پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/11/29

سوال 996538

سلام من دختری ۳۵ ساله هستم با اینکه دایره ارتباطاتم زیاده ولی تا حالا خاستگار نداشتم -وهیچ مشکل ظاهری و مالی و خانوادگی هم ندارم
1403/11/06

سوال 996203

سلام من در تست یک بار میانگرا و یک بار درون گرا تشخیص داده شدم اما همیشه دوست دارم که مسافرتهای متعدد بروم وبیرون از منزل فعالیت کنم اما اگر مجبور باشم منزل بمانم باز هم حتما برای خودم برنامه ای دارم حالا با این اوصاف من درونگرا هستم یا برونگرا یا میانگر افکر می کنم خودم هم نمی دونم. اما همیشه از هم صحبتی با مردم چه آشنا و چه غریبه لذت می ببرم.
1403/11/04

سوال 996182

با دختر خانمی که قبلا همکارم بود چند باری بیرون رفتیم. خیلی ارتباطمون خوبه و دختر خوبی هست. اما دوستان متعدد آقا داره. دیدم اقایون چند بار به موبایلش زنگ میزدن . کنار اسمشون عکس قلب بود. من قصدم ازدواج هستش ولی با توجه به چیزایی کی میبینم ازش یکم شک‌دارم مناسب من که ادم تک پری هستم باشه. باید بیخیالش بشم و کیس بهتر پیدا کنم؟یکم احساس میکنم من حالت پلن بی هستم براش.
1403/11/01

سوال 996159

با سلام. 33سالمه و سه سال قبل خواستگاری داشتم که برای اولین بار در جلسه خواستگاری دیدمشون.خانواده‌م اجازه رفت و آمد برای شناخت نمیدن و باید در یک جلسه به نتیجه میرسیدم بنابه همین مسئله من سوالات زیادی در مکالمه خصوصی پرسیدم و آقا ترسیده بودن و آشنایی خاتمه یافت.معرفم گفت که همسرشون رو طلاق دادن. درسته که بگم برای خواستگاری مجدد اقدام کنه؟
1403/10/19

سوال 996083

سلام وقتتون بخیر من یه پسر ۱۹ ساله هستم ومیخواستم بدونم که برای اینکه ما یه برنامه یک تا سه ساله برای خودمون برای ازدواج بچینیم به چه سطح از بلوغ عقلی ،اقتصادی،اجتماعی باید رسیده باشیم ؟؟و اینکه اگر بخواهیم که مهارت‌های زندگی مشترک رو بدست بیاریم چه میزان مطالعه و چجوری این مهارت ها رو کسب کنیم ؟
1403/10/05

سوال 995936

سلام.میخواستم از تجربه امروزم از یک آشنایی در حد صحبت تلفنی یه مورد از همین سامانه بگم.با آقایی که مثل خود بنده مدرک تحصیلیشون کارشناسی بود قرار شد تلفنی صحبت کنم.ایشون از همون اول صحبت حدود فقط یک دقیقه خودشون رو معرفی کردند اما بلافاصله بعد از معرفی با لحن و ادبیات یک استاد که در حال تدریس در یک کارگاه آموزشی هستند شروع به صحبت کرد.بطن کلامشون خیلی بد نبود اما لحن و ادبیاتی که استفاده می کردند اصلا مناسب آشنایی یک زن و مرد که به قصد ازدواج با هم صحبت می کنند نبود.برخی فکر می کنند هرچقدر رسمی تر صحبت کنند مناسب تره در حالیکه هر موقعیتی لحن مناسب خودش رو نیاز داره .در ضمن معرفی هرکس نباید در حدود یک دقیقه باشه چون قرار نیست جایی استخدام بشین نیازه بیشتر به معرفی پرداخته بشه تا یک کلیتی از زندگی شما برای فرد مقابل مشخص بشه بعدها هر چقدر میخواهید می تونید کارگاه آموزشی( البته با یک بیان مناسبتر) با شخص مقابل برگزار کنید.وقتی شما یک فرد ناشناخته برای شخص مقابل هستین لازمه برای معرفی وقت بیشتری بگذارید.تازه اگر سابقه ی زندگی مشترک قبلی هم دارین که معرفی بیشتر باید طول بکشه.حدود نیم ساعت صحبت کردیم که هشتاد درصدش رو ایشون صحبت کردند و در نهایت مدعی بودند که بنده نمیذارم ایشون صحبت کنند.در واقع معتقد بودن بنده نذاشتم ایشون به خوبی نقش استادی و من نقش شاگردی رو ایفا کنم.در نهایت سوالی که برام پیش اومد شما اگر به خوبی با مهارت های قبل از ازدواج آشنایی داشتین چطور در زندگی قبلی شکست خوردین و بعد از چندین سال زندگی مشترک، به قول خودتون توافقی جدا شدین. اینجا متوجه شدم که دانش محض هرگز جای مهارت رو نمی گیره به همین دلیل طلاق در بین کسانی که تحصیل کرده تر هستند یا به زعم خودشون آگاهی بیشتری در ظاهر دارند بیشتره .
1403/08/17

