پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/11/25
ناشناسحقوقی
سوال 996471
سلام اگر یک زوج یک فرزند دوساله داشته باشند و آقا بخواد به دلیل عدم تفاهم ،خانم رو طلاق بده حضانت فرزند دوساله با آقا هستش؟؟یا اینکه خانم باید تا هفت سالگی فرزند رو نگهداری کنه و بعد از هفت سالگی حضانت فرزند با آقا هستش؟؟اگر اینطوره در صورتی که خانم ،از حضانت فرزند دوساله خودداری کنه تکلیف چی میشه؟
۱ پاسخ۲۰ بازدید
1403/09/07
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995749
با سلام و عرض ادبدر مقابل دختر ۱۰ ساله ام که حرفمو گوش نمیده و انتظار داره هر چیزی میخواد فورا برآورده بشه!البته دخترم رو فقط روزهای پنجشنبه میارم پیش خودم و با باباش زندگی میکنه.این توقعاتش خیلی عصبیم میکنه و کنترلمو از دست میدم، نمیدونم چیکار کنم؟ راهنماییم بفرمائید متشکرم
۳ پاسخ۱۲ بازدید
1403/09/07
سوال 995746
سلام وقت تون بخیر، پدر و مادر من از هم جداشدن، من با پدرم زندگی میکنم، هر زمان خواستگاری داشته باشم میخوان با یه نفر به عنوان واسط مثل مادربزرگ، خواهر بزگتر یا عمه صحبت کنن، اما من کسی را به عنوان واسط ندارم که برای صحبت های اولیه پیش قدم باشند، من باید چه کار کنم؟ کلا توی اپ آدم و حوا هم که ثبت نام کردم ، واسط میخواست که من ندارم، من باید چه کار کنم؟؟؟
۳ پاسخ۱۸ بازدید
1402/07/14
ناشناسخانواده و روابط
سوال 989421
سلام من متولد ۱۳۸۵هستم و پدرو مادرم از هم جدا شدن و من پیش خواهرم زندگی میکنم از اینکه مادرم پیشم نیست تحت فشارم دیر به در مامانم و میبینم و همش فکرو خیال میکنم باید چیکار کنم
۱ پاسخ۸ بازدید
1402/06/20
ناشناسخانواده و روابط
سوال 988990
پدر و مادر من بعد از بیست سال ازدواج با چند فرزند وقتی من 18ساله بودم بدون اطلاع به ما طلاق گرفتند. آن زمان هم مشاوره طلاق اجباری نبود. (پسر هستم)قبل از آن هم همیشه با هم دعوا داشتنددعوا های چند ساله که حل نشده یود و روی هم جمع شده بودپدرم باز هم بدون اطلاع به فرزندان ازدواج کرد.بعد از آن به جای اینکه گذشته را فراموش کنند و روی پیشرفت زندگی خودشان و فرزندانشان تمرکز کنند فقط با غیبت از همدیگر و خانواده هم و تحریک کردن فرزندان به مخالفت با طرف مقابل(پدر یا مادر) زندگی را تلخ میکردند.این باعث شد من از درس و زندگی عقب بیفتم و الان شغل مناسبی ندارم که بتوانم مستقل شوم. اوضاع اقتصادی هم مناسب نیست. حتی به مهاجرت هم فکر کرده ام. کسی که فقیر است و نزدیکترین افراد(خانواده و دوستان) او را تحقیر و تمسخر و اذیت میکنند در شهر خودش هم غریب است.چون برادر بالای ۱۸سال دارم نمیتوانم معافیت کفالت بگیرم.بارها جلسات مشاوره شرکت کرده ام بعید میدانم کسی با این شرایط حاضر به ازدواج با من باشد.
