دینی و معنوی
دینی و معنوی

دینی و معنوی

۲۶٬۰۶۱ سوال۲۶٬۲۴۸ دنبال‌کننده

سوالات این دسته‌بندی

1401/06/01

سوال 18941

<p class="paragraph"> از نجف تا کربلا چند عمود وجود دارد؟ </p>
1401/06/01

سوال 18940

<p class="paragraph"> فاصله نجف تا کربلا چقدر است؟ </p>
1401/06/01

سوال 18939

<p class="paragraph"> برای پیاده روی اربعین 1401 چقدر پول بهتره همراهمون باشه؟ </p>
1401/06/01

سوال 18938

پیاده روی اربعین چند روز طول میکشه؟
1401/06/01

سوال 18937

<p class="paragraph"> بهترین مرز برای پیاده روی اربعین 1401 کدومه؟ </p>
1401/06/01

سوال 18936

<p class="paragraph"> مسیر پیاده روی اربعین چند کیلومتر است؟ </p>
1401/06/01

سوال 18935

<p class="paragraph"> کسی میدونه هزینه پیاده روی اربعین چقدر میشه؟ </p>
1401/06/01

سوال 18934

<p class="paragraph"> برای اولین بار میخوام انشالله اربعین پیاده برم کربلا، میشه لطفا کمکم کنید و بگید چه وسایلی بهتره همراهم باشه؟ </p>
1401/05/28

سوال 18839

1. دخترم تقریباً ۷ ساله است اما وسایلی که مال خودش نیست را بر میدارد و پنهان می‌کند این مسئله چند بار در پیش دبستانی هم تکرار شده نمیدانم چگونه با دزدی او برخورد کنم، ما خانواده ای مذهبی هستیم و بشدت معتقد، هر چیز هم بخواهد برایش تهیه می کنیم اما نمی دانم چرا دزدی می کند.
1401/05/28

