پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 499214
من 22 سال سن دارم وحدودا یک سال است که دچار یک فراموشی و سردرگمی گشته ام که کم کم شدیدتر شد والان هم تحت نظر روانپزشک هستم که به جز کمی در روحیه ام هیچ تاثیر دیگری نداشته.الان علایم زیر را دارم1-فراموشی 70 الی 80 در صدی مطالب گذشته2-عدم توانایی در تفکر وتمرکز3-ناتوانی در حرف زدن واحساس اینکه تمام کلمات را فراموش کرده ام ودیگه نمی توانم حرف بزنم4-یادگیری تقریبا در حدصفر به طوری که انگار بعد از این بیماری هیچی یاد نگرفته ام5-نشناختن افراد با اسم شان تا حد زیادی6-واینکه هر کاری می کنم که حال خوبی داشته باشم نمی توانم.لطفا اگه می شه جوابتون را به این شماره برام پیامک کنید((09176223877))تو را خدا جواب واقعی به من بدهید به هر پزشکی مراجعه می کنم هیچ جواب درستی به من نمی دهند
۱ پاسخ۱ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 499263
سلام.من در سینه های خودم توده های متوسطی رو احساس می كنم.هیچ دردی هم ندارم ،می خوام بدونم كه عادی یا خطرناكه؟در ضمن 2 تا از عمه های من سرطان سینه داشتند.یکیشون که 22 سالشه و خوش خیمه.یکی دیگه هم 38 بود که از دنیا رفت.حالا من خیلی نگرانم.چی کار کنم؟مچكرم.
۱ پاسخ۰ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 499264
با سلام<br>من راستش صورتم تقریبا خشکه و تارمیشه بخصوص گونه هام که حالت سوختگی و قرمزی پیدا کرده با این که از کرم مرطوب کننده هم استفاده میکنم ولی بازم بهتر نشده,قبلا پیش متخصص هم رفتم ولی بازم بهتر نشد دیگه رهاش کردم,با این که بچه جنوبم و صورتم سبزه است ولی با این حال اگه تو اب و هوای متفاوتم برم صورتم بهتر نمیشه هیچ شایدم بدتر بشه البته صورتم یه سری لکه های کوچیکی هم داره ؛ممنون میشم که اگر برای روشن و صاف شدن پوستم و بخصوص گونه هام کمکم کنین.<br>با تشکر از زحمات شما
۱ پاسخ۰ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 499277
با سلام. مادر من زنی هست 41 ساله صاحب 2 فرزند. 20 سال پیش بر اثر ترس از یک شوخی ترسناک از جانب فردی 3/4 روز بعذش دچار حالاتی چون بی قراری.گریه ی شدید.بی حوصلگی و اضطراب شد.با این حال حالات فوق تا 5 سال پیش برایش قابل کنترل بود. ولی 5 سال پیش افکار دیگری به آنها اضافه شد مانند افکار خودکشی. فرزند کشی و آسیب رساندن به خود و دیگران و افسردگی که موجب اختلال در زندگی روزمره اش میشد تا اینکه با مراجعه به روانپزشک و مصرف داروی سیتالوپرام ولی به مقدار و مدت کم, این عارضه در وی کمرنگتر شد. ولی از 2 ماه پیش با برگشتی دوباره و شدیدتر باعث شد که به روانشناس مراجعه کند. پس از صحبت با روانشناس وی را به روانپزشک معرفی کرده و روانپزشک داروهای سرترازین و پروپرانولول را تجویز کرده و گفته که دچار وسواس فکری شده ای. حال سوالات من در مورد فکرهای آزاردهنده مادرم که موجب نگرانی و تشویش مدام شده, میباشد و میخواستم نظر شمارا هم در این مورد بدانم.1- آیا بیماری وسواس فکری میتواند در آینده به بیماری روانی تبدیل شود؟(این یک ترس است که به جان مادرم افتاده و آزارش میدهد).2- همیشه فکر میکند میخواهد یک کار غیر عادی انجام دهد, از جمله آن فکرهای آزار دهنده, آیا ممکن است که روزی آن فکرها را عملی کند؟چون همیشه میترسد روزی آن افکار را عملی سازد.3- آیا این بیماری وسواس فکری بعد از افسردگی در فرد ایجاد میشود؟4- آیا این بیماری با تجویز پزشک قابل درمان است, یا تا آخر عمر ادامه داشته و در حال رفت و برگشت خواهد بود؟ناگفته نماندهیچ یک ار اقوام مادرم دچار هیچ گونه وسواسی نیستند.با تشکر از وقتی که در اختیارمان گذاشته اید.
۱ پاسخ۰ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 499365
قد من 170 است ووزنم 76 استخوان بند متوسطی دارم ولی احساس میكنم خیلی چاق هستم بارژیم پ1200 كالری هم خیلی كم لاغر شدم .ناراحتی معده هم دارم.لطفا منرا راهنمائی كنید تا بتوانم وزنم را6 كیلو كم كنم.
