پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/06/30
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
حس بی اعتمادی و ترس نسبت به بقیه
علت اینکه اینقدر نسبت به بقیه بی اعتمادم و از ازدواج و وارد شدن به یه خانواده ی دیگه میترسم از چی میتونه باشه؟
من تو خونمون ته تقاری هستم و فاصله ی سنیم زیاده با خواهر و برادرم و اینکه ۴ سال پیش پدرم فوت کرده و واقعیتش اینه که از اینکه برم تو یه خونواده ی دیگه میترسم،میترسم خوب نباشن باهام و اذیت بشم تو خونوادهاشون چون خیلی حساسم تحمل بحث یا دعوا یا رفتار بد رو ندارم و زود دلم میشکنه و اذیت میشم،بیشتر وقتا علت رد کردن خواستگارام برا همینه علاوه بر خود طرف به خانوادهاش هم فک میکنم ببینم ازشون خوشم میاد یا نه....کلا احساس نا امنی میکنم ،۲۸ سالمه ...چیکار کنم؟
۴ پاسخ۷۰ بازدید
1404/04/16
ناشناسپشتیبانی همدم
چرا مورد ها قابلا اعتماد نیستند
سلام بنده یک و نیم عضو شدم متاسفانه چنداتا موردی دیدم همشون یک مشکلی داشتند
۰ پاسخ۲۵ بازدید
1404/04/16
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سلام بر مرجان عرشی های عزیز!
سلام و درود بر شما دوست عزیزم!
سوال شما عزیز را باید طور دیگری پاسخ بدم!
تمام آن چیزی که باعث به وجود آمدن این افسردگی لعنتی از 10 سال پیش در من شده است در ابتدا بی توجهی و بی محبتی از سوی مادر و خواهران من بوده است و حضور نداشتن آن ها در زندگی من و تنهایی بی انتها و بی کران من سال های سال و در آخر کار وارد آمدن یک شکست عشقی بسیار شدید و یک ضربه کمرشکن کشنده روحی و روانی و عصبی که سال ها درگیرش بودم و هنوز نتوانستم از آن کمر راست کنم به قدری که ضربه ای مهلک بود بر جسم و جان من در سن 18 سالگی در اوج شور و شوق و نشاط و در اوج جوانی!
خلاصه مسیر زندگی من به کل عوض شد و به بیراهه ای رفتم که تهش بن بست بود و با ملاج خوردم به دیوار! عشق آن دختر هم نصیب و قسمت من نشد! و من مثل شمع ذره ذره سوختم و گداختم و آتش گرفتم و آب شدم و خاکستر شدم!
خیلی تنها هستم تمام عمرم تنها بودم و تمام عمرم از مهر و محبت و مهربانی و دوستی و از توجه و اهمیت و از عشق محروم بوده ام! من هیچوقت لذت عشق را درک نکردم و نچشیدم و لذت آرامش در کنار عشق را هم درک نکردم! من تمام عمرم از عشق و آرامش و محبت و مهربانی و خوش اخلاقی و دوستی محروم بوده ام!😭😭😭💔💔💔
۱ پاسخ۸۵ بازدید
1404/04/07
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
تحصیلات
سلام در بین دختران و پسران دانشجو هستند کسانی که در آین دوران باهم رابطه دوست دختری یا دوست پسری برقرار میکنن و بعد از مدتی الخصوص پسر رفاقت رو به هردلیلی بهم میزنه و یک نوع بی وفایی بعد از رابطه عشقانه در دختر ایجاد میکنه که بعدا ممکنه در زندگی زناشویی بر روی دختر تاثیر بزاره اگر با دختری ندانسته ازدواج کردیم و این مورد برای ما پسرها پیش اومد آیا این به عنوان ویژگی اکتسابی هست یا چیز دیگه ای است؟
ایا راه حل داره
۳ پاسخ۹۳ بازدید
1404/04/03
سوال
سلام کاش یکم میشد اینجا ادمها بتونن اول اعتماد و بعد تو حرفها راستی آزمایی بشن مخصوصا خانومهای جداشده یا شوهر فوت شده درنگاه اول برای هر مردی یک لذت ایده ال میشن جداازاینکه اون خانوم یکبار شکسته ونیاز به ترمیم روحی داره نه جنسی اما متاسفانه ابتدا گول شعارهارومیخورن وبعددوباره سرزنش از شکست دوباره کاش بشه جامعه ای داشت به دور از فقز فکری و سواستفاده از جسم و روح ادمها بنده خودم ۴۰سالمه اقاهستم اما متاسفانه گاهی از ابراز این نوع جنسیت خودم متاسفم مجردموندنو بایکم ترس اشتباه دارم هرروز بیشترش میکنم
