پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/09/22

سوال 995861

میخواستم بپرسم که چگونه میتوانیم متوجه شویم که به بلوغ نیاز برای ازدواج رسیده ایم؟ من خودم در حال حاضر دختر هستم و ۲۲ سال دارم و خواستگارهای متعددی داشتم. ولی به علت سن پایینم از طرف خانواده رد شده. البته در این که تک بچه هم هستم بی تاثیر نیست. چون پدر و مادرم به من وابسته هستند و مرا دوست دارند. الان من به اون بلوغ رسیده ام که دیگران مرا برای ازدواج مناسب ببینند؟ بر اساس این اتفاقات که از پارسال برای من شروع شده و خواستگار دارم، میتوانم حسم را چگونه بیان کنم؟ آیا این حس گرایش به طرف مخالف که الان دارم درست است یا خیر؟
1403/07/07

سوال 995398

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت مشاورین محترم، من جهت آشنایی با یک دختر خانم تلفنی چند بار صحبت کردم، اول با مادرشون بعداز اجازه با خودشون، من متولد 66 هستم قد177 و از نظر ظاهر هم قابل قبول هستم، شغل مناسب دارم از نظر روابط عمومی و اخلاق هم خوبم، طرف مقابلمم متولد 74 هستند، محل سکونت و شغل من با خانواده خانم 2 ساعت فاصله دارد، اولین صحبت هم با مادر و دخترخانم همین موضوع بود که ظاهرن تلفنی مخالفتی نداشتن، صحبت های اولیه خوب پیش رفت، من درخواست ملاقات حضوری کردم که موافقت شد، من با مادر رفتم شهرشون ایشون هم با مادر و مادر بزرگشون اومده بودن، کمی صحبت و خوش امد گویی، مادر بزرگ بیشتر صحبت میکردن و دقیقا بعد از چند دقیقه مادربزرگشون گفتن دختر یگونه باید پیش مادرش باشه نه بره شهر دیگه، حس کردم تأثیر زیادی روی خانواده دارن و انگار نمیخواستن نوشون جای دیگه زندگی کنه، حتی دخترخانم توی صحبتهاشون از وابستگی به مادر بزرگ حرف زده بودن، و قرار شد بعداز فکر کردن جواب بدن، که دقیقا بعداز دو روز مادرشون گفتن دخترم نمیتونه شهری دیگه زندگی کنه، من خودم حس این بود که وجود و حرفای مادر بزرگشون توی جلسه خاستگاری تأثیر منفی گذاشت، من از دخترخانم خوشم اومده آیا با این توضیحات میتونم دوباره با مادرشون صحبت کنم و دوباره بخوام ملاقات داشته باشیم و یک بار دیگه گفتگو کنیم؟ یا دیگه باید فراموش کنم و تمام شده بدونم موضوع رو؟ ممنون میشم راهنمایی کنید
1402/09/14

سوال 991206

حدود سه ماهه که نامزد کردم و خیلی بهش وابسته شدم طوریکه در روز شاید بیست بار باهاش تلفنی صحبت می کنم و هر چند روز یکبار هم همدیگرو می بینیم و دوست دارم تمام وقتم رو باهاش بگذرونم ولی متاسفانه نامزدم نسبت من حسش کمتره و احساس می کنم از تماس های زیادم ناراحت میشه و چندباری هم گفته چرا اینقدر زنگ میزنی. خب من چیکار کنم که از وابستگیم بهش کمتر کنم واقعا دست خودم نیست
1401/07/19

سوال 20093

سلام وقتتون بخیر ،من با وجود ۳۷سال سن دوست دارم با کسی ازدواج کنم که از همه نظر بهش نیاز داشته باشم،از نظر معنوی و مادی،چون این رو باور دارم که این حس دو نفر رو هر روز به هم وابسته میکنه و این حس قشنگیه هیچ وقت دو طرف برای هم تکراری نمیشن،آیا این باور من اشتباه است؟؟؟من ی دختر ی هستم که در سن ۱۷سالگی پدرم رو از دست دادم
1401/07/05

سوال 19662

سلام و وقت بخیربندهخانم هستم و ۲۲ سالمه ، مشکلی که دارم اینه که سریع وابسته آدما میشم و دلکندن و جداشدن ازشون خیلی برام عذاب آوره ، به دوستان و اطرافیانی که مدتی باهاشون ارتباط دارم وابسته میشم اما اونچیزی که خیلی اذیتم میکنه وابسته شدن به بعضی از آقایونی هست که به نوعی باهاشون در ارتباطم مثل بعضی از اساتیدم ، اون هایی که به نوعی بهم توجه میکنن یا کمکم میکنند و یه طوری بهم احساس حمایت و همراهی میدن ، نقطه ضعفم این موضوعه برای رفعش چه کاری انجام بدم ؟
1400/10/23

سوال 14704

<p class="paragraph"> سلام چطور میشه بعد از ازدواج از وابستگی عاطفی و روانی به خانواده کم کرد ؟چون این وابستگی شدید عاطفی باعث شده زمانی که کنا همسرم هستم فکرم همش پیش خانوادم باشه و دلتنگ و نگران تنهایی اونا باشم. </p><p class="paragraph"> لطفا راهنمایی کنید </p>