پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 519697
با سلام و ضمن تشکر،با توجه به سوال قبل مربوط به تغذیه و رژیم افزایش وزن و درخواست شما مبنی بر ذکر قد و سن و جنسیت:قد:162 وزن:51 سن:15 جنسیت:مرد
۱ پاسخ۱ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 523234
سلام آیا کدو خورشتی در درمان چربی خون بالا معجزه می کند؟
۱ پاسخ۱ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 524107
بنام خدا<br>با عرض سلام و خسته نباشید<br>من خیلی وقت پیش در حق کسی خیانتی آشکارا کردم...حدود 5_6 سال پیش و آن شخص از من خیلی ناراحت شد و حالا عذاب وجدان دارم که آیا او مرا نفرین کرده یا نه؟لطفا برای رهایی از این عذاب وجدان بگویید چکار کنم؟<br>با تشکر
۱ پاسخ۱ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 519223
سلام وبا تشکر از پاسخ قبلیتان.1.5 ماه قبل اتفاق خاصی نشده ولی چندتا عامل هستش که همزمان روحیه منو خراب کردن یکی امتحانامون خیلی طول کشیدن واقعا از پا در اوردن و در این مدت هر کودوم از اعضای خانواده یه مشکلی داشتن نمیتونستم باهاشون دردو دل کنم وروحیه بد اعضای خانواده بر همدیگر تاثیر داشت وچون دانشگام دور از شهره اضطراب واسترس بیشتری برام وارد میشه در این مدت پریودم نامنظم بود که پزشک قرص هورمونی یاسمین تجویز کرده بود که 2 ورق استفاده کردم و 1هفته هست که تموم شدن ولی روحیه ام چنان خراب شده که چیزای کوچک رو بزرگ میکنم و بدتر از ان افکار مزاحم اذیتم میکنند.
۱ پاسخ۱ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 523954
سلام<br>اطلاعات جامعی در مورد مفهوم سیستم در پایگاه داده رو میخوام بدونم .<br>و مفهوم سیستم در پایگاه داده به چه چیزی اطلاق میشود و . . .<br>سپاس
۱ پاسخ۰ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 523276
با سلام خسته نباشید<br>من دختر 26 ساله ای هستم که نزیدک به یک سال است از نامردم بخاطره مشکلات فراروانی که در زندگی با ازدواج با او برایم پیش آمده بود جدا شده ام.<br>الان نزدیک به یک ماه است که شبها موقع خواب اذیت می شوم.بعضی وقتها معاشقه های آن زمان یادم می آید و انقد اذیت می شوم که تا کنون دوبار اقدام به خود ارضایی کردم.بعدش هم خیلی پشیمان شده ام.<br>من باید چکار کنم؟چگونه می توانم توبه کنم و پشیمانی خودم را به خدا بگم؟چرا من اینجوری اذیت می شم؟خودمو خیلی خوب می شناسم ولی نمیدونم چرا این دوبار شیطان بر من غلبه کرد.<br>توروخدا راهنماییم کنین که با این مشکلم چگونه کنار بیام؟یا وقتی چنین افکار پلیدی به ذهنم خطور می کنه چطوری اونو دور کنم؟
۱ پاسخ۰ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 525656
با سلام و خسته نباشید . من دختری 25 ساله هستم که در دوران نامزدی به سر می برم.پدر بسیار مهربانی دارم که همیشه واقعا عاشقش بوده و هستم و بی تردید باید بگویم که او مهم ترین فرد زندگی من است او هم بی نهایت من و خواهرانم را دوست دارد و هر چه از خوبی هایش بگویم کم است.مدتی است که متاسفانه احساس میکنم از او به شدت دور شده ام و دیگر با او راحت نیستم از گفتن حرفهایم به او خودداری میکنم و اصلا هیچ حرفی ندارم که با او بزنم گاهی حس می کنم که وقتی او در خانه نیست من راحت ترم باز هم می گویم بسیار او را دوست دارم اگر سر درد بگیرد میمیرم ولی نمی دانم چرا از او دور شده ام.آیا عقد من و حضور همسرم می تواند دلیل آن باشد با اینکه همسرم هم مرد خوبی است و بسیار به خانواده ام احترام می گذارد.نمیدانم دوست دارم مثل همه گاهی پدرم را در آغوش بگیرم و به او بگویم که چقدر دوستش دارم . مثلا من در برقراری ارتباط با پدر همسرم هیچ مشکلی ندارم او را هم بسیار دوست دارم و همیشه به او می گویم اما برقراری ارتباط عاطفی مستقیم با پدر خودم برایم مشکل بزرگی شده است .باور کنید گاهی عذاب وجدان می گیرم که نکند من پدر همسرم را بیشتر از پدر خودم دوست دارم.در پایان اضافه کنم که در این مدت من هیچ وقت هیچ مشکلی با پدرم نداشته ام نه بحثی نه دعوایی نه اختلاف نظری.لطفا راهنماییم کنید.ممنون
