پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/03/08
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
اقای ک قهر میکنه
ینی قهر میکنه بعد هروقت خاست میاد منت کشی و آشتی
ولی همون روز فهمیده بود حالم بده برام قرص فرستاده بود
قهرشم بابت اینه ک میخاس سابقه گوگل منو ببینه منم گفتم گوشی مال خودته هروقت کار داشتی بردار اما ب قصد چک کردنه گوشیمو بدع!
و بارها گفته گوشیت دستم باشه مگه من احمق یا نفهمم پیام هاتو چک کنم من همیشه زود گوشیو از دستش میکشیدم ی بار بهش گفتم تو ک بدت میاد تکرار نمیشه اما هرچی تو گوشیم دیدی جنبه داشته باش آخرم پیام های منو دوستمو خونده بود بهش بر خورده بود خیلی چیزا!
۳ پاسخ۷۶ بازدید
1403/09/19
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995840
سلام خانم شربیانی عزیزخسته نباشیدسوال کرده بودیدچندموردرو...ما۱۱ماهه باهمیم وروزاول اومدن خاستگاری انگشترانداختن درخانواده وچندتابزرگتروچون شرط خونه گذاشتم گفتم ملک بخرن بعدعقدکنیم خریدملک طول کشیدمنم میدونستم به اسونی نیست تواین اوضاع مملکت خریدملک اگه خودشون داشتن وهمونومیزدن یاشش دنگ یاسه دنگ چراولی ایشون رفتن برای من خریدن واین خریدملک هشت ماه طول کشیدتاکارکردن وروپسندازفعلی خودشون گذاشتن برای خریدخونه.تاخریدوتموم شدوسندش یه ماه طول کشبدبیادهمون هشت ماه وخورده طول کشید. براهمین ازدواجمون طول کشیدبه هرحال.بعدمدارس شروع شدمنم فرزندمواینجاثبت نام کردم ودرس میخونه ایشونم همسن بچه من بچه داره اونجاثبت نامه ودرس میخونه یخورده بخاطرمدارس وامتحان وگرفتاری های زندگی نشدبعدایشون کارشون روبیشترکردن چون روشون برای زندگی وخریدخونه ووخرج وهزینه های دیگه فشاربودکارش بیشترشده ووفت وزمان کم میارن کارشونم جوریه برمیدارن قبول میکنن کارمشتری روبایدانجام بدن وتحویل بدن دیگه هی سرش شلوغترشدتوکاروزندگی ازیطرف دیگم ماشینشون خراب شدودرست نشدمجبورشدن اونوبدن وسه برابرهزینه کنن ماشین جدیدونوبگیرن وهزینه وفشاروچک واینازیاددارن شرایط نشدوقت برای دیدن ماباشه.این مابین تواین یازده ماه پنج ماه وهموندیدیم براهمین شرایط هاشدوگرنه ایشون جونشون داره درمیره فقط یه ساعت منوبیین ازطرف دیگه هم این وسط نقل مکان داشتن برای خودشون برای خونه ای که زندگی میکنن وبازهم این مابین چون میخان مهمونی وجشن بگیرن سمت خودشون برای عقدمون میگن هزینه میخادوهزینه های مهظروعقدوحلقه وحتی چیزای دیگه فکرمیکنن وابایدکارکنه که بتونه برسونه همروقراراخرمون دیگه تاقبل عیدبوده که دستش خالی شده یه مقداردیگه کارکنن جمع کنن برای کارای اخرمون.مخالفتی ندارن خانواده اگه بخادبه حرف اون هاباشه ازخداشونه ازدواج کنم برم ولحظه ای اینجانباشم صحبت کردم درموردمشکلات خانوادگی خودم درگفتگوهاهرخاستگاری میومدبرام مادرمن هدفش اینه من برم براش مهم نیست خوب هست زندگیم بعدهایابد.