مشکلات زنان مطلقهنگاه جنسی به زنانازدواج با مطلقه مشکلات ازدواج با خانم مطلقه مشکلات ازدواج با مطلقه 11+
۳ پاسخ۷۶ بازدید
1404/03/24
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
مهریه
سلام وقت بخیر
آقا پسری چند وقت پیش ازم خواستگاری کردند و طبق در جلسه خواستگاری قرار شد خود دختر پسر درباره مهریه صحبت کنیم،تو جلسه ای ک در این خصوص گذاشتیم اول یک عددی رو مطرح کردند و من مخالفتم رو مطرح کردم و بعد چند روز به خواسته ایشون دوباره صحبت کردیم و در نهایت روی عددی توافق کردیم و تو جلسه رسمی تو جمع خانواده ها مطرح شد و قرار بر این شد بریم دفتر خونه تا تاریخ عقد مشخص کنیم،اونجا ی فرم دادن ک پر کنیم،داخلش مهریه و نوع اون قید شده بود. من تعداد توافق شده و عندالمطالبه رو تیک زدم،ایشون همونجا شروع کرد ک هدف من عندالاستطاعه هست. در صورتی ک تا اون موقع حتی یکبار هم مطرح نکرده بودند. خلاصه ک برگشتیم بعد یکی دو هفته اومدن گفتن باشه عندالمطالبه و باز طی دو سه روز بعدش سر تعداد دوباره خواستن بحث کنند. دیدم تو تصمیم گیری ثبات ندارند و گفتم ادامه ندیم بهتره ، دیدم خیلی پیگیر هستند و بهشون گفتم همون تعدادی ک توافق شده رو اوکی هستم بشرطی که یک مشاوره پیش از ازدواج دیگه جدایی از مشاوره پیش از ازدواجی ک تو دوره آشنایی رفتیم بریم تا بیشتر با تیپ شخصیت هم آشنا بشیم. تقریبا پنج جلسه مشاوره رفتیم و مشاور ب شرطی ک سواد رابطه رو تو دوره عقد بگذرونیم گفتن ک میتونیم برای عقد اقدام کنیم. همه کارهای پیش نیاز عقد رو از جمله آزمایش و مشخص کردن تاریخ عقد و رزرو سالن و تهیه لباس رو انجام دادیم،یک هفته ب زمان مقرر آقا پسر گفتن میخوام خودم رو از اول معرفی کنم من آقای فلانی هستم با این مشخصات و مهریه مدنظرم همین تعداد و عنداللستطاعه می باشد. اگه اوکی هستیم بریم جلو. قشنگ دو ماه سر کارم گذاشته بود و کلا برگشت ب حرف خودش . منم دیدم حرف ها ایشون هیچ ثباتی نداره و قابل اعتماد نیست از ادامه انصراف دادم. قشنگ تو این مدت بازی روانی انجام داد و کلی وقت ازم گرفت . شما جای من بودین چه واکنشی نشون میدادین ؟ اینم بگم دوباره بعد ۴۰ روز خواهرشون اومدن تو محل و بهم گفتن داداشم میگه همون حرفی قبلی بریم ادامه بدیم ولی من دیگه هیچ جوره ب ایشون نمیتونستم اعتماد کنم . اصلا هم بحثم خود مهریه نبود. اینکه احتمال میدادم تو بقیه مسیر زندگی هم اون ثبات تصمیم گیری رو نداشته باشه.
۳ پاسخ۱۵۰ بازدید
1404/03/20
ناشناسخانواده و روابط
سطح کیفی آدمای عضو
عرض ادب
یه مساله ای پس ذهنم آزارم میده واسه ارتباط گرفتن با اپ شما؛ برا آقایون با توجه به عرف راحته گزینش و انتخاب و محدودیتای ما خانومارو ندارن واسه همین دائما فک میکنم چرا آقایون باید سراغ همچین اپایی بیان ؟!
تنها دلیلی که به ذهنم میاد سطح کیفی اون آدمه ، انگاری جوریه که قطع امید کرده از محیطش و کسی پسندشون نکرده (:
پس نتیجتا همچین آدمایی ارتباط گرفتن باهاشون از اساس رد میشه و ارزش وقت گذروندن ندارن.
نمیدونم واقعا.
شک بدیه.