۱ پاسخ۰ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 525064
با سلام<br>یک مقاله تقریبا 5 صفحه ای یا کمتر از 10 صفحه در مورد تربیت بدنی مثلا با موضوع عکس العمل در ورزش های رزمی(مثل کاراته یا ...)بعد از آب زدایی یا همان استخر با زبان انگلیسی را لازم دارم لطفا کمکم کنید خیلی خیلی لازمش دارم.با تشکر
۱ پاسخ۲ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 522821
سلام .من اكنون دانشجوی ترم دوم مهندسی شیمی هستم كه بعد از امدن به دانشگاه همیشه پر استرس و ناراحت هستم.قبلا بچه ای با انرزی و با روحیه شاد وبا هدف های بزرگ بودا ما اكنون هیچ چیز برایم خوشایند نیست همه چیز برای غیر قابل تحمل شده احساس میكنم از دنیای قبلی ام جدا شده ام وبه یه دنیای زشت وارد شده ام تمام این تحولات بعد از امدن به دانشگاه برایم اتفاق افتاده دیگه از خودم و زندگی ام خسته شدم واقعا نمیدونم چطوری به ان انسان قبلی برگردم.تشكر
۱ پاسخ۰ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 522488
از دانشگاه دانشگاه فردوسی<br>با سلام <br>ببخشید اون مقاله ای که با موضوع زیر ارسال کرده بودید به علت اینکه دیگه اون ایمیل من با نامeram 20051@hotmail.com دیگه معتبر نیست به دست من نرسید و من از این موضوع خیلی ناراحت هستم <br>برای همین از شما تقاضا دارم متن این مقاله را یکبار دیگه به یکی از ایمیل های زیر ارسال کنید.<br>شرمنده ام<br>با تشکر از شما<br>microsoft@aftab.ws<br>nasa20010@gmail.com<br><br>موضوع مقاله:<br><br>Antecedents and consequences of commitment in marketing research services: The client's perspective Original Research Article<br>Industrial Marketing Management, Volume 38, Issue 7, October 2009, Pages 785-797<br>Barbara Cater, Vesna Zabkar<br><br><br>
۱ پاسخ۱ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 522842
با سلام <br>لطفا یه داروی گیاهی ضد اضطراب یه دارو هم برای تقویت حافطه معرفی کنید <br>با تشکر
۱ پاسخ۵ بازدید
1399/07/07
ناشناسعمومی
سوال 521369
با سلام،<br>من با مادرم زندگی می كنم یك برادر دارم كه انگلیس زندگی میكنه،<br>3 ماه پیش با یكی از فامیلای پدری عقد كردم البته عقد بالا سر حضرت(حرم امام رضا)،به خاطر اینكه پدرم فوت كردن عقد ثبت نكردیم تا چند ماه بیشتر حقوق پدرم بگیرم،از لحاظ مالی همیشه در رفاه بودم بهترین لباسا و مسافرتها ،با شوهرم در زمینه های مختلف اختلاف داشتیم كه با هر بدبختی بود به خاطر علاقه ای كه به هم داشتیم حلش می كردیم،چون شوهرم ساكن مشهد ما هر 2 هفته یا 3 هفته یك بار همدیگر می بینیم و این دوری باعث میشه همش بهانه گیری كنه و خیلی هم لجباز و كینه ایه، توی مراسم خواستگاری زن عموی من شرایط زندكی من بهش یاد آوری كردن و گفتن كه من سختی نكشیدم.همین موضوع باعث شده توی این 5ماه ازش كینه بگیره و همش فحشش بده،این اواخر خیلی اعصابم به هم ریخت از خواب و غذا افتادم مامانم كه این وضع دیدن فقط ازش علتش پرسیدن آنهم كه خونمون بود قهر كرد ساكش جمع كرد و رفت،ولی 2ساعت بعد برگشت،با خودم فكر كردم گفتم پیش خودش گفته عقد محضری می كنه من با خودش می بره مشهد دیگه نمی زاره مامانم رنگ من ببینه،خیلی میترسم نمی دونم چیكار كنم مامانمم غیر از من كسی ندارن كه بخوام تنهاشون بزارم خواهش می كنم من راهنمایی كنید
۱ پاسخ۱ بازدید