سوال 18831

با اهدا سلام و عرض ادبدر ادامه سوال 18813از اینکه با صبر و حوصله پاسخ فرمودید کمال تشکر را دارمببینید ابهامی که برای بنده باقی مانده مسئله دیگری غیر از شناخت اعلم است وگرنه من خودم الان اعمالم را طبق نظر آیت الله سیستانی انجام می دهم بگذارید سوال را به گونه ای دیگر مطرح کنمهمانطور که خودتان کاملا واقفید اگر بخواهید نماز بخوانید باید اول وضو بگیرید و اگر شک دارید که وضو گرفته اید یا خیر باید بنا را بر این بگذارید که وضو ندارید و باید وضو بگیرید در انتخاب مرجع تقلید هم شاید همینطور باشد مثلا فرض کنید من تحقیق کردم و بین مثلا دو مرجع الف و ب اعلم برایم مشخص نشد و احتمال و گمان هم ندادم کدام اعلم است پس وظیفه شرعی من این است که یکی از این ها را انتخاب کنم سپس در همه مسائل از جمله خود مسئله تقلید به نظر او عمل کنم و اگر همین مرجعی که انتخاب کردم بفرماید در شرایطی که اعلم برای شما بین دو مرجع مشخص نیست می بایست احتیاط کنید پس وظیفه من این است که احتیاط کنم و اگر بگوید که مخیرید می توانم به فتوای هر کدام که بخواهم عمل کنم حالا این فرض را در نظر بگیرید که بین این دو مرجع الف و ب که اعلم برایم مشخص نشده است اصل اینکه مثلا مرجع ب را انتخاب کرده باشم یا خیر به شک افتاده ام نمی دانم شاید انتخابش کرده باشم و التزام فکری و عملی به فتوایش پیدا کرده باشم و به نظراتش عمل کرده باشم و شاید هم نکرده باشم!! خب اکنون نظر فقه چیست؟ شاید فقه می گوید وقتی در اصل انتخاب و التزام و عمل اولیه شک دارید باید بنا را بر این بگذارید که اصلا انتخاب و التزام نداشته اید و اکنون باید یکی از این دو را انتخاب کرده و به فتاوای وی ملتزم شوید و چنانچه در حالی که هنوز نسبت به انتخاب اولیه مرجع ب و التزام فکری و عملی و عمل به نظرات و فتاوایش در شک هستید این مرجع فوت کند آیا شما می توانید بگویید مثلا فرض می کنم به فتوای مرجع ب قبل از فوتش چه در نیت چه در عمل ملتزم شده و عمل کرده بودم و اکنون با این فرض در مسئله بقا بر میت به مرجع الف رجوع می کنم و با اجازه او به تقلید مرجع ب باقی می مانم؟ احتمالا این کار خلاف شرع است چون اصلا از اول التزام به مرجع ب و تقلید از او با وجود شکی که وجود دارد محقق نشده است که اکنون بخواهد با اجازه مرجع زنده الف به تقلید از او ادامه دهد! حالا مشابه همچین مسئله ای برای من پیش آمده است مثلا بین آیت الله سیستانی و آیت الله وحید اعلم برایم مشخص نشد پس باید یکی را انتخاب می کردم در مورد آیت الله وحید فکر می کردم که شاید خوب باشد ایشان را انتخاب کنم اما نمی دانم که آیا نهایتا تصمیم قطعی گرفتم که ایشان را انتخاب کنم و ملتزم به فتوای ایشان بشوم یا نه و آیا اینکه عملی را بر اساس همین التزام طبق نظر ایشان انجام داده باشم یا نه!! شاید آری شاید هم نه!! اما به هر حال چون اطمینان نداشتم که ایشان را انتخاب کردم یا نه طبق همان قاعده فقهی که در ابتدا عرض کردم بنا را بر این گذاشتم که ایشان را انتخاب نکردم مخصوصا اینکه دچار وسواس فکری و عملی هم هستم و وسواسی هم که نباید به شکش اعتنا کند و همین هم مزید بر علت شد که بنا را بر این بگذارم که آیت الله وحید را انتخاب نکردم و نهایتا آیت الله سیستانی را انتخاب کرده و به فتاوای ایشان عمل می کنم اما بعد از مدتی دوباره همان شک که احتمالا از روی وسواس است به سراغم آمد که شاید از اول در واقع امر آقای وحید را انتخاب