پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/11/08

سوال 996215

سلام من آقا هستم و در رنج سنی بالای ازدواج برای من پیش آمده برخی خانمهایی که معرفی میشوند با برخی حرکات تمایل دارند رابطه را از حد خودش خارج کنند و طرف مقابل را تحریک کنند مثلا با تماس فیزیکی یا به نمایش گذاشتن خودشون یا فرستادن عکس یکم باز میدونم طرف دختر خانم بد یا کثیفی نیست وشاید هدفش جذب طرف مقابله ولی در این مواقع نمیدونم این نکته را جزو نکات منفی در تصمیم گیری بدانم یا مثبت بعد چون در رنج سنی بالا هستم حسم ابنه نکنه طرف داره تستم میکنه آیا از لحاظ زناشویی ضعیف شده ام یا خیر یکم برام عجیبه مثلا یک خانم معلم بالای سی سال این کارها رابکند چجوری به طرف طوری بفهمانم که ادامه ندهد و ناراحت نشود و از طرف دیگه بفهمد خنثی هم نیستم اصلا درسته اجازه بدم ادامه پیدا کنه آخه برخی میگویند بعد از چند جلسه عمیق شدن رابطه مشکلی ندارد حالا جدا از مسائل شرعیش آیا این درست است یا یک خانمی که خودش اذعان دارد هنوز به من حس ندارد این حرکات را انجام میدهد اصلا من در هدف طرف میمونم آیا این کارها را میکند که خودش حس پیدا کند یا خواسته هاش را تحمیل کندالبته من هیچ وقت همراهی نکردم ولی موندم این رادجزو نکات منفی طرف بدانم یا بی تفاوت باشم پیش خودم میگم چون طرف سنش بالا رفته و دنبال ازدواجه شاید این کارها را میکند که حتما ازدواج کند ممنون میشوم راهنمایی کنید راستش سوال اصلی من اینه برام مهمه بدونم هدف طرف مقابل چیه چجوری بفهمم آیا مستقیما ازش سوال کنم و دوم اینکه آیا جزو امتیاز منفی درتظر بگیرم چون این شک در ذهنم به وجود میاد نکنه قبلا با موارد قبلی هم رابطه عمیق ایجاد کرده باشد یا جون سرمون بالاست بی خیال این موارد بشم چون برخی موارد مثبتی دارند حیفم میاد به خاطر این کار بهم بزنم اصلا عمیق کردن رابطه بعد از چند جلسه صحیح هست سوال دیگه درسته از طرف مقابل خواست طوری پوشش انتخاب کند ظاهرش تا حدودی مشخص باشد آیا ذهنیت منفی در طرف مقابل ایجاد نمیکند برخی همیشه با چادررمی آیند و انتخاب را فقط به صورتشان محدود میشود
1403/09/17

سوال 995833

باسلام اگه تورابطه ای باشم طرف مقابل درنه ماه رابطه اشنایی هیچگونه بی احترامی نکردن دربحث وگفتگوهااین اواخردرعصبانیت دوسه باری بی احترامی جزیی کردن میخاستم بدونم جدی هستش ماخیلی باهمیم ایشون دوست داشتن وهمه چیروبهم ثابت کرده ازدواجمونم چون براشون شرط خونه گذاشتم بخرن برام تاخریدن طول کشیدشدنه ماه اشنایی ولی این بعدچندین ماه ای اواخرچندبارپیش اومده منم بی تقصیرنبودم توعصبانیت واون گفتگویعنی هردوکوتاه نیومدیم امامن خیلی ادم جدی تواین زمینم یعنی توبدترین شرایط هم هوای دهنمودارم وبه طرفم بی احترامی نمیکنم میترسم عادتش باشه وتاحالابروزنداده بهم میترسم بعدهابیشتربشه .یه حالت زودرنج ادم بسیاراحساسی وعاطفی سریع ناراحت میشن قهرمیکنن مثل اینکه ایشون یک بارمنوتوشلوغی وسروصداصداکردن پیش خانوادم وهمه بودن من متوحه نشدم ونشنیدم تواون سروصدادیدم باناراحتی میگه توجمع حالااگه کس دیکه بودمیشنیدمن الویتش نیستم دیگه سه بارصداکردم جواب ندادمامان دیدی.درصورتی که من خندم گرفته بودازحرفش مثل بچه هاست مردبه این سن وسال هم حرصم گرفت اخه وقتی نشنیدم من واقعاجرابراخودش میبره ومیدوزه وقهرولبولوچه اویزون میکنه اومدن توچندین بارصداش کردم حرف زدم حرف میزدکم جزیی اماباقیافه وهمچنان ناراحتی قهرانگارهرچقدرم ادم میخادبراش توضیح بده بدترمیشه وضعیت نمیدونم چه عکس العملی نشون بدم تواینجوراخلاقانشون میده اینجورمواقعایاچیکارکنم اصلامیشه تحمل کردیاسخته این ازچی میتونه باشه یه نوع شخصیته اخلاقه ذاته رفتاره چیه.انگارازاوناست هرچی سنش میره بالاامابچه ترمیشه.مثلایبارتوجمع باخاهرش حرف میزدم ایشون باگوشی حرف میرداصلاتوباغ نبودازوسط حرفم شنیدداشتم درموردبه چیزی ازخاهرش سوال میکردم که واقعاراسته میگن اینجوریه ناراحت شدسریع من اینجاهستم همروعقل کل میدونه الامن این زن نمیدونم چراحرف منوقبول نداره وتره خوردنمیکنه اینکه زیادش میکنه گندش میکنه سرش قورراه میندازه وحتی دوکلمه اضافه تربهم میریزم درصورتی که حالاوسط اون همه مکالمه منوخاهرش اینم پرسیدم ازش ربطی به ادم وشخص مهمی نداشت پرسیده شه نمیدونم پای چی عکس العملشون روبزارم راهمون هم دوره ازهم نمیتونیم هردودانش اموزداریم ومشکلات دیگه زندگی نمیتونیم باشبم بریم جلسات مشاوره به جلسه رفتیم تست دادیم ویه مقدارصحبت مختصرکه هی جلسه پشت جلسه میزارن وهرده روزپونزده روزوماهم شرایط نداشتیم که بیان وبریم ونشدنمیدونم چیکارکنم اصلاباصحبت مگه این مشکلات حل میشه من به هیچ وجع فکرنمیکنم ادمی بتونه اخلاق وشخصیتی تغیر‌کنه ویاروانشناس حرفش تاثیربزاره تاخودش نخادکه هیچ اتفاقی نمیوفته که تودوراهی وحالت گمراهیم چون خیلی داره تکرارمیشه من دارم اذیت میشم
1403/09/14

