پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/06/10

سوال 995193

سلام من با خانمی آشنا شدم بیش از پنج جلسه ملاقات داشتیم هم محله و هم کفو هستیم و حس خوبی به ایشان دارم تقریبا در مورد همه چیز جز مسائل مالی ازدواج توافق کردیم آخرین بار قرار شد بریم مشاور و قرارشد ایشان وقت بگیرند ولی مساله مهمی که ذهن من را مشغول کرده که حس میکنم ایشان آنقدر حس به من ندارند همیشه من شروع کننده ارتباط بوده ام هیچ وقت حاضر نشده یک عکس از خودش به من بدهد و آخرین جلسه هم نگذاشت چیزی خوراکی یا نوشیدنی براش بخرم الان چند روزه عمدا پیام بهش ندادم ببینم خودش پیامی بهم میده ولی دریغ از یک پیام . وقتی ازش میپرسم اصلا تو من را دوست داری یا نه میگه اگه حس نداشتم پنج جلسه باهات نمیومدم اصلا من آنچنان شوق یا حس در ایشان نمیبینم در ضمن هردو در رنج سنی بالای ازدواج هستیم میگند اصلا هم حاضر نیست در مسائل مالی ازدواج کوتاه بیاد یعنی ممکنه بخاطر یک یخچال یا لباسشویی من کنار بگذاره.دوست داشتن در رفتاره نه گفتار الان من نمیدونم چکار کنم؟ در ضمن از اینکه حوصله و وقت میگذارید و جواب های خوبی میدهیددممنونم اگر چند سال پیش همچنین سیستم مشاوره ای میشناختم الان بچه دومم تو راه بود متاسفانه بیرون مشاوره ها باذقیمت گزاف انجام میشه و متاسفانه همه مشاورها هم یک نوع فکر نمیکنند بعضی مذهبی بعضی غیر مذهبی و خیلیها فقط دنبال پولندولی اینجا فرد میتونه نظرات چند مشاور مختلف را ببینه و از برایند آنها تصمیم درستی بگیره من خودم تنها دلیل ازدواج نکردنم نبود مشاور خوب در زندگیم میدونم متاسفانه پدر مادرم هم تاثیر مثبتی نداشتند و مشاور خوبی نبودند از عمگی تشکر میکنم کاش تبلیغات بیشتری در مورد این مشاوره ها صورت بگیرد تا همه با اینجا آشنا شوند اجرتان با حضرت زهرا
1401/06/21

سوال 19331

سلام...در جواب خانمی ک گفتن ۳۰ سالمه و از ۱۸ سالگی خواستگار دارم..چرا ازدواج نکردید بخاطر غرور بوده؟ یا صبر کردن برای اینکه ینفر بهتر پیدا بشه ؟
1401/05/27

سوال 18823

سلام وقتتون بخیر..راستش بیشتر از مشاوره جنبه درد دل داره ..من تو یه خانواده مذهبی بزرگ شدم بچه بودم تا چندسال بعد ک دانشجو بودم قبل بیماری مادرم هرسال ماه محرم مراسم و نذری داشتیم و منم همیشه کمک مامانم مشغول پذیرایی و نظافت منزل می شدم تو مراسم های خانوادگی هم حضور داشتم .کلاس قران و کامپیوترهم فعالیت داشتم بعد دانشجو شدم و محیط دانشگاه و بعد کار و محیط کار و چند شرکت متفاوت کار کردم .اما دریغ از خواستگار .چندتایی هم ک در دوران دبیرستانم مادرهاشون زبونی موضوع را گفته بودن مادرم گفته بود دخترم درس می خونه و موضوع خاتمه پیدا کرده بود..خانواده خوبی هم دارم بی حاشیه و سالم .خودم دخترفعالی هستم و تحصیل کرده و شاغل و بقول امروزی ها خودساخته..چندنفری هم که همکارای پدرم معرفی کرده بودن و خواستگاری امده بودن به هردلیلی ک بعدها متوجه می شدم و به من اصلا مربوط نبود برنمی گشتن حتی زحمت نمی دادن بگن کنسله و من باید چندماه بی خبری می موندم ..تبیانم که امدم دوسال بود ثبت نام کرده بودم هیچ تماسی نشد جز یبار که رفتم مدارکم را بررسی کنن.از وقتی همدم هم امد یبار یکی درخواستمو رد نکرد ک امدن مادرشون رفتار زشت داشتن و اخرم اونا گفتن نه و بعد اونم دومورد بوده یکی طرف پیام داد و بعدش هم گفت به خانواده ام بگم اگه مثبت بود اشنا بشیم بعد ازش خبری نشد .یکی هم دو سه روز قبل شماره ام را بهشون دادن و خبری ازشون نیست...واقعا نمی دونم ایراد از منه .یا بقول خرافاتی ها طلسمم کردن .و بختم را بستن ..یا چی ..نمی دونم فقط می دونم بدجور روانم ریخته بهم .کاش راه حلی بود حدااقل اعصابم اروم بشه ..من برای زندگیم برنامه دارم .کلاس موسیقی می رم باشگاه می رم کلاس شنا می رم کار خوب دارم .مسافرت و کوه پیمایی دارم و تو جامعه حضور دارم اما ....ببخشید اگه طولانی شد و اذیت شدید.خسته نباشید .
1401/04/23