کرده و به فتوای ایشان ملتزم شده و عمل کرده بودم و اکنون مقلد ایشان محسوب می شوم که اگر اینطور باشد برای اینکه از شک و دودلی بیرون بیایم باید راهی پیدا کنم که بتوانم به آقای سیستانی عدول کنم اما از آنجایی که اعلم بین این دو برایم مشخص نیست طبق نظر آقای وحید باید بین این دو مرجع احتیاط کنم و نمی توانم عدول کنم مگر اینکه احتیاط مشقت داشته باشد (البته فقط در مسئله ای که مشقت دارد می توان عدول کرد نه در همه مسائل)، کمی فکر کردم و مسئله ای به نظرم آمد که شاید احتیاط بین این دو مرجع در آن مسئله مشقت داشته باشد(البته این مشقت شاید فقط از نظر من باشد و شاید از نظر خود آقای وحید مشقت محسوب نشود) پس با همین توجیه به تصور خودم طبق نظر آقای وحید به آقای سیستانی عدول کردم اما بعدش دیدم که شاید اصلا از اول نیاز نبوده همچین کاری بکنم چون همانطور که عرض کردم اصل التزام من به آقای وحید قبل از اینکه مقلد آقای سیستانی بشوم مشکوک بوده و شرعا محقق نشده است (مخصوصا اینکه در این قضیه دچار وسواس هم هستم) که الان بخواهم طبق نظر ایشان به آقای سیستانی عدول کنم پس ظاهرا نباید مشکلی باشد و من فعلا مقلد آقای سیستانی محسوب می شوم اما از طرف دیگر یک استدلال دیگر به نظرم می رسد که نمی دانم منطقی است یا نه که طبق آن استدلال اگر تا الان مقلد آقای وحید محسوب نمی شدم اکنون با این کاری که کردم خود به خود و علی رغم میلم عملا مقلد آقای وحید شده ام و آن استدلال این است که چون من شک داشتم که شاید قبل از انتخاب آقای سیستانی ملتزم به آقای وحید چه در نیت و چه در عمل شده بودم و به فتوای ایشان عمل کرده بودم و اکنون شاید مقلد ایشان هستم پس فی الحال بر اساس همان التزام قبلی که مشکوک است نیت می کنم که اگر فی الحال مقلد ایشان هستم(یا بنا را بر این می گذارم که اگر مقلد ایشان هستم) در مسئله تقلید و عدول در شرایطی که اعلم بین این دو مرجع مشخص نیست به نظر آقای وحید عمل می کنم و مثلا در آن مسئله ای که احتیاط مشقت دارد به آقای سیستانی عدول می کنم و این خودش یعنی عملا مقلد آقای وحید شده ام حتی اگر قبل از این مقلد ایشان محسوب نمی شدم و چون ایشان عدول را اجازه نمی دهند پس دیگر نمی توانم عدول کنم و باید احتیاط کنم مگر اینکه احتیاط مشقت داشته باشد، این را هم در نظر بگیرید که آقای سیستانی عدول از مساوی به مساوی را مگر در شرایط خاص اجازه می دهد و این قضیه مثل این می ماند که من وقتی مقلد آقای سیستانی هستم چون شک کردم شاید قبل از ایشان مقلد آقای وحید بوده ام یا خیر برای اینکه اطمینان پیدا کنم مقلد آقای سیستانی هستم پس با اجازه خود آقای سیستانی به آقای وحید عدول می کنم تا بعدش بتوانم با اجازه خود آقای وحید به آقای سیستانی عدول کنم اما چون با اجازه آقای سیستانی به آقای وحید عدول کرده ام دیگر نمی توانم طبق نظر آقای وحید به آقای سیستانی برگردم چون ایشان عدول را اجازه نمی دهند!!!همانطور که می بینید این مسئله خیلی عجیب و غیر منطقی است و به نظر می رسد همه ناشی از افکار وسواسی باشد که ذهن مرا به خودش درگیر کرده و شاید نیاز باشد مشاوره روانشناسی هم بگیرمبه هر حال ممنون می شوم مثل همیشه راهنمایی بفرمایید که اصلا این استدلال هایی که کردم شرعا درست و منطقی است یا خیر و اکنون مقلد آقای وحید محسوب می شوم یا خیر؟در پایان باز هم عذرخواهی می کنم و تشکر می کنم که زحمت می کشید و پاسخ می فرماییدیا علی
1401/05/27

