پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/12/08
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996701
و اینکه همه بهم میگن تو حیفی واقعا هم قیافت خوبه هم تحصیلات داری ولی بخاطر این مشکل برادرت کسی باهات کنار نمیاد
۲ پاسخ۱۳ بازدید
1403/10/03
سوال 995925
سلاممن پسری ۳۱ ساله هستم با دختری سه سال بزرگتر ازخودم آشنا شدم بهش علاقهمند شدمبه نظرتون مشکلی داره باهاشون ازدواج کنم؟
مشکلات خانوادگی1ازدواج با بزرگتر از خود1مخالفت خانواده برای ازدواج1تردید در تصمیم گیری1معیارهای انتخاب همسر16+
۳ پاسخ۲۱ بازدید
1403/09/18
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995838
بهم تومشکل خانوادگی باخانواده گفتیدکه اگه میتونم اذیت میکنن منویاحال دل وروحم بده اینجابافرزندم خونه بگیرم یاسرکاربرم من کل خانوادم شاغلن وازدوسالگی بچم طلاق گرفتم کسی نداشتم برام نگرداره تاالان که من برم سرکارنگرنداشتن اونهاهم بنابرلج ولجبازیه که چراباهمسرسابق ازدواج کردم وچرابچه اوردم وکلایه کینه ونفرتی مادرم توسینه داره واصلامنوبچم توتنش ودرگیری جنگ عصابیم وهیچگونه ارامش ندارم کلاحالم خسته وداغون وبده من شرایط مستقل شدن ندارم چون حمایت مالی نمیکنن که منم که کارنکردم پول داشته باشم تواین اوضاع گرونی وجامع الان شرایط کارهم ندارم برم بابچه دانش اموزومدرسه ودست تنهابدون اینکه کسی باشه نگهدارش باشه.گاهی احساس میکنم ته خطم امیدم فقط خداوبچه ای که باهاش نفس میکشم .شرایط ازدواج وزندگی هم برام مشکل شده ادم خوب ودرست وایده ال هم پیدانشده وهمشون پرمشکل ایرادمن چیکارکنم اروم باشم گاهی رفتارای این هاجوری اذیتم میکنه دق ودلیموسرطفل معصومم خالی میکنم احساس عذاب وژدان دارم ازاینکه بچه اوردم داره عذاب میکشه چراپدرخوب نداشت چرامادرخوبی نداره براش رفاه وارامش بسازه چراتوی منگنه وفشارم چرادرم همه جوره بسته هست وهمیشه توخودم ناراحت توفکروتوحرص وجوشم گاهی میگم چطورتاحالادق نکردم وسروپام چیکارکنم اروم بشم فکروخیال نکنم من که جزخداپناهی ندارم وامیدی چهارساله دارم صداش میکنم بعدطلاق امانه ازدواجی نه حمایت خانواده وچیزی نه احساسی عاطفی نه مالی نه نگهداری ازبچه که سرکاربرم دلم میخادیکی بیادبهم بگه فقط چیکارکنم راهی که من نمیدونم...🥺
۳ پاسخ۱۷ بازدید
1403/09/17
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995833
باسلام اگه تورابطه ای باشم طرف مقابل درنه ماه رابطه اشنایی هیچگونه بی احترامی نکردن دربحث وگفتگوهااین اواخردرعصبانیت دوسه باری بی احترامی جزیی کردن میخاستم بدونم جدی هستش ماخیلی باهمیم ایشون دوست داشتن وهمه چیروبهم ثابت کرده ازدواجمونم چون براشون شرط خونه گذاشتم بخرن برام تاخریدن طول کشیدشدنه ماه اشنایی ولی این بعدچندین ماه ای اواخرچندبارپیش اومده منم بی تقصیرنبودم توعصبانیت واون گفتگویعنی هردوکوتاه نیومدیم امامن خیلی ادم جدی تواین زمینم یعنی توبدترین شرایط هم هوای دهنمودارم وبه طرفم بی احترامی نمیکنم میترسم عادتش باشه وتاحالابروزنداده بهم میترسم بعدهابیشتربشه .یه حالت زودرنج ادم بسیاراحساسی وعاطفی سریع ناراحت میشن قهرمیکنن مثل اینکه ایشون یک بارمنوتوشلوغی وسروصداصداکردن پیش خانوادم وهمه بودن من متوحه نشدم ونشنیدم تواون سروصدادیدم باناراحتی میگه توجمع حالااگه کس دیکه بودمیشنیدمن الویتش نیستم دیگه سه بارصداکردم جواب ندادمامان دیدی.