روانشناسی و سلامت روانی
روانشناسی و سلامت روانی

روانشناسی و سلامت روانی

۲۹۹٬۰۷۱ سوال۳۰۴٬۳۸۱ دنبال‌کننده

سوالات این دسته‌بندی

1401/05/11

سوال 18435

من ۱۷ سالمه و میخواستم ببینم چرا تو سامانه ثبت نام نمیشم...
1401/05/10

سوال 18430

سلام من 31 سالمه و مجردم، تهران تنها زندگی میکنم و خانواده شهرستانن، کارمندم و همیشه دغدغه پیشرفت و شروع کسب و کار خودم رو دارم، اما تنهایی باعث میشه خیلی تمرکز نداشته باشم، پنجشنبه و جمعه ک تعطیلم روزهای عذاب اور منه، چون برنامه خاصی ندارم و گذشته ک شهرستان بودم و راحت بودم و الان این همه سختی دارم ب خودم میدم و هنوز تنهام و ب جایی نرسیدم دیوونم میکنه و همیشه دلم اضطراب داره، اینا ی پیش زمینه بود در مورد روحیات الان خودم، من خیلی به ازدواج فکر میکنم چون احساس کمبود عاطفه دارم و اینکه همیشه وجود ی نفرو کنار خودم ضروری میدونم، من توی محلل کارم سه ساله ی دختر رو دوست دارم اما به دو دلیل هیچوقت بهش نگفتم، یکی اینکه ی سال از من بزرگتره و دیگری اینکه قبل اینکه به خود دختره بگم مشخصات کلیشو ب خونواده گفتم و همه مخالفت کردن ، ایشون هم از شهرستان اومدن تهران و گه گاهی خونواده میان پیشش، با این وجود هر وقت میبینمش باز دلم میره سمتش، به نظر شما من به ایشون در این رابطه پیشنهاد ازدواج بدم؟
1401/05/10

سوال 18427

سلام وقت بخیر خسته نباشید من درحال اشنایی با یکی هستم الان یک ماه شده خانواده هم دیدن داریم پیام میدیم. طرف میگه عقد شاید یک سال یا دوسال طول بکشه الان نمیدونم چکار کنم میشه راهنمایی کنید
1401/05/09

سوال 18420

با سلاممدتی کمتر با کسی صحبت میکنم. راستش در رابطه با انتخاب موضوع پایان نامه به مشکل برخوردم و انتخاب بین گزینه هایی که مطابق میلم نیستند سخت هست. از طرفی استاد راهنمام انتخاب به عهده خودم گذاشته و نقشی در راهنمایی من نداره و کمکی نمیکنه و من سردرگم وگیج شدم! ایشون از من حمایت نمیکنه. اعتماد به نفسم پایین اومده و احساس میکنم قادر نیستم هیچ کاری رو شروع کنم و همه چیز بسیار سخت شده. دختر مرتب و منظمی هستم واین بلاتکلیفی روی روانم تاثیر بد گذاشته که عملکردم رو ضعیف کرده. لطفا در این رابطه راهنماییم کنید.با تشکر
1401/05/09

سوال 18419

سلام پسری 32 ساله هستم ولی به ظاهرم 25 میخوره و تعریف از خود نباشه اطرافیان میگن از نظر زیبایی عالی هستی، این هارو عرض کردم که بهتر بشناسید و جواب کاملی بفرماییداز نظر مادی شرایط خوبی دارم (خونه و ماشین و ويلا و...) از نظر معنویات هم خوبه با توجه به مشکلات تا الان قسمت نشده و زیبایی و حجاب طرف مقابل هم برام خیلی مهم هست و به نظرم بیشترین موانع همین بوده البته در کنار معیارهای اصلی ازدواجولی معیار زیبایی درصد بیشتر ی بودهچندین نفر معرفی شده و آخرین نفر که قرار عقد داشتیم متوجه شدیم یک بار غیر رسمی يک بار هم رسمی ازدواج کرده بود ولی شناسنامه سفید داشتندکه این عدم صداقت ایشان باعث شد منصرف بشم از ازدواج با ایشوناز این قضیه 4 ماه گذشته ولی بسیار ناراحت و از نظر روحی داغونمو ترس از تاخیر ازدواج بهانه ای برای استرس و اضطراب و افسردگی شده احساس تنهایی میکنم حالا نمیدونم چکار کنم خیلی ناراحتم و از همه نظر دارم اذیت میشم، فشار این موضوعات روز به روز بیشتر میشه، حتی دوستان پیشنهاد ازدواج موقت (صیغه) یا دوستی جنس مخالف دادند ولی بنده جوابی ندادم (ضمناً با هیچ خانمی به هر عنوان رابطه ندارم ) و تنها هستم 😊 با این وضعیت نمیشه به هر کسی بگی دختر خوب سراغ داری واسه ازدواج؟
1401/05/09

سوال 18415

کمال گرایی چیه ک آقایون اونو الم کردن؟ از طرفی توان خرید دو دست لباس رو ندارند ادعای ازدواج دارند اینها شبیه شکست میشم تو ذهن ما حتی اگر دو سه ساعت براشون وقت بزاریم.
1401/05/09

