پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/05/09
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994799
سلام وقت بخیر مختصر توضیح میدممادر من فردی هستن که رفتار با خانواده خودش و با دیگران کاملا متفاوته یعنی در برابر دیگران بسیار منطقی هستن و من حس کردم کمی زن ستیز هم هستن وقتی با من بحثشون میشه هرچی دهنشون میاد و به من میگن و کلی نسبت های بدی بهم میدن در صورتیکه من اهل خرید یا تنها بیرون رفتن نیستم و همیشه خودشون همراه من هستن وقتی این موارد پیش میاد به کل باهاشون صحبت نمیکنم و قهر میکنمخیلی دلم شکسته راهنماییم کنید
۳ پاسخ۲۱ بازدید
1403/04/13
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994410
با سلام و عرض ادب خدمت شمامن یک جوان ۲۹ ساله هستم و دریک خانواده مذهبی و معتقد زندگی میکنمبنده چندین دوست دارم که همگی هم سن و سال من هستند و هر از چند گاهی برای تفریح با هم به فوتسال، شنا، بدمینتون و یا... میرویمبه جهت گرم بودن هوا و بعضی مواقع طولانی بودن صحبت ها و ورزش ها زمان از دست ما گاهی خارج می شود و ممکن حتی ساعت ۱ شب به منزل برسمپدر بنده با وجود شناخت کافی در وهله اول از خود من و بعد هم دوستان من، من رو با الفاظی از جمله "ولگرد" و "عیاش" خطاب میکنند بی آنکه حتی سعی کنند از دغدغه های من جوان خانواده مطلع شده و بیشتر با ما خو بگیرند.چندین بار بخاطر این حرف ها تا مرض سکته رفته ام و به خودم اجازه ندادم کلمه با مدرم بحث بکنم اما شرایط روحی خودم اصلا مساعد نیست واحساس حقارت و ناامیدی میکنمتقاضا میکنم اگر کمکی از دستتان بر می آید به من بگویید.با تشکر
۳ پاسخ۱۱ بازدید
1403/02/07
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993721
سلام..من چند تا مشکل بزرگ دارم که برام چالش ها و ناارامی های زیادی ایجاد کردن..کاش این جا قسمت ویس میداشت چون تایپ کردن خیلی سخته..و این که نمیدونم باید خصوصیش کنم یا عمومی 😅😅اسم من الهه است...۲۴سالمه..لیسانس معماری دارم...بصورت پاره وقت در یک دفتر معماری که رئیسم داییم هست کار میکنم..۵تومن حقومه واگه بخوام بیمه هم از طرف دفتر میشم با ساعت کاری و روزها و ایام اداری ۸تا۲...من با پدر به مشکل خوردم 😅شخصیت ایشون چون نظامی هستن شخصیت سلطه گره..خودشون تو ۱۰سالگیم خیانت کردن مامانم بخشید ولی از وقتی برگشتن به هم به مامانم انگ خیانت میزنن ..مامانم و مثل گوسفند باخودشون این ور اون ور میبرن چون معتقدن مامانم پسر میاره خونه..عکس برا کسی میفرستع اگه گوشی دست مامانم باشهو مامانم یدونه فضا مجازی نداره..من کنکور تجربی قبول نشدم...تقصیر مامانه..چاق شدم تقصیر مامانه..سرم تو گوشی تقصیر مامانه..داداشم مریض بشه تقصیر اونه..لحن حرف زدنش افتضاحه..مشکل از زمانی که بازنشت شد بدترم شده الان ۳.۴ سال شده..اون موقع میرفت سر کار بعدازظهر بیرون ۲.۳ ساعت بیشتر خونه نبود..الان تو خونه بیکار الاف..اعتقاد به کار کردن درس خوندن هیچی نداره..پول مادر منو که معلم بازنشستس ماه به ماه از تو کارت مامانم برمیداره....۲.۳ تومن تهش میزاره الا ۲۴ ۲۵ ساله این جوریه....مامانم جرعت نداره بگه این قدر پول قایم کردن چون میگه تو هرزه ای یه درامد دیگه از هرزه ایت داری ..😅😅😅😅😅مادر بزگ من پارسال فوت کردن..عامل بهم ریختن کل خانواده پدری همین دعوا ها و ابروبری هایی بود که این مرد کرد..از فیزیکی تا لفظی..ابرو زن عمو بزرگمو برد..