پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1402/02/27
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 27419
سلام خانم دکتر باکتریامن یک خانم هستم که دوتا دختر دارم که درسن ازدواج هستند سال 79 ازدواج کردم شاغل بودم و همسرم هم با شاغل بودم مشکلی نداشت حتی یکی از شرایط طرف مقابلش شاغل بودن بود بخاطر شغل ایشان من باید از تهران بطور موقت 3سال خارج میشدم و چون نیروی قراردادی بودم نتوانستم مرحصی بدون حقوق بگیریم درآمدم از همسرم بیشتر بود بهر حال من کارم را از دست دادم و خدا به فاصله 3سال به وتا دختر سالم و زیبا داد و بابت این موضوع خیلی شاکرم من تو ماموریت های همسرم خیلی سختی کشیدم نک دختر بودم به مادرم وابسته بودم و ازنطر مالی مستقل بودم هزینه های تحصیل و حهیزه و سیسمونی را همه را خودم دادم حتی محتاج پدرم نبودم حالا که همسرم باز نشسته شده و بخاطر زیاده خواهی خودش همه اموالش هم را از دست داده دوتا خونه ماشین و پولهای نقدی که داشته حتی مجبور شدیم 6ماه در منزل 60 متری مادرم با ایشان زندگی کنیم و آمده ایم در خانه نمیه کار خودمان زندگی میکنیم بجای تشکر از این همه تلاشی که برای این زندگی کردم جلو دخترام میگه اگه با نوه عمه ام ازدواج کرده بودم الان پدرش کمکم می کرد تو این وضع نبودم به نظر شما من با این مرد چه کنم البته من چند بار پیش مشاور رفتم اونا گفتن ایشون بیمار و باید درمان بشه اگه قبول نمیکنه طلاق بگیر تو با این فداکار ها به بچه هات لطف نمی کنی و به خودتم ظلم می کنی بنظر شما من چه کاز کنم
۱ پاسخ۱۵ بازدید
1401/05/12
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 18455
باسلام وقت بخیر بنده ۲سال هست که جدا شدم.در این مدت گزینه هایی برای ازدواج معرفی شدند اما نشد. من وجود یک نفر در کنار خودم به نیاز های عاطفی و جسمی رو ضروری میدم اون هم به شکل حلال که با ازدواج نشده اما یک پیشنهاد ازدواج موقت دارم که خیلی تمایل دارم به اون فرد و ذهنیت خودم هست که چه اشکالی داره یک نفرکنارم باشه وحلال باشه و من نیازهام و برطرف کنم.تا کی صبرکنم تا یک نفر میاد شاید هرگز دیگه قرار نیست ازدواج کنم.از جهتی که ازدواج برای افرادی مثل من به سختی اتفاق میوفته این ذهنیت روزبه روز پررنگتر میشه و من و به سمت ازدواج موقت میکشونه. بنده خانم و ۳۰سالِ هستم.میخواستم نظر شمارو بدونم.ممنون
۳ پاسخ۲۵ بازدید
1401/04/09
ناشناسپزشکی و سلامت
سوال 17768
سلام تو قانون ما یه جوری هست وقتی یه زنی رو تو خونه شوهر خیلی اذیت کنند اون زن مجبورهست ازهمه حق وحقوقش بگذره همه سختیهای بعد طلاق رو هم به جون بخره فقط به خاطر اینکه میخواسته زندگی تشکیل بده بعد اقا باکمال اسودگی میره با شرایط بهتر از خودش ازدواج میکنه به نظر شما با این قوانین که راه فرار از حقوق زن خیلی زیاد هست تشکیل زندگی درست هست
۲ پاسخ۱۴ بازدید
1401/03/27
ناشناسحقوقی
سوال 17458