درمورداین اقاهیچ جرف منفی نمیزنن جون بهشون احترام گذاشته وبراشون هنیشه خوب بوده ومحبت کرده چیزخاصی ومخالفتی نکردن تاالان ندیدنمون وطول کشیدن عقدمون بنابرچیزهایی اتفاق افتاده که گفتم بخاطرهمون شرایط وموردها.ایشون تاقبل عقدگفتم مسکن خریدن حتی طلای قراردادی من روخریدن بیشترازاونم خریدن.فقط میگم این مشکلات مابین خودمون هم هی قهراشتی قهراشتی گاهی حالم ازاین رابطه بهم میخورداین اواخرخیلی قهرواشتی داشتیم به حالت سردی رسیده دیگه پای حرف ایشون بشینی مقصرهمش طرف مقابل رومیدونه ودلیل رفتاراش رفتارای طرف میدونه ولی درصورتی که من خیلی مثال هازدم جاهایی که واقعاعقلی واحساسی منطقی فکرمیکنم بی تقصیربی گناه بودم ایشون اون برخوردروداشتن.دیکه من کوچیکترینش رومیگم براتون من روتوجمع صداکردن من نشنیدم وواقعامتوجه نشدم توشلوغی دوروبرم وسروصداهاایشون قهرکردحرف نزدچندساعت جوری که من برم سمتش وحرف بزنم خنده شوخی کنم شیطونی کنم بخنده وسریع وابده انگارنه اتگارکه قهربوده قبلش قهربودتوقیافه بودچرامن الویتت نیستم چرانشنیدی چندبارصداکردم.یاتومشهدپدرم بودمن نتونستم اومدن کنارم ازخجالت دستشون روبگیرم کل مسیرباهام حرف نزدن توقیافه بودچرادستم رونگرفتی دیگه مامیخایم ازدواج کنیم انگشترانداختم بخای حساب کنی زن منی توتوبازاردستم روردکردی نگرفتی بخاطربابات یااطرافیان رفت جلوترمن قدم زداین اخلاقارونمیدونم چی بزارم اسمش روشخصیتشه بی منطقه بی درکه مفهوم حرفام رونمبفهمه یابدمتوجه میشه کلاقهریه هرچی بهش برمیخوره ذاتیه خصلته براهمین اینقدرسرموضوعات مختلف اتفاق میوفته احساس میکنم اصلاحرف منونمیفهمه تادهن وامیکنم.
۲ پاسخ۱۴ بازدید
1403/09/17
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995833
باسلام اگه تورابطه ای باشم طرف مقابل درنه ماه رابطه اشنایی هیچگونه بی احترامی نکردن دربحث وگفتگوهااین اواخردرعصبانیت دوسه باری بی احترامی جزیی کردن میخاستم بدونم جدی هستش ماخیلی باهمیم ایشون دوست داشتن وهمه چیروبهم ثابت کرده ازدواجمونم چون براشون شرط خونه گذاشتم بخرن برام تاخریدن طول کشیدشدنه ماه اشنایی ولی این بعدچندین ماه ای اواخرچندبارپیش اومده منم بی تقصیرنبودم توعصبانیت واون گفتگویعنی هردوکوتاه نیومدیم امامن خیلی ادم جدی تواین زمینم یعنی توبدترین شرایط هم هوای دهنمودارم وبه طرفم بی احترامی نمیکنم میترسم عادتش باشه وتاحالابروزنداده بهم میترسم بعدهابیشتربشه .یه حالت زودرنج ادم بسیاراحساسی وعاطفی سریع ناراحت میشن قهرمیکنن مثل اینکه ایشون یک بارمنوتوشلوغی وسروصداصداکردن پیش خانوادم وهمه بودن من متوحه نشدم ونشنیدم تواون سروصدادیدم باناراحتی میگه توجمع حالااگه کس دیکه بودمیشنیدمن الویتش نیستم دیگه سه بارصداکردم جواب ندادمامان دیدی.