۳ پاسخ۱۱۱ بازدید
1404/03/12
ناشناسخانواده و روابط
ترس از ازدواج
با سلام من همونم که گفتم آقا پسر تر از ازدواج دارن
بنده ۳۷ سالم هست وایشون ۳۵ ساله
بله آشنایی ما به قصد ازدواج هست . این اقا میگن که من بعد از ورشکستگی( که مسببش دوستان و نزدیکان و کسانی بودن که من بهشون اعتماد داشتم) سختی هایی زیادی کشیدم تا تونستم سرپا شم واقعا تحمل یه شکست دیگه رو ندارم از اعتماد دوباره ترس دارم
میگن که گاهی اوقات فک میکنم اصلا شاید اشتباهه با این ترس به ازدواج فک کنم
۳ پاسخ۶۲ بازدید
1404/03/09
ناشناسخانواده و روابط
از پسرا بدم میاد
حالم از هرچی مرده بهم میخوره همشون یک مشت خیانت کار و بی مسئولیتن تا الان رابطه ای نداشتم ولی از مردا بدم میاد چون همشون نجس و عوضین
۳ پاسخ۸۹ بازدید
1404/03/08
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
اقای ک قهر میکنه
ینی قهر میکنه بعد هروقت خاست میاد منت کشی و آشتی
ولی همون روز فهمیده بود حالم بده برام قرص فرستاده بود
قهرشم بابت اینه ک میخاس سابقه گوگل منو ببینه منم گفتم گوشی مال خودته هروقت کار داشتی بردار اما ب قصد چک کردنه گوشیمو بدع!
و بارها گفته گوشیت دستم باشه مگه من احمق یا نفهمم پیام هاتو چک کنم من همیشه زود گوشیو از دستش میکشیدم ی بار بهش گفتم تو ک بدت میاد تکرار نمیشه اما هرچی تو گوشیم دیدی جنبه داشته باش آخرم پیام های منو دوستمو خونده بود بهش بر خورده بود خیلی چیزا!
۳ پاسخ۷۶ بازدید
1404/03/07
ناشناسخانواده و روابط
چکار کنم آیا اصلا ازدواج کنم ؟
سلام راستش من وقتی میرم خواستگاری یک دختری وقتی بحث مسائل مالی میاد وسط به خونواده دختر میگم که من مهریه رو به هیچ وجه قبول ندارم ولی اینو قبول میکنم که هرچی تو زندگی بدست اومد نصف نصف باشه یعنی دیگه مال من یا مال تو نباشه وکلن برای «ما»باشه .من حتی به این هم راضیم که هرچی رو که قبل از ازدواج هم بدست آوردم با هم نصف کنیم ولی اونا قبول نمیکنن میگن باید حتما مهریه باشه !!!!آخه شما هم وضعیت مهریه رو که میدونید به هیچ وجه نمیشه به مهریه اعتماد کرد الان بیشتر دوستای من سر همین مسئله مهریه ازدواج نمیکنن ولی من چنین درخواستی رو که به خانواده دختر و خود دختر میدم قبول نمیکنن من خودم ۲۵سالمه و دوتا خونه یک ماشین شاسی دارم اصلا هم خسیس نیستم . من کلن شیوه فکرم اینجوریه که اگر زنی وارد زندگیم شد بهش به عنوان کنیز و برده نگاه نکنم بلکه به عنوان شریک مهم و همسر وفادار بهش نگاه کنم کسی که بتونم بهش اعتماد کنم ولی واقعا اکثرا رو مهریه بیشتر فشار میارن بخدا مهریه ظلم تو این وضع
راستش پدرم بهم گفت تو ارزشت بیشتر از این حرف هاست و خودتو با این دخترا کوچیک نکن من ناراحت شدم ولی وقتی اینجور ادمارو میبینم واقعا احساس میکنم حرف پدرم راسته
۳ پاسخ۹۸ بازدید
1404/03/04
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
راهنمای
باسلام ۲ماهی هست بااقای اشناشدم که یک سوال وصد بارمیپرسه تاحالا باکسی بودی وهربارجواب دادم ایشون ۴۵ سال دارند ومیگن ومیگن تااین سن باهیچ خانمی نبودن وحتی هیچ احساس دوست داشتن نسبت به کسی نداشتن وحتی حس جنسی هم نداشتن اما ازوقتی بامن آشنا شدن به اظهارخودشون احساس ودارن وزیادهم هست ازطرفی این اقا۲۰ ساله باخانواده اش درارتباط نیست ومیخوام تنهای بیاد خاستگاری ازم میخواد باخانواده مطرح کنم نمیدانم چکارکنم چندبار ازش خواستم آشنای وتمام کنه تاحدودی بامعیارهای من هم خوانی داری ایشون ۲تافوق لیسانس دارن ولی شاغل نیستن فقط آنلاین خرید وفروش میکنن وشاید ماهی ۱۰ میلیون درآمد داشته باشن خونه وماشین سرمایه هیچی فقط تحصیلات ومدنی هستند خانمهای کارمند باَ شغل وموقعیت خوب بهش پیشنهاد ازدواج دادن اما قبول نکردن ونمیدونم بامن احساس دوست داشتن وحس جنسی شون بیدارشده وتا حالا باهیچ خانمی درارتباط نبوده اند ونقشه های زیادی برای آینده دارند درکل زیاد حرف میزنند اما مگه زندگی باحرف میشود نمیدانم چکارکنم چند بار خواستم آشنای روتمام کنه اما عین بچه ها ناراحت میشه من چطوری باخانواده موضوع رودرمیان بگذارم باتشکر
۳ پاسخ۱۳۹ بازدید