با سلام،بنده پسری ۳۹ساله هستم بحمدالله وضع مالی و شغل و تحصیلات خوبی دارم و ملزومات مثل خانه و ...دارم و مستقل و خانواده خلوت و یک برادر دارم،تاکنون هم ازدواج نکرده ام ولی از انجاییکه فردی احساسی و عاطفی هستم و حقیقتا حس میکنم دیر هم شده است و باید زودتر ازدواج کنم وقتی موردی که از همه نظر مناسب می بینم شروع به محبت و بیان احساسات و ابراز علاقه و نهایت احترام ومحبت نسبتا به ایشان میکنم و دوستان و همکاران و مطالب موجود در اینترنت هم کار بنده را غلط دانسته و موجب دوری زن می دانند و درعمل هم مشاهده میکنم وقتی رابطه برقرار و من نهایت احساس و مهرم را خرج میکنم نتیجه عکس گرفته و فکر میکنند قابل اتکا نیستم و باید به ایشان نه زیاد بگویم و...و وقتی هم خانم سرد رفتار میکند و قطع رابطه میکنیم بسیار آسیب می بینم،حقیقتا راه درست را نمی دانم دوباره درخواست بدهم یا نه و کلا چگونه رفتار کنم که صحیح و معقول بوده و نتیجه خوبی بدهد؟باتشکر
سلام خدا قوت، دختری هستم ۲۶ ساله مجرد با توجه ب اتفاقاتی که در گذشته و سن کمم افتاده خیلی دختر دل نازک و احساساتی هستم اشکم دم مشکمه خیلی زود به گریه میفتم .حتی با یه اهنگ مذهبی یا پاپ حتی اتفاقاتی ک برای دیگران میفته حالم رو بد می کنه و زود گریه می کنم چیکار کنم اینقدر دل نازک نباشم دلم میخواد از سنگ باشم تو این دنیای بیرحم ،واقعا اذیت میشم از اینک اینقدر به شدت دل نازکم حتی تو محیط کارم چند باری گریه کردم . بهم میگن قوی باش ولی خب اخه چطوری ...
سلام . حس میکنم احساسات در بنده ضعیف شده و بیشازحد در همه مسایل منطقی به قضایا نگاه میکنم! البته که در پسرها غلبه منطق بیشتر هست اما زندگی بدون احساسات هم رنگ و بویی نخواهد داشت!