پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/12/08

سوال 996685

سلام. من ۴۶ ساله هستم. خانمم ۵ سال قبل فوت کرد و بچه ندارم. تنها زندگی می کنم و پدر و مادرم شهرستان هستند. افسردگی و اضطراب هم دارم. از تنهایی رنج میبرم. به خاطر  مسایلی که پس از  فوت خانمم اتفاق افتاد(مطالبه مهریه توسط پدر و مادر خانم)، به ازدواج بدبین شده ام و از آن میترسم. از طرفی نیاز روحی و جسمی به داشتن همدل و همراه دارم. گاهی در ذهنم مدل خاصی از ازدواج شکل میگیرد(نوعی ازدواج که هر کدام زندگی خودمان را داشته باشیم ولی هوای همدیگر رو هم داشته باشیم و ...). یعنی سطحی از ارتباط که از ازدواج دایم، ضعیف تر و از ازدواج موقت، قوی تر باشد. هرچند نمیدانم آیا این مدل عملی است و واقعا نیازهای جسمی و روحی من را برآورده میکند یا نه. آیا اصلا ازدواج برای من مناسب است؟ چکار باید بکنم؟
1403/09/23

سوال 995878

سلام وقت بخیر ،موضوعی که اخیرا برای من پیش اومد و ذهن من رو درگیر کرده مطرح کردن خیانت همسر سابق که با بیانش جوابی که شنیدم این بود که طلاق به دلیل خیانت جز بدترین نوع طلاق و اینکه ایجاد مشکل در ذهن و روان شما داره،من حدود ۷سال که از زندگی سابقم جدا شدم و هیچ وقت حس اینکه یه فرد شکاک شده باشم رو نداشتم چون تمام مشکلات رو درون خودم حل کردم اینکه به صراحت بیان میشه شما آسیب جدی دیدی به نظرم خیلی تجربه ی بدتر از اون خیانته ، داشتم فکر میکردم واقعا داشتن صداقت هم آسیب زننده ست، گاهی برخی از آقایون به جمله ای که بیان میکنن توجه نمیکنن متاسفانه که چه تاثیری در روحیه ی فرد مقابل میتونه ایجاد کنه ،چون خیرا دو مورد این چنین داشتم و به شدت جملاتی که به کار برده شد باعث آزار من شد و با خودم فکر کردم چرا اصلا مطرح کردم که چنین پاسخ های نسنحیده ای بخوام دریافت کنم !!!!
1403/09/05

سوال 995733

سلام من همون خانمی هستم که گفتم ۴۷ سالمه مجرد و با موردی ۵۸ ساله مطلقه تحصیلکرده اشنا شدم گفتم تا جلسه سوم حس بدی بهش نداشتم کمی تفاوت مذهبی داشتیم ولی تفاوت سنی برام قابل قبول نبود اول ویژگیهای مثبت را دیدم ولی جلسه چهارم حسم بد شد و تصمیم قطعی گرفتم ..تفاوت سنی برام مهم تر شد برام همین جواب منفی دادم یک ماهی تماس و دیدار داشتیم ایشون امیدوارتر بودن وگاهی با استیکر احساسات نشون میدادن .. بعد از جواب منفی براشون آرزوی موفقیت و شادکامی کردم ولی ایشون پیامم را خواند و جوابی نداد ..حس بدی دارم مثل عذاب وجدان کاش زودتر جواب منفی داده بودم ..اگه آشنایی ۲ ۳ ماه طول میکشید و کنسل میشد چیکار میکردن..
1403/06/27

سوال 995332

آقا هنوز ۲۴ ساعت از آشنایی نگذشته ،یه بیوگرافی کامل از خانم و خانواده اش نگرفته سوال مهمش اینه که آیا به مسافرت و تفریح علاقه مند هستین یا خیر ؟آدم می‌مونه به این افراد چی بگه آقای محترم شما اول تشریف ببرید خانم رو ببینید بعد وارد این جزئیات بشید ببینید اصلا به کلیات ظاهری این خانم علاقه نشون میدین یا نهوقتی هنوز در مورد کلیاتی مثل مسکن و شغل درست صحبت نکردین چه نیازیه در مورد نیاز به محبت صحبت کنید جز اینه که با یک سابقه ی ازدواج از شما توقع میره به مسائل مهمتری بپردازید؟سعی کنید به اولویت ها بپردازید وگرنه باید اینو بدونید که برنامه ی همدم بستری برای ازدواجه نه دوست یابی.
1403/06/10

