روانشناسی و سلامت روانی
روانشناسی و سلامت روانی

روانشناسی و سلامت روانی

۲۹۹٬۰۷۱ سوال۳۰۴٬۳۸۱ دنبال‌کننده

سوالات این دسته‌بندی

1404/06/27

وابستگی

سلام و عرض خسته نباشید. چطور وابستگی عاطفی خود را به خانواده کم کنیم؟ بعضی مواقع آشنای هایی برای ازدواج پیش می‌ایند که موارد خوبی هستند اما فکر رفتن به شهر دیگر بافاصله‌ی ۲، ۳ ساعت حس ترس ایجاد می‌کند چطور به این حس غلبه کنم؟
1404/06/27

انتخاب مجازی

سلام وقت بخیر من یک دختر مذهبی و چادری هستم و چند مورد مجازی که آشنا شدن وقتی پوشش و نوع نگاه و حیا رو در اینجانب می‌بینند تعجب میکنند من این احساس درونم به وجود اومده که جامعه ما فکر می‌کنه هر کس که تو این اپلیکیشن های مجازی میاد از لحاظ شخصیت و اعتقادات مشکلی داشته که در محیط بیرون نتونسته ازدواج کنه و یک مورد هم مادرشون به آقا پسر گفته بود دختر درست و حسابی که تو سایت نمیاد و آقا این رو به من گفت بااینکه واقعا من رو پسندیده بودند سر آخر هم به علت دخالت های خانواده ایشون همه چیز به هم خورد و مردهای با تعهد بالا بنظرم آشنایی مجازی رو انتخاب نمی‌کنند و برای خودم و انتخاب شریک زندگیم از طریق دنیای مجازی دچار عذاب وجدان شدم ممنون راهنمایی بفرمایید
1404/06/26

سوالات حیطه شغلی در جلسه اشنایی

سلام لطفا چندین نمونه سوالات مناسب برای آگاهی از شغل و وضعیت مالی آقا. توازن کارو زندگی، دمدمی مزاج شغلی و این موارد مهم پیشنهاد دهید با تشکر از راهنمایی کارشناسان
1404/06/26

قرار اول آشنایی

سلام برای قرار اول تو کافه باید چیزی بخریم. مثل گل یا ... لازم نیست؟
1404/06/26

داشتن خواستگار

سلام وقت بخیر ۴۲ دارم مجردم هستم شاغل هستم و ی مورد برای ازدواج دارم ک ۶ سال از خودم بزرگتر هستن و متارکه کردن مهندس عمران و دکترای روان شناسی دارن بدون فرزند ی دیدار کوتاهی با این آقا داشتم ک گفتن ب دلیل شکاک بودن ،بیش از حد خانومش ب طلاق کشیده شده خیلی هم متشخص بودن البته من فقط یک جلسه ایشون رو دیدم مشکل اینجاست ک من نمیخوام خانوادم بدونن ک این آقا متارکه کردن هر چند نظر خود آقا این بود ک باید این مسئه رو به خانوادم بگم لطفا راهنمایی کنید میشه که این مسئله متارکه رو به خانوادم نگم.
1404/06/26

نخبه‌ای با مشکل تمرکز و اعتمادبه‌نفس در گزینش‌ها

سلام من همون نخبه هستم اگرخاطرتون باشه. یک نکته ای که بعد فرموده کارشناسان محترم بهش رسیدم اینکه من توی گزینش ها شغلی نمی تونم درست از خودم دفاع کنم و درست صحبت کنم . مورد بعد اینکه جدید وقتی می خواهم یک چیز جدیدی یادبگیرم نمی تونم ذهن متمرکز کنم ،دوم به شدت دل شوره و پرخاشگر میشم، سوم به شدت نا امیدمیشم که بازهم یاد بگیری هیچ فایده ای نداره و دوباره بی کاری، چهارم، خیلی به نسبت سابق دورتر یادمیگیرم. راهنمایی بفرمایید
1404/06/25

ازدواج با مرد فیتیش

سلام من یه مشکل خیلی بزرگ دارم نمیدونم چرا تقریبا از هر پنج خواستگاری سه تاشون فینیش جنسی دارن مثلا می‌خوان توی رابطه خانمشون با مرد دیگه ای بخوابه جلو آقایون دیگه باز باشه لباساش دلبری کنه واسه مردا و جالب اینکه همشون تقریبا قشر مرفه تحصیل کرده موقعیت اجتماعی خوبی دارند نمیدونم چرا این خواسترو دارن ومن اصلا از این جور روابط خوشم نمیاد ب نظرم مردی ک زنشو دوست داره حاضر نیست با کسی تقسیمش کنه خلاصه ک خواستگارای من یا پولدار خوشتیپ بی غیرتن یا برعکس بسیار سطح پایین غیرتی تعصب بسیار شدید فقیر بی سواد بی سواد یعنی اینکه واقعا نه از لحاظ کلامی نه املایی نه فهمی و درکی صفر صفر صفر یعنی من تا آخر عمر با این اوصاف تنها میمونم چون هیچ کدوم از این دو دسترو نمیتونم تحمل کنم بنظرتون بیخیال ازدواج شم ؟
1404/06/25

عدم وجود اعتماد به نفس برای شروع

میترسم ازدواج کنم چون نه خونه دارم نه شغل مناسب تقریبا ۲۵ سالمم هست و احساس میکنم دارم دیر میشه
1404/06/25

