پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/06/28
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
درجه یک بودن
می خوام درجه یک باشم.
باید از اولش درست درس می خوندم ولی انجام ندادم.
الان دیگه دیره.
نمیشه.
نمی دونم چیکار کنم.
افزایش اعتمار بنفس هم انجام دادم نشد.
۳ پاسخ۵۶ بازدید
1404/06/28
ناشناسخانواده و روابط
بسه دیگه
هرچی پیام می خونم بیشتر درک میکنم که درک نمیکنید. طرف میگه حس خلا دارم، تنها، میگن صب کن، به فعالیت های ورزشی بپرداز، درس بخون، ارتباطات رو با خانواده و دوستان عمیق کن و...
اگه اینا جایگزینش بود که کسی ازدواج نمیکرد.
اصلا میفهمین چقدر زندگی برای یه پسر توی این زمونه سخته؟ کار و تحصیل همزمان و افسردگی و فشار طبیعی بدنش وضع مزخرف دختر ها تو خیابون، فشار خانواده، فشار اقتصادی، فشار روحی، بعد ازدواج باید هزار جور تامین بدی، عاطفی و فلان فلان فلان... تازه اونیم که ناراحته طرف مقابله.
یذره این مصاحبه های خیابونی رو نگاه کنید! اکثر دخترا میگن پول باشه پیر مرد باشه. برای بقیه دختر ها هم اگه ملاک اصلی نباشه ملاک مهمیه. بیست سال پیش اینطوری بود؟ سی سال پیش یا چهل سال پیس چطور؟ اون موقع اینجوری نبود که با اولین حقوقت و داشتن پول پیش میرفتی خواستگاری و ازدواج میکردی؟!
اینکه میزان سن و سال ازدواج بالا رفته تقصیر پسرها یا دختر ها نیست، علت چیز دیگه است که با ورزش و ارتباط با دوستان و اینا حل نمیشه!
همین جوون اگه بیست سال پیش بود الان زن داشت.
اوناییم که ازدواج کردن دارن طلاق میگیرن، شما چی میگی برو بلوغ عاطفی و اقتصادی و ایناتو بساز .
طرف پول شیرخشک نداره بده بچش، نمی تونه زندگی خودشو تامین کنه، اینا میگن مشکل از عدم درک طرف مقابله! برو کتاب زنان چگونه اند بخون درکش کنی!
اصلا چرا باید مردا درک کنن زنا رو؟
چرا زن نباید مرد رو درک کنه؟
اکثرا زن هستین نمی فهمین خودکشی کردن پسر ها از تنهایی و افسردگی که فشار طبیعی بدنشون تو این سن هستش یعنی چی!
سیگاری شدن یعنی چی!
هزارتا درد دیگه که اگه به کسی بگی تنها جواب که میشنوی اینه مشکل از توعه برو خودتو از جهات فلان فلان بساز .
الانم میاین میگین برو پیش روانشناس، برو مشاوره بگیر، برو فلان فلان.
چشمتون رو روی فشاری که روی پسرهاست بستین، جامعه الان علاوه بر مشکلات اقتصادی مشکلات روانی و غیره هم انداختن رو ما.
فرهنگ فمینیسم چه مستقیم و چه غیر مستقیم از پسر ها کسی که باید همهکارها رو انجام بده تازه وظیفشم هس ساخته.
دخترمباید پیامک فدایت شوم ظهرها دریافت کنه تا شب مثلا اگه خواست کاری که خودشم حال میکنه انجام بده.
یه ماجرا از اولش مشکل داره! پسر چون طبیعت بدنش فشار میاره میفته دنبال زن گرفتن و دختر هم چون می خواد از فشار پدرش خلاص شه راحت باشه میفته دنبال کیف پول.
منصف باشید، ازدواج توی این زمونه به نفع پسرها نیست،بحاطر کبمود جمعیت کشور توصیه هایی نکنید که بدبخت بشن.
