سلام من قبلا با خانومی نامزد بودم که بخاطر دخالت مادرش همه چیز بهم خورد و بعد از ۶ماه با خانومی آشنا شدم و قرار بود برم خواستگاریش ولی دو روز قبل از خواستگاری ناگهان من از روی احساسات و ترس از خودکشی همه چیز رو خراب کردم و باعث شدم توی چشم هم شخصیتی بلاتکلیف و بی ثباتی رو نشون بدم
الان چند ماه از اون قضیه میگذره و من نمیدونم چکار کنم آیا برم سراغ اون دختری که باهاش آشنا شدم و یا گزینه جدیدی رو پیدا کنم و اینکه اگه برم خواستگاری دختر دومی چه مضرات و فایده های دارد
من در هر شغلی بعد از مدتی دچار بیانگیزگی و دلزدگی میشوم و کارم را رها میکنم. احساس میکنم تابآوریام در برابر مشکلات کاری پایین است و زود خسته یا رنجیده میشوم. پیشتر داروی فلوکستین مصرف میکردم، اما باعث تحریکپذیری و پرخاشگریام شد. نگرانم در شغلهای آینده هم نتوانم ماندگار بمانم
سلام خسته نباشیدمن از بچگی دائما جدال بین اعتقاد و بی اعتقادی داشتم ، یعنی گاهی بسیار مقیدم گاهی اصلا نمیدونم چیکارکنم؟ بعد از یک مدتی که مقید میشم احساس خستگی میکنم