پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/07/04

سوال 995386

سلام آقا هستم ۳۵ ساله، ۴ساله از همسرم جدا شده ام، همسرم خیلی دوست داشتم و بهش اعتماد کامل داشتم به حدی که بیشتر اموالم به نامش زدم، اما بهم خیانت کرد، اموالم از دست دادم و هرچیزی هم که برام باقی مونده بود سر مهریه رفت. از اون زمان نتونستم با خانوم دیگه ای وارد رابطه بشم چون احساس بدی پیدا کردم مبنی بر سواستفاده و اینکه چون از نظر توان مالی مثل قبل نیستم احساس کمبود اعتماد به نفس میکنم.حتی در محل کارم چند مورد خانوم ها بهم پیشنهاد دادن هم رد کردم چون فکر کردم میخوان سواستفاده کنن.از طرفی واقعا تنها هستم ،خیلی دوست دارم تفریح کنم اما تنهایی اصلا برام معنا و لذتی نداره.
1403/07/04

سوال 995385

۳۰ ساله هستم و از کودکی شخص آرام و شدیدا منطقی بودم. از همون دوران کودکی دوست داشتنی نبودم و همیشه در مدرسه تنها میماندم حتی با وجود تلاشم برای ارتباط گیری با دیگران با عنوان خسته کننده بودن پس زده میشدم در حالی که بسیار مهربان بودم. کم کم تا بزرگسالی خودم هم نسبت به ارتباط با دیگران بی میل شدم و الان تنهایی را ترجیح میدم و ارتباط و دوستی با دیگران برام بسیار سخت و سنگین هست طوری که لحظه شماری میکنم که به خلوت خودم برگردم ولی بخاطر اینکه کاملا تنها نمونم گاهی با افراد صحبت و دوستی میکنم. خانواده ام هم کاملا مذهبی بودند و اجازه رفت و آمد با دوستان را نمیدادند ولی از طرفی همیشه بهم ایراد میگیرند و میگرفتند که چرا اجتماعی نیستم. از طرفی سنم بالا رفته و زندگی با خانواده و رفتار های پدر و مادر و اعمال نظراتشون در زندگیم هر روز باعث آزارم میشه. دلم میخواد ازشون جدا زندگی کنم ولی از تنها زندگی کردن و اینکه خلافکاری بفهمه تنها زندگی میکنم و از ت ج ا وز ترس دارم و نمیتونم برای تنها زندگی کردن اقدام کنم. از طرفی فکر میکنم ۹۹ درصد آقایون بی احساس و بی ملاحظه هستن و دلم نمیخواد تا آخر عمرم با یک شخص با این اخلاق زندگی کنم. خواستگار زیاد داشتم ولی به خاطر ترس از اینکه اون افراد این اخلاق ها رو داشته باشن بعد از یک جلسه صحبت اکثرا نشونه هایی از این اخلاق ها نشون میدادن و باعث شد همه رو رد کنم. الان مستاصل شدم و نمیتونم زندگی با پدر و مادرم را هم تحمل کنم. یک مدت دارو های ضد افسردگی هم با وجود مخالفت خانواده و فشار و زخم زبان هاشون زیر نظر پزشک مصرف کردم بلکه مشکلات برام کمرنگ تر بشن و شاید اجتماعی تر و شاد تر بشم ولی با وجود بیش از ۱۰ بار تغییر دارو هیچ تاثیری روم ایجاد نمیکردند. حتی فکر کردن به این تنگنا و اینکه هیچ چاره ای ندارم باعث میشه به خودکشی هم فکر کنم چون هیچ آینده ای برای خودم نمیبینم.لطفا راهنمایی بفرمایید من باید چه کنم؟
1403/07/04

