پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 679675

با عرض سلام وتبریک سال نو خدمت شما مشاور محترم خانم عطاریان حقیقت امر اینه که من با وجود اینکه 29 سال از سنم میگذره خدا را شکر دنبال نوامیس مردم نبودم و با هیچ دختری ارتباط نداشتم. چند ماهی پیش به خواستگاری دختری رفتم که با جواب رد دختر تا این مدت به فکر دختری دیگر نبودم. با شما هم در مورد او مشاوره داشتم که تذکرات و راهنمایی بجایی دادید.جا دارد از شما تشکر کنم.از خدا که پنهون نیس از شما چه پنهون وقتی دختر جوابم کرد خیلی حالم مساعد نبود . کسی دیگر را هم مد نظر نداشتم خانواده خودم هم تلاش میکردند ولی فرد مناسبی پیدا نکردند . من تو اون موقع با شبکه اجتماعی تبیان آشنا شده بودم و برای اینکه سر گرم باشم وقت خودم را پر میکردم. تا اینکه با دختر خانمی از مشهد آشنا شدم ایشون الان 25 سالشه و لیسانس داره تو دفتر باباش شاغله . حدود 4 ماهیه خیلی با هم دوست شدیم . منم که دیدم دختر خوبیه (البته اعتماد کردم) به او پیش نهاد ازدواج دادم. اول خیلی شکه شد .گفت من فقط به عنوان همراه و یک دوست بهتون نزدیک شدم و انتظار این پیشنهاد را نداشتم. که با اصرار من تا حدودی قانع شده . حقیقتا من قبل از عید یک سیستم کسب کار راه اندازی کرده بودم که برای تبلیغ تو شبکه شماره همراه و آدرس فروشگاهم را داده بودم که همشهریهام (اصفهانیها) برای خرید آنجا بیاند . که این دختر خانم با زدن پیامک به من نزدیکتر شده و الان وابستگیمون داره شدید میشه . از شما مشاور عزیز میخوام در این تصمیم بزرگ زندگی کمکم کنی و راهنماییم کنی که از زوایای مختلف بتونم رابطه خود را برسی کنم و آسیب شناسی کنم . ببینم در آینده میتونم زندگی مشترک خوبی با این خانم تشکیل بدم. چه گونه از عفت و پاکی او اطمینان پیدا کنم و مسایل دیگه که خودت بهتر میدونی . در ضمن اینا بگم که او با وجود اینکه گفته منا دوست داره اما خیلی اسرار داره که به خواسگاریش نرم. میگه بابای من دختر به غیر مشهدی نمیده. با تشکر
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 464406

باسلام و عرض احترام-سوال من این است که اگر فردی که از لحاظ سن بالغ شده ولی هنوز منی از او خارج نمی شود یعنی وقتی خارج می شود به شکل و خصوصیات منی نیست (منی نیس) و خیلی کم اتفاق می افتد،این فرد اقدام به اسمناء برای آمدن منی کند و در اسمنا باز از او شکل کامل منی نیاید،این کار چه حکمی دارد-عرض کردم که نیت او هم این باشد که چون با توجه به سنش هنوز از او منی نمی آید ، این عمل چه حکمی دارد؟ لطفا پاسخ را به ایمیلم ارسال کنید-خیلی ممنون می شوم که پاسخ را به ایمیلم ارسال کنید.- باتشکر
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 949521

