پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/10/07

سوال 995955

ذهن ام بهم ریخته است نمیتونم کسی وارد زندگیم کنم خیلی تنهام
1403/09/16

سوال 995823

سلام متولد ۶۸ هستم ولی نمیدونم چیه که هر درخواستی میدم همون ابتدا درخواست پیشنهاد رو رد میکنن و کسی مایل نیست با ما همسفر بشه نمیدونم بقول قدیمیا بختمون بسته هست یا نه واقعا مشکل از منه
1403/09/16

سوال 995820

سلام و ممنون از ایجاد این فرصتها جهت گرفتن مشاوره بنده خانمی ۴۵ سالههستم با مدرک دکترا و بدون سابقه ازدواج و نسبتا مقید به اصول دینی و اخلاقی. خواستگاران زیادی داشته ام با شرایط اجتماعی و مالی نسبتا عالی اما متاسفانه همگی را به علت مشکلات اخلاقی و اعتقادی که قابل چشمپوشی نبودند رد کردم.با اینکه علاقه زیادی به تشکیل خانواده و داشتن زندگی مستقل دارم مدتی ست حس میکنم که دیگه هیچ آقایی برام جذابیت لازم رو نداره و به قول عوام دارم سرد میشم و قید ازدواج رو میزنم.از نظر بقیه حس خوبی نیست اما نمیدونم شاید در آینده پشيمون بشم از حسی که الان به سراغم اومده و بگم ای کاش با مشاوری مشورت میکردم. آیا با توجه به بالا رفتن سنم این حس طبیعیه یا به علت تعدد خواستگاران و نتیجه نگرفتن دلسرد شدم و یا من دچار اختلالی شده ام؟ممنون از راهنماییتون
1403/09/10

سوال 995773

با سلاممن یک پسری ۳۹ ساله هستم.از چند نفر از هم دانشگاهیم خواستگاری کردم همشون جواب منفی دادن .یکیش خواهرم زنگ زدم جواب منفی داد به دو نفرشان تلگرام پیام دادم جواب منفی داد یکی هم دوستم بهش گفت جواب منفی داد.بعد یکی از اینها با ما کار میکنه با من میره سرکار و میاد و شرکت هم خودش سرویس داره ولی با من میره و میاد حتی یکیش هم بعد جواب منفی کلی کمک کاری خواست بهشون کمک کردم.من دانشجوی دکتری کشاورزیم سر کار هم میرم تو یک شرکتی خونه ندارم ولی ماشین و کمی پس انداز دارم چهره ام کمی سیاهه.اخلاقم هم اصلا بد نیست حتی ی بار استادم توی کلاس پیش همه گفت من دختر داشتم خودم بهت میدادم.من ساکن اردبیلم .فکر نکنم دیگه به ازدواج فکر کنم.
1403/08/24

سوال 995660

سلام وقت بخیرمن اقای ۳۵ ساله هستم که وسواس فکری زیادی دارم...اشتباهاتی تو زندگیم داشتم ولی عذاب وجدان و حس گناه بسیاری دارم...نمیتونم با خودم کنار بیام...ادم به شدت احساسی هستم و تو تصمیماتی که میخوام بگیرم اثر منفی میزاره ....قدرت تصمیم گیری ندارم و با ۳۵ سال هنوز نتونستم ازدواج کنم...بعضی اوقات حس ناامیدی میگیرم و احساس میکنم گذشته ام رو نمیتونم جبران کنم
1403/08/11

سوال 995578

سلام بعد جدایی احساس شدید تنهایی میکنم و احساس پوچی و دوست داشته نشدن و احساس میکنم دیگه نمیتونم رابطه جنسی تا ابد داشته باشم
1403/05/23

سوال 994958

سلام من زندگی خودم با همکارام مقایسه میکنم میبینم اونا راحت ازدواج میکنند راحت خونه میخرند راحت ادامه تحصیل میدند و زندگی وفق مرادشان پیش میره ولی من زندگیم راکد مونده چندین ساله فقط دنبال یک همسر خوبم هرچی جلوتر میرم بدتر میشه طرف فقط با دیدن عکس ردم میکنه به خدا من زشت نیستم همش تو فکرم خیلی نا امید شدم دعا میکنم نذر میدم آدم خوب تو زندگیم نمیاد اصلا انگار خدا باهام لج کرده و طلسم شده زندگیم هر کاری میکنم بد میاد از فعالیت اقتصادی و سرمایه گذاری گرفته تا انتخاب همسرحتی میخواستم محل کارم عوض کنم آنقدر اشکال تو کارم آمد که نشد چکار کنم من هم مثل بقیه خوب بیارم یک آدم خوب و مطابق میلم بیادتو زندگیم خانمی گفتند همه آقایون همدم دنبال دوستی اند به خدا من دنبال زندگیم نمیدونم چرا زن زندگی سر راهم نمیاد همه دخترا دنبال پسر پولدار و خوشتیپند .من حس میکنم مشکلم از کائناته این خسم درسته کم کم هم دارم به قطعیت میرسم چکار کنم خدا با هام آشتی کنه
1403/05/10

سوال 994807

سلام و درود خدمت تمام عوامل زحمت کش همدم. من یک مسئله ای که داشتم در بخش دیگری مشاوره گرفتم از مشاورین همدم. ولی یک جمله ای از یکی از کاربرها من رو عمیقا به فکر فرو برد و حتی نسبت به اینکه بخوام مدارکم رو تکمیل کنم و جهت تایید پروفایل بفرستم سرد کرد. دوستی نوشته بود *(اگر کسی اینجا منزلت شان و منزلت بالا و شرایط اقتصادی خوب داشت که اینجا دنبال ازدواج نبود)*من با خودم فکر کردم که اصلا دختر پر توقع و پرخرجی نیستم ولی چون تو زندگی شخصیم سختی مالی زیاد کشیدم به شدت تو روحیه من تاثیر مخرب گذاشته. من ۱۰ ساله کار میکنم و با سختی تونستم جهیزیه ام رو به تنهایی تکمیل کنم . هنوز زیر بار اقساطی که متحمل شدم هستم و میبینم که نداری چقدر روحمو خراشیده. کما اینکه به زندگی پدر و مادرم کمک میکنم. اما خب من دوست دارم همسرم خونه داشته باشه تو این اوضاع خیلی برام مهمه. درآمد ثابت داشته باشه. نمیگم درآمد فضایی اما ثابت. ولی واقعا با خوندن اون جمله انگار آب یخی بر تمام امیدهایم ریخته شد .
1400/07/11

سوال 12434

من هیچ علاقه‌ای به خودم ندارم. از گذشته خودم غمگینم و نسبت به آینده‌ سالهاست دلسردم. امیدی ندارم و علاقه‌ای هم به امیدوار شدن ندارم. مریضی هستم که کسی جز خودم نمیتونه بهم کمک کنه، اما نمیخوام کمکم کنه. سوال "خب آخرش که چی؟" بزرگترین چالش منه و هیچ دلیلی نتونسته برای مدت طولانی دلمو قرص و منو سرزنده و امیدوار نگه‌داره...
1400/07/11

سوال 11781

سلام من الان به جایی رسیدم که کاملا از زندگی سیر شدم و تنها ارزوم اینه که الان ساعت ۲ شبه میخوام بخوابم صبح دیگه از خواب بیدار نشمچون واقعا هیچ چیزی نمیتونه منو خوشحال کنه و اینکه از همه ادمها متنفرم