پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/03/22
ناشناسخانواده و روابط
خانواده پدر مادر
سلام پدر مادرم همش میگن خانواده شوهرت پول دارن فلان بهترین صبحت باز کردن گفتم زندگی ما ربطی به اونها که همه میگید زحمت کشیدن شغل معلمی دارن پولش دارن بعد موضوع پرده خونه شد میله پرده گرفتیم مادر من گفت خاک تو سرت چرا رفتی گفتی من اعصابم خرد شد گفتم با اعصانی گفتم چطور میشه شوهرم اعصبانی شد بعد من گفتم اینکار بکن همون مادرم گفت الان که مادرت گفته من انجام نمیدم . اگر بیرون جا برم مادرم میپرسه کجا میری یا میرم خونه حتما ظرف بشور برو اگر نشورم غر میزنه با میشورم میرم ولی اگر یخوره سریعتر بلند بشم میگه چرا سریع بلند شدی رفتی واقعا دارم دیونه میشم حرفی میزن بهم میگن چطور شوهرت جیغ میزنه سرت تو نمیزنی چرا صدات بلند نمیکنی
۳ پاسخ۹۶ بازدید
1403/10/26
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996123
با سلام .بنده در حال اشنایی با دختر خانمی هستم .ایشون موقع تلفنی با خواهرش در مورد چیزی بحث کرد که وقتی من مطلب رو جویا شدم گفتن مسائل دخترونه و مختص خانواده خودمونه.خاستم بدونم واقعا همسر اینده حق دونستن مطلبی که مربوط به خواهر برادر یا خانواده طرف باشه نداره؟یا کاری که این خانم کرد پنهون کاریه؟
۴ پاسخ۲۲ بازدید
1403/05/14
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994848
سلام خسته نباشیدبنده با دختری آشنا شدم و چند باری هم بیرون رفتیم و حرف زدیم و تقریبا به توافق رسیدیممادر دختر و خود دختر موافق هستن پدرشونم( تقریبا) موافق هستن...اما از سمت برادر و بقیه فامیل نزدیک تحت فشار هستنحالا مادر دختر میخواد راجب این ازدواج استخاره بگیرهمیخواستم ببینم نظر و پیشنهاد شما چیه راجب این مساله...ممنون🙏
۴ پاسخ۱۶ بازدید
1403/04/17
سوال 994438
با احترام به همه دستاندرکاران.در جواب اون دوستمون که گفتن بدون اجازه مادر.من وقتی ازدواج کردم دقیقا مادر منم راضی نبود از اون ازدواج. نتیجه =7سال زندگیم سوخت هر چی جمع کرده بودم همه از دستم رفت الانم بعد از 8سال جدایی هنوزم دلم میسوزه کاش ازدواج نمیکردم چرا=دیگه مادری نیست که برام کسی و پیدا خدا اموات همه شمارو بیامرزد.توصیه میکنم تا دیر نشده اینکارو نکنید دوست گرامی خانوم/آقای محترم
مخالفت خانواده برای ازدواج1پدر و مادرم نمی خواهند ازدواج کنم1انتخاب همسر مناسب1پشیمانی از گذشته1مخالفت با ازدواج فرزندان13+
۲ پاسخ۱۵ بازدید
1402/11/28
ناشناسخانواده و روابط
سوال 992984
سلام وقتی با خانمی ملاقات میکنم و به دلم مینشینند سریع احساسی میشم به طوریکه طرف مقابل تقریبا متوجه میشود و در چند مورد مطرح کردند که شما احساسی هستید و منطقی عمل نمیکنید وروی طرف مقابل اثر منفی گذاشتم معمولا نتیجه برعکس گرفته ام چکار کنم؟لطفا چند راهکار به من بدهید.یک مورد دیگه اینکه زمان ملاقات با طرفم صحبتهای طرف مقابل حتی اگر باب دلم هم نباشد آنچنان اثر منفی روی من نداره ولی وقتی یکی دو روز از ملاقات میگذره صحبتهای منفی طرف مرتب به ذهنم میاد و ممکنه کاری کنم مثلا پیامی بدم که بهم بخوره ولی بعد از مدتی طولانی تر پشیمان میشم که چرا عجله کردم. به من لطفا راه حل بدید؟در ضمن چکار کنم که صحبتها و دخالتهای منفی دیگران به خصوص پدر و مادر در تصمیمم اثر نکند یکی میگفت اصلا کسی را درجریان آشناییت و حرفهایی که رد و بدل کرده ایدقرار نده این راهکار درسته.من در رنج سنی بالای ازدواج قرار دارم و خیلی از تنها ماندن ترس دارم.
