روانشناسی و سلامت روانی
روانشناسی و سلامت روانی

روانشناسی و سلامت روانی

۲۹۹٬۰۷۱ سوال۳۰۴٬۳۸۱ دنبال‌کننده

سوالات این دسته‌بندی

1404/06/24

یافتن کیس مناسب

با سلام چطور میتونم کیس مناسب ازدواج رو پیدا کنم چون بعضاً وقتی درخواست میدم مردها پررو میشن واقعا وهم برشون می‌داره فکر میکنن چه تحفه ای باشن به خاطر همین یه جوری نمیدونم چیکار کنم بعد اگر بستر سوال پرسیدن از طرف مقابل فراهم بشه خیلی بهتره چون وقتی درخواست میدیم نمی‌دونیم با کی طرفیم و این ممکنه باعث بشه یک فرد بی جنبه دچار غرور بشه که چه آدم مهمی
1404/06/24

دانشجو

سلام‌ من میخام تو خوابگاه دانشجویی زندگی کنم،استرس دارم.بخاطر کارم مجبورم. چه چیزایی رو رعایت کنم ،با چه افرادی باشم،چه رفتارهایی داشته باشم؟ غذای من جدای از دانشجوهاست و معمولا کمتر باهاشون شریک میخام باشم. نمیدونم کار درستی هست یا نه.تقریبا یکسال هستم و دانشجو دختر هستن اونجا.
1404/06/24

ضد خانواده

پدر و مادرم مذهبی روشون نمیشه بیان خواستگاری مامانم میگه با عمه ات برو ؛ من از این موضوع ناراحت نیستم ولی غالبا تاثیر منفی میذاره. این موضوع کاملا مطلقه ۲۲ سال ۲ ماه ساکن تهران دانشجو امروز بیکار فردا سربازی تا وقتی متاهل نشم نمیرم و الا میمیرم تو خونه جنگجو تو بیرون صلح طلب ؛ البته قبل ازدواج
1404/06/23

احساس پوچی و شکست میکنم

این احساس رو دارم چون ۲۸ سالمه و نه تونستم ازدواج کنم نه شاغل شم و نه ارشدمو بگیرم،کل زندگیمو به فنا دادم و وقت تلف کردم حتی تو ازدواج که تا همین پارسال بیخیال بودم و بیخودی رد میکردم....برا شاغل شدنم هم تلاش کردما ولی میدونم همه ی تلاشم نبود...واقعا حیف شدم ۸۰ درصد اینا هم به خاطر این بوده که اعتماد به نفس نداشتم و اضطراب اجتماعی داشتم و از جامعه و ارتباط برقرار کردن میترسیدم ،چیکار کنم با این حس پوچی و شکست اعتماد به نفسمو اضطراب اجتماعیمو تا حدودی اوکی کرده بودم ولی تازگیا با این حس بدی که به خودمو زندگیم پیدا کردم انگار دوباره دارم دچارش میشم به خودکشی فکر نمیکنم ولی بعضی وقتا آرزو میکنم کاش زندگیم همینجا تموم شه
1404/06/23

