سلام من چند وقتی هست که خیلی علاقمند و شیفته یکی از هم مدرسه ای هام شدم که از من چهار سال کوچیکتره و خیلی ذهنمو درگیر کرده در حدی که الان دارم قرص افسردگی میخورم که شاید بتونم بهش فکر نکنم ولی نمیشه باید چیکار کنم؟ و نکته مهمش اینه که هر روز هم میبینمش و این بدتر میکنه قضیه رو
سلام
من قبلا بابت بیماری وسواس اقا و عدم صداقت ایشان از همان روز اول و وابستگی شدید به خانواده قبلا سوال کردم اما مشاورین گرامی میفرمایند همه تقصیر گردن فرد مقابل نیندازید یعنی وقتی اقا بیماری وسواس داره و چند روز بعد ازدواج متوجه عدم صداقت ایشان میشی اعم از دروغ گفتن میزان حقوق، مالک بودن خانه در حالی که میگفت برای مادرم و ... و همین طور اقا دو هفته بعد عروسی شب های از دل تنگی روزهایی که تا سن ۳۰ سالگی پیش پدرش میخوابیده و الان دلتنگ اون روزها باز باید به شخص جدید بگیم تقصیرها گردن ماست وقتی اقا ایراد رفتاری و اخلاقی داشته؟ یعنی کدام بخش اون موارد باید گردن گرفت ممنون میشم بفرمایید یا اقایی که گفته شما زن ها حق تون اگر درست بودید اون اولی نگهتون میداشت!!!
سلام. وقت بخیر.دختر م حدود ۴ سالشه.بشدت وابسته است وحتی پیش مادرم بدون من نمیمونه. فقط مهد کودک میره (وقتی مطمئنه من داخل محوطه مهد هستم)واز آقایون پرهیز میکنه حتی با عمو و دایی ش حرف نمیزنه. توصیه تون چیه؟
سلام خدمت خانم محمدی گرامی فرزند دو سال و پنج ماهه من اضطراب جدایی گرفته و مدام دوست داره در کنار من باشه و گریه می کنه ، من خانومی شاغل هستم که خودم مدام استرس و نگران میشم برای دخترممیخواستم بدونم مهد کودک برای فرزندم مناسبه؟