سلام.وقت شما بخیرهمسر سابق بنده مدت ۸ سال که از من جدا شده.البته سال ۹۳ از منزل رفت در حالی که ۲ماهه باردار بود و سال۹۷ با طلاق خلع جدا شد.حضانت دخترم تا ۷ سال با همسرم بود.بنده در مدت این ۸ سال آخر هفته ها فزرندم را در کلانتری تحویل میگرفتم.البته چون همسرم حکم جلب مرا داشت از عید ۹۷ وکالت تام به مادرم دادم و مادرم دخترم را در کلانتری از مادرش تحویل میگرفت. اسفند ۱۴۰۰ حضانت دخترم تمام شد و همسر سابقم به مادرم گفت پدر بچه بیاید و تکلیف حضانت فزرندمان را مشخص کند.اما چون همسرم حکم جلب مرا داشت بنده نرفتم.همسر سابقم به مادرم گفت که پدر بچه برای ملاقات فرزندمان بیاید من او را جلب نمیکنم.بنده رفتم و فرزندمان را از همسرم تحویل گرفتم ولی او مرا جلب نکرد.و به بنده گفت دو هفته یکبار برای ملاقات فزرندمان بیا و حضانت با خودش باشد.البته من هم چون شرایط نگه داری دخترم را نداشتم قبول کردم.من بارها به همسرم پیشنهاد برگشت به زندگیمان دادم اما قبول نکرد.حالا سوال من از شما اینه که چرا همسرسابقم ۴ سال با اینکه چند تا حکم جلب از من داره ولی هیچ وقت برای جلب من اقدام نمیکنه؟
طلاق گرفتن 2حضانت فرزندان بعد از طلاق طلاق خلع گرفتن حضانت تا هفت سالگی فرزند مشخص کردن تکلیف حضانت فرزند 1+
۲ پاسخ۱۷ بازدید
1400/12/20
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 15713
با سلام . من ۲۹ سالمه و پنج سال با همسرم زندگی مشترک داشتم . ازدواجم کاملا اجباری بود! تو این مدت دو تا فرزند پسر دارم. خانومم بخاطر اینکه طلاقش ندم با حرف خانوادش پشت سرهم بچه آورد و نتونستم کاری کنم ! خلاصه بعد از این پنج سال فهمیدم که داره بهم خیانت میکنه اونم با چندین نفر .کارمون به دادگاه و طلاق کشید و حضانت بچه هارو به من دادن و مادرشونم بچه هاشو نمیخاد.من هم هیچ کسی رو ندارم که از بچه ها مراقبت کنه بخاطر همین خونه نشین شدم صب تا شب تو خونم هر مادری میکنم هم پدری و از کارم اخراج شدم همه پس اندازها و هر چی که داشتم رو فروختم و الان کاملا بدون یک ریال در آمدی به صفر رسیدم صب تا شب تو خونه با بچه هام نمیتونم پامو بیرون بزارم الان یکساله و زندگی برام دقیقا مثل جهنم میمونه و خسته شدم واقعا بریدم. یه مدتی گذشت مادر بچه ها بهم زنگ زد و زد زیر گریه که اشتباه کردم و قولم زدن و از این حرفا منم با نهایت تنفری که ازش داشتم بخاطر بچه ها و پذیرفتم . به بیست روز نرسید که باز مچشو گرفتم تو ماشین یکی. و واقعا دیگ نابود شدم و الان دیگه به جایی رسیدم که گاهی به سرم میزنه تو غذامون سمی چیزی بریزم و بخوریم و هر سه تامون (من و بچه ها)از این دنیای کثیف خلاص شیم . دیگ هیچ امیدی ندارم به زندگی
۱ پاسخ۲۵ بازدید
1400/12/19
ناشناسخانواده و روابط
سوال 15698
سلام من خانمی 36ساله هستم 3سال جداشدم.و فرزند دارم ولی مورد ازدواج نیست هر کی هست مشکلی داره آیا رابطه دوستی یا ازدواج موقت اشکالی داره
۱ پاسخ۱۶ بازدید
1400/11/26
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 15228
سلام من پارسال از شوهر جدا شدم وباامسال میشه دوسال من خیلی به گذشته فکر میکنم
۱ پاسخ۱۰ بازدید