من از 8سالگی عاشق پسرعمم شدم وقتی که اصلا چیزی از عشق نمی فهمیدم و روز به روز بیشتر عاشقش میشدم والان پسر17 ومن 13 سال یه سال دوسال پیش با یه دختر حرف می زد که عمم فهمید من وقتی فهمیدم عمم فهمیده اصلا دل تو دلم نبود همه جا داشتم دنبال پسرعمم می گشتم زنگش می زدم جواب نمی داد من شبا می ترسیدم برم طرف خونه دوستم ولی اون هیچ ترسی نداشتم و رفتموقتی اومدم زنگ زدم جواب داد چون آسم داشتم نفس نفس می زدم صدام بالا نمی اومد به زور بهش گفتم که مامانت فهمیده الان، بادوتا دختر دوسته ولی هیچ کدومشون رو دوست نداره فکر میکنم چون دوستاش با دخترا دوستن اینجوری شده خودش بهم گفت که با اون دخترا حرف می زنه رابطه منو پسر عمم باهم خوبه، خیلی پسرا بهم درخواست دادن ولی مندوست نداشتم قبول کنم فکر میکنم خدا می خواسته امتحانم کنه ته دلم میگم منو پسر عمم به هم می رسیم چون من وقتی عاشق شدم که هیچ چیز از عشق نمی فهمیدم به نظرتون باید چیکار کنم
سلام یه سوال داشتم چند وقته که کارام درست پیش نمیره انرژی قبلا رو ندارم نمیتونم شاد باشم از صب که بیدار میشم نمیتونم فکرای خوب کنم انرژی منفی میاد نمیتونم با خودم بجنگم همش دارم نقش بازی میکنم حتما میخوایید بگید به چیزای خوب فکر کنم ولی چجوری
من معلولیت جسمی و حرکتی دارم فقط دست و پا ولی از نظر داخلی کاملا سالمم فقط مشکلم راه رفتن هست میخواستم بپرسم مدتی هست حس میکنم کسی منو نمیخواد برای از دواج چند وقت پیش شخصی وارد زندگی ام شد که معلولیت داشت البته فقط از چشم کم بینا بودن ولی خانواده اشون با من و شرایط جسمی ام مخالفت کردن الان حس میکنم کسی دیگه حاضر نباشه با من زندگي کنه از نظر روحی ریختم بهم میشه کمکم کنید؟
سلام ببخشید من یه دخترهمجنسگرهستم دوست دارم مثل بقیه دخترا زندگی کنم خانواده تشکیل بدم ولی هیچ حسی به مردا ندارم ومطمعنم اگرازدواج کنم نمیتونم کنارش دوام بیارم.ازیطرف مشکل مالی دارم نمیتونم تغییرجنسیت بدم لطفا خاهشا بگیدچیکارکنم