درصورتی که من خندم گرفته بودازحرفش مثل بچه هاست مردبه این سن وسال هم حرصم گرفت اخه وقتی نشنیدم من واقعاجرابراخودش میبره ومیدوزه وقهرولبولوچه اویزون میکنه اومدن توچندین بارصداش کردم حرف زدم حرف میزدکم جزیی اماباقیافه وهمچنان ناراحتی قهرانگارهرچقدرم ادم میخادبراش توضیح بده بدترمیشه وضعیت نمیدونم چه عکس العملی نشون بدم تواینجوراخلاقانشون میده اینجورمواقعایاچیکارکنم اصلامیشه تحمل کردیاسخته این ازچی میتونه باشه یه نوع شخصیته اخلاقه ذاته رفتاره چیه.انگارازاوناست هرچی سنش میره بالاامابچه ترمیشه.مثلایبارتوجمع باخاهرش حرف میزدم ایشون باگوشی حرف میرداصلاتوباغ نبودازوسط حرفم شنیدداشتم درموردبه چیزی ازخاهرش سوال میکردم که واقعاراسته میگن اینجوریه ناراحت شدسریع من اینجاهستم همروعقل کل میدونه الامن این زن نمیدونم چراحرف منوقبول نداره وتره خوردنمیکنه اینکه زیادش میکنه گندش میکنه سرش قورراه میندازه وحتی دوکلمه اضافه تربهم میریزم درصورتی که حالاوسط اون همه مکالمه منوخاهرش اینم پرسیدم ازش ربطی به ادم وشخص مهمی نداشت پرسیده شه نمیدونم پای چی عکس العملشون روبزارم راهمون هم دوره ازهم نمیتونیم هردودانش اموزداریم ومشکلات دیگه زندگی نمیتونیم باشبم بریم جلسات مشاوره به جلسه رفتیم تست دادیم ویه مقدارصحبت مختصرکه هی جلسه پشت جلسه میزارن وهرده روزپونزده روزوماهم شرایط نداشتیم که بیان وبریم ونشدنمیدونم چیکارکنم اصلاباصحبت مگه این مشکلات حل میشه من به هیچ وجع فکرنمیکنم ادمی بتونه اخلاق وشخصیتی تغیرکنه ویاروانشناس حرفش تاثیربزاره تاخودش نخادکه هیچ اتفاقی نمیوفته که تودوراهی وحالت گمراهیم چون خیلی داره تکرارمیشه من دارم اذیت میشم
۳ پاسخ۲۸ بازدید
1403/09/16
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995822
سلام من ۳۲سالمه ویک بارجداشدم بخاطراعتیادهمسرم خاستگارزیادداشتم ودوره اشنایی زیادی داشتم ولی بنابردلایلی نشددرهرکسی یه مشکل خاص وجوداشت.الان نه ماه هست بامردی هستم معرفی شده همسرش فوت کرده دوتابچه داره یکی هشت ساله منم یه پسردارم هشت ساله ویک دخترشون ۱۹ساله بچه های این اقادخترن بشدت به من علاقه دارن وخونگرم ومهربون هستن دختربزرگ خودش منوازطریق اشنایی پیداکرده برای پدرش که سروسامون بگیره همسراین مرددرسرزایمان فوت کردن ایشون۵۰سالشونه اماتیپ وظاهرورسیدگی ویسری اخلاق ورفتارشون کلامثل تیپ جوان سال وسی ساله هست ونشون نمیده کاملاپایه وامروزی .روزاول من برای اینکه مهک بزنم ایشون روچقدربهم علاقه داره شرط گذاشتم من پشت بانه یه شش دنگ منزل میخام ایشون برای من اپارتمان خریدو۱۱۴تاسکه زدم کلی دراین نه ماه رابطه برام طلاخریده پول داده به منوبچم رسیدگی میکنه ابرازعلاقه وکلامی داره توجه داره اهل سوپرایزکادوهمه چی عالی بودولی بعدشش ماه همش باهم سرناسازگاری پیداکردیم یعنی همش احساس میکنم اصلامنطق سرش نمیشه واصلاحرف منونمیفهمه همه چی برام گنگ شده که چرااینجوری شده همه چی همه خانواده وطایفه میدونن ودیگه قراره ازدواج کنیم امامن دودل شدم مثلازودجبهه میگیرن حتی برای نصبحت یاخوبی یاچیزخوبیم میگم انگاردرکلماتش داره لج بازی میکنه معامله میکنه مثلامن بگم چرادکترنرفتی امپولتوبزنی چرابه حرفم گوش نکردی الان خوب شده بودی همین چیزساده جوابش اینه من بگم فلان دکترنروفلان جابروتوگوش میدی توهرزمینه ای اینجوری.