سلام من تا حالا آزارم به کسی نمی رسیده از بعد از این گناه که انجام دادم زندگیم مختل شده واقعا پشیمون و ناراحتم .....خواهرشوهرم چند ساله که با گوشی چه مرد و پسر حرف میزنه مجرد و متاهل خیییلی بیش از اندازه نصیحتش هم میکردم مادرش هم سراغ داشت ولی همیشه پشتش بود شهرمون هم کوچیکه از چند نفر هم فهمیدم در موردش بد حرف میزنن ولی سه برادر داره از هیچ یک از کاراش خبر نداشتن شوهر خودم هم ادم عصبی هست همیشه پیش خودم میگفتم اگه این حرفا به گوش شوهرم برسه چی میشه زندگیمون بهم میریزه خیلی هم خوبی و دلسوزی برای خانواده ی شوهرم کردم و میکنم یه روزصدای دوتا خواهرشوهر و مادرشوهرم رو شنیدم تا حرفای بدنی میزنن بهم خییییلی بشدت عصبی شده بودم فکری که همیشه تو ذهنم بود رو انجام دادم.......تو یه برگه نوشتم حواست به خواهرت باشه آبروتون داره تو شهر میره دنبالتون حرف میزنن ....بعد انداختم تو حیاط برادر شوهرم بعدش هم بلافاصله پشیمون شدم دیگه نتونستم برم بردارم یکساعت دیگه دیدم برادر شوهرم رفته بیرون یکی دیگه نوشتم که اشتباهی بوده آدرس انداختم تو حیاط شما شرمنده حالا برادر شوهرم کاغذ اول رو به مادرش نشون داده و باهاشون دعوا کرد ولی دیگه براشون نگفته بوده که کاغذ دوم رو تا یه روز بعد خبری نشد تا برادر شوهرم به خواهرش میگه گوشیت پیش من امانت و میخام برم ریکاوریش کنم اونم باهاش بحث میکنه و بلند میشه میره میگه خودمو میکشم برادرش هم بنده خدا فقط میخاسته بترسونش 20 دقیقه بعد میره تو اتاق از دلش دربیاره تا هرچی قرص بوده خورده سریع بردن بیمارستان الان حالش خوبه ولی من حالم خیییلی بده نمی تونم هم واقعیت رو بگم زندگیمون بهم میریزه عواقب بدی داره ....یعنی خدا منو میبخشه....خداااااایا توبه چیکار کنم حالا.....آیت الله مکارم
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 476443

سلام و خسته نباشید ...<br><br>من 29 سالمه و یه فرزند پسر 2 ساله دارم ...، از نظر وضیعت اقتصادی تقریبا خانواده موفقی بودیم و خیلی مشکل نداشتیم ، خودم شاغلم و خیلی در مورد نوع تربیت بچه ام مطالعه می کنم و البته این موضوع رو به رخ همسرم نمی کشم ...ولی مشکل بزرگ من سر تربیت با فرزندم می باشد ، با همسرم اختلاف نظر داریم و خیلی وقتا این اختلاف نظرا باعث بروز بحث و جدل بین ما می شود .... تا جایی که احساس می کنم فرزندم کاملا متوجه این موضوع شده و من والد برگزیده هستم ، هر کاری که باید انجام بدهد با من دوست دارد انجام بدهد و تقریبا وقتی من منزل باشم با پدرش هیچ کاری ندارد ، مثلا می خواهد سی دی ببیند تا همسرم می رود گریه می کند که نه حتما مادرم بیاید و سی دی را بزارد ...از طرفی شاغل بودن و حجم بالای کاری وقتی منزل باز می گردم و از سوی دیگر رفتار نا دوستانه پدر و پسر به شدت مرا آزار می دهد و وقتی شکایت می کنم به همسرم می گوید بچه را لوس کردی ... من به روش خودم با او رفتار می کنم ...به یاد دارم وقتی 6 ماهش بود و برای داشتن چیزی یا توی کالسکه نشستن گریه می کرد ایشان می گفتن شما بچه را بد تربیت کردی و وقتی من با مشاور کودکم صحبت می کردم ایشان می گفت قبل از 2 سالگی سعی کنید با فرزند خود وارد کشمکش نشوید و سعی کنید خواسته هایش را بر اورده کنید ... حالا هم سر مسائل کوچک فرزندم را تنبیه می کند ، داخل اتاقش می اندازد و یا کتکش می زند و وقتی من اعتراض می کنم که تنها زمانی که مسئله مرگ یا زندگی مطرح باشد باید تنبیه شود با من دعوا می کند که شما با همین رفتارتان بچه را لوس کردید . انتظارش از کودک 2 ساله بسیار بالا هست ، و دوست دارم کاملا مطابق میل ایشان فرزندم رفتار کند و به نوعی خودش تنها بازی کند سی دی ببیند و غیره ... نمی دانم شاید من هم باید تجدید نظری در رفتارم داشته باشم اگر امکان دارد بنده را راهنمایی کنید
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 741288