سوال 995812

سلام چند روزیه ثبتنام کردم اما حس خوبی نگرفتمیک مورد رو تو موارد پیشنهادی انتخاب کردم یکبار صحبت کردیم اما امروز کاملا نامرئی شدننه پیگیری از طرف خودشون یا خانوادشون! حتی نمیدونم اصلا مطرحش کردن با خانوادشون یا نه!این مدل آشنایی که خود اقا پسر میخواد تنها پبش بره و مادر یا خواهر بعنوان بزرگتر یا واسطه حضور ندارن دلسرد کنندن و یجوری ماجرا به کج راهه میره! حس خوبی ندارم اصلا با این مدل خواستگاری!!!!
1403/09/03

سوال 995720

با سلام. 50 ساله هستم و متاهل و دارای 4 فرزند. بسیار شادم و با خانواده خیلی با انژی برخورد می کنم. اما اصلا بازخورد پر انرژی نمیبینم. به همسرم حق می دهم با وجود شغل و بچه ها..ولی نمیدانم چگونه نشاطی که نیاز دارم به دست آورم. اخیرا با خانم مطلقه ای که پر از انرژی است آشنا شده ام و بسیار با هم پرانرژی هستیم . این رابطه بدون آگاهی همسر و فرزندانم است و هر دوی ما به شدت از آن راضی هستیم به طوری که در شادی نسبت به همسرم و خانه افزوده است. به نظر شما این رابطه جدید راادامه دهم؟ متشکرم
1403/08/25