واینکه زودناراحت میشه وخیلی قهرمیکنه زودتوزمینه های خوب ومنطقی حتی وهمیشه میحایم درموردمشکل صحبت کنیم بدترمیشه چون فقط حرفشون اینه توجرقه زدی توباعث شدی برای همه زمینه هاانگشتشون سمت منه ومن مقصرمیدونن درصورتی که من چندگزینه به دخترشون یاخاهرشون یامشاورگفتم حتی من اون قسمت اون جاداشتم حرف درست اصولی منطقی میزدم ایشون نه جوابش نه رفتارش منطقی بوده وجرقه اول مقصربودن های خودش روهم من میدونه تودودلی وشک افتادم میگم خدایاازدواج دوممه بایه بچه اگه این اخلاقش درستم سعی کردم نشده معموله نمیتونه تغیرکنه باشه اینجوری سخته سه روزنمیتونیم حرف بزنیم ناراحتی نشه چون بهوازسمتش ناراحتی وقهرمیشه وادامه دارگاهی میگم برای سنشه نمیفهمه حرف منواصلاگاهی میگم توشخصیتی این ادم اخه چیه که من نمیتونم بفهمم اصلا..میشه راهنمایی کنیدتوروخدا
۴ پاسخ۳۸ بازدید
1403/08/23
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995656
سلام وقتتون بخیر با آقایی ۳۲ ساله در ارتباطمایشون کاری انجام دادن که باعث دلخوری من شد و خودشونم قبول کردن که کارشون اشتباه بود و معذرت خواهی کردن اما من موقع ناراحتی سرد میشم۲۰ دقیقه ای من بی محلی میکردم ایشون داشتن معذرت خواهی میکردن و گفتن تکرار نمیکنن و سوال میکردن منو دوس داری ؟ منو میبخشی ؟منم با تمسخر جواب میدادم و آخرش گفتم باشه دیگه میبخشم میخوام برم خونه ، من رفتم خونه بعد از دو سه ساعت که چت کردیم ایشون سرد بودن و کلی گلایه کردن که من اصلا انتظار همچین برخوردی رو ازت ندارم کاش فحش بدی داد بیداد کنی ولی بی محلی نکنی اینقد به من حس بی ارزشی و آویزون بودن ندی منو کوچیک نکنی خرد نکنی من دلم شکست من تحقیر شدم و شببخیرمن معذرت خواهی کردم و دچار عذاب وجدان شدم ولی بنظرم رفتارم اونقدری بد نبود و حس کردم ایشون فرار میکنن از موضوع اصلی و میخوان منو مقصر نشون بدن و موضوع بحث عوض بشه
مشاوره خانواده1قهر کردن1رابطه خارج از زناشویی1چیکار کنم زود ناراحت نشم1قهر و آشتی های دوران آشنایی 10+
۴ پاسخ۱۶ بازدید
1400/08/19
سوال 13701
سلام من خانم هستم وحدود 6ماهه آشنا شدیم اما این اقا هر چند وقت یبار به بهانه ای قهر میکنه وبهم میزنه ودوباره برمیگرده بارها ازش خواستم اینکار رو تکرار نکنه بنظر شما چه برخوردی داشته باشم
دوران آشنایی قبل از ازدواج 2قهر و آشتی های دوران آشنایی نداشتن ثبات رفتاری شناخت خواستگار 1بهم زدن رابطه 1
۱ پاسخ۵ بازدید