من ۱۲ ساله با یه دخترم و ۱۲ ساله دمبال ازدواج با اونم ولی هرکاری میکنم نمیشه که نمیشه
اوایل رابطه خیلی خوب بود ولی وقتی به درازا کشید همش شد دعوا و تهمت زدن سمت اون در صورتی که بخدا قسم من اصلا ادم ایجوری نیستم حتی ۵ ساله بخاطر اینکه بتونم باش ازدواج کنم ساعت ها فاصله دور از خانواده کار میکنم پول دربیارم
۱۰ دیقه حرف بزنیم به دعوا و مشاجره کشیده میشه
۳۶ سالم شد نتونستم بیارمش تو زندگیم
الانم واقعا ازم فاصله گرفته دیگه هم بعد ۱۲ سال نمیتونم به کس دیگه فکر کنم
تماما ذهنیتش نسبت به من فورا بد میشه در صورتی که بخدا قسم ادم شیله پیله داری نیستم زندگیمم فوق العاده سادست واقعا نمیدونم چیکار کنم
سلام پرخاشگری و نداشتن کنترل بر اعصاب در حد بهم ریختن اسباب و اساس زندگی در هنگام بودن محرک مربوط به کدام اختلال شخصیتی است؟ متاسفانه پدر من اگر کسی روی حرفش حرف بزنه تمام شیشه های خونه رو میشکنه و این نوع رفتار با اثرات پایین تر مثل فریاد کشیدن به ماهم منتقل شده
پسر نوجوانی دارم که بلد نیست خشمش رو کنترل کنه و وقتی عصبی میشه خودزنی می کنه مشتش رو محکم فشار میده و قرمز میشه ولی به کسی بی احترامی نمی کنه. نمی خوام این خشم درونش پنهان بمونه و تبدیل به عقده بشه. باهاش چطوری رفتار کنیم که خشمش رو راحتتر نشون بده و خودخوری نکنه؟