درصورتی که من خندم گرفته بودازحرفش مثل بچه هاست مردبه این سن وسال هم حرصم گرفت اخه وقتی نشنیدم من واقعاجرابراخودش میبره ومیدوزه وقهرولبولوچه اویزون میکنه اومدن توچندین بارصداش کردم حرف زدم حرف میزدکم جزیی اماباقیافه وهمچنان ناراحتی قهرانگارهرچقدرم ادم میخادبراش توضیح بده بدترمیشه وضعیت نمیدونم چه عکس العملی نشون بدم تواینجوراخلاقانشون میده اینجورمواقعایاچیکارکنم اصلامیشه تحمل کردیاسخته این ازچی میتونه باشه یه نوع شخصیته اخلاقه ذاته رفتاره چیه.انگارازاوناست هرچی سنش میره بالاامابچه ترمیشه.مثلایبارتوجمع باخاهرش حرف میزدم ایشون باگوشی حرف میرداصلاتوباغ نبودازوسط حرفم شنیدداشتم درموردبه چیزی ازخاهرش سوال میکردم که واقعاراسته میگن اینجوریه ناراحت شدسریع من اینجاهستم همروعقل کل میدونه الامن این زن نمیدونم چراحرف منوقبول نداره وتره خوردنمیکنه اینکه زیادش میکنه گندش میکنه سرش قورراه میندازه وحتی دوکلمه اضافه تربهم میریزم درصورتی که حالاوسط اون همه مکالمه منوخاهرش اینم پرسیدم ازش ربطی به ادم وشخص مهمی نداشت پرسیده شه نمیدونم پای چی عکس العملشون روبزارم راهمون هم دوره ازهم نمیتونیم هردودانش اموزداریم ومشکلات دیگه زندگی نمیتونیم باشبم بریم جلسات مشاوره به جلسه رفتیم تست دادیم ویه مقدارصحبت مختصرکه هی جلسه پشت جلسه میزارن وهرده روزپونزده روزوماهم شرایط نداشتیم که بیان وبریم ونشدنمیدونم چیکارکنم اصلاباصحبت مگه این مشکلات حل میشه من به هیچ وجع فکرنمیکنم ادمی بتونه اخلاق وشخصیتی تغیرکنه ویاروانشناس حرفش تاثیربزاره تاخودش نخادکه هیچ اتفاقی نمیوفته که تودوراهی وحالت گمراهیم چون خیلی داره تکرارمیشه من دارم اذیت میشم
۳ پاسخ۲۸ بازدید
1403/09/11
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995783
باسلام وقت بگیر خدمت مشاوران گرامی مدتی هست بااقای آشناشدم که ایشون همش راجب مشکلاتش راجب همسرقبلی صحبت میکنند و حتی گفتندهمسرشون تاحدمرگ کتک زدن وکتک زدن برای کسانی که نمیفهمن ومتوجه نمیشوند ازبهشت اومده درکل خیلی باخدا وادم خوب ومنطقی هستن اما این کتک زدن من وازادامه آشنای دل سرد کردن واقعا نمیدونم چکارکنم اگر راهنمای بفرمایید ممنون میشوم وبی نهایت تشکرمیکنم
۳ پاسخ۱۱ بازدید
1403/08/19
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995628
سلام من یاس هستم دختری ۱۶ ساله من تو زندگیم خیلی مشکلات زیادی داشتم با این سن کم ولی هیچکدوم درست شدنی نبودن..و الان دنبال یه مرد خوب و زندگی کن هستم که بتونم باهاش زندگی کنم فکر میکنم با این کار زندگیم خوب میشه و از مشکلات دور میشم...نظر تون رو بگین و بهم جواب بدین
مشاوره خانواده1مشکلات خانوادگی1مشکلات رفتاری نوجوان1رهایی از احساس پوچی در زندگی1کمبود اعتماد به نفس110+
۴ پاسخ۲۰ بازدید
1403/07/17
سوال 995452
سلام و وقت بخیر دختر ۴۷ساله متولد ۵۶ کارمند و دارای مدرک کارشناسی هستم بیشتر خواستگارانی که داشتم از سطح خودم خیلی پایین تر بودند تقریبا بیشترشان بیکار ویا تحصیلات خیلی خیلی پایینی داشتند آیا این توقع بالایی که آدم بخواد در سطح تحصیلات خودش و یا کمی پایینتر ازدواج کنه ویا شغل داشته باشه.