۳ پاسخ۱۱۸ بازدید
1404/06/24
ناشناسخانواده و روابط
درمانده
سلام من همه عمر حس تنهایی داشتم و همیشه به خاطر اعتقاداتم سعی نکردم پی دوست پسر و اینا برم و همیشه سعی کردم خوب باشم الان ۲۲ سالمه و و یکسال کسی رو دوست داشتم و اون اقا هم خیلی سعی کرد خانوادشو راضی کنه ولی خب به دلایلی نشد و من و اون اقا دیگه قید همه چیزو زدیم چون معتقدیم اگه خانواده ها راضی نباشن نمیشه
کلا این ازدواج نمیشد همیشه یه گرهی میخورد دیکه خسته شدیم و تمومش کردبم و خب حتی دستمونم بهم نخورد و از دور همو دوست داشتیم و میخولستیم شرعی پیش بریم ولی من هنوز نمیتونم فراموش کنم و حالم بده کسی هم سعی نمیگنه کمک ام کنه🥲 دلم میخواد دیگه با هیچکس حرف نزنم و خودمو حبس کنم حتی درسامم درست نمیخونم و انگار به زور دارم زندگی میکنم فکر میکردم بالاخره یه همراهی پیدا کردم ولی دارم از غصه همه چیز میمیرم از غصه تنهایی ازینکه خورده تو ذوقم دارم سعی میکنم خاستگارام رو رد نکنم و سعی کنم کسی دیگه رو بپذیرم ولی حالم روز به روز بدتر میشه خیلی دعا میکنم ولی هیچ اتفاقی نمیوفته هر روزم شده گریه حتی نمیتونم دوتا زوج رو باهک ببینم خیلی از لحاظ روحی میریزم بهم توقع نداشتم وقتی همه عمر سعی کردم دستمم به نامحرم نخوره اما الان دارم عذاب میکشم و بسیار ناراحتم چرا همه درا برام بستست درحالی که اگه دنبال رابطه های الان بودم شاید الان یکی رو داشتم کنارم
تورو خدا نگید ادم خودش باید حال خودشو خوب کنه دلم میخواد یکم درک بشم که منم دخترم دلم میخواد دوست داشته بشم حتی ادم دلش میخواد یه چیزایی رو تجربه کنه خب جوونه ی چیزایی رو خدا تو وجودش گذاشته
من هیچ راه دیگه ای و هیچ توانایی دیگه ای جز پشت کردن به دنیا و ادما ندارم وقتی هیچکس جوابمو نمیده منم به همه چیز پست میکنم
۳ پاسخ۶۸ بازدید
1404/06/23
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
احساس پوچی و شکست میکنم
این احساس رو دارم چون ۲۸ سالمه و نه تونستم ازدواج کنم نه شاغل شم و نه ارشدمو بگیرم،کل زندگیمو به فنا دادم و وقت تلف کردم حتی تو ازدواج که تا همین پارسال بیخیال بودم و بیخودی رد میکردم....برا شاغل شدنم هم تلاش کردما ولی میدونم همه ی تلاشم نبود...واقعا حیف شدم
۸۰ درصد اینا هم به خاطر این بوده که اعتماد به نفس نداشتم و اضطراب اجتماعی داشتم و از جامعه و ارتباط برقرار کردن میترسیدم ،چیکار کنم با این حس پوچی و شکست
اعتماد به نفسمو اضطراب اجتماعیمو تا حدودی اوکی کرده بودم ولی تازگیا با این حس بدی که به خودمو زندگیم پیدا کردم انگار دوباره دارم دچارش میشم
به خودکشی فکر نمیکنم ولی
بعضی وقتا آرزو میکنم کاش زندگیم همینجا تموم شه
۳ پاسخ۶۸ بازدید
1404/06/23
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
