

روانشناسی و سلامت روانی
۲۹۹٬۰۷۱ سوال۳۰۴٬۳۸۱ دنبالکننده
سوالات این دستهبندی
1401/05/25
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 18760
آیا قانون جذب واقعیت داره؟؟اگه داره و انسان طبق این قانون به هرچیزی میتونه دست پیدا کنه منجر به اومانیسم نمیشه و انسان در مقابل خواست خدا سرکش نمیشه؟؟چون احساس قدرت و بی نیازی از دعا و توسل میکنه ،،من به شخصه ترجیح میدم با دعا و توسل و توجه ائمه به خواسته هام برسم تفکرم درسته؟؟
۱ پاسخ۱۷ بازدید
1401/05/24
سوال 18747
<p class="paragraph"> ببخشید خانوم دکتر ولی الان دخترم یک سالشه تا وقتی من هستم بغل کسی نمیره بغل کسی نمیخوابه و خیلی به من وابسته هستش درصورتی من شیر خشک بهش میدم و مادر ناتنیش خیلی بیشتر از من بهش میرسه و بازی میکنه البته منو واسه خواب و بیشتر چیزا خیلی اذیت میکنه و کلا خیلی اذیتم میکنه حتی واسه لباس و پوشاک عوض کردنمیخواسنم ببینم روشها و افکار من اشتباه در مورد تربیت و واکنش بچه ها <br> </p>
۱ پاسخ۱۲ بازدید
1401/05/24
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 18746
سلام دختر بزرگ خانواده هستم 39سالمه و دو خواهر کوچیکتر از من ازدواج کردن ،،میخوام با قضیه مجردی خودم کنار بیام و قبول کنم که دیگه باید مجرد بمونم ،و با مجردی خودم نجنگم چون واقعا خسته شدم ،،میشه یه زندگی شاد داشته باشم و ذهنم خالی بشه از قضیه ازدواج و به معنای واقعی زندگی کنم؟؟نمیخوام تسلیم حال بد و افکار منفی باشم میخوام شاد و پرانرژی ادامه بدم چکار کنم ؟؟راهی هست
۲ پاسخ۲۲ بازدید
1401/05/24
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 18743
<p class="paragraph"> سلام و خسته نباشید . دختری هستم مجرد و 35ساله .تا این سن خواستگار آنی داشتم که خوب به نتیجه نرسید . الان چند ماهی هست که یکی از آشنایان،به عنوان معرف فردی رو معرفی کردن خانواده ی خوبی دارن و پسری که معرفی کردن یک سال از من کوچکتر هست و شغل و مسکن و ماشین داره . در مورد تحصیلات هم من لیسانس هستم و ایشون فوق لیسانس و قصد ادامه تحصیل هم دارن.روزی که برای آشنایی به منزل ما اومدن بعد از یه سری حرف های معمول خانواده به من هم گفتن برم داخل اتاق و خوب من مثل قبل منتظر بودم که به من و پسر ایشون پیشنهاد صحبت بدن منتها این بار مادر پسر با تاکید زیاد گفتن قیافه های هم رو ببینید و این حرف رو چندبار تکرار کردن و خود پسر هم اصرار که من اصلا قیافه برام مهم نیست و بازهم که مادرشون گفتن مجددا آقا پسر گفتن اصلا با قیافه کاری ندارم (البته من هم قیافه ی معمولی دارم )که بالاخره مادرم گفتن همه چیز قیافه نیست باید با هم صحبت کنند و خلاصه ما رفتیم و با هم صحبت کردیم منتها همونجا بود که فهمیدم ایشون یه اسپاسم خاص یا انقباض عضلانی عجیبی توی پیشانی ،فک و کل صورتشون وجود داشت البته خوب و روان و بدون لکنت و با اطلاعات صحبت میکردن ولی این مشکل برای من که حداقل اولین بار بود ایشون رو میدم خیلی به چشم اومد.بعد از رفتن پسر و مادرشون به خانوادم گفتم که این مشکل در صورت ایشون وجود داشت پدرم و برادرم از اونجا که کلا جو خواستگاری سنگین هست و آقایون هم زیاد جزیی نگر نیستن متوجه نشده بودن. مادرم گفت من یک لحظه دیدم حالت خاصی تو صورتش ولی متوجه چیز عجیب و غریبی نشدم. </p><p class="paragraph"> خلاصه من برای این که دچار اشتباه یا ایراد گرفتن الکی نشده باشم و البته به درخواست پسر و مادرشون تصمیم گرفتیم چند جلسه ای هم زیر نظر خانواده قرار بذاریم و باهم صحبت های تکمیلی رو انجام بدیم. </p><p class="paragraph"> بعد هم در مکان عمومی اولین جلسه ی خودمون رو قرار گذاشتیم. </p><p class="paragraph"> خوب مسلما این دومین بار بود که من ایشون رو میدم ولی بعد از حدود یک ساعت و نیم صحبت کردن و پرسش و پاسخ هایی که داشتیم نه تنها چهره ی ایشون و انقباض و حالت های صورت ایشون برام عادی نشد بلکه مدام توی ذهنم این سوال بود خدایا باید چه کارکنم ؟؟؟