سوال 18413

سلام<br>من 36 سالمه، متاهل و یه دختر 6 ساله دارم.<br>چند روزه که همسرم تمایل نداره که من با خانواده پدرم ارتباط داشته باشم به این دلیل که اونها به فکر ما نیستن(اگر کمک بخوایم کمک مون می کنن ولی در کل زیاد تمایلی به فکر کردن در مورد دیگران و دلسوزی ندارن).<br>در این خصوص هم اتفاقاتی رخ داده مثلا همسرم باردار هست و توقع دارن مرتب همه اعضا خانواده پیگیر حالشون بشن ولی چون پیگیر نمی شن میگه ما هم زیاد باهاشون ارتباط نداشته باشیم، حتی پیام واتساپی هم ندیم.<br>من هم سطح ارتباطیم رو با خانواده کم کردم ولی کاملا قطع نکردم.<br>یکبار گفتم از خانواده پدرم بپرسم چرا به ما زیاد اهمیت نمیدید، بعد گفتم خوب هر جوابی ممکنه بدن ولی مشکل رو حل نمی کنه چون احساس می کنم در ذات مون هست.(البته من خودم را تا حدودی تغییر دادم)<br>این سطح ارتباطی الان داره خطرناک میشه و همسرم مدام میگه اینها که با ما اهمیت نمیدم اگر شما بهشون اهمیت بدین یعنی بی احترامی به خانواده<br>ممنون میشم راهنمایی کنید.
1401/05/09

سوال 18411

سلام وقتتون بخیر من خیلی اعتماد به نفسم پایینه و اصلا دوست ندارم که تو جمع های شلوغ حضور داشته باشم با افرادی که خیلی صمیمی نیستم خیلی کم حرف میزنم طوری که فکر میکنند من ادم مغرور و از خود راضیی هستم از طرف دیگر در جمع دوستان خیلی صمیمی خیلی حرف میزنم و فکر میکنم پرحرفیم خیلی وقتا اذیتشون میکنه ولی دست خودم نیست...ممنون میشم یه راهکار بدین🥲
1401/05/09

سوال 18408

سلام ببخشید هرکی میاد عکس منومیبینه یا واسه حجاب قبول نمیکنه دارم ناامید میشم که نکنه یه عیبی یه مشکلی دارم
1401/05/09

سوال 18406

سلام وقت بخیر ،،مشکل خودکم بینی رو چطوری میشه درمان کرد،،افکار بزرگی دارم ولی کمبود اعتماد به نفس و خودکم بینی و ترس از مسخره شدن باعث میشه همه استعدادام دست نخورده توی ذهنم باقی بمونه و بروز پیدا نکنه ممنون میشم راهنماییم کنید
1401/05/09

سوال 18403

سلام ۱۵ماه که ازدواج کردم از وقتی که ازدواج کردم جاری من خیلی تو شروع زندگی اختلاف ایجاد کرد بعد اینکه عروسی کردم عکس از گوشی خودش بدون اجازه من به خواهر و زن داداشش فرستاده بود من خیلی ناراحت شدم معذرت خواهی کرد و موضوع را خودش ادامه داد و درصورتی که شوهرم از این موضوع خبر دار بود بهش گفتم که چیزی به شوهرم نگه زنگ زد گفت من عکس و فرستادم به خواهرم و شوهرم هیچ عکس العملی نشون نداد و با بی احترامی برادر شوهرم رابطه کم رنگ شد و بعد از ۳ماه زندگی موضوع نگاه داشتن پدر شوهرش و انداخت وسط وگفت که نوبتی نگاه داریم و تیکه می انداخت سر نگه داشتن پدر شوهرش یه روز برادر شوهرم پدرش اورد خونمون و گفت یک ماه ما نگاه داریم و یک ماه خودشون ماهم دوروز نگاه داشتیم پدرش هم تو خونه ما اصلا نمیتونست بمونه احساس میکرد تو زندون من زنگ زدم به شوهرم که پدرت داره اذیت میشه منم اینجوری اذیت میشم و موضوع رو به برادرش گفت و اخرش حالت بحث از طرف برادر شوهرم شد وگفت شما باید نگاه دارید و شوهرم هم بخاطر زور و تهدید نگاه نداشت چون حرفی که توش حق باهاش باشه به گردن نمیگیره چون شوهرم ۱۲ سال تنها زندگی کرده و پول ومخارج زندگیش از خودش بود الان ۱سال باهم حرف نمیزنن میخواستم راهنمایی کنید ایا شوهرم کار اشتباهی ‌کرده
1401/05/09

سوال 18390

سلامیک مشکل اصلی که من دارم اینه که کارهام رو نصفه رها میکنم و به هدف نمی‌رسم. قبلاً اینطور نبودم، بعد از یک دوره سخت بیماری و جدایی دچار این حالت شدم. چطور میتونم انگیزه و هدف قوی تو خودم ایجاد کنم تا به هدف های مد نظرم برسم؟ چطور میتونم با تنبلی و سستی مقابله کنم؟

صفحه 249 از 423