرمالی منوساپورت میکنن بدون اینکه تاحالابرامون پیش اومده باشه رابطه جنسی برقرارکنیم یابشه وپیش بیادهردوبرازندگی واینده هدف داریم ورسیدن زودبهم ایشون کرج ومن شمال هستم شش ماه اول اکثرامیدیدیم هموبعداون بنابرمشکلات شخصی ازسمت خانواده بنده نشدکه ببینیم هموالان پنج ماهه ماههموندیدیم وهمچنان ایشون تغیری درعشقش نکرده درک دارن تواین یموردگاهی غرمیزنن ازدلتنگی وخستگی ولی بازم ارام میشن درک میکنن شرایط روچون هردودانش اموزداریم ویسری مشکلات پیش اومدنشدببینیم هموازراه دورمریض بشم فکرپول وزنگ میزنن بی هوااژانس داروگل وخوراکی میاره ایشون ازهمه این نظرات انگاربرای من خداازاسمون فرستاده امارابطه ده ماهه ماپنج ماه اولش خوب بودبعداون انگارایشون ازنظراخلاقی بااون همه حسنای خوبی که هنوزم داره وهست وترک نکرده اینجوری اینازدبیرون اینکه انگارتوحالت کل کل بامن یالج بازی خیلی قهرمیکنن حتی توحرف معمولی بااینکه من دارم منطقی باادبانه بدون ایرادی میزنم بهش برمیخوره قهرمیکنه واین قهراوایل بدون من یه ثانیه نمیموندبه هربهونه میومداشتی الان به سه روزحتی نه روزم کشیده یک بار.تازه بعدمیادسرصحبت روبازمیکنه برای حل وصحبت اون مشکل من دوست دارم بدون قهرایشون وبحث وبگومگوبشینیم وخیلی قشنگ صحبت کنیم وحلش کنیم ولی ایشون سریع جبهه میگیره وناراحت میشه وسکوت وقهرهمین.اوایل فکرمیکردم براتفاوت سنیمونه .امااین یه نوع اخلاق وشخصیت ایشونه کلا.یعنی جوری شده دیگه میترسم الان برای اینده همش میگم نکنه باهم نسازیم نتونیم تکلیف بچه هاچی میشه وازدواج دوم منم الان خیلی حساسه بااین همه خوبی که داره روزی صدبارقربون صدقم میره یابدیاخوب پشتمه برام کارهای زیادی کرده امااین اخلاقش ازارم میده اینکه فاصله میگیره قهرمیکنه اینکه من بارهادیدم ایشون مقصربوده اماتااومدیم صحبت کنیم میگه جرقه روتوزدی اصل ریشه مشکل منومیدونه واینم ازارم میده گاهی بهش میگم یعنی اینجورکه تومیگی مدام من مقصرم سرهمشون که.من برای خوبیش برای خودش برای نگرانی اینکه حواسم هست چیزی بدی نگفتم یامنطقی وعاقلانه بوده دلیل رفتارشونمیفهمم.احساس من اینکه همش حرف منویابدمتوجه میشه یاکلانمیفهمه.مثلامن اگه بگم رفتم دیروزخونه خالم میگه خوب کرده بروحالت عوض شه بعدشبش جایی رفته یاپیش کسی بوده به ضرربوده یادرست نبوده یاهرچی که به عنوان مثال میگم...بهشون میگم نبایدمیرفتی اونجابه ضررت بودمن برای خودت میگم دارن سرتوکلاه میزارن بااینکه به نفع وسودخودشه برای خودش میگم پشتش درمیام اون لحظه حرفش اینه توپری روزخونه خالت رفتی من چیزی گفتم یافلان جارفتی گفتی اصلافکرنمیکنه فقط میشنوه تاجواب بده سریع .یاکسی که میدونه مقصره داره حرفش رومیزنه ولی من یچیزمیگم همون لحظه طرف منه همرامه ولی توی بحثی چیزی میکشه وسط توفلان روزبرافلان چیزفلان گفتی خوب ناراحت شدی همون لحظه میگفتی احساس میکنم ازهرده کلمه صحبت ومکالمه مانه تاش نمیفهمه حرفمووناراحت میشه وقهروسکوت ویه عادت بدیم دارن اینهمه وقت پای من مونده میخادودوستم داره امااون لحطه که ناراحت میشه که همشم بی دلیل والکی واصلامن چیزی نمیگم بخادبدباشه که رفتارش این باشه بعداینکه تلفن ومحترمانه قطع میکنه باپیام میگه این رابطه بایدتموم شه وهرکی بره پی زندگیش به دوروزنکشیده باززنگ وپیام ابرازعلاقه وخاستن وایناواین حرکت واینقدرانجام داده دیگه حالم بدمیشه ازاین کاربهشم میگم میگه وقتی میبینم به هیچ جااون لحظه نمیرسم تموم میکنم.اینکه منودوست داره ومیگه وانجام میده همه جوره ولی شب میخابه عاشقه روزفارق سردرگمم اون لحطه ای که خوبیم خدای روزمینشم اماسریه ثانیه نشده وسط ناراحتی نه بحثی شده نه دعوایی سرناراحتی ایناجوری حرف میزنه انگاربراش کم بودم کم گذاشتم یابدردهم نمیخوزیم.من کلافم الان واقعا بعداینهمه وقت نمیدونم چیکارکنم اصلا.فکرمیکنم بااین سنش هنوزبچست واخلاق بچگونه داره میخادیکی مدام نازش کنه بزاره توپرقوتامیاریش بیرون صداش درمیاد.ادم احساسی بشدت وعاشق اینکه مدام یکی قربون صدقش بره بگه بخنده دلبری کنه براش مدام بگی دوستت دارم ویجورکمبودمحبت داره انگاراگه ایناروبگم وبکنم بازیجاکوچیکترین اتفاق بیوفته بازم همون اخلاق قبلی میشه.دیگه احساس میکنم مشکل ازمنه یاازاونه من تاحالاباادمای دیگه تورابطه این سبک مشکل اصلااخلاقی نداشتم حتی قهرودعواوبحث نداشتم اصلاابداایشون ولی شخصیه که رابطم اینجوریه دیگه این مدت اینقدرزیادشده میلی به رابطه ندارم دلسردشدم واحساس میکنم حالم تورابطه خوب نیست دیگه
1403/09/17