تصمیم هیجانی

سلام و عرض ادب خانم 33 هستم، با آقایی 7 سال بزرگتر از خودم استارت آشنایی زدم. ایشون در سال 87 عقد داشتند با خانم بزرگتر از خودشون و بدون داشتن رابطه از هم جدا شدند. با دوست دخترشون هم حدودا 11 سال در ارتباط بودن و ارتباط کامل داشتند. ظاهرا سبک زندگی شون رو تغییر دادند و مثلا نماز میخونن و دنبال معنویت هستند. در مورد گذشته من و رابطه داشتن و نداشتن من هم خیلی کنجکاون و تا حدودی که لازم دونستم گفتم (مثلا نامزذی کوتاه داشتم و رابطه کامل نداشتم). ایشون شهرشون 6 ساعت اختلاف داره و دو سه روز بعد از صحبت تلفنی، شبانه حرکت میکنند تا من رو حدود یک ساعت اول صبح قبل از شروع تایم کاری ببیند. خیلی تعصبات خاص دارند ظاهرا مثلا اینکه از حال خودت بهم خبر بده که چه زمانی از خونه میری بیرون و وقتی میرسی خونه اطلاع بده. مانتو کوتاه نپوش، آرایش نکن، با همکاران مرد دست نده(البته خودم این مورد رعایت میکنم). و کلا میگه دوست دارم به من بگی چشم. تمایل به تعهد دارد. خیلی کنجکاو هست بدونه من بغیر از ایشون با کسی در ارتباط هستم یا نه. و خودش میگه کسی با اخلاق من نمیسازه. خودم شخصیت مستقل و آزادی دارم. در شهری جدا از خانواده ام زندگی می کنم و موجه ام. و میگن تمایل دارم توی ارامش زندگی کنم و محل زندگیم توی دشت باشه و سنتی زندگی کنم. من کمی نگرانم که آیا ایشون اصلا از لحاظ روانی سالمند، بنظرتون آشنایی رو ادامه بدم.
1404/06/23

صبر

اینکه همه مشاورها و روانشناسا میگن ازدواج درست سر تایم درست رخ میده. آدمای جدیدی میان به زندگیت‌ واقعا چطوری؟ چطوره امید داشت وقتی اصلا انگار فردی ک همن میخوام اطرافم نیست و چطوری صبر کرد؟؟؟دخترم و ۲۳ سالمه
1404/06/23

نوع پوشش و مهریه

سلامبا آقایی آشنا شدم که ده روزی هست دیدار حضوری داشتیم ایشون معتقد هستند در دوره آشنایی و قبل از عقد حداقل صمیمیت بین ما اتفاق بیفتهپوشش خاصی مد نظرشون هستمثل جوراب نازک پوشیدن یا لباس مطابق نظرات ایشون در این دوران باشه که ببینیم میل و کششی هست بنده معتقد به رعایت حد و حدود و مرزهاولی ایشون میگن درک متقابل باشه و حداقل ها حداقل باشه از کجا باید بدونیم حالا سوالم اینه ایشون گرایش جنسی دارند مشکلی هستچون هرچقدر هم باهم حرف می‌زنیم میگن حداقل ها مشکلی نداره و بقیه بمونه بعد عقدو مورد دیگه اینکه میگن زن حقی نداره واسه مهریه ۱۴سکه مهریه گذاشته فقط برای اینکه باشه نه برای تضمین پرداخت به زن چون میگن حقی ندارد زن این واژه اعراب ممنون میشم راهنمایی کنید
1404/06/21

چطوری افسردگیم رو اکی کنم؟

سلام خوب هستین خسته نباشید من افسردگی شدید گرفتم و‌علائمش رو دارم و اینکه بخاطر فشار درس با توجه اینکه رشته تجربیم و پایه یازدهم میرم فشار روم زیاده و انقدر افسردگیم شدید‌شده حتی درسم‌نمیخونم و‌میرم‌تو اتاق به دیوار خیره میشم و دارم‌روز به روز از درسام عقب میفتم و فشار خانواده و فشار مجازی و حرفا هم یکطرف نمدونم دیگه دارم نابود میشم اگه مشاوره درمانم نکنه میمیرم لطفا بهم کمک کنید دمتون گرم‌ دست بوسم❤
1404/06/21

آسیب روانی

من یک پسر 17 ساله هستم زمانی که 13 سالم بود میل زیادی به همجنسگرایی داشتم و با یک پسر همسن خودم وارد رابطه شدم این پسر باعث شد که چند مرد مزاحمم شوند من رو تهدید می‌کردند و با من رابطه زوری برقرار میکردند و من رو شکنجه می‌کردند و نتونستم به پدر و مادرم اطلاع دهم حالا یکی از اون ها مزاحم من میشه و به من زنگ زد و می‌خواست با من صحبت کنه این قضیه من رو خیلی نابود کرده میترسم یک روزی به دلیلی برم دادگاه و مجازات بشم و هم آبرو رو از دست بدم و هم اهدافم رو میشه کمکم کنید و بگید چجوری این قضیه رو فراموش کنم آیا من مجرمم
1404/06/21