سوال 995193

سلام من با خانمی آشنا شدم بیش از پنج جلسه ملاقات داشتیم هم محله و هم کفو هستیم و حس خوبی به ایشان دارم تقریبا در مورد همه چیز جز مسائل مالی ازدواج توافق کردیم آخرین بار قرار شد بریم مشاور و قرارشد ایشان وقت بگیرند ولی مساله مهمی که ذهن من را مشغول کرده که حس میکنم ایشان آنقدر حس به من ندارند همیشه من شروع کننده ارتباط بوده ام هیچ وقت حاضر نشده یک عکس از خودش به من بدهد و آخرین جلسه هم نگذاشت چیزی خوراکی یا نوشیدنی براش بخرم الان چند روزه عمدا پیام بهش ندادم ببینم خودش پیامی بهم میده ولی دریغ از یک پیام . وقتی ازش میپرسم اصلا تو من را دوست داری یا نه میگه اگه حس نداشتم پنج جلسه باهات نمیومدم اصلا من آنچنان شوق یا حس در ایشان نمیبینم در ضمن هردو در رنج سنی بالای ازدواج هستیم میگند اصلا هم حاضر نیست در مسائل مالی ازدواج کوتاه بیاد یعنی ممکنه بخاطر یک یخچال یا لباسشویی من کنار بگذاره.دوست داشتن در رفتاره نه گفتار الان من نمیدونم چکار کنم؟ در ضمن از اینکه حوصله و وقت میگذارید و جواب های خوبی میدهیددممنونم اگر چند سال پیش همچنین سیستم مشاوره ای میشناختم الان بچه دومم تو راه بود متاسفانه بیرون مشاوره ها باذقیمت گزاف انجام میشه و متاسفانه همه مشاورها هم یک نوع فکر نمیکنند بعضی مذهبی بعضی غیر مذهبی و خیلیها فقط دنبال پولندولی اینجا فرد میتونه نظرات چند مشاور مختلف را ببینه و از برایند آنها تصمیم درستی بگیره من خودم تنها دلیل ازدواج نکردنم نبود مشاور خوب در زندگیم میدونم متاسفانه پدر مادرم هم تاثیر مثبتی نداشتند و مشاور خوبی نبودند از عمگی تشکر میکنم کاش تبلیغات بیشتری در مورد این مشاوره ها صورت بگیرد تا همه با اینجا آشنا شوند اجرتان با حضرت زهرا
1403/05/15

سوال 994864

سلام مشاورین محترم من دختر مذهبی هستم آیا آقایان همان اول اشنایی از کلمات عزیزم قربونت برم استفاده میکنن درسته من بهشون بدبین میشم اکثرا اینجورین آیا قابل اعتمادن
1403/03/07

سوال 994027

سلام خدمت همه شمامشاوران عزیز که برای چندمین بار مراراهنمای نمودید که بتوانم تصمیم درست بگیرم وبراحساسم غلبه کنم این آقاوقتی ازدخترش صحبت میکردگفت ای کاش به دنیانیامده بود باعث بدبختی وتنهای ایشان شده خدای انقدرناراحت شدم که که احساس درد درقفسه سینه وقلبم کردم وقتی نظرم وگفتم به من گفت شمازیادی خوبی واین خوبی به ضررشماست حتی اگه اون دخترمن باشه اون موقع دخترش پیش مانبود ولی وقتی نظردخترشو راجب ماپرسید بچه ای که چنان باذوق وشوق جوابش مثبت بود هیچ چیز نمیتوانستم بگم به همین دلیل ازشماعزیزان راهنمای خواستم چون نمیتوانستم دوروز صبرکنم وبعدبرای باردوم اون دختربچه معصوم وببینم چون حقیقتن طاقتشونداشتم وشاید احساس برعقلم غلبه میکرد وراه نادرست وانتخاب میکردم درکل هیچ چیز مثبتی به جز ظاهرایشان رونپسندیم وامیدوارم هیچ کس درچنین موقعیتی قرارنگیره وازلطف وراهنمای شماسروران سپاسگذارام
1403/01/14

سوال 993479

خانواده از هم پاشیده ای دارم چجوری میتونم برای ازدواج تصمیم درستی بگیرم ؟در ضمن سن من از 30وخوردی رد شده پدر مادرم طلاق عاطفی گرفتن برادرانم رابطه خوبی با همسرانشان ندارند دامادمان مرد دغل بازی از آب درآمده .. ذهنیت من نسبت به مردها از بین رفته چاره چیه چجوری میتونم درست تصمیم بگیرم ؟از طرفی نمیخوام برای فرار ازین اتفاقات خودم را از چاله به چاه بندازم میخوام تصمیم درست و منطقی برای آینده بگیرم
1402/04/14