مشکلات خانوادگی1تاخیر در ازدواج به دلیل شرایط اقتصادی1توقع بالا1به تاخیر افتادن ازدواج1انتخاب همسر مناسب112+
۵ پاسخ۲۳ بازدید
1403/07/17
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995447
سلام مجدد بنده که سوال اخیر را درباره نحوه وزمان گفتن عقد ناموفق بدون هیچ ارتباطی،که طرف مقابل مشکل ژنتیکی داشته و به هم خورده را بیان کردم ، متاسفانه اول صبح برای دیدن جواب مشاوران محترم مراجعه کردم با جواب عزیز ناشناسی که اصلا سوال رادقیق مطالعه نکرده و اصلا متوجه مشکل نیست برخورد کردم لطفا به سوالات به صورت تخصصی تنها مشاوران پاسخ دهند و اگر عزیزی اظهار نظر می کند کامل و دقیق مطلب را مطالعه کند و با اظهار نظر نادرست و نابجا باعث اتلاف وقت و تشویش اذهان نشود باز هم از عزیزانی که با مطالعه و صرف وقت کار خیر خواهانه مشاوره را انجام می دهند ممنونم و به عنوان مادری متعهد منتظر جواب سوال هستم
۲ پاسخ۱۲ بازدید
1403/06/20
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995262
سلام من یه مرد ۴۲ساله هستم والان نزدیک به ۱۵ساله ازدواج کردم الان نزدیک به ۷سال هست که باهمسرم به مشکل خوردم ورابطه خوبی باهم نداریم واز هر نظر که بگید دیگه باهم کاد کردیم وفقط بخاطر دوتا بچها مون باهم زندگی میکنیم همسرمن خیلی بدهنو سرد مزاج وخونسرد هستندو دوست ندارند با هیچ یک از بستگان من رفت وآمد داشته باشند والان نزدیک به ده سال هست که نه با مادرم نه خواهرو برادرانم رفت وآمد ندارد وبامن هم مشکل داشت که تو هم بايد قطع رابطه کنی و از این حرفها والان دیگه مشکلمون خیلی زیاد شده ودیگه من نه روحیه ای برای زندگی کردن دارم نه کار کردن لطفا راهنماییم کنید چیکار کنم
۳ پاسخ۱۴ بازدید
1403/05/31
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995082
با سلاممردی38 ساله هستم و خواهری 40 ساله دارم که از سال 83 دچار بیماری صعب العلاجی شدو با پدر و مادر پیرم زندگی میکند.من جدا از پدرو مادرم زندگی میکنم. پدرم همیشه میگه پسرم دختر خوب پیدا کن ازدواج کن همه تدارکات وخرج ومخارج ازدواج و عروسی با من،جای دیگری زندگی کن اصلا فکر ما نباش بگو اصلا پدر و مادر و خواهر نداری. از طرفی دلم براشون میسوزه و همیشه به اونها و خواهرم فکر میکنم که باید از اونها مراقبت کنم و بعد از پدرومادرم ، وظیفه نگهداری خواهرم با من است و کدوم دختری حاضر میشه با من زندگی کنه یا هرکسی این وضعو ببینه ،فرار میکنه میره حتی خیلی از دخترهای خوبی که از من هم خوششون میومد رو محل نمیدادم برن ،تو دلم میگفتم بهتره بری با من افسرده و غمگین میشی.چون پدرم اینحرفها رو از روی احساسات میگه درحقیقت ازدواج دونفر ازدواج دو خانواده هست.از طرفی خود خواه میشم با خودم میگه بعدها از اینکه مجرد ماندم پشیمان میشم که خودم و جوانیم را پای بقیه سوزاندم و هیچ یاروهمدم و بچه ای ندارم.ممنون میشم راهنمایی کنید
مشکلات خانوادگی1آداب ازدواج1بیماری خاص1تاخیر در ازدواج به دلیل وابستگی والدین1مشکلات زندگی با والدین سالمند13+
۴ پاسخ۴۳ بازدید