بیکاری یک نخبه

حدود ۳۸ سال دارم کنکور کارشناسی با رتبه۹۹ و ارشد با رتبه۲۴ قبول شدم ولی دانشگاه مطرح نرفتم به دلیل اینکه حوصله سرکلاس نشتن نداشتم و ندارم. من عضو بنیاد ملی نخبگان بودم و مخترع هستم و جشواره خارزمی ۲ بار مقام آوردم یکی اول و دومی دوم این ها همه مال زمان قبل دانشگاه بود. در رشته کاریم خیلی کارم خوبه نمی گم همه چیز بلدم ولی ۸۰ درصد کار ها بلدم ولی مشکل اینجاست هر جایی رزومه ارسال می کنم استخدام نمیشم. چند جایی که پیگیری کردم بهم گفتن ما نمی تونم به اندازه این رزومه بهت حقوق بدیم من امدم رزومه خیلی کم کردم از یک متخصص به یک کارشناس معمولی بازهم درست نشد. از اون رزومه امدم کمترش کردم در حد چند خط بازهم درست نشد. رفتم مشاوره مشکل خاصی بهم نگفتن این یک طرف هر جایی استخدام هم بشم زود جمع بر زد من میشم به نظرم به خاطر خلاقیت زیادمه چون شروع می کنم به دادن ایده و طرح های کاربردی من برای بهتر شدن سیستم این کار می کنم ولی بقیه فکر می کنند من دارم زیرابشون میزنم. در صورتی که اینجوری نیست. مورد بعد من ای دی دی هستم پیش فعالی ولی بدون اچ برای این پیش فعالی هم پیش دکتر رفتم و میرم هم نوروفیلبک اگر درست نوشته باشم. ولی بعدش هم رزومه ارسال کردم باز درست نشد. احساس می کنم آدم احمقی هستم و به درد هیچی نمی خورم. از طرفی دلم برای این همه استعداد که دارم می سوزه. احساس می کنم خدا نمی خواد کارم درست بشه منم آدم مذهبی هستم و توی این حوزه خیلی به خدا اعتماد ندارم نمی دونم چرا هرکاری می کنم آخر دلم شور میزنه. چند ساله که شرایط زندگیم اینجوریه و حالا به خودکشی فکر می کنم بارهم رفتم سمتش ولی اول از عذاب بعدش ترسیدن و دوم از ناراحتی خانواده. خستم خیلی دیگه حوصله تلاش ندارم فقط دنبالشم تمام بشه بیشتر اونجا ای که وقتی رزومه منو می بینند میگن نخبه ای وای چه عالی ولی بعدکار نمیدن این خیلی حس بدیه من حداقل ۱۵ سال پیش روانشناس و مشاور و رواندرمانگر و غیره رفتم مربی دوتا رشته رزمی هستم سالها وقت گذاشتم ودر تکنولوژی خودمو به روز کردم ولی خروجی صفر صفر. چیکار کنم؟ آیا حقم نیست زندگی یک جایی تمام کنم؟ یک ساله دارم بهش خیلی جدی فکر می کنم جدی تر از غذا خوردن. شغل فعلی من راننده اسنپ هستم. از برخورد مردم نگم که خیلی بده خیلی. 😔😔😔 ببخشید که زیاده گویی کردم.
1404/06/25

به هیچ مردی اعتماد ندارم

من چهار ماه پیش بایه آقایی آشنا شدم فاصله مکانی داشتیم مدام به من می‌گفت تو باید به دیدن من به شهرم بیایی من گفتم ما خانواده مذهبی هستیم اجازه ندارم تنهایی جایی برم قرار ازدواج هم گذاشته بودیم الان رفته کلا از لحاظ روحی به هم ریخته هستم.....
1404/06/25

صحبت در خصوص روابط جنسی

چرا مردها اصلا درک ندارن تو دوران اشنایی درمورد روابط راحت حرف میزنن با دختری که این چیزا رو ندیده .... واقعا استرس ادم رو زیاد میکنن یک کم خودتونو کنترل کنید اینجا قراره فعلا اشنا بشید.
1404/06/24

انتخاب محل زندگی

سلام بحث انتخاب محل زندگی هست‌. که آقا یک واحد در خانه ی پدر و مادرشون دارند که میگند همینجا زندگی می‌کنند و اصرار دارند اونجا باشه چون تمام عمرشون اونجا زندگی کردند و نمی‌خوان و نمیتونند تغییر بدن و بهانه اینکه دوست ندارند در آپارتمان زندگی کنند چون ادمهای غریبه در همسایگی زندگی میکنند. من به عنوان خانم هم نگرانم بخاطر دخالت های خانواده ی طرف مقابلم چون یکسری موارد دیدم و متوجه شدم و هم اینکه اصلا آن خانه را دوست ندارم و محله اش مورد پسند من نیست‌. به خاطر اینکه به آقا فشار نیارم، خانواده ی من دو تا خانه داشتند بهشون پیشنهاد کردم و بهانه هایی آوردند. همسایه داره، نزدیک گسل هستش و من حس خوبی ندارم . هر چی براشون توضیح میدهم اصلا قبول نمیکنند. من هم واقعا بخاطر اینکه یکسری صحبت‌هایی که خانواده اش کردن واقعا دوست ندارم منزل پدریشون زندگی کنم. شاید بپرسید چرا اصلا من انقدر میخواهم به تفاهم برسیم با وجود عدم انعطاف پذیری ایشون چون یکسری ویژگی هایی دیدم از ایشون و یکسری اخلاقیات دارند که مورد پسند من هست و تنها نکته ی منفیشون این هست انعطاف پذیری پایینی دارند و با تغییرات خیلی مقابله میکنند و این ویژگیشون برای تصمیم گیری های بزرگ مثل خانه اذیت کننده است و اصولا من همیشه کوتاه میام چه راهکاری و چه پیشنهادی میدید که اولا چگونه باهاشون برخورد کنم و دوم اینکه برای انتخاب محل زندگی چه کار کنم به تفاهم برسیم‌؟ با تشکر

صفحه 10 از 423