با توجه با اینكه خداوند غریزه جنسی ار در وجود انسان نهاده است و برای ارضای ان راههایی نیز مشخص شده است لیكن اگر برای دختری كه به لحاظ نداشتن زیبایی ظاهری و مناسب به هیچ وجه خواستگار نیاید و وی برای ارضای خویش مرتكب گناه گردد و با توجه به اینكه این نیاز را خداوند در وجود او نهاده در آخرت چگونه كیفر می گردد .درحالی كه نمی تواند در مقابل نفس سركش خویش مقاومت كند .و این امر در طول زندگی وی تكرار می گردد.
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 846333

بنام خداوباسلام .حاج اقامعزی من دختری سی ودوساله هستم ومجرد.وبدرم رادرکودکی ازدست دادم ویک خانواده پرتنش وپرجمعیتیم .بایک بسری 6سال است دوستم .بسرتحصیل کرده ومتینی است. من هرقدرتلاش میکنم&amp;amp;amp;nbsp;بااین بسر&amp;amp;amp;nbsp;ازدواجمان سرنمیگیرد.نمازجعفرطیارمیخوانم ..40یس میخوانم..ایت الکرسی..صلوات..انواع ذکرها..انواع نماز..به امام زادها میرم ..ودراخر به فال..حاج اقامن نمی توانم دوره مجردی راتحمل کنم .کمی ازلحاظ روحی به واسواس فکری دچارم .رویاهای زندگی مشترک وباهم بودن بامردزندگی راحتم نمی گذارد .بطوری که مجبورمیشم برای ارامش اعصابم وتامین نیاز جنسی ام بادوستم رابطه ام راادامه بدم .ازطرف دیگرهم غیرتم قبول نمیکندبانامحرم باشم .وهم میترسم اخربعدوابستگی مرانگیرد.دچارمشکل روحی بشوم .چطورمیتوانم بانیازشدیدروحی وجسمی به مرد.بدون رابطه بانامحرم زندگی کنم؟
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 676328

من دختری 22 ساله هستم . مدتی است که نیاز جنسی شدید دارم و پسری هم هست که میخواهد با هم رابطه را برقرار کنیم. البته به صیغه محرمیت راضی شده است. میخواستم بدانم اولا بدون اذن پدر و به صورت مخفی می توانم این کار کنم در صورتی که به باکره بودنم لطمه ای وارد نسازد؟ثانیا چون الان شرایط ازدواج را در خانواده ام ندارم و اگر این رابطه برقرار نباشد در ذهنم گناه می کنم و به عادت قبلی خود که خودارضایی بوده باز میگردم باز هم نمی توانم با صیغه خواندن از این گناه جلوگیری کنم؟
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 775743

باسلاممن دختری 18 ساله هستم که پسری رو دوست دارم ولی اون منو دوست نداره خیلی بهش فکر میکنم واین بحث روی درسم تاثیر گذاشتهاینم بگم که بجز بحث اون پسر من خیلی نیاز شدید جنسی دارم وسه ساله خود ارضایی دارم هرچند میدونم گناه داره و... ولی نمیتونم ترکش کنم چون نیاز دارم دوست دارم شوهر کنم ولی شرایط جوریه که نمیشه ولی در حال حاضر خیلی بی اعصاب شدم و...تاالان مشاوره های زیادی رو داشتم ولی حرفاشون یه جورایی شعاره ونمیتونم بهشون عمل کنم چون سخته ..تو رو خدا شما کمکم کنید مرررررسسسسی
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 478151