بعدشم که تا یه مسیر کوتاهی رو با هم اومدیم و راهمون جدا شد . </p><p class="paragraph"> و قرار شد بازهم جلسات بیشتر ی برای سوالات اختصاص بدیم. </p><p class="paragraph"> ولی بعدش تا آخر شب به این قضیه فکر میکردم که دیگه جلسه ی دیگه ای نداشته باشیم و جواب رد بدم. </p><p class="paragraph"> ولی خوب الان بزرگترها میگن احساسی فکر نکن و شاید دیگه مورد مناسبی پیش نیاد.البته خودم هم همین فکر رو میکنم ولی دوباره میگم نه این موضوع شاید عادی نشه برام ،دوباره میگم معلولیت برای همه هست و شاید آدم سالم هم دچار بیماری و معلولیت بشه.من مدام مزایا و معایب این آدم رو میذارم کنارهم و نمی دونم اگر الان بپذیرم آیا در آینده هم که باید روزها و سالهای طولانی کنار ایشون باشم میتونم کنار بیام؟؟؟و تصمیم گیری سخت و نفس گیری دارم حتی شب ها راحت نمیخوابم بس که استرس دارم و خیلی هم زیاد فکرم رو مشغول کرده. </p><p class="paragraph"> نمیدونم این مشکل ظاهری ایشون چیه ؟؟؟ </p><p class="paragraph"> نمیدونم بیماری هست یانه چون علایم رو سرچ کردم دیدم بیماری هم با این علایم وجود داره.و این که اگه بیماری هست مادر زادیه و از بدو تولد یا بعداً پیش اومده یا ممکنه در آینده روی فرزندان هم تاثیر بذاره؟؟یا در آینده مشکل خودش بیشتر بشه </p><p class="paragraph"> از طرفی خوب این جلسات برای آشنایی و رفع همین ابهامات هست ولی نمیدونم چه طور بپرسم ؟؟؟ </p><p class="paragraph"> اصلا نمیدونم از خودش بپرسم یا معرف ؟؟؟ </p><p class="paragraph"> اصلا نمیدونم چه طوری بپرسم؟؟؟ </p><p class="paragraph"> نمی دونم اگه بپرسم عکس العمل ایشون چیه اگه واقعا معلولیت یا بیماری خاصی باشه و دلش بشکنه </p><p class="paragraph"> و حتی به ازدواج هم ختم نشه به هر حال بنده ی خدایی رو ناراحت کردم. </p><p class="paragraph"> از طرفی اصلا نمیدونم حضوری بپرسم یا با پیامک ؟؟ </p><p class="paragraph"> خیلی سر در گم هستم واقعا چه کارکنم اصلا جلسات رو ادامه بدیم اگه ادامه دادیم چه طور سوالم رو بپرسم </p><p class="paragraph"> قبلش از لطفی که میکنید و مطلب طولانی من رو میخونید ممنونم . </p>
۱ پاسخ۰ بازدید
1401/05/24
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 18738
سلام وقت بخیر ، من یه برادر دارم که تحصیل کرده و کارمند هست . از بچگی یه خورده عصبی بودبزرگتر که شد تو سن ۱۸ سالگی میخواست زن بگیره ، که مادرم بهش میگفت تو محصلی کار نداری و غیره ، تا اینکه جایی برای استخدام رفت ولی استرس زیادی داشت که پذیرفته شه به همه شک داشت که زمان تحقیق زیر آبش رو نزنن. بالاخره استخدام شد ولی این بد گمان بودن و شک داشتن همراهش بود جوری که میگفت فعلان همکار شندیم پشت سرم حرف زده . در واقع توهمات خودش بود چون الانم به مادرم میگه ذهن من رو دزدیدی و شیطانی ، به خواهرم میگه جادوگر ، خلاصه میگه خواهرم جادوگره اون رو میفرستی دنبال من که جاسوسی کنه . نمیدونیم چیکار کنیم چند بار هم روانشناس رفتیم ولی گفتند خودش باید بیاد . خودش هم راضی نمیشه . ممنون میشگ راهنمایی کنید .
