پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/07/15

استمنا

سلام ایا کسی که خودارضایی دارد دارای فسق و فجور است؟
1403/08/24

سوال 995660

سلام وقت بخیرمن اقای ۳۵ ساله هستم که وسواس فکری زیادی دارم...اشتباهاتی تو زندگیم داشتم ولی عذاب وجدان و حس گناه بسیاری دارم...نمیتونم با خودم کنار بیام...ادم به شدت احساسی هستم و تو تصمیماتی که میخوام بگیرم اثر منفی میزاره ....قدرت تصمیم گیری ندارم و با ۳۵ سال هنوز نتونستم ازدواج کنم...بعضی اوقات حس ناامیدی میگیرم و احساس میکنم گذشته ام رو نمیتونم جبران کنم
1403/08/04
ناشناسحقوقی

سوال 995546

عندالمطالبه قرار دادن مهریه دقیقا مثل این می مونه که بگن مرد گناهکاره مگر اینکه بی گناهیش ثابت بشه.
1403/05/18

سوال 994901

سلام وقت بخیر، همش مدام حالم بده به خاطر اشتباهام درگیری روحی و ذهنی دارم ، بدبین شدم ، حوصله هیچی رو ندارم ، مثلا یه کاری رو به دلیلی انجام میدم و بعدا پشیمون میشم ، خشم درون دارم ، هرکاری ام میکنم درست نمیشه ، ممنون میشم راهنمایی کنید
1403/04/26

سوال 994545

آیا انجام رابطه جنسی با همسر برای نیاز های جنسی(نمی‌خواهیم بچه دار شیم) گناه یا حرام است؟
1402/09/24

سوال 991376

سلام من تو یه شرایط بدی قرار گرفتم ک نمیتونم تصمیم بگیرم من19سالمه 6ساله ازدواج کردم5ساله جدا هستن و هنوز طلاق نگرفتم 1ساله با کسی اشنا شدم ک زن و بچه داره و بهم خیلی نزدیک شدیم و خیلی پابستشم دوسش دارم میدونم کارم اشتباست ولی جلوی احساسمو نمیتونم بگیرم کنار بکشم چطور میتونم از این رابطه بکشم بیرون
1402/09/19

سوال 991301

من کسی تو رابطه بودم ک هم زن داشت هم بچه داشت ولی خیلی دوسش داشتم بهش وابسته بودم از یطرفم قلبم راضی نبود ببینم با بچهاش اینجور بشه ولی بعدش از هم جدا شدیم دوباره برگشته
1402/08/13

سوال 990191

من خود ارضای میکنم و ترکش برام سخت چیکار کنم ی ادم سالمی باشم؟
1402/07/02

سوال 989168

با سلام. دوستم بر اثر یه تصادف شدید خونه نشین شده و غیر از مادرش کسی رو نداره که ازش نگهداری کنه آیا تو این چند هفته که نمیتونه کارای خصوصیش انجام بده دیده شدنش بصورت برهنه توسط مادرش گناهه؟ لطفاً پاسخ بدید چون بشدت ناراحت و شرمسار ه و درآمد کافی برای استخدام پرستار رو هم ندارن. ممنون میشم پاسخ بدید
1401/11/11

سوال 23919

سلام من باشخصی دوستم که متاهله وبچه داره خیلی هم دوسش دارم چون عشق اول زندگیم بود ولی نشدباهم ازدواج کنیم رفت ازدواج کردبعدازدولزده سال بعد دوباره اومد توزندگیم باکلی صحبت تونست دوباره باهام دوست بشه ازیطرف خیلی دوسش دارن ازطرفی خیلی اذیت میشم میبینم زن داره ازطرفی هم احساس گناه میکنم احساس خیانت به همجنس خودم نمیدونم چیکارکنم باهاشون فقط دوست هستم ورابطه ای بینمون نیست ولی باز حس بدی دارم میشه راهنماییم کنید
1401/08/18

