پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/10/07

سوال 995965

گیف خشن وعصبانی فرستادم گفتم حالم ازت بهم میخوره ولی از ته دل نبودفکر کردم بعدش بیشتر باهام میمونه ودلمو راضی میکنه ولی اون گفت خدافظ مزاحمت نمیشم
1403/10/05

سوال 995934

سلام من یکم زیادی عذاب وجدان میگیرم برای همه مثلا اگه سنش زیاد باشه طرف ازم و رد کنم عذاب وجدان میگیرم یا اگه قدش از من کوتاه تر باشه میگم نکنه ناشکری باشه و خدا رو خوش نیاد و کلی میترسم میگم کاش کیسی بیاد که همون اکی باشه از نظر خدا و همونو به دلم بنشونه که دیگه نخوام به کسی نه بگم
1403/10/03

سوال 995926

۲۲ سالمه و سه تا ازمون دارم و دوتاشو پیش رو گذاشتم و قبول نشدم و منتظر جواب دومی هستم یکساله درسم تموم شده و همش درگیر ازمون وکالت و ارشدم هیچ کاری ندارم مدرک زبان انگلیسی هم دارم و کلاس خصوصی هم دو نفر زنگ میزنن مثلا دیگه زنگ نمیزنن احساس سربار بودن دارم از خونه نشینی متنفرم و در عذابم و احساس بی مصرفی میکنم از این همه درس خوندن و نتیجه ندادن سرخورده شدم هر چند بار اولم بود ازموندهارو میدادم حاضر هم نیستم هر کاری انجام بدم و کار باید موقعیت اجتماعی خوبی داشته باشه
1403/09/30

سوال 995912

سلام ،من نزدیک پانزده ساله به خاطر اختلاف با مادر و خواهرام از خونه اومدم بیرون ،الان تهران تنها زندگی میکنم ، تنهایی عذاب آوری رو دارم تحمل میکنم ،بی کس و تنها هستم ،هیچ راهی برای ازدواج هم ندارم تشکیل خانواده بدم ،دیگه بریدم و شب و روز به خودکشی فکر میکنم ،ذهنم خوب و بد رو دیگه تشخیص نمیده ،کسی راهی سراغ داره شاید از این بحران خارج شدم و خودکشی از سرم بیرون بره
1403/09/10

سوال 995771

سلام من همون دختری هستم که گفتم ۴۷ سالمه با موردی خارج از همدم آشنا شدم ۵۸ ساله تحصیل کرده و مطلقه ..۴ جلسه حضوری صحبت کردیم و تماس تلفنی هم داشتیم خیلی با ادب و احترام برخورد میکردند کمی تفاوت مذهبی داشتیم جلسه ۴ حس خوبی نداشتم این مدت خیلی استرس داشتم..بخاطر تفاوت سنی زیاد جواب منفی دادم یک هفته پیش ..دو روزی حالم خوب بود ولی دوباره فکر رهام نمیکنه ..پیش خودم میگم‌نکنه خواستگارای بعدی شرایطشون پایین تر بشه و بعد افسوس بخورم شاید زود تصمیم گرفتم ..چقدر بر اساس‌ حسمون تصمیم بگیریم چقدر عقلانی ...وسوسه میشم بهس پیام بدم یه جلسه دیگه صحبت کنیم ..خیلی بده اصلا نمیتونم تمرکز کنم مشغول کاری بشم واز این فکر دربیام ..به نظرتون به مشاوره رجوع کنم ...؟؟
1403/09/07

سوال 995752

سلام.وقت بخیرچند وقت پیش یه موضوعی رو مطرح کردم در این رابطه که من ۸ ماه با یه خانمی به قصد ازدواج آشنا شدیم با نظر خانواده ها جلو رفتیم خواستکاری کردیم و مراسم بله برون گرفتیم...از ابتدا دچار اختلافات بودیم که دختر خانم تاکید داشتن رابطه به مرور زمان درست میشه ولی بعد از یه مدت که اختلافاتمون زیاد شد و حتی خانواده هامون در جریان قرار گرفتن گفتم باید بریم مشاور؛ابتدا قبول نمیکرد بعدش راضی شد؛۳.۴ جلسه مشاور رفتیم و چند تا تست دادیم که در نهایت مشاور بهمون گفت شما شاید ۲ نفر ادمهای خوبی باشید ولی کیس مناسبی برای ازدواج باهم نیستید و این ازدواج پر ریسکه؛بعد از این اتفاق دختر خانم با تماس به من و گریه میگفت که درست میشه ولی بعد از چند روز رابطه رو قطع کردیم....الان ناراحت هستم و عذاب وجدان گرفتم که نکنه دل دختر خانم رو شسکته باشم یا ناراحتش کرده باشم در حالیکه ما واقعا اختلاف داشتیم و حتی به خودشون گفتم که الان شاید برای جفتمون دردناک باشه ولی بهتر از جدا شدن تو زمان عقد یا بعد از ازدواج با بچه هستش میخواستم کمکم کنید راهنمایی کنید که چیکار باید بکنم...
1403/09/05