سوال 995667

سلام وقت بخیرمن ۲ ماه قبل بااقای اشناشدم ودرصحبتهای اولیه به تفاهم رسیدم وایشون گفتند آشنای یک ماه کافی هست باراول قرارحضوری گذاشتن ونیامدن وگفتند باپسرشون بحث شون شده وبه فرصت بیشتری نیازدارن ایشان ۴۵ ساله یک پسر۱۵ ساله دارن ۳ ساله طلاق گرفتندومن ۳۹ ساله وازدواج هم نداشتم ومن بادرنظرگرفتن شرایط درک شون کردم باشه بعد اون دوباردیگه قرار گذاشتن یک باربه بهانه مریض شدن ویک بارگفتندوسط راه ماشین خراب شده اما دراشنای به نظر ادم خیلی خوبی ومهربونی بودن وازکلمات صمیمی بیشتراستفاده میکردن درحقیقت به رفتارشون بعد ۲ماه شک کردم میدونم شاید کاری که انجام دادم درست نباشه اما ازطریق فضای مجازی وبه صورت ناشناس باآقا اشناشدم واقابه من گفتند یک خانمی وارداشنای بامن شده توهستی منم گفتم خیر درحقیقت میخواستم بدانم هدف اون اقا چی هست جوری رفتارکردم آقا ندیده نشناخته مطمن شدن که کسی که باهاش صحبت میکنند اتفاقی باهاشون آشناشده بعد یک سری سوالاتی پرسیدم بدون هیچ صمیمیتی کامل وشفاف جواب سوال هارودادن گفتم من شماره شماروازگوشی اون خانم برداشتم یعنی خودم وایشان باورکردن که بله همین طورهست وسوالهای که جواب نداشتم براشون واگرخود واقعیم میپرسیدم هیچ وقت جواب نمیگرفتم امادراون که خودم رو جای کس دیگر به ایشان معرفی کردم وسوالهای روپرسیدم اون اقا قاطعانه پاسخ سوالها روداد وخیلی چیزها برام روشن شد ومن بهشون پیشنهادکردم حقیقت روبه خانمی که درارتباط هست بهشون بگن ایشون گفتند نه لازم نیست ویک سری حرفهای دیگری جوری که قلبم به درد اومداون مطمن شده بود که کسی که باهاش چت میکنه من نیستم من گفتم شمابه اون خانم نمیگید واقعیت ومن میگم واقعا نمیتونستم این فریب وتحقیروتحمل کنم ورابطه روتمام کردم اقا واردشماره ناشناس شدوباناراحتی گفت چی به اون خانم گفتی رابطه روتمام کرده حالا شماکه هستی وارد آشنای بشیم میدونم کارم شایددرست نبوده اما نمیتونم باحرفها ووعده های شیرین خودم وفریب بدم این راه حل به نظرم رسید وبعداقااصراربه اشنای درپیج ناشناس کردن منم گفتم این هم منم وحالا میگن میدونستن منم به خاطراین اون حرفها زدن واصراربه ادامه دارن من دلم شکست ایامیتونم دوباره اعتمادکنم یاخیر سپاس
1403/08/23

سوال 995655

با سلام. 50 ساله هستم و متاهل و دارای 4 فرزند. بسیار شادم و با خانواده خیلی با انژی برخورد می کنم. اما اصلا بازخورد پر انرژی نمیبینم. به همسرم حق می دهم با وجود شغل و بچه ها..ولی نمیدانم چگونه نشاطی که نیاز دارم به دست آورم. اخیرا با خانم مطلقه ای که پر از انرژی است آشنا شده ام و بسیار با هم پرانرژی هستیم . این رابطه بدون آگاهی همسر و فرزندانم است و هر دوی ما به شدت از آن راضی هستیم به طوری که در شادی نسبت به همسرم و خانه افزوده است. به نظر شما این رابطه جدید راادامه دهم؟ متشکرم
1403/08/11

سوال 995578

سلام بعد جدایی احساس شدید تنهایی میکنم و احساس پوچی و دوست داشته نشدن و احساس میکنم دیگه نمیتونم رابطه جنسی تا ابد داشته باشم
1403/08/10

وسوسه‌های مجازی

۳۴ سالمه یکساله ازدواج کردم، از همسرم خیلی راضی هستم، شغلم راه دور هست و معمولا ۳ هفته خونه نیستم ،در موقع هایی که خونه نیستم مدام دوست دارم به شبکه های اجتماعی مراجعه کنم و یک نفر جنس مخالف برای صحبت کردن پیدا کنم، حتی شده به دروغ عنوان میکنم که مجرد هستم ، چیکار باید بکنم که این موضوع برطرف شود؟
1403/08/09

سوال 995565

من از شخص مورد نضر که میخواست من را از هم جداشدیم ازلحاض روحی به همدم نیازدارم
1403/07/19