سوال 18068

سلام. من یه خانم ۴۰ ساله هستم که سابقه ازدواج ندارم. از لحاظ ظاهری کاملا نرمال و سطح تحصیلات ب نسبت بالایی دارم. اکثرا بهم میگن تو با این قیافه و تیپ و اخلاق جای تعجب هست ک چرا ازدواج نکردی تا این سن. خودمم برام عجیب و باعث ناراحتیه ک نتونستم تا این سن ازدواج کنم.چون نه ایراد ظاهری دارم ن اخلاقی و نه حتی آدم سخت گیری هستم. بعضی از اطرافیانم میگن ک تو سخت گرفتی ولی من اصلا اهل سخت گیری نبودم و نیستم. آیا اگر بخوام شخصی ک وارد زندگیم بشه توانایی اداره یک زندگی از لحاظ مالی رو داشته باشه زیاده؟ یا اینکه بخوام از لحاظ اعتقادی تا حدی ب من شبیه باشه؟ من مانتویی و پوشش متعادل دارم . ن چندان پوشیده و ن چندان بی حجاب.ظاهر من هم شاید حدود ۱۰ سال جوانتر نشون بده. اهل نماز و روزه ام. بهرحال کلا سردر گم هستم و نمیدونم باید چه کاری انجام بدم یا انجام میدادم ک اون نتایجی رو که میخوام و میخواستم بگیرم. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
1401/03/26

سوال 17445

سلام خسته نباشید من همیشه دنبال زندگی با عشق بودم و همیشه خواستگارامو رد میکردم با اینکه خیلی شرایط و تحصیلات خوبی داشتن و آرمان‌هام خیلی متفاوت بود هرچی سنم بالا رفت خواستگارا نسبت به قبل کمتر و شرایط اوکی ای نداشتن و این باعث شد همیشه مقایسه کنم نمی‌دونم تو این وضعیت گرونی اصلا درست هست به فکر ازدواج بود اما تنهایی باعث میشه دلت بخواد یکی واقعا عاشق باشه و کنارت باشه اما متاسفانه کسی که باب دلم باشه نیست به نظرتون من تا آخر عمر تنها بمونم چون مکملم نیست
1401/03/21

سوال 17322

من همون پسری هستم که در مورد زنان بیوه مطلقه گفتم وپسری که24سالمه من به این دلیل گفتم چون خودم خیلی نیاز جنسی عاطفی روحی دارم و اینکه در همدم بعضی زنان بیوه میخواندم می خواستم باهشون ازدواج کنم که سرپرستی اشون بیگیرم ولی چون شغل درست حسابی ندارم حالم از نظر روحی خراب میشه و اختلال دوقطبی دارم خیلی حالم بد میشه میزنم زیر گریه چون خیلی دوست دارم ازدواج کنم
1401/03/18

سوال 17259

سلام من آقا 37 سالہ مادرم فوت شدہ خواھر برادرھا ھم سر خونہ خودشون پدر ھم ازدواج کردہ رفتہ من موندم تنھا ھیچکدومشونم نمیگن آستینی بالا بزنیم برادر ما گناہ دارہ دچار افسردگی شدید شدم چندسالی دیگہ دنبال راھی میگردم خودکشی کنم ھمہ درھا روم بستہ شدہ بخاطرہ کروناھم شکست مالی خوردم دوبارہ از صفر شروع کردم ولی اینروزا فقط دنبالہ راہ خودکشی ھستم حتی حوصلہ گوش کردن بہ موزیکم از دست دادم و۔۔۔
1401/03/12