با سلام<br>جوانی هستم 21 ساله دارای 2 خواهر و دو برادر میباشم<br>دانشجو رشته معماری ترم پنج<br>از مدتها قبل (شش ماه) با دختری نیلوفر نام آشنا شدم<br>به طوری که اصلا نه من و نه ایشان میل به بیشتر شدن ارتباط از این حد (نوشتاری) نبودیم.<br>اما رفته رفته به یکدیگر علاقه مند شدیم و کار به تماس تلفنی و در آخر<br>کار بنده برای دیدنش به شهرشان رفتم(زنجان)(البته خانه ای هم در تهران دارند)<br>و او هم دختر یک خواهر بزرگتر دارد و یک برادر<br>دختری است، صادق، با وفا، ساده، اوضاع مالی معمولی و شایدم خوبی دارند.<br><br>مسئله این است که الان قصد ازدواج با هم را داریم اما مشکل اصلی این است که <br>1: 3 سال از من بزرگتر است<br>2: ما در همدان زندگی میکنیم و آنها در تهران و زنجان<br>3: قبلا رابطه های پر خطری مانند سکس داشته است اما بکارتش صدمه نخورده است.<br>راستش از اوضاع روحی مناسبی برخوردار نبود و میتوان گفت به دست من مسلمان شد!!! (ببخشید که حوصله و مجال توضیح بیشتر نیست مجبورم کلی حرف بزنم)<br>و از تمام گناهان خود توبه کرده و پشیمان است و دیگر واقعا میلی به دیگران ندارد و در کل من الانش را میپذیرم و میخواهم فرصتی برای زندگی نو برایش محیا کنم و همچنین برای خودم! چون هم دوستش دارم و هم با هم تفاهم داریم...<br>نکته: برای بنده سن اصلا ملاک نیست و اصلا نمیتوانم با کوچکتر از خودم ازدواج کنم چون اصلا همه جوره متنفرم...<br>و از بابت اینکه کار و تحصیل و سربازی و... را هم در توانم هست و اگر خدا بخواهد همه چیز محیا میشود<br>خواستم از راهنمایی و تجاربتان استفاده کنم...<br>بسیار ممنون...
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 282657

بنده متولد 1363 هستم ودر خانواده مذهبی زندگی می کنم دارای 2 برادر و 1 خواهر هستم که برادر بزرگ من 34 سال سن دارد کار آزاد با درآمد خوبی نیز دارد اما هنوز به علت مشکل پسندی ؛ ازدواج نکرده . همچنین خواهر بزرگ من 29 سال سن و ایشان نیز هنوز ازدواج نکرده است. پدرم نیز 22 سال پیش فوت کرده اند . ما دارای اعتبار بسیار بسیار بالایی در محله هستیم . تمام فکر مادرم نیز به ازدواج خواهر و برادر بزرگم مشغول است . من نیز دانشگاهم را در رشته مهندسی برق تمام کرده و تا 1 ماه دیگر عازم سربازی هستم . در این میان دوره نیز به برادرم کمک کردم و درآمدی نیز کسب کردم . در مسجد و در رفت و آمدهای روزانه نجابت دختری که او نیز عازم مسجد بود و اتفاقا در محله ما می نشستند و برادرش با من دوست بود همچنین خانواده اش با مادرم هم صحبت ؛ مرا به فکر ازدواج فرو برد پس از تحقیق فهمیدم متولد 1372 است ؛ اما با این که کوچک بود رفتار خانواده اش و نجابتش مرا به او جذب کرد . چون خود را در سن ازدواج می دیدم و در اطرافم دسترسی به گناه از طریق راههای مختلف مانند استمناع , دیدن سایت های سکس , ارتباط با دختران بود ؛ و متاسفانه چندین بار نیز به گناه افتادم؛ تصمیم به ازدواج گرفتم. چندین بار سعی به مطرح کردن قضیه ازدواجم آفتادم اما مادرم با شنیدن این قضیه با من برخورد کردند( با الفاظی مانند اینکه بچه ای یا چند سال دیگر وقت ازدواج توست) . خودم نیز چندین بار تصمیم گرفتم با مادرش که او نیز احترام زیادی برای من و خانواده ام قائل است و هر شب نیز در مسجد حاضر می شد و خانمی نیز اجتماعی به نظر می رسید مطرح کنم اما خجالت کشیدم .حال در این شرایط با توجه به اینکه دختر را از همه نظر مانند خانواده ؛ایمان ؛شخصیت؛ اخلاق و نجابت همسری ایده آل می بینم و با وجود شرایط حاکم بر خانه همچنین کوچکی سن او و محصل بودن او ؛شما چه پیشنهادی دارید ؟<br> در ضمن ما حدود 3ماه دیگر از این محله می رویم مادر این دختر نیز خواستار قطع نشدن ارتباط با مادرم شده است. همچنین به نظر من در حال حاضر فقط نامزدی با این دختر حتی برای مدت طولانی با خواندن صیغه محرمیت و روشن شدن تکلیف کارم کافی است. <br> با تشکر
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 398643