تصمیم هیجانی
سلام و عرض ادب
خانم 33 هستم، با آقایی 7 سال بزرگتر از خودم استارت آشنایی زدم. ایشون در سال 87 عقد داشتند با خانم بزرگتر از خودشون و بدون داشتن رابطه از هم جدا شدند. با دوست دخترشون هم حدودا 11 سال در ارتباط بودن و ارتباط کامل داشتند. ظاهرا سبک زندگی شون رو تغییر دادند و مثلا نماز میخونن و دنبال معنویت هستند. در مورد گذشته من و رابطه داشتن و نداشتن من هم خیلی کنجکاون و تا حدودی که لازم دونستم گفتم (مثلا نامزذی کوتاه داشتم و رابطه کامل نداشتم). ایشون شهرشون 6 ساعت اختلاف داره و دو سه روز بعد از صحبت تلفنی، شبانه حرکت میکنند تا من رو حدود یک ساعت اول صبح قبل از شروع تایم کاری ببیند. خیلی تعصبات خاص دارند ظاهرا مثلا اینکه از حال خودت بهم خبر بده که چه زمانی از خونه میری بیرون و وقتی میرسی خونه اطلاع بده. مانتو کوتاه نپوش، آرایش نکن، با همکاران مرد دست نده(البته خودم این مورد رعایت میکنم). و کلا میگه دوست دارم به من بگی چشم. تمایل به تعهد دارد. خیلی کنجکاو هست بدونه من بغیر از ایشون با کسی در ارتباط هستم یا نه. و خودش میگه کسی با اخلاق من نمیسازه. خودم شخصیت مستقل و آزادی دارم. در شهری جدا از خانواده ام زندگی می کنم و موجه ام. و میگن تمایل دارم توی ارامش زندگی کنم و محل زندگیم توی دشت باشه و سنتی زندگی کنم. من کمی نگرانم که آیا ایشون اصلا از لحاظ روانی سالمند، بنظرتون آشنایی رو ادامه بدم.
۴ پاسخ۱۲۴ بازدید
1404/06/21
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
آسیب روانی
من یک پسر 17 ساله هستم
زمانی که 13 سالم بود میل زیادی به همجنسگرایی داشتم و با یک پسر همسن خودم وارد رابطه شدم
این پسر باعث شد که چند مرد مزاحمم شوند
من رو تهدید میکردند و با من رابطه زوری برقرار میکردند و من رو شکنجه میکردند
و نتونستم به پدر و مادرم اطلاع دهم
حالا یکی از اون ها مزاحم من میشه و به من زنگ زد و میخواست با من صحبت کنه
این قضیه من رو خیلی نابود کرده
میترسم یک روزی به دلیلی برم دادگاه و مجازات بشم و هم آبرو رو از دست بدم و هم اهدافم رو
میشه کمکم کنید و بگید چجوری این قضیه رو فراموش کنم
آیا من مجرمم
۳ پاسخ۱۶۱ بازدید
1404/06/21
ناشناسخانواده و روابط
بعد چند گزینه
با اولین نفری که سازگاری بالای ۷۰ درصد داشت ازدواج کنم؟
یا چند جای دیگه هم برم؟
سن ۲۵
لیسانس
از کجا مطمئن بشم مورد بهتر دیگه ای نیست و همین مناسب ترینه؟ م
۳ پاسخ۸۷ بازدید
1404/06/21
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سلامت روان و مناسب بودن
سلام
پسر هستم از کجا بدونم سلامت روان دارم برای ازدواج؟
تست معتبر یا روش درست وقطعی بگید.
دوست ندارم طرف مقابل اذیت بشه و زندگیش نابود بشه.
