سلام وقت بخیر،من چند سال پیش جدا شدم و پسر دارم پیش خودم زندگی میکنه از زمانی پادبه سن بلوغ گذاشته بسبار اخلاق و رفتارش عوض شده و خیلی هم پر توقع هر روز میخواد خرید کنه و وسایلش رو به روز کنه جدیدآ هم میگه موتورم واسم عوض کنید تابرم مدرسه چند وقته مدرسه نمیره،حدود چهار پنج ماه ببشتر نیست پدرش واسش موتور خریده ،الان باز میگه موتورم عوض کنید،البته من روی دریاش از همون بچگی زیاد حساس بود
من نمیدانم تا میای میگی من نیاز جنسی دارم این کارشناسا یه چیزای میگن نسخه میپیچن برودرس بخوان ورزش کن به نظر من اینا چرت وپرت میگن من که قبول ندارم گوشم ازاینا حرفا پره ایرانه دیگه کاری نمیشه کرد خیلی نباید انتظار داشت
سلام وقت بخیر مشکلی که دارم ,اینکه زودجوش هستم و فوری نسبت به حرف طرف مقابل واکنش نشون میدم خیلی زیاد تحت تاثیر احساسات لحظه ای هستم ولی واقعا دیگه خسته شدم لطفا راهنمایی کنید چطور میتونم کنترلش کنم؟
باسلام خسته نباشیدمن یه خانم ۳۸ساله هستم یه ازدواج ناموفق داشتم که حاصلش یه پسرکه الان ۹سالشه وپیش پدرش هست ۴سال پیش بایه اقای متاهل اشناشدم که اونم ازاول زندگیش باهمسرش مشکل داشته وانم یه پسرداره که الان۱۸الشه بعدیه مدت کوتاه اشنایی تصمیم به زندگی گرفتیم واززمانی که بامن زندگی شروع کرد۴سال پیش دیگه پیش اون همسرش نرفت وکل خانواده ودوربریامیدونن که ماداریم زندگی میکنیم حتاهمسرش رفت شکایت کرداماحرفش به جایی نرسیددادگاه گفت نهایت بتونی طلاقتوبگیری اماچون اون مهریه میخواددادگاه ادامه ندادمااوایل باهم خیلی خیلی خوب بودیم ولی از۳یا۴ماه قبل بینمون هی اختلاف بودیه جورایی لجبازه وکارهاش رفتارش بچه گونه هست الان ۱ماه فهمیدم موادمصرف مبکنه درکل الان کل زندگبمون پاشیده شده و۲ماه بیشترمیشه که فقط مثل هم خونه باهم زندگی میکنبم نه به هم کاری داریم نه حرفی بینمون ردبدل میشه من قبلاخیلی خیلی عاشقش بودم وبه خاطرش بامشکلات ونداریهای زیادی تحمل کردم من پدرمادرم فوت کرده وپولی هم ندارم که بخوام ابن وضعیتوتمومش کنم ازناچاری وازبی کسی دارم فقط روزشبهاراتنهاسپری میکنم وواقعاشرایط خیلی بدی رادارم لج کرده پول نمیده به من توخونه هیچی نمیاره صبح تاشب شب تاصبح تنهایه گوشه میشینم ونمیدونم بایدچکارکنم حتاپولی هم ندارم ک بخوام برم دنبال کارسرکاربرم ازطرفی هم انقدردلموشکونده وانقدراذیتم کرده وانقدرباابروم بازی کرده که الان بجای اون عشق نفرت امده وازش تنفرپیداکردم ادمی هم نیست که حرف بزنه مثل بچهامیمونه هیچ جوره نمیشه باهاش دوکلام حرف درست حسابی زدتازه فهمیدم که تواون زندگیشم این مقصربوده واون زن گناهی نداشته درکل اصلازندگی کردن بلدنیست وبی نهایت ادم شلخته وبی نظمی هست توراخدایه راهی رابذاریدجلوپای من که ازاین شرایط زجراورخلاص بشم بتونم نفس بکشم چون واقعاهیچ کسی جزخداندارم ممنون میشم
سلام من28 سالمه و قبلا گروه ایمو داشتم و همیشه به بقیه مشاوره زندگی میدادم و اسرارشونو گوش میکردم ولی الان خودم مشکلاتی دارم و نمیتونم با کسی ارتبات بگیرم و خودمو خالی کنم