من فردی 28 ساله، مجرد، تنها، منزوی، گوشهگیر، دور از اجتماع، غمگین، ناامید، افسرده، مضطرب، و دارای وسواس فکری-عملی هستم و افکار خودکشی دارم
لطفا من را راهنمایی کنید تا از افکار افسردگی رها شوم
سلام . سوال من این است که آیا دعانویس واقعا میتواند برنظر خواستگار تاثیر بگذارد . من به عنوان یک مرد برخی اوقات خودم احساس میکنم که مثلا در خواستگاری از یک خانم قدرت نه گفتن نداشتم . و یک احساسات سوزانی من را گرفته بود .من هیچ اراده ای نداشتم . من کاملا سالم هستم و سابقه بیماری روانی هم ندارم .
سلام.درباره تعداد سکه که اقایون معترض هستند، از نظر من ( و شاید خیلی از خانمها) اگر ب شناخت و تفاهم کافی برسید و زندگی سالمی رو بر پایه شناخت کافی شروع کنید، هرگز نیاز ب پرداخت مهریه نخواهید شد. مثل خیلی از زندگیهایی که همه ما شاهدش بودیم. معدود اقایونی هستن ک وفادار نیستن و ازدواجهای کوتاهی دارن مهریه ی بالا برای این افراد بسیااار واجبه.
باسلام با شخصی در دوره اشنایی هستم ک قصد هر دو ازدواج استطرف مقابل برای انجام ازمایش ژنتیک مقاومت زیادی داشته ک با صحبت های فراوان مجاب ب انجام شده استحال به او گفته شده ک اگر جواب مثبت بود باید ازهم جدا شویمایشون این عقیده رو ندارن میگن ک اگر جواب مثبت بود باید باهم ازدواج کنیمواینکه ب من گفته من بچه رو بیشتر از ایشون دوست دارم مورد بعدی اینکه خواهر ایشون لرزش دست دارن درمواقعی ک ت موقعیت تنش زا قرار بگیرنسوالم اینه ممکنه این ژن ب ایشون رسیده باشه؟ واینکه مشخص نیس این بیماری ارثی هس یا ن
سلام خیلی ببخشیدمن پسرم ۲۲ سالمه بعضی مواقع از خودم متنفر میشم از لحاظ شخصیتی فکر میکنم شبیه ۳ شخصیتی هستم که در فیلمهایی که دوست دارم هستم ۱ گرین آررو .۲ بتمن .این ۲ نفر در فیلم همش تنهان و ۳. هم جوکر است که دیوانه است بعضی مواقع به چیزهای بی مورد هم میخندم که شاد باشم
سلام ، من خانمی هستم ۴۰ ساله ، ۱۵سال است که ازدواج کردم ، ۲ فرزند دارم ، از ۴ سال پیش میل جنسی همسرم رو به کاهش بود و به ۳ الی ۴ ماه یکبار رسیده . هر چقدر راجع به این موضوع صحبت کردیم به نتیجه نرسیدیم ، ما همدیگر رو دوست داریم و مطمعن هستم پای کسی در میان نیست ، به پزشک هم مراجعه کردیم ولی نتیجه ای نگرفتیم چون ایشون از نظر هورمونی مشکلی ندارند ، من زندگیم و همسرم رو دوست دارم. ولی عدم تمایل ایشون به رابطه واقعا منو افسرده کرده. لازم به ذکر هست که تایم کاری همسرم به شدت زیاد هست و ایشون همیشه خسته هستند .
من یک خواست دارم زنشو طلاق داده بد یک بچه داره بهم گفت با من ازدواج کن ولی این اقا مشگل اعصاب داره هزار جوره حرف میزنه یک باره مگه باشه یک بار مگه نگفتم این اقا مشگل روانی اعصاب داره