خواستگاری

سلام وقتتون بخیر ممکنه راهنماییم کنین جلسه اول ‌خواستگاری چه سوالات مهمی باید پرسیده شود؟
1404/06/21

سلامت روان و مناسب بودن

سلام پسر هستم از کجا بدونم سلامت روان دارم برای ازدواج؟ تست معتبر یا روش درست وقطعی بگید. دوست ندارم طرف مقابل اذیت بشه و زندگیش نابود بشه.
1404/06/21

مشاوره

دوباره سلام خدمت مشاوران خانم باکتریا من ۴۰ سال دارم واون اقا۴۵ بله هردو ازفرهنگ متفاوت هستیم وطی این ۳ماه که بااون آقا اشناشدم ازاول گفتم فرهنگ وگوش ما حتی من سنی مذهب وایشون شیعه هستند حتی اول آشنای چندین بار گفتم اختلاف فرهنگی وخیلی چیزهای دیگه داریم اما ایشون همه چیزو قبول کردن نه اینکه شمامیفرمایید صحبت نکردین راجب همه چیز صحبت کردیم ودرتمام موارد مذهبی اخلاقی فرهنگی حتی گویش صحبت به تفاهم رسیدیم اما این که ایشون هیچ نسبت رسمی بامن ندارن اصلا شاید همدیگرودیدیم ازخودم نیاد ایشون حدود۲۰ ساله باخانواده خودش درارتباط نیست فقط بایک خواهرشون صحبت میکنن ایشون گفتند خانواده به من زور می‌گفتند به همین دلیل قطع رابطه کردم توهم باید قطع رابطه کنی خانواده توبه تو ظلم کردن ودراخر توهین به خودم وخانواده شروع شد برای من اهمیتی نداره دریک عروسی باحجاب باشم یاخیر چون درعروسی های مختلط منطقه مت اکثرا خانمها حجاب ندارن وفقط تعداد کمی حجاب دارن یارانه‌ای مسن دراصل من به نظرخود اون اقاحرف بدی نزدن که حجاب داشته باش اما من دراینجا به حرف ایشون گوش ندادم وحرف خودم انجام دادم اصلا شاید ازدواجی درکارنباشه اون آقا میخواست تنها بیاد خاستگاری وقول عروسی مختصر وکوچک ومقدار طلا به عنوان مهریه دادن بعد چندروز گفتند نمیتونن یعنی یک حرف وصدبارتکرار میکنن یااینکه بچه اصلا نمیخوان من قبول کردم بعضی وقتها به مادروپدر خودش یا به خدا کلی فحاشی می‌کرد گفتند بیماری دپرس دارن هرچندروز یک بارسردرد شدید میگیرن خب ترسیدم که این آقا زودتر به خانواده معرفی کنم فقط سوال من اینه آیا کسی که هنوز رابطه رسمی نداره وحرفه بزنه من درقبال حرف ایشون متعهد هستم گوش کنم یاخیر چون درحد نرمال زن وشوهر به حرف هم گوش میدن برای بااینکه نمیخوام دوباره این اشتباه وتکرار کنم باتمام اختلافات تفاهم داشتیم اماایشون اظهارداشت که درآینده خانواده من ایشون وبدبختی میکنن ودرکارش دخالت میکنن همان طور که باعث بعضی ازمشکلات برای من شدن واینکه اگر دروغی گفته باشم طی ۲۰ سال آینده من وول میکنه یک جورتهدید هست سوال اینه آیا باکسی درحال آشنای باشی متعهد هستم هرچی ایشون بگن قبول کنم یاخیر راهنمای بفرمایید ممنون میشم باتشکر خدمت هر۴ تاخانم مشاوره سپاسگذارم

صفحه 11 از 423