سلام
وقتتون بخیر
آیا ورود به خانواده پرجمعیت توصیه میشه یا خیر
بنده به شخصه وسواس دارم تو انتخاب از خانواده ی پرجمعیت
میخواستم فارغ از استثنائات نظرتون رو بفرمایید
با سلام<br />37 ساله ام و 2 سال دوباره مجرد شدم و خیلی دوست دارم ازدواج کنم اما وقتی فکرشو میکنم میبینم از اینکه بخوام دوباره از صفر شروع کنم ، حوصله ی سر قرار رفتنهای مکرر و آشنایی و خواستگاری و انواع و اقسام مراسم وخرید وسایل منزل و انوع خرده فرمایش خانواده خانم را عملی کنم را ندارم حاظرم یک چک بکشم بدم یک نفر برام کارهارو راست وریست کنه بریم سرخونه زندگیمون.
بایکی اشنا شدم
همه چیز اوکی بود.
فاصلمون ۱۰سال بود
حرف همو میفهمیدیم..
فقط،میگفت بیا خانمی کن.
باهم حرفامونو زدیم ،اون خیلی روحرفها فکر میکرد.
فاصله اینکه گفت و قول و قرار نهایی گذاشتیم.
همش من حرفی میزدم بهونه میاورد، میگفت اینو نگو،جبهه نگیر.جوری بود واقعا نمیدونستم چی بگم.
بااینحال جوابم اوکی بود.
اون ظاهر خیلی براش مهم بود.یهو سر حرف ساده،گفت باهم تفاهم نداریم!!!
من چه برخوردی کنم،لازمه بهش بگم ناراحتم،بگم چه تصمیمی بود ؟
من فک میکنم اصلا قصد اردواج نداشت چون پولدار بود بهانه هاش رو هی تکرار میکرد .
با یکی حرف زدم ،اما به کسی اعتماد نداشت حتی بااینکه جوابم مثبت بود طبق حرفهاش و حتی جوابم رو میدونست.
اون میگفت من سختگیرم اما واقعیت خودش اینجوربود.
سوالاتی رد و بدل شد،خودش هم میگفت سوال بپرسیم.
اون خیلی رو حرفها تمرکز میکرد و اخرم به نتیجه نرسیدیم.
الان من ناراحتم چراوقتی جواب منو میدونست اینجوربود.
۱۰سال فاصله سنمون بود
سلام<br />من تو اینستاگرام هرروز دخترهای خوشگل رو فالو میکنم و عکساشون رو تو گوشیم ذخیره میکنم و از دیدنشون لذت میبرم ازاون ور خجالت میکشم کسی گوشیمو ببینه ، نه دنبال خیانتم نه زن دیگری و زنم رو هم دوست دارم ،خانمم هم خیلی خوشگله .میترسم یکبار خانمم گوشیمو ببینه چی جوابشو بدم ! چند مورد هم که با همسرم بیرون بودیم همسرم گفت تو خیابان دیدم زنه رو دید میزدی.من درجوانی و مجردی خیلی فیلم های پورن تهیه و جمع آوری میکردم کلکسیونی داشتم که خیلی هاشو نابود کردم الان انگار دارم دوباره شروع میکنم.<br />ممنون از وقتی که میذارید.
من میخوام از خانواده ام جدا بشم و تنها زندگی کنم چونکه برادر من نمیخواد من کار کنم و به زور میخواهند دوباره منو شوهر دهند .لطفا بگین من چیکار کنم .یه خونه اجاره کنم و مستقل بشم و کار کنم یا بمونم پیش مامانم و برادر بی شعورم