۶ پاسخ۳۴ بازدید
1402/10/30
ناشناسخانواده و روابط
سوال 992169
سلام من وهمسرم بعد۱۲سال باداشتن یک بچه به دلیل دخالت پدروبرادرهمسرم ازهم جداشدیم درصورتی که ۹ماهی که منزل پدرشون بودن پنهانی هرهفته ۲بارراهم بستر میشدیم بعدازطلاق هم توزمان عده هم باهم بودیم وصیقه یروزه میشیم الانم توزمان عده هستیموالانشم اگرهمسرم بخواهد میتوانیم به هم رجوع کنیم ولی همسرم به خاطر برادروپدرشان قبول نمیکند که بهم رجوع کنیم دیگرنمیدانم چکارکنم اگرکسی راه حلی برایم دارد لطفا کمکم کنید بتونم همسرم رابه زندگی برگردونم وبتونم کاری کنم که جلوی اجباریکه ازطرف خانواده اش میشود رابگیرم
۵ پاسخ۲۶ بازدید
1402/04/03
سوال 28435
سلام وقت بخیر، شوهر من کارش بازاریابی شبکه ای هست و توی خونه کار میکنه، این شاید از نظر خیلی هم چیز خوبی باشه، ولی وقتی توی تک تک مسائل زندگی نظر آمرانه بده، توی تک تک امور زندگی که بیشترش مربوط به زن هست دخالت کنه، اونوقت خونه میشه جهنم، حتی توی چیدن دکوراسیون، نگهداری از گل و گیاه، غذا پختن
۱ پاسخ۱۳ بازدید
1401/06/02
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 18953
باسلاممن ۲۲ سال سن دارم و براساس تجربیاتی که از اطرافیانم دیدم براین باورم که نه خانواده خودم توی زندگی مشترکم دخالت کنن نه خانواده طرف مقابلم و نه طرف مقابلم حرف زندگیمونو پیش خانوادش ببره و نه من حرفای زندگیمو واسه خانوادم ببرم و حرف زندگی کسی رو توی زندگیمون نیاریم.و اینکه به خانواده همدیگه به هیچ عنوان دوس ندارم توهین کنیم و این موضوعات مهم ترین و اصلی ترین ملاک رابطم هست.ایا این مسئله رو توی جلسه آشنایی مطرح کنم،مشکلی نیست؟یا اینکه وقتی رابطه جدی تر شد این موضوعات باید مطرح شه؟ممنون از راهنماییتون🙏
۱ پاسخ۱۱ بازدید
1401/05/18
سوال 18582
با سلام.سوال داشتم درباره ی عروس خانواده.آیا مسائلی ک داخل خانواده مطرح میشود، به عروس ارتباطی دارد؟برادر من هربار ک به او میگوییم یک مساله ی خانوادگی بین خودمون هست و بهشون میگیم به خانمت نگو، نیازی ب دانستن ایشون نیست، ما رو ب تبعیض علیه همسرش متهم میکنخ، و میگه ایشون عضوی از خانواده ی ماست اگه میخواین به من بگین باید اون هم بدونه. گرچه حتی اگر یه مساله ی کاملا خصوصی ای باشه و فقط داخل خانواده باشه.سوال دوم اینکه، همین برادرم ک متاهل هستن، میگن هر تصمیمی میخواید بگیرین در خانه من هم باید بدونم و نظرم رو باید بگم، ایا این مساله درسته؟ یعنی در مورد تعویض خودرو، مشکلات احتمالی یا چیزهایی از این قبیل...این مسائل برای ما مشکلات عدیده ایی را دزست کرده. بهمین خاطر میخواهم بدانم عروس آیا باید در کل مسائل هانواده داماد اطلاع داشته باشن؟ ایا نگفتن ب انها مساله ای است تیعیض گونه؟ و ایا پسری ک ازدواج کرده تصمیم و نظرش را باید پرسید یا خیر. سپاس از شما
۱ پاسخ۱۷ بازدید
1400/12/08
ناشناسخانواده و روابط
سوال 15483
سلام خسته نباشد من دختر ۱۵ سالع هستم ببنید من قبلا پیام دادم گفتم که بت خوانواده ی مادرم مشکل دارم اونا در کارم دخالت میکنن مسخره هم میکنن اما شما منظور منو درست متوجه نشدید منبا اونا تو یه خونه زندگی نمیکنم با پدرو مادرم زندگی میکنم اما اونا همش دخالت میکنن تو کارای منو مامانم بیشتر من میگن تو باید این کارو انجام بدی این کارو بکنی این کارو نکنی اینو بهش نمیگن نصیحت از طرف خاله و دایی این کنترل حتی پدرمم با من این جوری رفتار نمیکنه بین منو اون یکی خواهر زاده هاشونم فرق میزارن به شدتم منو مسخره میکنن دیگه واقعن نمیدونم چی باید بگم بهشوناگه میشه راهنمایی کنید ممنون
۱ پاسخ۱۹ بازدید