سوال 17130

سلام وقت بخیر. خواستگار ندارم 21 سالمه نمیدونم چکار کنم. 😔خیلی دلم میخاد ازدواج کنم. اما نمیشه 🥺
1401/03/11

سوال 17098

دوستان سلام. تو این زمانه که انقدر فشار مالی و استرس و سختی زیاده به نظرم یه همدم و همراه که آدمو درک کنه و سخت گیر نباشه یه برکته ولی من خودم سه بار تجربه اینو داشتم که تا یک قدمی ازدواج پیش برم ولی هر بار بهم سخت گرفتن من یه آپارتمان نقلی خریداری کردم و بابتش خیلی قسط میدم برا همین برام سخته که مثلا تالار بگیرم و یا ماشینی خریداری کنم ولی متاسفانه هر بار یا ازم مطالبه تالار با ظرفیت ۴۰۰ نفری کردن یا مطالبه خرید سرویس طلای گرون قیمت داشتند ویا گفتن تا ماشین نخریدی ازدواج به تاخیر بیفته چون بدون ماشین مسافرت و تفریح سخته. من واقعا از ته دل ناامیدم چون می‌دونم تا ۵ سال آینده نمیتونم همچین خواسته هایی رو برآورده کنم. ای کاش بشه افرادی که مثل من از نظر مالی چندان توانا نیستن بتونن یه همدم داشته باشن من دیدم که اونایی که چندان توان مالی نداشتن ولی با حضور یه همدم مهربان و بردبار بعد چند سال تونستن از سختی دور بشن و همسر و فرزندشون به آرامش و سعادت برسونن چون همدمشون بهشون فرصت دادن ولی بمن کسی فرصت نداد ممنون میشم اگرکه راهنمایی کنید
1401/03/04

سوال 16979

سلام.ما دخترای دهه شصتی وقتی در بهار جوانی بودیم همیشه مواظب بودیم آفتاب و مهتاب ما رو نبینه ، حیا و عفت مانع میشد حتی به یه پسری نگاه کنیم، توی دانشگاه هم که بودیم راهمون کج میکردیم از ترس اینکه مبادا قرار باشه به همکلاسی پسر سلام کنیم. میترسیدیم نکنه این سلام کردن باعث بشه رومون تو رو هم باز بشه.دوران کارشناسی و کارشناسی ارشد را هم گذروندیم.حالا که نزدیک به سن چهل سال نزدیک شدیم میبینیم هیچ کسی به سراغمون نمیا چون دوره و زمانه عوض شد الان پسرا دیگه دنبال همچین دخترای عفیفی نیستن، دختری رو میخان که باهاشون صمیمی باشه، باهاش بگن و بشنون بعدش باهاش ازدواج کنن، نمیدونم چرا دائقه ها عوض شد ، حتی پسرای مذهبی هم سراغی از ما دخترای عفیف نگرفتن.
1401/03/03

سوال 16963

سلام.چند درصد ازدواج مربوط به قسمت هست؟.آیا کسی که شاغل هست(در اجتماع حضور دارد) در میهمانیها شرکت میکنه، در مسجد و مراسمهای مذهبی هم حضور پیدا میکنه، معیارهای منطقی خودش را ( مثل: اخلاق و ایمان و تحصیلکرده، درآمد حلال، تن سالم) به اطرافیانش اعلام کرده و اظهار کرده که طالب ازدواج هست،آیا با وجود اینکارها بازم باید بشینه تا ببینه کی ازدواج قسمتش میشه؟
1401/03/01

سوال 16933

سلام. چیزی که همیشه واسه من سواله اینه که آیا ممکنه خدا کسی رو بوسیله ازدواج امتحان کنه ؟ یعنی منظورم اینه که هر چی دعا میکنم شرایط ازدواجم فراهم نمیشه، دیگه دارم به میانسالی میرسم و ناامید شدم. چیزی که واسه خیلیا راحت اتفاق میفته واسه من شده آرزو. همه ی دخترای فامیلمون ازدواج کردن بعضیاشون جای بچه من حساب میشن ولی من تو سن ۳۸ سالگی هنوز مجردم با اینکه تحصیلکره هستم و از نظر ظاهر و استایل هم مناسب هستم. تا الان پاکدامنی و نجابتم رو حفظ کردم و واجباتم رو انجام دادم و حجابم رو هم حفظ میکنم ولی نمیدونم چرا شرایط ازدواجم فراهم نمیشه بعضی وقتها فکر میکنم من دچار تجرد قطعی میشم و هیچ وقت نمیتونم‌ ازدواج کنم.

صفحه 1 از 4