سوال 995831

باسلام.من توی رابطه بدون هدف نمیتونم باشم وچون طلاق گرفتم چهارساله وزندکی سخت وبدی داشتم دنبال ارامش وخوشبختیم یه زندگی ساده ولی بایه ادم درست وسالم واصولی وبی دقدقه وباارامش هیچی جزاین ازخدانمیخام من به پسرهفت ساله دارم جفتمون ضربه بدی خوردیم من هم درزندگی متاهلی وهم بعدجداییم ضربه خوردم چون تحت حمایت خانوادم نبودم نه مالی نه روحی چون به ازدواج اولم راضی نبودن منم شرایط مستقل بودن ندارم وباپسرم به سختی اینجاباتنش زندگی میکنم باخانواده بارهاگفتن که فکرجاوخونه باش یاازدواج کن من هیچ لذتی درمتاهلی والان بعدجداییم که طلاق گرفتم به ارامش برسم خلاص شم اماجای بدتری واردشدم وتموم این چهارسال روزخوش کنارخانوادم نداشتم بابچم هرروزوشبم غصه وگریه هست.ازطرفی ادمیم نیستم بخاطرمشکلات خانوادگی یاشخصی تن به ازدواج باهرکی بدم خاستگارزیادداشتم بنابردلایل مشکلی ردکردم که متوجه شدم یابوده.اشنایی های زیادی داشتم همش دروغ ونیرنگ وازروهواهوس وچیزای دیگه بوده ونخاستم وتموم کردم.ازطرفی کلاعلاقه به ازدواج دارم ودوست دارم ازدواج کنم سروساموم بگیرم عاشق همسروخونه وخانداری وبچه باشم وزندگی کنم بفهمم طعم قشنگ زندگی چیه هم مشکلات جنسی اذیتم میکنه که چهارساله تحمل میکنم وعقایدای زیادی برای خودم حفظم ودارم اماگزینه خوبی پیدانمیشه برام زندگی سخت تنهایی سخت وطاقت فرساشده حالت بلاتکلیف وگمراهم ونمیدونم چیکارکنم.بااینکه ازنظرظاهری زیباخوش برخوردارام سربه زیرهستم وهمه تعریفم رومیکنن اماکل زندگیم بسته شده وپیش نمیره گاهی احساس میکنم مغزم ازاین همه فشارداره میترکه.
1403/09/17
ناشناسحقوقی