سوال 28768

سلام سوالاتی که برای شناخت لازم بود اوایل آشنایی پرسیدم و باتوجه به پاسخی که دریافت کردم تفاهم بود و آشنایی را ادامه دادم متاسفانه بعد نظر واقعی با پاسخ متفاوت بود و همچنین خاستگارای قبلی هم حدودن دروغ گفته بودن الان اعتمادم را واقعا از دست دادم و نمیتونم به آقایی اعتماد کنم....آقایی که میگین نیمه گمشده بایدشما را اینجور که هستین خوب و بد بخاد شما چی...خانم باید آقا هرکاری که دوست داشت انجام بده و آقا در عوض فقط بهش ابراز علاقه کلامی می کنه وگه بخاد یکبار برای دیدن مامانش یا دوستش بره این اجازه را نداره و رفتنش یعنی آقا را دوست نداره و کلن باید خونه باشه چون آقا دوری خانم را نمیتونه تحمل کنه.... خودتون ببینید با این اخلاق و رفتارتون نیمه گمشده تون پیدا میشه
1402/01/28

سوال 26518

س من یبارازدواج کردم خانم ۲۲ ساله هستم منوبزوربه یکی داده بودن که دوسش نداشتم وبعدازیک سال ازش جداشدم والان نمیتونم به کسی اعتمادکنم وباهاش ازدواج کنم البته خواستگاردارم ..بنظرتون بایدچیکارکنم؟
1401/11/27

سوال 24543

دلایل برهم خوردن نامزدی به گفته خانواده طرف مقابل سر کش بودن و بد دل بودن من بود اما ایشون دوهفته بعد از نامزدی به من اعلام کردن که دختر نیستن در واقع گفتن تا پارسال دختر بودن و الان نیستن من هم گفتم برام مهم نیست ولی چرا الان گفتی احساس میکنم حق انتخاب منو از من گرفتی به اسرار ایشون ادامه دادیم ولی احساس میکردم خود خواه هستن و به من توجه نمیکنن زیاد ولی دوستشون داشتم با همه تناقض هایی که میدیدم اختاف سنی یازده سال داشتیم .در زمانی که من با ایشون آشنا شدم در رابطه ۳ ساله بودن و چون من قصد ازدواج داشتم بر خلاف میلیشون به سختی رابطه قبلی رو کنار گذاشتن و با من نامزد شدن و گفتن که قصد زندگی دارن چیزی که برای من مهم شده بود این بود که آیا ایشون قلبا هم من رو دوست دارن یا فقط گزینه نزدیک تر به ازدواج بودم براشون
1401/10/14

سوال 22855

سلام و عرض خسته نباشیدمن وکیل دادگستری هستم که حدودا بیست سال پیش به دلیل اینکه همسرم به بهانه کار در خارج از کشور من و فرزندان کوچک ما را رها کرد ناچار شدم که جوانی ام را به پای دخترانم بگذارم و علیرغم خواستگارهای متعدد و فقط به خاطر رفاه و عدم آسیب روانی فرزندانم ازدواج مجدد نکردم و با کار وتلاش فراوان موجبات آسودگی آنها را فراهم کردم که خدارا سپاس می‌گویم میوه های زندگی ام سالم و هدفمند بار آمدند و اما من در این مدت با وجودی که تنها ۳۳سال بيشتر نداشتم و بعضا در مواردی با یکی دونفر روابط شرعی برقرار کردم اما متوجه شدم که نفر اول برای تصاحب مال من چشم دوخته ودومی هم برای هوسرانی خود میامد و هیچ هدفی برای زندگی نداشت بنابراین عطای این‌گونه روابط رابه لقایش بخشیدم و حال چند سالی هست که تنها بسر میبرم و تقریبا نسبت به همه مردهایی که به من پیشنهاد ارتباط میدهند ترس و واهمه دارم و حس میکنم برای سواستفاده از احساساتم پا پیش کشیده امد از طرف دیگر ۵۳ ساله شده ام و احساس میکنم که دیگر سوژه های خوبی که در ده پانزده سال پیش برایم ایجاد میشد خبری نیست و این برایم ناامید کننده هست! در حالی که در اوج سلامت و بی نیازی مالی قرار دارم و بشدت با رفتن فرزندانم و مستقل شدن شان احساس نیاز به همدم و همسر واقعی ونه موقتی و گذری!! دارم که پیدا نمیشود و این مرا تا حدودی آزرده و ناامید کرده است خواهشا مرا راهنمایی کنید چطور بتوانم با این نگاه بدبینانه ام برخوردکنم در حالی که به دلیل شغل خاص خودم و طلاق ها و ناهنجاری‌های فراوانی که در پرونده هایم میبینم این بدبینی بیشتر شده است و احساس میکنم مرد واقعی برای من وجود ندارد!!

صفحه 1 از 2