۱ پاسخ۱۰ بازدید
1402/02/12
ناشناسخانواده و روابط
سوال 26962
سلامحدود یک سال و نیم هست جدا شدم یه پسر 8 ساله دارم . با خانومی آشنا شدم که ایشون هم دو سال هست جدا شدند و یه پسر 8 ساله دارند اولین سوال مهم من این هست که در صورت ازدواج مشکلات این فرزندان هم سن چگونه خواهد بود پسرم آروم ولی احساسی است بعد از حل شدن این موضوع می تونم معیارها و مشترکات خودم و خانوم را بیشتر بررسی کنم(معیارهای اولیه را دارند)
۱ پاسخ۱۴ بازدید
1402/01/22
سوال 26285
باسلام و عرض احترام ، متولد ۵۹هستم درسال ۷۹پسر دایی پدرم رسماً گفت بیا داماد مان شو شاید در این ۲۰سال یکبار خانواداش دیده بودم در سنین کم شناخت نداشتیم اون تهران بودن ما خراسان شمالی من هم از خدا خواست قبول کردم و زمانیکه صحبت کردند وهمچی مشخص شد گفتن عروس خانم چایی بیاره بعد دیدم این دوختر نمیخوام اون خواهر دیگرش ،وبه پدرم گفتم فحشم داد گفت ساکت همین بگیر خالصه بخاطر بی عرضه بودنم نگفتم نه نمیخوام ازدواج قبول کردم تا ۷سال دعوا وجنگ داشتیم یک دوختر بچه دارم بلاخره با خانواداش در حد مرگ وخون ریزی جدا شدیم وسال ۸۹حدود ۳۳تا سکه دادم تمام شد و کارمند شدم تو شهر خودم دوسال بعد طلاق از طریق خانواده م یک خانواده را معرفی کردند و مجددا یک دوختر خانم ۳۰ساله ازدواج کردم ایندفعه عاشقانه زندگیم دوستدارم و تا جا وتوانم خودم وخانوادام به همسرم رسیدگی میکردند ارسال ۹۴تا ۹۶خانم بچه دار نمیشد برای درمان مشهد ،یزد ،بجنورد رفتیم خدا شکر بلاخره یک دوختر خداوند هدیه داد وسال بعد مجدد بصورت طبیعی یک دوختر دیگه خدا به ماشانتیم داد آنقدر به همسرم و فرزندانم اهمیت میدیم که خدا شاهد اطرافیان حرف وحسادت میکنند خالصه در نهایت بخاطر مستاجر بودن وجابجایی منزل ، و خرید خانه دوتا خواهر همسرم ،خانمم با مادرش دیدن که به بچهها وهمسرم علاقه شدید دارم بعد ده سال تحت فشار وشکایت گذاشتن ورفتن همیشه در فکرم و عملکردم وهزینه ام به رفاه واسایش همسر و دو فرزندم بیشتر اهمیت میدادم در این ده سال تا حال برای شکستن گم کردن اشیا هزینه ومخرج درمان خوراک وپوشاک رفت و آمد کنترل نکردم و اهمیت نمیدم انسانیت را بیشتر از پول واشیا دوستدارم ، ولی دادگاه اومد خدا شاهد هرچی پیش قاضی گفت همه دروغ وتهمت زد پدر نهایت من همونی که واقعیت بوده گفتم و همه رای ها به نفع من صادر شد واز طرفی هم کلاس مشاوره برای طلاق توافقی رفتیم فقط گفت برای شغل ودرامد این آقا باهش ازدواج کردم واز طرفی هم مشخص شد در این ده سال از اخلاق واطمینانم با چند نفر رابطه داشته که مستند شده برام ،۲۸همین ماه دادگاه جلسه طلاق توافقی داریم ، موندم دوتا بچه ۵و۴ساله را تحویل بگیرم ازدواج کنم یا کنار خانوادام بزرگ کنم،ممنونم وسپاسگزارم راهنمایی بفرمایید
۱ پاسخ۱۱ بازدید
1401/12/19
ناشناسخانواده و روابط
سوال 25479
