پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1401/07/02
سوال 19563
سلام پسر من 15 سالشه و از بچگی ترسهایی رو داشت مثلا ترس از تاریکی سوسک و عنکبوت که هنوز هم این ترسها رو داره اما به نسبت قبل کمتر شده ولی الان با توجه به صحبتهای دوستانش در مدرسه ویا معلمها و دیدن بعضی از کلیپها در مدرسه به شدت از جن و شیطان و... می ترسه طوری که دیگه حاضر نیست تنهایی حتی توی اتاقش باشه و سعی میکنه همش جایی باشه که ما اونجا باشیم و شب اگه برادر کوچیکش پیشش نباشه توی اتاقش نمی خوابه ممنون می شم برای حل این مشکل من رو راهنمایی کنین
۳ پاسخ۱۵ بازدید
1401/07/02
سوال 19537
سلام خسته نباشید، من یه پسر 17 ساله دارم که خیلی پسر مثبت وخوبیه نمازش بدون اینکه من بگم می خونه از اول همینجور بوده خیلی مواظبه کسی ناراحت نشه اما اخیرا سر لج افتاده سال دیپلمه اصلا درس نمی خونه همه فکرش شده فوتبال .دائما در تماسه که بره تهران برا تست وتیم .من نمی خوام جلوی موفقیتش بگیرم ما از خانواده بسیار ضعیفیم وواقعا نمی تونم خرجش در شهر بزرگتر بدم وچون تک پسره دلم نمی خواد اصلا از این شهر تنهابره .خیلی باهاش حرف زدم که حداقل درست را بخوان بعد ولی گوش به حرف نمیده اصلا نگاه به کتابش نمی کنه ازتون خواهش می کنم راهنماییم کنید چه کنم چطوری بهش بفهمانم که وقت وسر نوشتش مهمه . سال کنکور وسرنوشتش هست وداره به صورت لج آینده اش را خراب می کنه پدرش هم مریضه بسیار عصبی خواهش می کنم راهنماییم کنید .
۲ پاسخ۱۴ بازدید
1401/06/28
سوال 19442
سلام و وقت بخیرمن برادری ۱۵ساله دارم ک طی این چند سالی ک باهاش زندگی کردم ب این نتیجه رسیدم ک خیلی شخصیت مغروری داره. یعنی وقتی بهش میگیم برو سرکار اصلا دوست نداره سر هرکاری بره. مثلا دست فروشی رو برای خودش کسر شان میدونه.یا مثلا وقتی مادرم بهش میگن ک یکسری زباله رو برای بازیافت ببر محل مورد نظر، ایشون میگن من نمیبرم.خیلیم ب تیپ و ظاهرشون میرسن برای بیرون. البته میدونم ک یک مقدادیش طبیعیه و اقتضای سنشه ک اینطور باشه. ولی درمورد مثال هایی ک بالاتر براتون زدم،بعنوان یک خواهر خیلی برای ایندشون نگران میشم و دوست ندارم ک اینجور باربیاد و راحت طلب باشه چون خیلی هم ب سختی تن نمیدن .ودرمورد اخلاقشون هم وقتی ک کاراشتباهی بکنن وقتی هم ک پشیمون باشن اصلا نمیتونن عذرخواهی کنن و براشون سخته. ممنون میشم راهنمایی کنید ما چیکارکنیم و چطور باایشون برخورد کنیم ک اینده ی روشنی داشته باشن چون خیلی هم من و مادرم باهاشون صحبت میکنیم ولی خیلی نتیجه ای نداره. ممنون از پاسخگوییتون.
۲ پاسخ۱۰ بازدید
1401/06/28
سوال 19432
سلام خداقوت. یک نوجوونی به شدت هواییه سفر اربعین بود همه کارهاشم کرده بودو اماده بود اما متاسفانه تو درسهاش تجدید آورد (باتوجه به اینکه بعد از دوسال اموزش مجازی درسهایی مثل ریاضی رو خیلی از بچه ها درست اموزش ندیدن و الان بعد از اون اموزشهای ناقص مجازی تاحدی دلیل اون پسر برای تجدید اوردن موجهه و گفته من از اموزشهای مجازی ریاضی هیچی نفهمیدم و پایه ام ضعیف بوده که تجدید اوردم) تاریخ امتحان تجدیدش با تاریخ سفر اربعین خانواده شون یکی شده و پدر خانواده برای اینکه پسرشو تنبیه کنه گفته تو رو اربعین نمیبرم.دلیل اول پدر برای نبردن پسرش تجدیدآوردن پسرش و دلیل دوم هم این بوده که پسرش با دوستهای خوبی هم رفت امد نمیکنه و دوستاش مناسب نیستن و پدر گفته نمیبرمت که دیگه هم درساتو خوب بخونی هم رفیقاتو بزاری کنار.اون نوجوون به قدری این سفر براش مهم بوده و به قدری این حرف پدر که گفته نمیبرمت براش سخت بوده که گفته اون لحظه که بابام گفت اربعین نمیبرمت انگار یه پرده ته دلم بود که یهویی انگار پاره شدو یه چیزی هُری ریخت پایین ضعف کردم و سردم شد! و به شدت ناامیدشده و گفته اگه بابام منو نبره تا خودش بره اربعین و برگرده من از دست رفتم!به نظر شما پدرش کار درستی میکنه؟
۲ پاسخ۹ بازدید