سوال 995830

سلام وخسته نباشید.من یه زن ۳۲سالم طلاق گرفتم وبایه فرزندیه خاستگاردارم ایشون هم فرزنددارن بخاطرتفاوت سنی وحالاشرط پدرم بخاطراینده من وپشت بانه من وترس وبی اعتمادی خودم اززندگی قبلی که شکست بدی بوده وبجزطلاق ومشکلات روحی مالی هم ضررکردم اینبارباچشم بازوعاقلانه برای ایندم قدم برداشتم من برای خاستگارم ۱۱۴تاسکه ویه شش دنگ اپارتمان هرچندنقلی تا۶۰ مترزدم ایشونم چون من رودوست دارن قبول کردن اولاقصدمهک زدن ایشون که خوب همه جاحرف ازعشقشون نسبت به من زدن بودبعدسرحرفم موندم ایشون بعدشش ماه اون منزل روبرام خریدن باهرسختی بودکه بعدخریدازدواج کنیم خونه وام داره ازبانک مسکن میخاستم بدونم باخودشون صحبت کردم وگفتم بازهم نگرانم بابت اینکه هیچکس ازاینده خودش خبرنداره وبخاطرسنشون خدای نکرده فوت یااصلاشایدنتونستیم خدای نکرده بسازیم گفتن من بهت چک هم میدم تومهظرمینویسم میدم خیالت راحت باشه من برای اقساطش نگرانم ایشون پرداخت میکنن وهمچین ادمی نیستن من برای اون دواتفاق حالانگرانم مبخام بدونم اگرتواون دوگزینه هرکدوم خدای نکرده اتفاق بیوفته ومن بمونم واین خونه که قسط وام هم داره باچک میتونم بعدطلاق یافوت من به چیزی برسم برای اون وام وقسط حرفم پیش میره مالی اموالی پول پیش خونه اساس منزل ماشین حساب بانکی یاهرچیزدیگه رومیتونم بگیرم پیشنهادچک ازسمت ایشون بوده ولی میخام بدونم اصلاقابل قبول هست این کاروبکنم واینکه بایددرمهظریادفترخونه نوشته بشه چیزی دربابت وام وقسطش ازشون تعهدی بگیرم به همراه چک ایناواینکه متنش چی باشه چی بنویسم وچیکارکنم وکجاانجام بدم که مطمین ودرست باشه ؟
1403/09/17

سوال 995829

سلام وقت بخیر من میخوام فقط آقاهای شهر خودم درخواست بدند دوست ندارم خارج از شهر درخواست بدند چیکار باید بکنم ؟
1403/09/17

سوال 995828

با سلام و احترامآیا درسته کسی که هنوز خانمشو طلاق کامل نداده ولی میگه برای عقد دایم مشکلی نداره و از دادگاه برگه داره و ۴ ساله که جدا از هم زندگی می‌کنند، باهاش ازدواج کرد؟
1403/09/17

سوال 995827

سلام ووقت بخیر، پسر م امسال به کلاس اول رفته ، اوایل چند هفته با گریه به مدرسه میرفت و همش میپرسید کی تعطیل میشم، که بعد دو سه هفته خوب شده بود، اما اکنون بعد حدود دو ماه ونیم وقتی به درب مدرسه میرسه گریه میکنه، حتی معلم میگه در طول چند ساعت کلاس همش درحال گریه کردن پیش خودش هست بسیار آروم، و همین امر باعث میشه متوجه درس هم نشه، و هم من و مادرش یا معلم ازش علت رو جویا شدن ، جوابی نمیده،البته از اول مدرسه روی صندلی نزدیک معلم میشینه و وابستگی شدید و اضطراب تنهایی هم داره، مثلا تنها باشه در خانه هم احساس ترس داره،دستشویی میره در ب روباز میزاره، حتی در هوای سرد که ورزش مدرسه در سالن برگزار میشه ، دوستنداره بره و گریه میکنه اما برای فضای باز و حیاط مشکلی نداره، الان هم جدیدا اصلا زنگ تفریح ازکلاس خارج نمیشه، لطف میفرمایید راهنمایی فرمایید، بسیار متشکرم
1403/09/17

سوال 995825

دلم میخواد سریعا رابطه ی جنسی داشته باشم
1403/09/16

سوال 995824

سلام . چند مورد از درخواست های کمک مربوط به خانم هایی بود که به ایشان تجاوز شده بود . به نظرم ازدواج کردن با خانمی که قربانی تجاوز شده . خیلی بهتر از ازدواج با خانومیست که چند بار دوست پسر عوض کرده . آیا از نظر مشاوران محترم این طور نیست ؟
1403/09/16

سوال 995823

سلام متولد ۶۸ هستم ولی نمیدونم چیه که هر درخواستی میدم همون ابتدا درخواست پیشنهاد رو رد میکنن و کسی مایل نیست با ما همسفر بشه نمیدونم بقول قدیمیا بختمون بسته هست یا نه واقعا مشکل از منه

صفحه 322 از 82629