۱ پاسخ۱۹ بازدید
1401/05/24
سوال 18736
ببخشید روی حرف زدن زن خیلی حساس یعنی من هر حرفی میزنم اصلا به چشمش نمیاد با بیمیلی جوابمو میده بتمن با بیمیلی رفتار میکنه انگار اصلا کسی گوش نمیده حرفامو و هر چی میگم کار خودش رو انجام میده بدتر از هم اینکه هر وقت گله میکنم میگه همینه شرایط ناراحتی ب را و جدا شو من که از اول بهت میگم چهار سال بهم به هر بهانه ای میگه بیا جداشیم مایه درد هم نمیخوریم باهم نمیتونیم تفریحات داشته باشیم همو نمیفهمیم اما من چون دوستش دارم نمیتونم جدا بشم و خودمو بند این آدم کردم نمیتونم نبودنش رو تصور کنم و خانواده ام هم بیشتر بخاطر بچه هام میگن زندگی کن<br>
۱ پاسخ۱۱ بازدید
1401/05/24
سوال 18735
سلام یک ه دختر که تو خونه ارضا نمیشه فقط منتظر کی از خونه بره بیرون اصلا زیاد به فکر برگشت به خونه نیست از خانواده گریز است بدون درنظر گرفتن خطرات بزرگتر که میشه تو دبیرستان شبانه روزی که میره انگار همه چیزش شده مدرسه درس خون هم زیاد نیست اما اونجا افسردگی شدید میگیره اما بازمچهم زیاد دلبسته خونه نیست بعدش میره دانشگاه فقط میگه ب را م از خونه که بهتره اما بعد لایه آقا آشنا میشه انگار همه چیزش شده بدون اون انگار هیچی نیست و بعد یک ماه ازدواج میکنه بعد اون هم مشکلات بازهم کنار زندگی میکنه و شوهرم همیشه ولش میکنه بهش نمیرسه حتی زن میگیره بازم دیوونه وار توقلبش دوستش داره و نمیتونه زندگی بدون اون رو تحمل کنه اما هیچ وقت نمیتونه فکر کنه که خانواده اش بهترین تکیه کاهش هستن درصورتی که هیچ بد اخلاقی یا رفتار نامناسبی باهاش نداشتن و همیشه حمایتش کردن و هواش رو داشتن میشه بگین دلیل اینا چیه
۱ پاسخ۱۳ بازدید
1401/05/24
سوال 18734
همه چیز با زنش هستش حتی یه شب بعد نه ماه عمویش من نیومده حتی روزا هم بازنش یا بیرونم یا سر کار البته بگم الان نگهبان منو میذاره نگهبانی بیرون شهر و خودش میره دنبال کاراش بازنش یاسر کار که کارش نظافت راه پله ستش و اصلا کاری بهم ندارد و میام حرف بزنم غر میزنه اما فقط منتظر زنش بیاد بگم و الکی بخندناما من نه باهام جایی نمیاد جایی نمیبرم اصلا وقتی نیست راحت ترم چون نمیبینمش اگه هم گریه کنم یا ناراحت باشم دعوام میکنه حتی خونه باباش هم نمیریم من برا خودم میرم اون براخودش با زنشنگران آینده هستم چی میشه میتونم باتنهایی کنار بیام یا نهجدا بشم بهتره<br>
۱ پاسخ۱۱ بازدید
1401/05/23
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 18720
با عرض سلام خدمت کارشناس محترم ،سوال بنده از شما این هست که مواردی که شما در سایت همدم معرفی میکنید گذشته از خصوصیات مد نظر دو طرف بحث شهر واستانی هست که معرفی می کنید،برای نمونه مثلا فلانی همدانی هست پیشنهادی که بهش شده کرمان یا سیستان بلوچستان هست که متاسفانه موجب منصرف شدن هر دو طرف از تایید می باشد ،خواسته بنده از شما این هست افرادی رو که به هم معرفی میکنید مربوط به شهر واستان خود باشد یا استان هاو شهر های هم جوار. با تشکر
۱ پاسخ۱۰ بازدید