سوال 995616

یکی از درمانگرها زحمت کشیدند و به سوال من پاسخ دادند من در روابط اجتماعی مشکلی ندارم ولی متاسفانه آقایونی که معرفی میشن فقط از طریق یک مکالمه ساده ی چند دقیقه ای یا پیامک تصمیم گیری می کنن همین باعث میشه که اعتماد به نفس یه دختر یا حتی پسر بیاد پایین اینکه شخص مقابل چطور بدون هیچ دیدگاهی سریع تصمیم میگیره.. و اینکه محیط کاری رو هم که فرمودید در محیط کاری که همه خانم هستند و نیروی مرد نداریم چطور میشه کسی رو پیدا کرد..همچنین دانشگاه هم که دیگه نمیریم...امیدوارم که هر چی قسمت باشه برای تمام دخترها و پسرها پیش بیاد ممنون
1403/07/04

سوال 995385

۳۰ ساله هستم و از کودکی شخص آرام و شدیدا منطقی بودم. از همون دوران کودکی دوست داشتنی نبودم و همیشه در مدرسه تنها میماندم حتی با وجود تلاشم برای ارتباط گیری با دیگران با عنوان خسته کننده بودن پس زده میشدم در حالی که بسیار مهربان بودم. کم کم تا بزرگسالی خودم هم نسبت به ارتباط با دیگران بی میل شدم و الان تنهایی را ترجیح میدم و ارتباط و دوستی با دیگران برام بسیار سخت و سنگین هست طوری که لحظه شماری میکنم که به خلوت خودم برگردم ولی بخاطر اینکه کاملا تنها نمونم گاهی با افراد صحبت و دوستی میکنم. خانواده ام هم کاملا مذهبی بودند و اجازه رفت و آمد با دوستان را نمیدادند ولی از طرفی همیشه بهم ایراد میگیرند و میگرفتند که چرا اجتماعی نیستم. از طرفی سنم بالا رفته و زندگی با خانواده و رفتار های پدر و مادر و اعمال نظراتشون در زندگیم هر روز باعث آزارم میشه. دلم میخواد ازشون جدا زندگی کنم ولی از تنها زندگی کردن و اینکه خلافکاری بفهمه تنها زندگی میکنم و از ت ج ا وز ترس دارم و نمیتونم برای تنها زندگی کردن اقدام کنم. از طرفی فکر میکنم ۹۹ درصد آقایون بی احساس و بی ملاحظه هستن و دلم نمیخواد تا آخر عمرم با یک شخص با این اخلاق زندگی کنم. خواستگار زیاد داشتم ولی به خاطر ترس از اینکه اون افراد این اخلاق ها رو داشته باشن بعد از یک جلسه صحبت اکثرا نشونه هایی از این اخلاق ها نشون میدادن و باعث شد همه رو رد کنم. الان مستاصل شدم و نمیتونم زندگی با پدر و مادرم را هم تحمل کنم. یک مدت دارو های ضد افسردگی هم با وجود مخالفت خانواده و فشار و زخم زبان هاشون زیر نظر پزشک مصرف کردم بلکه مشکلات برام کمرنگ تر بشن و شاید اجتماعی تر و شاد تر بشم ولی با وجود بیش از ۱۰ بار تغییر دارو هیچ تاثیری روم ایجاد نمیکردند. حتی فکر کردن به این تنگنا و اینکه هیچ چاره ای ندارم باعث میشه به خودکشی هم فکر کنم چون هیچ آینده ای برای خودم نمیبینم.لطفا راهنمایی بفرمایید من باید چه کنم؟
1403/06/01

سوال 995083

سلام - پسر 27 ساله هستم و مجرد (دانشجوی دکترا و مدرس دانشگاه) هستم. راستش یکی از مشکلاتی که احساس میکنم در خصوص تشکیل زندگی میتونه من رو با مشکل روبرو کنه، این هست که حس میکنم بسیار آدم عاطفی و شاید ترسویی هستم. به شدت از هرگونه مشاجره و درگیری منزجرم و تا الان، کارهایی که ممکن بوده به مشاجره کشیده بشه رو با سماجت توام با ادب حل کردم و هیچوقت نذاشتم به مشاجره بکشه. و حتی از این که دو نفر جلوی من درگیر بشن هم بدم میاد. حتی توی کلاس برای این که در نهایت سر موضوعاتی مثل تقلب با دانشجوهام درگیر نشم، تهدیدهای سفت و سختی انجام میدم که پیش نیاد ولی اگر پیش بیاد، در برخورد با تقلب دانشجو هم خیلی اذیت میشم. چه کنم که این حد از حساسیت رو کنترل کنم؟
1401/11/21

سوال 24320

سلام من شدیدادچاروابستگی عاطفی به دوستای هم جنسم هستم وخودموفدامیکنم واونادرنهایت بدون هیچی دلیلی رابطمونوکات میکنن ومن الان تنهایی روترجیح دادم به شروع یه دوستی تازه اماتنهاییم هم نمیشه تحمل کرد
1401/08/28

سوال 21809

سلام من از صحبت کردن با دختران و خانما خحالت میکشم و نمیتونم با اونا صحبت کنم وقتی اونا رو ببینم دست و پام رو گم میکنم و استرس میگیرم به نظر شما راه حل چیه
1401/03/11

سوال 17120

سلام من ۵۰ ساله هستم و حدود ۱/۵ سال هست که از همسرم جدا شدم روابط اجتماعی بالایی ندارم چطوری میتونم مجددا وارد رابطه بشم و زندگی جدیدی تشکیل بدم