۳ پاسخ۸۲ بازدید
1404/06/21
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
مشاوره
دوباره سلام خدمت مشاوران خانم باکتریا من ۴۰ سال دارم واون اقا۴۵ بله هردو ازفرهنگ متفاوت هستیم وطی این ۳ماه که بااون آقا اشناشدم ازاول گفتم فرهنگ وگوش ما حتی من سنی مذهب وایشون شیعه هستند حتی اول آشنای چندین بار گفتم اختلاف فرهنگی وخیلی چیزهای دیگه داریم اما ایشون همه چیزو قبول کردن نه اینکه شمامیفرمایید صحبت نکردین راجب همه چیز صحبت کردیم ودرتمام موارد مذهبی اخلاقی فرهنگی حتی گویش صحبت به تفاهم رسیدیم اما این که ایشون هیچ نسبت رسمی بامن ندارن اصلا شاید همدیگرودیدیم ازخودم نیاد ایشون حدود۲۰ ساله باخانواده خودش درارتباط نیست فقط بایک خواهرشون صحبت میکنن ایشون گفتند خانواده به من زور میگفتند به همین دلیل قطع رابطه کردم توهم باید قطع رابطه کنی خانواده توبه تو ظلم کردن ودراخر توهین به خودم وخانواده شروع شد برای من اهمیتی نداره دریک عروسی باحجاب باشم یاخیر چون درعروسی های مختلط منطقه مت اکثرا خانمها حجاب ندارن وفقط تعداد کمی حجاب دارن یارانهای مسن دراصل من به نظرخود اون اقاحرف بدی نزدن که حجاب داشته باش اما من دراینجا به حرف ایشون گوش ندادم وحرف خودم انجام دادم اصلا شاید ازدواجی درکارنباشه اون آقا میخواست تنها بیاد خاستگاری وقول عروسی مختصر وکوچک ومقدار طلا به عنوان مهریه دادن بعد چندروز گفتند نمیتونن یعنی یک حرف وصدبارتکرار میکنن یااینکه بچه اصلا نمیخوان من قبول کردم بعضی وقتها به مادروپدر خودش یا به خدا کلی فحاشی میکرد گفتند بیماری دپرس دارن هرچندروز یک بارسردرد شدید میگیرن خب ترسیدم که این آقا زودتر به خانواده معرفی کنم فقط سوال من اینه آیا کسی که هنوز رابطه رسمی نداره وحرفه بزنه من درقبال حرف ایشون متعهد هستم گوش کنم یاخیر چون درحد نرمال زن وشوهر به حرف هم گوش میدن برای بااینکه نمیخوام دوباره این اشتباه وتکرار کنم باتمام اختلافات تفاهم داشتیم اماایشون اظهارداشت که درآینده خانواده من ایشون وبدبختی میکنن ودرکارش دخالت میکنن همان طور که باعث بعضی ازمشکلات برای من شدن واینکه اگر دروغی گفته باشم طی ۲۰ سال آینده من وول میکنه یک جورتهدید هست سوال اینه آیا باکسی درحال آشنای باشی متعهد هستم هرچی ایشون بگن قبول کنم یاخیر راهنمای بفرمایید ممنون میشم باتشکر خدمت هر۴ تاخانم مشاوره سپاسگذارم
۳ پاسخ۱۰۳ بازدید
1404/06/16
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
گذشته تلخ
من پسری هستم که گذشته تلخی داره
متاسفانه زمانی که 13 تا 15 سالم بود چند مرد بودن که خیلی منو اذیت میکردند
و باهام رابطه برقرار میکردند
متاسفانه خیلی توی زندگیم تاثیر گذاشته
میگم بنظر شما من جرمی مرتکب شدم
من در دوران 13 سالگی میزان بسیار زیادی از میل همجنسگرایی رو در خودم داشتم
با یک پسر میخواستم این کارو بکنم ولی بزرگترین اشتباه کردم اون باعث شد که چند مرد مزاحم من بشن.
چیکار کنم این خاطرات بد از ذهنم پاک بشه
۳ پاسخ۱۱۶ بازدید
1404/06/16
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
ازدواج با فردی که اضطراب اجتماعی داره
با سلام خانومی هستم متولد هفتاد. بعد از طلاق دچار اضطراب اجتماعی و پنیک شدم میتونم با فردی که این شرایط رو داشته باشه و مثل خودم اضطراب اجتماعی و پنیک داشته باشه ازدواج کنم؟
اگه بله چجوری این کیس رو میشه پیدا کرد؟ چون خواستگارهای من بسیار اجتماعی و زن سر زبون دار میخوان.راهنمایی میفرمایید...
۳ پاسخ۶۲ بازدید