۱ پاسخ۱ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 499351
با سلام<br>من بچه ی روستا و از شهرستان بابل هستم شغل ثابتی ندارم اما بعضی وقت ها روزهای تعطیل سر کار نیز میرم و وضعیت اقتصادی خوبی هم نداریم (نه چندان بد . خدا رو شکر دستمان به دهنمان میرسد) و در حال حاضر من و پدر و مادم زندگی میکنیم و مجرد هستم<br>من دقیقا نمیدونم مشکل من از کجا سرچشمه گرفته اما در مقابل مشکلات صبر و حوصله ندارم و هر چند ماه یکبار احساس میکنم دچار افسردگی میشم یا چیزی تو همین مایه ها و هیچ برنامه ای برای آینده ام ندارم و یا حتی وقتی برنامه ای برای فقط یک روز ردیف میکنم نمیتونم به پایان برسونم و احساس پوچی و بی مصرفی دارم و بیشتر اوقات فکرم اینه که چرا عمر من اینقدر طولانی شده و برای چی دارم زندگی میکنم تنها دوستی که بیشتر اوقات وقتمو باهاش میگذرونم تبیان هستش. حس و حال در خوندم هم ندارم و احتمال میدم که این ترم مشروط بشم! احساس میکنم به هیچ رشته ی درسی هم علاقه ای ندارم و همچنین هم ناگفه نمونه از اینکه نمیتونم برای خودم همسری اختیار کنم خیلی داغونتر از اینی که هستم میشم!شاید مشکل من ازدواج باشه ؟اما من حدود یه دو سالی میشه که هر چند ماه این حالت پیش میاد اما هر وقت فاصله ی این حالت کمتر میشه و تا به این جا که حالا یک هفته هست که به دانشگاه هم نرفتم! برای کارها و مشکلاتم و چیزایی که نمیتونم بهشون برسم دیگرون رو مقصر میدونم و بعد از اون خودم رو . هیچ تصمیم وهدفی هم برای آینده ندارم .،تنها کلمه ای که برای لحظه ای آرومم میکنه اینه که میگم خوشبختانه فقط زیادش 30سال دیگه بیشتر زنده نیستم.! واقعا دیگه نمیدونم چی کار کنم دیگه اون آدم چند سال پیش نیستم! آدمی که همیشه لبخند رو لباش بوده و تو درسهاش موفق ،حالا به یه جایی رسیده که با زمین و زمان قهر کرده! راهی هست که بشه از این حس و حال در اومد و یه خورده به زندگی اهمیت بدم و هدفی از زندگی کردن داشته باشم!
۱ پاسخ۲ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 499350
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما عزیزان. من مدت یکسال در دفترخانه ثبت اسنادی کار میکردم که به دلیل اختلاف با کرفرما قبل از اتمام قرارداد و به صورت غیر ارادی اخراج شده ام طی شکایت به اداره کار رای به نفع اینجانب با مبلغی طقریبا یک میلیون به عنوان حقوق مزایا عیدی و سنوات و ....صادر گردید اما کارفرما به رای اعتراض داده و یک برگ تسویه حساب کلی به شورای حل اختلاف اداره کار ارائه داد که با امضا و اثر انگشت اینجانب بود. در حالیکه من اصلا تسویه حساب نکرده بودم. بعدا متوجه شدم که کارفرما در ابتدای سال در حین تنظیم قرارداد از غفلت اینجانب سو استفاده کرده و در زیر قرارداد برگه سفیدی از من امضا گرفته است که من از وجود آن تا به این لحظه بی خبر بودم. سوالم این است که من چگونه میتوانم ثابت کنم که من تسویه حساب نکرده ام آیا امکانش هست. البته شکایتی را مبنی بر سو استفادده از برگ سفید امضا به دادسرا ارائه دادم میخواستم شما نیز مرا راهنمایی فرمائید آیا با این شکایت میتوانم ادعای خود را ثابت کنم؟
۱ پاسخ۲ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 499399
با سلاممسأله 231 ـ اگر انسان غذایى را كه در ظرف طلا یا نقره است در ظرف دیگرى بریزد ، چنانچه ظرف دوم ـ به حسب متعارف ـ واسطه خوردن از ظرف اول نباشد ، اشكال ندارد .آیا واسطه خوردن از ظرف اول به این معنی است كه مانند اینكه انسان از وسایلی مانند دیس و ... كه برای آوردن غذا سر سفره استفاده می شوند استفاده كند؟لطفا توضیح دهید با تشكر
۱ پاسخ۱ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 499401
با سلام روزی یک الی یک ساعت و نیم بدن سازی کار می کنم .از هفتاد و شش کیلو به شصت و چهار کیلو رسیده ام .اخیرا علاقه زیادی به گیاه خواری پیدا کرده ام و تصمیم به گیاه خوار شدن دارم . اطلاعاتی در این مورد می خواستم.
۱ پاسخ۲ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 499407
با سلام<br>آیا کافر بودن می تواند دلیلی باشد برای طلب مرگ او؟ اینکه ما در تکبیر های خود میگوییم مرگ بر کفار به چه دلیلی است؟
۱ پاسخ۱ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 499408
سلام<br>قبولی در رشته مهندسی نفت در دانشگاه تهران در منطقه 3 رتبه چند باید باشد بعد از امتحان ترم حدود 10 هفته وقت دارم در این هفته درسهای سال دوم و سوم و نیمسال اول پیش مرور می کنم به نظر شما بهتره در ضمن چکار کنم ترازم افزایش پیدا کند آخه من هفته 40 ساعت میخونم در سر جلسه آزمون سوالهایی که بلد نبودم رها میکنم اما در خونه آنها را بررسی میکنم همون سوالهای نزده را دوباره حل میکنم دلیل چیه؟ رشته های نیمه متمرکز و ارتش رشته نفت و همچنین ارتش نفت را برام توضیح بدین <br>بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا تشکر
۱ پاسخ۱ بازدید