پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

12 ماه پیش

پرسش های جلسه اول

من متولد ۶۴ با خانمی از بستگان نزدیک برا آشنایی بیشتر با واسطه خانواده ها هماهنگ کردیم رفتیم بیرون یک جلسه صحبت کردیم. با اینکه ایشون از بستگان نزدیک هستن ولی بخاطر نبود رفت و آمد خانوادگی من شناختی از ایشون نداشتم و بعد از صحبت های اولیه و در یک کافی شاپ و پذیرایی از ایشون با سفارش آبمیوه و شربت درباره اعتقادات و نماز و روزه و این ها که برا من اولویت های اول هست پرسیدم البته در کنارش درباره شغل و ساعت های کاری سیاست و خیلی چیزای دیگه هم صحبت شد این مسائل هم بدون حساسیت پرسیدم و از پاسخ های اوشون خیلی خوشم اومد تا حد زیادی با انتظار و معیار های من نزدیک بود بعدش هم خوشحال ‌اوشون رو تا نزدیک خانه شون رسوندم ولی فردا شب در کمال ناباوری گفتن پاسخشون منفی هست و آرزوی موفقیت کرده بودن من هم متقابلاً براشون آرزوی خوشبختی کردم. ولی بعد با صحبت هایی که زن داداش من کرده بود متوجه شدم چقد ناراحت شده بودن از سوالات من که ما آشنای نزدیک بودیم این سوال ها مناسب ما نبود. یا حس ناکافی بودن بهم دست داد. من گفتم بهتر بود این ها رو به خودم می‌گفت ابراز ناراحتی میکرد و من حتما عذرخواهی میکردم که اصلا قصد بی احترامی نداشتم از سوالا و برداشتم و حسم رو براش توضیح میدادم نه اینکه بگه پاسخم منفی هست. آیا بنظر شما صحیح هست با ایشون یک مجدد رابطه رو از سر بگیریم و صحبت کنم باهاشون؟ چون نگران زودرنجی ایشون هستم و درکنار زودرنجی عدم توانایی در باره احساسشون
1404/06/31

خیانت

همسرم دوماهه طلاق گرفته دیروز دخترم بردم اونجا سربزنه،وقتی برگشت گفت که مامان بایه آقایی زندگی میکنه. ازدیشب مثل دیونه هاشدم دیگه طاقت ندارم نمیدونم چکارکنم.
1403/10/07

سوال 995965

گیف خشن وعصبانی فرستادم گفتم حالم ازت بهم میخوره ولی از ته دل نبودفکر کردم بعدش بیشتر باهام میمونه ودلمو راضی میکنه ولی اون گفت خدافظ مزاحمت نمیشم
1403/09/16

سوال 995822

سلام من ۳۲سالمه ویک بارجداشدم بخاطراعتیادهمسرم خاستگارزیادداشتم ودوره اشنایی زیادی داشتم ولی بنابردلایلی نشددرهرکسی یه مشکل خاص وجوداشت.الان نه ماه هست بامردی هستم معرفی شده همسرش فوت کرده دوتابچه داره یکی هشت ساله منم یه پسردارم هشت ساله ویک دخترشون ۱۹ساله بچه های این اقادخترن بشدت به من علاقه دارن وخونگرم ومهربون هستن دختربزرگ خودش منوازطریق اشنایی پیداکرده برای پدرش که سروسامون بگیره همسراین مرددرسرزایمان فوت کردن ایشون۵۰سالشونه اماتیپ وظاهرورسیدگی ویسری اخلاق ورفتارشون کلامثل تیپ جوان سال وسی ساله هست ونشون نمیده کاملاپایه وامروزی .روزاول من برای اینکه مهک بزنم ایشون روچقدربهم علاقه داره شرط گذاشتم من پشت بانه یه شش دنگ منزل میخام ایشون برای من اپارتمان خریدو۱۱۴تاسکه زدم کلی دراین نه ماه رابطه برام طلاخریده پول داده به منوبچم رسیدگی میکنه ابرازعلاقه وکلامی داره توجه داره اهل سوپرایزکادوهمه چی عالی بودولی بعدشش ماه همش باهم سرناسازگاری پیداکردیم یعنی همش احساس میکنم اصلامنطق سرش نمیشه واصلاحرف منونمیفهمه همه چی برام گنگ شده که چرااینجوری شده همه چی همه خانواده وطایفه میدونن ودیگه قراره ازدواج کنیم امامن دودل شدم مثلازودجبهه میگیرن حتی برای نصبحت یاخوبی یاچیزخوبیم میگم انگاردرکلماتش داره لج بازی میکنه معامله میکنه مثلامن بگم چرادکترنرفتی امپولتوبزنی چرابه حرفم گوش نکردی الان خوب شده بودی همین چیزساده جوابش اینه من بگم فلان دکترنروفلان جابروتوگوش میدی توهرزمینه ای اینجوری.واینکه زودناراحت میشه وخیلی قهرمیکنه زودتوزمینه های خوب ومنطقی حتی وهمیشه میحایم درموردمشکل صحبت کنیم بدترمیشه چون فقط حرفشون اینه توجرقه زدی توباعث شدی برای همه زمینه هاانگشتشون سمت منه ومن مقصرمیدونن درصورتی که من چندگزینه به دخترشون یاخاهرشون یامشاورگفتم حتی من اون قسمت اون جاداشتم حرف درست اصولی منطقی میزدم ایشون نه جوابش نه رفتارش منطقی بوده وجرقه اول مقصربودن های خودش روهم من میدونه تودودلی وشک افتادم میگم خدایاازدواج دوممه بایه بچه اگه این اخلاقش درستم سعی کردم نشده معموله نمیتونه تغیرکنه باشه اینجوری سخته سه روزنمیتونیم حرف بزنیم ناراحتی نشه چون بهوازسمتش ناراحتی وقهرمیشه وادامه دارگاهی میگم برای سنشه نمیفهمه حرف منواصلاگاهی میگم توشخصیتی این ادم اخه چیه که من نمیتونم بفهمم اصلا..میشه راهنمایی کنیدتوروخدا
1403/09/12