سوال 995733

سلام من همون خانمی هستم که گفتم ۴۷ سالمه مجرد و با موردی ۵۸ ساله مطلقه تحصیلکرده اشنا شدم گفتم تا جلسه سوم حس بدی بهش نداشتم کمی تفاوت مذهبی داشتیم ولی تفاوت سنی برام قابل قبول نبود اول ویژگیهای مثبت را دیدم ولی جلسه چهارم حسم بد شد و تصمیم قطعی گرفتم ..تفاوت سنی برام مهم تر شد برام همین جواب منفی دادم یک ماهی تماس و دیدار داشتیم ایشون امیدوارتر بودن وگاهی با استیکر احساسات نشون میدادن .. بعد از جواب منفی براشون آرزوی موفقیت و شادکامی کردم ولی ایشون پیامم را خواند و جوابی نداد ..حس بدی دارم مثل عذاب وجدان کاش زودتر جواب منفی داده بودم ..اگه آشنایی ۲ ۳ ماه طول میکشید و کنسل میشد چیکار میکردن..
1403/04/03

سوال 994298

سلام تقریبا یکسال و نیم پیش در یک کلاس کاری با دختری آشنا شدم و بصورت حضوری و تلفنی با هم در ارتباط بودیم و هستیم اوایل خیلی میل به ازدواج نداشتم و فقط در حد دوستی بود چند باری هم رابطمون تموم شد و دوباره یا از طرف من یا از طرف ایشون بهم رجوع کردیم، الان بیشتر با هم وقت میگذرونیم و انگار هرچی ایراد قبلا میدیدم از ایشون کاملا برام عادی شده و احساس میکنم علاقم خیلی بیشتر شده، همچین ما تو ی شهر فقط برای کار اومدیم و مجردی جدا از هم زندگی می‌کنیم خانواده هامون هم هر کدوم شهر خودشون یعنی شهر و دیارمون هم متفاوته، من چون سنم بالای سی ساله نمیخام احساسی تصمیم بگیرم و چون ایشون کاملا از ی شهر دیگ هستن و از ما دورن شناخت پیدا کردن از خانواده خیلی سخته، از لحاظ احساسی کاملا تسلیم شدم ولی از لحاظ عقلی هنوز قانع به این ازدواج نشدم، ولی از طرفی دلم نمیاد دل دختر رو بشکونم و بخام ازش جدا بشم، واقعا ممنون میشم راهنمایی کنید
1403/03/28

سوال 994232

سلام وقت بخیر زندگی پدر مادر من پر از دعوا و قهر بوده و هست. تا وقتی زیر 15 سال بودم که همیشه کتک خوردن مادرم رو دیدم و داد و بیداد پدرم ...الان هم مادر کلی مریضی و سر درد و پا درد و ازین امراض داره سنشم زیاد نیست .. دلم براش میسوزه میترسم بعد از ازدواجمم بخاطر توجه زیاد به مادر برچسب بچه ننه بودن بخورم ....بگذریم آیا باید بیخیال زندگی مادرم بشم و اهمیتی بهش ندم ... علم چی میگه درستش چیه
1402/07/14

سوال 989431

سلام وقتتون بخیر در خانواده من یه مشکل مقطعی مالی به وجود اومده و خانوادم فعلا درگیر اون مسئله هستند و احساس میکنم تو این دوره بحث ازدواج و خواستگاری بکشم وسط فشار مضاعفی بهشون وارد میشه و این حس عذاب وجدان و...فکرم رو مشغول کرده بنظرتون درسته یه مدت بیخیال این بحث ازدواج و اینا بشم؟
1401/06/26

سوال 19394

سلام وقت بخیرمن طی سه ماه گذشته دوبار از طریق همدم به دو تا دختر خانم معرفی شدم و بیرون قرار گذاشتیم و ملاقات کردیم، اما بخاطر برخی اختلاف سبک زندگی ها و احساسی که در من شکل نگرفت معرفی رو لغو کردم.با اینکه این دو نفر حقیقتا آدم های خوبی هم بودن و لغو معرفی هم برای مورد اول بعد جلسه اول آشنایی و برای مورد دوم بعد از جلسه دوم آشنایی اتفاق افتاد، ولی بنظرم اومد که هر دو بزرگوار از دستم ناراحت شدند و من تا یک هفته از عذاب وجدان نمیتونستم دیگه به ازدواج فکر کنم.همین شد که تا مدتی عطای ازدواج از این طریق رو به لقاش بخشیدم. حالا هم با اینکه بخاطر شرایط کاریم و سبک زندگیم کلا در زندگی معاشرت با خانم ها محلی از اعراب نداره، بعلاوه خودمم تجربه ای از رابطه عاطفی نداشته ام، نمیدونم چطور میشه مسئله ازدواج رو حل کرد.درضمن اینم اضافه کنم که آشنای مطمئنی هم سراغ ندارم که بهش بسپرم.اگر میشه لطفا راهنماییم کنید.متشکر

صفحه 1 از 2