سوال 995467

سلام خانم ۳۷ ساله هستم حدود ۹ ماه پیش یه درخواست آشنایی در همدم داشتم که شرایط اون آقا تقریبا از تمام جهات ایده آل من بود ، از صحبتهای اون آقا هم مشخص بود ایشون به این رابطه مشتاق و علاقمند هستن ، تقریبا ۴-۵ روز از طریق تلفن و پیام مرتبا باهم در ارتباط بودیم و قرار شد آخر همون هفته دیدار حضوری انجام بشه ولی صبح ۲روز قبل از دیدار ، اون آقا از من پرسیدن قبلا شرایط ازدواج برات پیش اومده ؟ من گفتم ۱۱ سال پیش یه خواستگاری داشتم که تا مرحله شیرینی خوردن پیش رفت ولی بخاطر عدم تفاهم خواستگاری رو رد کردیم، اون آقا بمحض شنیدن رفتارشون ۱۸۰ درجه تغییر کرد گفتن شوکه شدن و اصلا انتظارشو نداشتن ( دقیقا جوری با این قضیه برخورد کردن که انگار من سالها سابقه تاهل دارم و پنهون کردم 😅 ) بعد بحالت قهر ارتباطشون رو قطع کردن و کلا دیگه تا اواخر شب هیچ پیامی ندادن ، شب که مجدد پیام دادن من بخاطر این رفتار غیرمنطقی و نابالغانه ای که از اون آقا دیدم بهشون گفتم دیگه تمایلی برای ادامه آشنایی ندارم . اون آقا ا‌ولش جا خوردن و سعی کردن رفع و رجوع کنن ولی بعد که دیدن من مصمم هستم گفتن که ایشون هم از بابت محجبه نبودن من و شرایط مالی بالای خانوادم نگرانیهایی دارن که نکنه مناسب هم نباشیم ، ( چون من با اینکه کمی مذهبیم ولی حجابم معمولیه و فقط بعضی جاها چادری و مححبه هستم و شرایط اقتصادی خانوادم در سطح نسبتا بالاییه ) در نهایت من در سامانه درخواست ایشون رو رد کردم و همه چیز همون شب تموم شد . ولی الان مدتیه دوباره اون آقا دارن به من پیام میدن دقیقا با همون شور و اشتیاق قبل و اینبار خیلی اصرار دارن که همدیگه رو در یک کافه سینما پارک و جاهایی از این قبیل ببینیم ، من چندبار از ایشون پرسیدم هدفشون از این درخواست دیدار چیه آیا قصدشون ازدواجه ؟ ولی ایشون هربار از جواب واضح به این سوال طفره میرن و میگن فقط قراره یه دیدار ساده دوستانه باشه . ( تقریبا از حرفشون اینجور برداشت میشه که یه مدتی رو بحالت دوستی باهم باشیم تا بعد تصمیم بگیرن که میخوان ادامه بدن یا نه ) من تا حد زیادی مطمئنم ایشون الان قصد ازد‌واج با من رو ندارن و در آینده هم معلوم نیست هدفشون چی باشه ، بهشون گفتم من فقط درصورتی حاضرم با یک آقا قرار ملاقات بذارم که بدونم هدفش آشنایی به قصد ازدواجه ، چون نه اهل دوستی هستم نه حاضرم حدود شرعی و عرفی و حریمها رو با اینجور قرار ملاقاتها‌ و دیت های بی هدف زیرپا بذارم ... هربار که اینها رو میگم ایشون میگن دارم خیلی سخت میگیرم و قراره فقط یه ملاقات ساده باشه ولی من دارم پیچیدش میکنم . حالا سوال من اینه که تو این شرایط کار درست چیه ؟ آیا من واقعا دارم الکی سخت میگیرم و بهتره یه فرصت برای آشنایی بیشتر به هردومون بدم اونهم باتوجه به اینکه من ۳۷ سالمه و این آقا جزو معدود افرادی هستن که تقریبا همه شرایطشون برای من ایده آله ؟ یا اینکه دارم کار درستی میکنم که وقتم رو پای کسی که تکلیفش معلوم نیست و صحبت واضح و جدی از ازدواج نمیکنه هدر نمیدم ؟
1403/07/19

سوال 995462

سلام من حدود هفت ماه پیش با پسری آشنا شدم که علیرغم اینکه همه چیز به خوبی پیش می رفت متاسفانه یهو غیبش زد و رفت غرورم بهم اجازه نداد دلیل را جویا بشم. توو این مدت خیلی با خودم کلنجار رفتم ک دلیل ترکش را متوجه بشم و با وجودی که با افراد زیاد دیگری آشنا شدم اما همچنان ذهنم پیش اون هست. آیا بهتر نیست با او دوباره صحبت کنم؟ یا ممکنه با این کار زخم کهنه ای را دوباره باز کنم؟ متاسفانه من هر کسی را بعد از اون می بینم دارم ناخودآگاه با اون مقایسه ش میکنم. هفت ماه زمان کمی نیست به این دلیل نمیتونم فراموش کنم که یهو و بی دلیل جدا شد و کلی سوال توو ذهن من باقی گذاشت
1403/07/06

سوال 995392

از مشاورین محترم بابت پاسخگویی سپاسگزارم. این اطلاعات تکمیلی هست. بله ایشون ۳۷ ساله، مدت کوتاهی از آشنایی میگذرد. تشخیص طرحواره هاش از جانب روان درمانگر بوده و جلسات تراپی ظاهرا گروهی برگزار میشده. نمیدونم چند جلسه!! و اینکه بله دقیقا به واسطه کودکی که داشته از جانب پدر آسیب دیده و همچنان هم ارتباط خوبی با پدر نداره طوری که مدام باید به ایشون ثابت بشه که "من میتونم و من بی عرضه نیستم". الان محل زندگیشو جدا کرده و تنها زندگی میکنه. ظاهرا دیگه تحت درمان هم نیستند و میگن که اکثر طرحواره هارو داره برای مثال مهرطلب

صفحه 1 از 3