سوال 995799

اینکه گفتم قبلا جواب منفی دادم دلیلش رو واضح نگفتم اصلا انتظار جواب متفی نداشت فقط گفتم به نظرم مناسب هم نیستیم امروز دوباره واتساپ پیام دادم ولی جواب نداده هنوز.. شاید میخواد جواب متفی بدهد ولی نمیخواد ناراحت بشم ..
1403/08/14

سوال 995595

سلام وقت بخیر.دختری ۳۲ ساله هستم . مذهبی و تحصیل کرده .به تازگی برای اولین بار وارد محیط کار تو یه شرکت دانش بنیان شدم .آدم آروم و بی آزاری هستم و اما نمیدونم چرا هرکاری انجام میدم نمیتونم با سایر همکارا ارتباط بگیرم . من باهاشون صحبت میکنم تا ارتباط شکل بگیره اما از طرف اونها واکنش مثبتی نمیبینم انگار که دوست ندارن با من هم صحبت بشن . تو سرویس تنها میرم و تنها برمیگرم ، ناهارم رو تنها میخورم از رفتن سرکار بابت رفتارشون پشیمونم و روزای سختی رو دارم میگذرونم نمیدونم تو رفتار من مشکلی هست یا اونها نمیتونن با یه تازه وارد کنار بیان .
1403/08/10

وسوسه‌های مجازی

۳۴ سالمه یکساله ازدواج کردم، از همسرم خیلی راضی هستم، شغلم راه دور هست و معمولا ۳ هفته خونه نیستم ،در موقع هایی که خونه نیستم مدام دوست دارم به شبکه های اجتماعی مراجعه کنم و یک نفر جنس مخالف برای صحبت کردن پیدا کنم، حتی شده به دروغ عنوان میکنم که مجرد هستم ، چیکار باید بکنم که این موضوع برطرف شود؟
1402/08/06

سوال 989987

طلاق.نمیخوام طلاق بدم.همین روزا شش ماه حکم طلاق ردمیشه. اما ثبت کنه باید. خودش هم منتظره اماپدرمادربرادر بزور طلاق دارن میگیرن
1402/06/12

سوال 988777

سلام وقتی با کسی به قصد ازدواج آشنا میشم اگه احساسی از طرف خوشم بیاد ولی منطقی ببینم با اون آدم ازدواج موفقی نخواهم داشت و جواب منفی بدم تا یه مدت احساس تنهایی شدید میکنم حتی مدام بغض میکنم شبیه بادکنکی میشم ک بادش کردن و یهو سوزن زدن بهش هی میگم شاید اشتباه کردم و دلم میخاد راهی برای برگشت به رابطه باشه هر رابطه ای ک شروع میکنم با خودم میگم ایندفه دیگه ازدواج میکنم و بعد اینهمه صبر کردن میبینم که ارزششو داشت جور نشدن قبلی ها ولی بازم هیچچچچ.... انقدر این موضوع برام تکرار شده و درد کشیدم از حس تنهایی بعد از اتمام رابطه ،ک تا احساس کنم طرف مقابل بدردم نمیخوره سریع کات میکنم ک وابسته عاطفی نشم حدود ۴۰ سال سنمه دختر مستقل و موفقیم ظاهری هم خوبم خسته شدم بخدا از ۱۸ سالگی مورد ازدواج بهم معرفی کردن هر کدوم یجور نشد یا اونا نخاستن یا من نخاستم ازین فرآیند خسته ام تو همدم هم با هر کس اشنا میشم مشکلات خیلی جدی دارن 😔
1402/03/25

سوال 28136

سلام،به همهاگر پسری تو یک رابطه آشنایی بوده و بعد تمومش کرده، و حالا پشیمون شده و میخواد برگرده، این کارو انجام بده یا نه ؟چطور این کارو انجام بده بهتره؟آیا خانمها حاضرند برگردند؟اگر نه چرا؟
1401/10/05

سوال 22528

سلام.من 38سالمه.سه ساله از ازدواجم میگذره.سه چهار ماه اول باهم نساختیم احساس میکنم زنم منو نمیاد و بازم احساس تنهایی میکردم .خلاصه کارمون کشید به شکایت و دادگاه .همه چی گرفت ازم .نفقه خودش و بچه مون و مهریه اش.الان کار به طلاق توافقی کشید.امروز جلو در دادگاه دیدمش تنها تو پارک نشسته دلم بحالش سوخت.ناراحت شدم.بااینکه سه ساله منو کشوندن دادگاه ولی نمی‌دونم چرا مثل اونا سنگدل نیستم..زنم حتی حاضر نیست کوتاه بیاد یا معذرت خواهی کنه یا اعلام پشیمانی و اشتباه کنه...الان که داریم میرسیم آخر خط .باخودم میگم نکنه تصمیم اشتباهی گرفتیم .و اون از رو لج و غرور چیزی نگه ...خلاصه چه کنم...چون با یک جلسه دیگه طلاقمون حتمی میشه...لطفاً مشاوره بدید
1401/06/04

سوال 18984

سلاممن با دختری اشنا شدم ک بعد از دو جلسه صحبت ب من مقداری علاقه مند شده، حالا نگرتنم ک بدی های من رو نبینه و بعدا توی زندگی احساس پشیمونی کنه. باید چی کار کنم؟

صفحه 1 از 2