سوال 995384

سلام و درودمن مردی 37 ساله ام دوسال است از همسرم جداشدم از یکی همکارام خوشم میاد خانمی حدودا 29 ساله است ولی ما خیلی بندرت با هم برخورد داریم شاید ماهی یکبار از طرفی واسطه ی بدرد بخور هم تو محیط کار پیدا نکردم فقط می مونه مدیر ایشان که خانمی 41 ساله و متاهل است ولی روم نمیشه با ایشان موضوع رو مطرح کنم .آیا پیدا کردن تلفن این خانم و پیامک دادن برای آشنایی کار درستی است؟ یا با همان واسطه اقدام کنم؟ سپاس فراوان
1403/07/03

سوال 995383

در. باره. چطوری. روابط. برقرار. کنم
1403/07/03

سوال 995382

در جواب ب اون شخصی که در جوابه بنده که گفته بودم (اقایون چرا اول از دارایی هاشون میگن ولی از اصالت و خانوادشون نه) گفتند ، بنده فیلم بازی میکنم و ادا درنیارم باید بگم که کسی که خانواده و اصالت داشته باشه براش همین دو چیز در وحله اول قرار میگیره ... دوما کسی که خودش ریشه و اصالت و خانواده دار نباشه اینا براش ملاک نیست .... آره دوسته عزیز🌺انشالله که همه ی جوونا زیرِ پرچم پدر و مادر و اصالته ابا و اجدادشون بزرگ بشن ... چون این جامعه الان تشنه ی اصالت و پاکیه 😊👌
1403/07/03

سوال 995381

خداروشکر تعرفه ی بسته های پیشنهادی بالا رفته دیگه مورد و گزینه های چرت و پرت نداریم 😅 پسران سرزمینم دیگه براشون نمیصرفه پیشنهاد بدن
1403/07/03

سوال 995380

سلام. من با یه آقاپسری آشنا شدم و یه دیدار داشتیم که ایشون همسن من هستند و حتی من یک ماه ونیم ازشون بزرگترم (میخوام بدونم مشکلی نیست بابت این ؟ ) ، ایشون مثل تمام خواستگارام ازم اول درخواست عکس داشتند ولی من قبول نکردم و بیشتر خواستگارام بخاطر این موضوع ازدست دادم و اصلا برام مهم نیست تا اینکه قرار دیدار رو گذاشتیم و بعداز اتمامش آقا نظرشون مثبت بود و ۲ ساعت بعد از دیدارمون پیام دادند و نظرم رو خواستند و من بهشون گفته بودم زمان بیشتری برای فکر کردن لازم هست ولی خواستند نظرم رو بدونن و من گفتم نتیجه اینکه مثلا میتونیم برای آشنایی بیشتر دیدار دیگری داشته باشیم. بعد ایشوا درخواست عکس ازم کردند و من برخلاف میلم یه سلفی که عکس خوبی است رو فرستادم و تشکر کردند و گفتند اشکالی نداره که به خانواده نشون بدن منم گفتم موردی نیست و گفتند چقدر خوبه حرف گوش کن بودن🙏🏻🌹👌 و دوس دارند خانومشون حرف گوش کن باشه ( در دیدارمون اشاره به این موضوع کرده بودند ) و بعد از چنددقیقه پیام دادند که یه عکس قدی هم ارسال کنم و من گفتم همونی که فرستادم کافی است و قبول نکردم اما شروع کردن به گفتن این پیامها : برای پدر و مادر دختروضعیت کار و مادی پسر مهمه بعد خوب بودنش ،برای پدر و مادر پسر وضعیت ظاهر و خانوم بودنش بعد خوب بودن ، ( من گفتم دوس ندارم کسی منو از روی عکس قضاوت کنه و اصولا برخی والدین چون از چهره‌ی دخترخانم موردپسندشون نشده رأی پسرشون رو میزنن خوشم نمیاد عکس بفرستم ) ؛ ادامه چتشون :اینجوری نیستین که اصن کسی بخواد از روی ظاهرتون بگه نهگفتم وسواس رو کسی داره که خوب نباشه ولی شما زیبا هستیو اینکه چه من چه خانوادم اولویت اول شأن و شخصیت ادب خود دخترِ بعد خانواده اسبعد مسائل دیگهوگرنه خب اصن بهترین یا بدترینهیچکدوم با عکس نمیشه تصمیم گرفتهمکاری کنید لطفا باهامعکس قدی هم بدین لطفاشما که قدت بلنده و بهم نزدیکیمیه عکس ایستاده هیچ فرقی نداره بخدا من گفتم وقتی من بگم اوکیه از نظر منخب برای اونا توضیحات من مهمه و ظاهر شما دیگه وگرنه من که دیدمتون حالا با توجه به خانواده ها توضیح ها فرق داره ینی من یه مدل به خانواده ام توضیح میدمشما یه جور میگی وگرنه اصرار نیستشما دیشب گفتی قرار حضوری من گفتم چشم ، چون راه و رسمش همینه ولی خانواده معمولا قبلش عکس رو میبینن بازم نمیخوام تحت فشار بزارم ولی اگر من بخوام بگم ، میگم اجباری نیست نه توی عکس نه اصن جواب دادن به سوالات ، صرفا با توجه به شناخت خودم از اینور میگم. عکس قدی هم باشه بهتره .بعد من باتوجه به این پیامها یه عکس قدی هم براشون ارسال کردم و تشکر کردند و گفتند این عالیه قدی و تمام ، و بعضی موقعا میگن بلند بلند فکر کنید بهتره ها و مثلا چی توی فکرتونه و بعد چون آخرشب بود شب بخیر گفتیم و گفتندشب بخیر شما خانوم خوب و زیبایی هستی دختر خانوم🙏🏻🌹 خوب بخوابین .در آخر میخواستم بدونم نظر شما راجب ایشون چی هست و راهنماییم بکنید ممنون میشوم 🙏🏻🌹
1403/07/03