سلام برادر 22ساله ای دارم که از روی پیامهاش کشف کردم که روابط نامشروعی داره چطور میتونم برادرم را از این کار زشت و ناپسند باز دارم؟با تشکر در ضمن با برادرم اصلا رابطه خوبی نداریم چون اگه چیزی بگه و ما قبول نکنیم از طریق کتک زدن ماها حتی پدرومادرش هم که شده به خواسته هاش میرسه من چطوری بهش بگم میترسم اگه بگم دعوای بزرگی راه بیفته از طرف دیگه میخوام که دیگه ا زاین کارهای زشت انجام نده
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 801569

باسلام و تبریك عیدفطر.اهل روستایی از گرگان هستم درخانواده كشاورز و مذهبی بدنیا آمدم و البته سیاسی.9برادر و خواهریم بچه 7 خانواده ام.پدرم 13سال پیش و مادرم 6 ماه پیش از دنیا رفتن.خانواده بسیار وابسته و وضعیت مالی متوسط داریم از 9 نفرما 2نفرمجردیم و مابقی ازدواج كردیم خودم 3سال پیش ازدواج كردم بچه توراهی دارم خانمم خانه دار و خودم كارمندم.پدر و مادرم هردو براثر سرطان از دنیا رفتن رفتن مادرم مرا با خاك یكسان كرد و الانم به زور زندگی میكنم چندسالی میشود كه متوجه شدم روابط عمومیم درجمع خیلی ضعیفه مخصوصا در جمع دوستان و بستگان درجه یك.خصوصا وقتی میخوام وارد جمعی بشم صورتم سرخ تمركز برای حرف ندارم همه از دیدن قیافه من خجالا میكشن متاسفانه این وضعیت من بقیه رو هم دجار مشكل كرده و همه دوستام و كسانی كه مرا خوب میشناسن از وضعیتم خبردارن.توسایتها زیاد میخونم كه اینگونه افراد معمولا با افراد غریبه دجار مشكل میشوند ولی من برعكس با دوستام و خانواده ام به جز خانمم دچار این مشكل میشوم.به روانشناس و روانپزشك هم مراجعه كردم ولی ....همینم كه هستم توسایتها زیادمطلب در این زمینه میخونم كه باید در این مكانها به صورت منظم واردشم و جاههای شلوغ زیاد برم میرم متاسفانه یكی تو جمع كوچكترین سوالی ازم میكنه صورتم سرخ و یه جوری میشم.دوستام منو به آدم با روابط عمومی خوب میشناسن و صحبت كردن و ادبیاتم خیلی خوبه.اینو همه میگن البته بعضی وقتها هم خوب به حرف میام.بیشتر مشكلم وارد شدن توجمعه.توجمع خیلی اذیت میشم فقط لحظه شماری میكنم برای رفتن.نمیدونم دیگه چی بگم.خواهش میكنم مرا راهنمایی كنین.حتی چند روز پیش با پدرخانمم بحثم شدكه چرا دعوتت میكنن هیج جا نمیری و برگشت گفت كه مشكل روابط عمومی داری تو جمع.خیلی بهم برخورد امیدوارم كه تونسته باشم مشكلم را بازگو كرده باشم باتشكراز راهنمایی شما.درضمن قرص سرترالین هم گهگاهی بانظر اعصاب و روان میخورم.آرزوم اینه بتونم تو هرجمعی بدون استرس و با روابط عمومی بالا وارد شم متاسفانه زندگیم به همین خاطر در خطره.باتشكر.

صفحه 82492 از 82629