سوال 21220

سلام من ۲۱ سالمه من چند سال قبل با یکی از نزدیک ترین فرد خانواده ام رابطه داشتم تنها کسانی که از این موضوع با خبر اند منو اون هستیم با این که اون موقع سن زیادی نداشتم ولی بخاطر اینکه چند بار این رابطه رو انجام دادیم هنوز یادمه الان هم برام خیلی سخته نمی تونم از حافظم پاکش کنم این رابطه زندهگی منو نابود کرده حس می کنم کثیفم هر بار که نماز می خونم این موضوع یادم میاد وفکر می کنم نمازم باطله حتی فکر خود کشی هم به زد وانجامش دادم ولی هنوز نفس می کشم من حتی وقتی به فکر ازدواج می افتم هم حس کناه کار بودن بهم دست میده من حتی نمی دونم اگه ازدواج کردم به همسرم بگم رابطه داشتم آن هم با یکی از فامیل نزدیک یانه چیکار کنم خواهش می کنم کمک کنید
1400/11/29

سوال 15301

سلام. ۳۶ سال خودم را باکره نگاه داشتم. رفیق ندارم. دوست دختر نداشتم. رابطه نداشتم تا با همسرم تجربه کنم.بالاخره ازدواج کردم. همسر را بهترین نعمت می دانستم. فقط احترام به همسر می دانستم. به خاطرش اضافی کار کردم تا ماهانه ده میلیون بشه درامد.فقط زنم رو میدیدم. به همسرم از صبح تا شب صدقه سر و قربون رفتم. ولی بعد زیر یک سقف رفتن تغییر کرد.همسرم رابطه اجازه نداد.بعد متوجه شدم پرده ندارد.دو ماه اول زندگی مشترک اجازه رابطه نداد.بعد به خاطر پدر و مادرش به من داد زد.پرخاشی کرد.خیلی خشک و پسرمنش بود.میگفت برده نیست که هر روز رابطه بخوام.میگفت نمیدم بهت.همش دخالت مادرش در زندگی بود.رستوران و خرید میبردم گفت وظیفته من که نخواستم.سر رابطه یک روز سیلی زدن.همسرم چهار بار به من سیلی زد.سر گوشی که با پسر چت میکرد ، من رو کتک و کبودم کرد چیزی نگفتم.یه شب که یک ماه رابطه نداشتم، با زور خواستم رابطه کنم. پریدم روش.اون بهانه کرد و گذاشت رفت.فقط چهار ماه خانه مشترک بودیم.از همه جا بلاک کرد.جهیزیه رو برد. مهریه گذاشت اجرا.شکایت کرد.رو مادرم و پدرف توف کرد و فحش داد.الان پنج ماهه رفته. اوایل افسرده شدم. سه ماه تمام خون گریه کردم.رفتم دنبالش.نیومد. فقط گفت پشیمون میشی که دست روم بلند کردی.الان نمیتونم بفهمم مشکل از من بود یا اون درست میگه. کلی اذیت کرده ولی اصلا نمیبینم. احساس گناه دارم.یعنی به خاطر سیلی رفت؟همه جا گفته امنیت نداره.به خدا ، من یک درصد هم از دلم خوشونت نداشتم. صدای پرخاش من رو که رابطه میخواستم و عصبانی بودم رو ضبط کرده.به من میگه عصبی هستی. خودش قرص اعصاب و استرس مصرف می‌کنه. گفته بود هیچ قرصی نمیخوره.من نه قرص خوردم تا حالا نه چایی و نه خلاف های دیگه.الان خیلی داغونم. فکر نمیکردم همسرم روزی بره.همش میگم کاش رابطه نمیخواستم.کاش هیچ مخالفتی نداشتم.ولی اون یدونه سیلی داغونم کرده.شاید به خاطر اون گذاشت رفت.اخه من خیلی احساس گناه دارم.ولی درونم میگه اخه ۹۹درصد من خوبی و محبت میکردم بهش؟!تجربه اولم بود از کنار زن بودن.لطفاً کمکم کنید.از کار و زندگی افتاده ام.