سوال 995379

سلام، دندانپزشک من بعد از بی حسی، دوباره به من در دهان یه تزریق انجام داد که آرام بخش و خواب آور بود. من جراحی دندان عقل داشتم. ده دقیقه ای بعد از تزریق و قبل از درمان، تپش قلب شدید گرفتم.( به دکتر نگفتم) بعد میخواستم برم خونه دم در مطب یهو قلبم انگار گرفت.عصر دوباره دچار تپش قلب شدم و مخصوصا شب شدت بالایی گرفت. نمیدونم از بی حسی بوده یا آرام بخش یا از سرکوب استرس چند دقیقه قبل از مراجعه ؟
1403/07/02

سوال 995373

سلام خسته نباشی. من کدودیکماهی هست که ازشوهرم جداشدم و24سالمه این روزهاخیلی کلافم خیلی تو تنهایی خودخوری میکنم بعضی وقتادلم میخوادتوخونه هم که تنهام بزنم بیرون برم یه جایی که فقط خودموخدای خودم باشه دلم سیاه شده کم طاغت شدم بیحوصله و مضطرب اگه میشه یه راهی یاراهنمایی لطفابهم پیشنهادبدین تاازاین وضع روحی وجسمی دربیام ممنون؟.
1403/07/02

سوال 995372

سلاممن احتیاج دارم برای کارم یک دستگاه اسپرسو بخرم ولی پول کافی ندارم . سوالم اینه از کجا وام بگیرم که راحت بده و سود زیاد هم نداشته باشد آیا وام اشتغال می توانم بگیرم یا از صندوق های مثل امید . / ممنون که راهنمایی می کنید
1403/07/02

سوال 995371

سلام. من می‌خوام یک کتاب خارجی رو با ذکر اسم و فامیل نویسنده، در یک سایت ایرانی منتشر کنم. آیا این کار مشکل داره؟
1403/07/02

سوال 995370

تست تست تست

صفحه 354 از 82629