خانم دکترعزیزممنون ازراهنماییتون،شمامیفرمائیدحضانت پسرموبگیرم خودم بزرگ کنم این حرف قشنگیه ولی ازیه طرف پسرم وابستگیش بیشتربه سمت پدرشه تامن،توهمه مدت زندگی مشترکمون من کارمیکردم وهمسرم بچه رونگه میداشت واسه همین باباشوبیشتردوس داره ازاون طرفم من هم ازلحاظ جنسی تحت فشارم همم ازاین لحاظ که خیلی تنهام هیشکی روندارم باهاش درددل کنم دوسم داشته باشه بهم محبت کنه احساس میکنم ازکمبودمحبت شدیددارم زجرمیکشم،واقعانمیدونم چیکارکنم میشه بی زحمت بااین تفاسیرمنوراهنمایی کنین😔
۲ پاسخ۱۸ بازدید
1401/12/19
ناشناسخانواده و روابط
سوال 25468
ببخشیداینم بگم که شوهرم اعتیادداره ومن بااجازه اون پسرمواوردم باخودم زندگی کنه چون همسرسابقم باوجودمصرف شیشه زن گرفته البته زنش چن سال ازش بزرگتره البته این زنم ازسرش زیاده،خلاصه که من راضی نیستم پسرم پیش اوناباشه البته دادگاه حضانتشوبه پدرش داده ومن بااجازه اون پسرمونگه داشتم ونمیتونم به ازدواج کنم دلم براش میسوزه اگه من ازدواج کنم پسرم تکلیفش چی میشه بایه پدرمعتادوزن بابای بداخلاقش،اینم بگم تاالان خواستگارمجردی نداشتم همشون بچه داشتن ومن احساس میکنم نمیتونم بچه یکی دیگه روبزرگ کنم خلاصه که نمیدونم چیکارکنم یه جورایی سردرگمم نمیتونم تصمیم درست بگیرم البته اگه اون عشق یه طرفه روفراموش کنم شایدیه ذره بتونم تمرکزکنم
۲ پاسخ۹ بازدید
1401/10/28
ناشناسخانواده و روابط
سوال 23321
سلام خانم دکتر ممنون از راهنمایی و پاسخی که دادینمشکلات و.. می تونم درک کنم ولی رفتار اشتباه زیاد داره به بچه ش میگه بابات تو را نمیخاد، میبرمت میزارمت پیش بابات... کلن با روح و روان بچه بازی می کنه ( داداشم بچه خودش را بغل کرده بود دختر آجیم به داداشم گفته بود من که بابا ندارم منا بغل کنه و...) این بچه از مادر و پدرش عاقل تر هست گاهی واقعا اینا را میبینم نمیتونم ساکت بشم یچی بهش میگم... مامانم هم پیر هست و همه ش حرص میخوره پدرمم فوت کردن واقعا شرایط برامون سخت هست برای همین میخام زودتر متوجه اشتباهش بشه... اینم بهم بگین می تونم بگم بگه اون کسی که باهاش ارتباط داره بیاد میخام بدونه طرف داره گولش میزنه... برای راهکار حل مسئله و.. کتابی یا... هست معرفی کنید تا بخونم.... سپاس از راهنمایی تون.... از اعضای همدم هم خواهش می کنم دعا کنید مشکل حل بشه 🙏🙏
۱ پاسخ۷ بازدید
1401/10/05
سوال 22528
سلام.من 38سالمه.سه ساله از ازدواجم میگذره.سه چهار ماه اول باهم نساختیم احساس میکنم زنم منو نمیاد و بازم احساس تنهایی میکردم .خلاصه کارمون کشید به شکایت و دادگاه .همه چی گرفت ازم .نفقه خودش و بچه مون و مهریه اش.الان کار به طلاق توافقی کشید.امروز جلو در دادگاه دیدمش تنها تو پارک نشسته دلم بحالش سوخت.ناراحت شدم.بااینکه سه ساله منو کشوندن دادگاه ولی نمیدونم چرا مثل اونا سنگدل نیستم..زنم حتی حاضر نیست کوتاه بیاد یا معذرت خواهی کنه یا اعلام پشیمانی و اشتباه کنه...الان که داریم میرسیم آخر خط .باخودم میگم نکنه تصمیم اشتباهی گرفتیم .و اون از رو لج و غرور چیزی نگه ...خلاصه چه کنم...چون با یک جلسه دیگه طلاقمون حتمی میشه...لطفاً مشاوره بدید
۲ پاسخ۱۸ بازدید