سوال 18813

با اهدا سلام و تحیت خدمت حاج آقای شاه جعفریدر ادامه سوال 18784تشکر می کنم که وقت گذاشتید و مفصل راهنمایی فرمودیدخدمت شما عرض کنم که بله می دانم مکلف باید در مورد مرجع اعلم تحقیق کند و بنده هم تحقیق کردم مثلا دوست طلبه ای دارم که خود ایشان چند نفر فقیه را برای بنده نام بردند که نظر آن فقها این بود که آیت الله سیستانی اعلم هستند منتها از طرف دیگر خودم در سایت یک فقیه دیگر که از شاگردان آیت الله وحید هم بوده اند خواندم که نظرشان این بود که آیت الله وحید اعلم هستند و همچنین در سایت آن فقیه از قول آن فقیه عنوان شده بود که عدّه کثیری از شاگردان ایشان(آیت الله وحید) که در درس اساتید دیگر هم شرکت کرده‌اند به اعلمیت ایشان قائلنداز طرف دیگر جامعه مدرسین حوزه که خودشان فقیه هستند هم چند مرجع را جایز التقلید معرفی نمودند که البته فکر می کنم معنایش این باشد که همه آن مراجع در حد اعلمیت هستند که آیت الله سیستانی و آیت الله وحید هم جزء آن مراجع هستند همچنین خودم از سایت یک فقیه دیگر سوال پرسیدم و نظرشان را در مورد مرجع اعلم جویا شدم که پاسخ آمد برای بنده اعلم بودن هیچیک از مراجع مورد تأیید جامعه مدرسین بگونه‌ای که تقلید از دیگر مراجع جایز نباشد، ثابت نشده است ، و اما در مجموع با این تفاسیر برای بنده اعلم مشخص نشد و به اعلمیت کسی نه اطمینان پیدا کردم و نه حتی می توانم احتمال بدهم و مشکل هم دقیقا همینجا به وجود می آید چون بر طبق این فرض طبق رساله آیت الله وحید در همچین شرایطی می بایست احتیاط کرد ، عین متن رساله آیت الله وحید هم همانگونه که می دانید به شرح زیر است :مساله 4 رساله آیت الله وحید : اگر بين دو مجتهد يا بيشتر در فتاواى مورد ابتلا علم به اختلاف باشد ـ اگر چه اجمالا ـ در صورتى كه بداند يا حجّت شرعيّه بر تساوى آنان در علم باشد بايد به فتواى كسى كه فتواى او مطابق با احتياط است عمل كند ، و چنانچه فتواى يكى از آنان مطابق با احتياط نباشد ـ مثل اين كه يكى فتوا به قصر و ديگرى فتوا به تمام بدهد ـ احتياط كند به جمع بين آن دو. و اگر احتياط ممكن نباشد ـ مثل اين كه يكى فتوا به وجوب عملى و ديگرى فتوا به حرمت عملى بدهد ـ يا مشقّت داشته باشد بنابر احتياط بايد به فتواى كسى كه ورع او در فتوا دادن بيشتر است عمل كند ، و اگر در اين جهت هم متساويند مخيّر است. و همچنين است در غير اين صورت ـ چه وجود اعلم معلوم ولى معيّن نباشد و يا وجود اعلم محتمل باشد ـ اگر احتياط ممكن بوده و مشقّت نداشته باشد. و اگر احتياط ممكن نباشد يا مشقّت داشته باشد ، در صورتى كه وجود اعلم معلوم ولى معيّن نباشد ، چنانچه احتمال اعلميّت در يك طرف بيشتر باشد بايد به فتواى او عمل كند ، و اگر مساوى باشد بنابر احتياط بايد به فتواى اورع در فتوا عمل نمايد و اگر در اين جهت هم متساويند مخيّر است.و در صورتى كه وجود اعلم محتمل باشد بنابر احتياط بايد به فتواى كسى كه گمان دارد يا احتمال مى دهد اعلم است يا احتمال اعلميّت در او اقوى است عمل كند ، و گرنه بنابر احتياط بايد به فتواى اورع در فتوا عمل نمايد ، و اگر در اين جهت هم متساويند مخيّر است.از اینکه راهنمایی فرمودید و نظر خودتان و نظر کارشناسان دیگر را در مورد اعلمیت آقای سیستانی نسبت به آیت الله وحید عنوان فرمودید بسیار ممنونم اما به طور ناخودآگاه با وجود آنکه خودم هم از قبل می دانستم فقهایی به اعلمیت آقای سیستانی قائل هستند اما باز هم با توجه به تفاسیر فوق که عرض کردم نمی توانم به اعلمیت کسی یقین کنم و یا حتی احتمال بدهم و این دست خودم نیست از طرف دیگر شما در پاسخ تان فرمودید : مطلب دیگر اینکه حتی اگر فرض را بر این بگذارید که ملترم به تقلید از ایشان شده اید، حتی اگر بخواهید مطابق رساله عمیله آیت الله وحید مد ظله هم رفتار کنید، وظیفه شما تقلید از آیت الله سیستانی مد ظله است. زیرا با توجه به مطالبی که خدمت شما ارائه شد، اگر اطمینان به اعلمیت آیت الله سیستانی مد ظله _نسبت به ایشان_ پیدا نکنید، حداقل احتمال اعلمیت آیت الله سیستانی مد ظله را که می دهید! بنا بر این مطابق این مساله از رساله آیت الله وحید مد ظله وظیفه شما این است که از آیت الله سیستانی مد ظله تقلید کنید. در قسمتی از مساله 4 رساله آیت الله وحید مد ظله آمده " در صورتى كه وجود اعلم محتمل باشد بنابر احتياط بايد به فتواى كسى كه <a>گمان دارد يا احتمال مى دهد اعلم است يا احتمال اعلميّت در او اقوى است عمل كند</a>. "جسارتا شاید این فرمایش تان مطابق نظر آقای وحید نباشد چون ایشان می گویند : در صورتى كه وجود اعلم محتمل باشد بنابر احتياط بايد به فتواى كسى كه گمان دارد يا احتمال مى دهد اعلم است يا احتمال اعلميّت در او اقوى است عمل كندمنتها از نظر بنده شاید این مورد مربوط به زمانی است که اهل خبره با یقین نظر ندهند مثلا دو نفر بگویند احتمالا آقای وحید اعلم است و دو نفر دیگر بگویند احتمالا آقای سیستانی اعلم است در این صورت باید به فتوای کسی که گمان دارد يا احتمال مى دهد اعلم است يا احتمال اعلميّت در او اقوى است عمل كند اما اگر اهل خبره با یقین نظر بدهند مثلا دو نفر بگویند صد در صد آقای وحید اعلم و دو نفر دیگر بگویند صد در صد آقای سیستانی اعلم است در این صورت می بایست بین این دو احتیاط کرد حتی اگر احتمال اعلمیت در یکی از دیگری بیشتر باشددر پایان عرض می کنم که به هیچ عنوان قصد جسارت به عرایض حضرت عالی را نداشتم و از این بابت عمیقا عذرخواهی می کنم فقط چون در این مسئله به شدت سردرگم شده ام می خواهم که کاملا نسبت به وظیفه خودم مطمئن شوم و البته تمایل قلبی خودم هم این است که از آیت الله سیستانی تقلید کنم باز هم بسیار تشکر می کنم و عذرخواهی می کنم که وقت شریف جنابعالی را گرفتمیا حق

صفحه 72 از 128