با عمو بزرگم قطع ارتباط کرد....اصلا نمیشه باهاش حرف زد..اگر مقصر هم باشه با یه لحن افتضاح اخر طوری رفتار میکنه که تو مقصر میشی..حالا هم گیر میده به من..من ۱۶۷ سانتم۸۷ کیلو هستم درسته که چاقم ولی الان رفتارش این جوریه..راه میرم با بدی نگاه میکنه..خوابم پشتم حرف میزنه..بیدارم حرف میزنه..امروز میگه بره خونه مادربزرگش تو چشم من نباشه..غذا میخورم لقمه هامو میشمره..پسر عمو بزرگم که مشکل داشت و دختر عمه کوچیکم کنکور معلنی قبول شدن..یه دری وری ها تف داد که منطق بهش خندید و خونمو تو شیشه کرد یک ماه..یاورتون میشه که تو باید کار پیدل کنی پول داشته باشی من روم نمیشه تو فامیل دختر بیکار ۲۳ ساله داشته باشم..گدشی دستمه تو اتاقم میشنوم میگه چرا همش تو اتاق توگوشی ..بیچاره کرده.۵ سال از کنکورم گذشته دانشگاه ازاد رفتم هنوز نیگه درس نخوندی..به جا نرسیدی ..از مدرکت خیری ندیدی..بشین دوباره کنکور بخون معلمی قبول شی..یا این استخدامی ها شرکت کن..دوتا از اقوامون شرکت کردنن خدا محمد نکنه قبول شن دیکه اون موقع خودم از خونه میرم..سر یکی از همین امتحانا تمام روز استرس داشتم نکنه قبول شده باشن..زندگیم جهنم شه مخصوصا دختر همون عموم..مجبوریم به حرفش کنیم اکه نکنیم زندگی جهنم میشه یا میگه طلاق..۵ ساله گواهینانه دارم..سر گرفتنش دقم داد.حالا ماشین نمیده باااین که دوتا داره..من با اتوبوس میرم و میام فکر کن....حالا اینا خوبهمن پسر عمه ای دارم که دکتری روانشناسی دارن و دفتر زدن..درامدشون و نمیدونم حدود ۳۰ سالشونه ولی تازه از سربازی مرخص شدن.از ۱۵ سالگی من این مرد و اون خانواده عفریته نقشه ریختن که منو بدون این که بهم بگن بدن به این پسره...باورتون میشه زوری ..من میتونم مخالفت کنم نخیرررر😅چون باید از این خونه برم همه حمایت ها هم قطع میشه تو دهن خودم گفت..یه دختر خاله دارم همسنم عروس شده رفته..تو دهنم میگه چه گناهی کردم تو دختر من شدی چرا مثل بقیه عاقل نشدی چرا مثل اونا نشدی..حالا همین اقا پسر تو جمع برگشتن گفتن زن باید نچرال باشه..چاق نباشه..فلان بهمان میخوام..الهه و نمیخوام این داره حرصشو ایز این که بچه خواهرش محل سگ بهش نداده سر من خالی میکنه..انگار نه انگار که من ۷ ساله از غصه ازدواج کردن با این پسره که اصلا هم نمیخواستم باهاش ازدواج کنم نذری نبوده که انجام نداده باشم..بنظرتون من چیکار کنم..دارم از غصه دق میکنم..به نهایت حد خودم رسیدم..هی رفتارش کم و زیاد میشه مثلا یه مدتی خیلی خوبه باز به اصلش برمیگرده..۱۰ روز خوبه ۵ روز پیز پلت ...چیکار کنم توروخدا راه حل درست بگید
۳ پاسخ۲۴ بازدید
1402/09/21
ناشناسخانواده و روابط
سوال 991362
سلام.من تشخیص نمیدم معیار اینکه مردی بسیار شخصیت وابسته داشته باشد چیست؟با آقایی آشنا شدم که عنوان میکنن من تا موقعی که مادرم زنده هست با ایشان یکجا زندگی خواهم کرد ینی در یک ساختمان و دو واحد جداگانه. ۴۶ سال سن دارند و سابقه ازدواج هم دارند. ایشون میگن مادرم توان انجام کارهاشو داره ولی به من وابسته ست....خودشون میگن "همسر قبلیم با اینکه مادرم خیلی زن خوبی هست یکبار به من گفت هر وقت مادرت مرد بگو من برگردم سر خونه زندگیم چون به مادرم حسادت داشت" میگن من هر روز عصر مادرمو پارک میبرم و بعد میریم خرید تا دلش باز بشه آشپزی میکنم ظرف میشورم.....پدرشون فوت شده و مادر ۷۷ سال سن دارن .لطفا راهنمایی بفرمایید
۳ پاسخ۲۶ بازدید