من حدود ۸ سال خوابگاه زندگی کردم و کلا افسردگی دارم و خیلی با خانوادم غیر صمیمی هستم یعنی همش تو یه اتاق تاریک هستم و تا مجبور نشم بیرون نمیام. دوست دارم تنها باشم و با کسی صحبت نکنم ولی تو خوابگاه اینجور نبودم با بچه ها بودم و بهم خوش میگذشت. نمیدونم چرا اینجوری هستم و نمیدونم اگه ازدواج کنم به مشکل برمیخورم یا نه یعنی نمیدونم اونوقت هم دوست دارم تنها باشم و حوصله کسی رو ندارم یا چون عشق زندگیمو پیدا میکنم حالم بهتر میشه
سلام من یک جوان ۳۵ساله هستم.از ۱۵سالگی که درس را ول کردم نتوانستم انگیزه ای برای زندگی و کار داشته باشم.و از محیط کار بیشتر فراری بودم. حتی این حال بنده به زندگی بنده ضربه وارد کرد طوری که باعث جدای از زنم شد.تو محیط کار آرامش ندارم و همیشه اضطراب دارم. و حالتی از غم همراه من بوده.و این موضوع باعث حالتی از ناامیدی در من شده لطفاً راهنمایی کنید
سلام وقت بخیر .من خیلی راهها برا درمان وسواس انجام دادم .بی اعتنایی،روانپزشک،روانشناس،قرص ولی همچنان وسواس دارم .بیشتر روی مسائل بهداشتی .مسئله شرعی زیاد برام مهم نیس آدم منظمی هم نیستم ولی مسائل بهداشتی برام مهمه مثلا مسافرت نمیخوام برم چون ببخشید سرویس بین راهی کثیفه
سلاممن یک پسر ۲۴ ساله هستمدر حال تحصیل (رتبه ی برتر دانشگاه،دانش آموخته حوزه)در حال حاضر کمک هزینه تحصیلی دارم حدودا ۱۵۰۰میخواستم ببینم چه زمانی تصمیم به ازدواج برای من عقلانی و صحیح هستمن جدیدا تصمیم به ازدواج دارم میخواستم ببینم تصمیم درستی هست یا خیر؟دلایل فعلی من به ترتیب اهمیت از کم به زیاد:اولویت سوم:تشکیل خانواده و هدفمند تر شدن زندگی.(در حال حاضر هم هدف دارم،اما میخوام با ورود به زندگی مشترک شاکله ی محکمتری داشته باشم و وقتم صرف پیشرفت مشترک بشه)اولویت دوم:مسئله ی جنسی.(که میتونه از مهمترین دلایلم باشه)اولویت اول:مسئله ی عاطفی و نیاز به داشتن شریک عاطفی.(با اینکه درونگرا نیستم و دوستان صمیمی هم دارم اما نیاز شدید به داشتن شریک عاطفی میکنم که عاطفه ی عاشقانه ی بین مونث و مذکر باهاش داشته باشم)ممنونم از پاسخ شما
دختری 30 ساله هستم از 15 سالگی خاستگارای خیلی زیادی داشتم همین مسعله بنده رو دچار وسواس برای ازدواج کرده هرکس رو میاد رو حسی بهشون ندارم خانواده معتقدی دارم اجازه رابطه اشنایی قبل ازدواج نمیدن منم هیچ حسی به خاستگارایی ک میان ندارم ولی خودم عاشق کسایی میشم ک خب نیومدن اونا منم نتونستم ارتباط برقرار کنم خیلی دوس دارم ازدواج کنم ولی حس میکنم با خاستگارایی ک میان حسی ندارم بعد ازدواج افسردگی میگیرم نمیدونم چیکار کنم واقعا
با سلام.دختر سه ماه و سه ساله ی من خیلی جیغ میزنه ، یکی بهش دست بزنه جیغ میزنه، نتونه اسباب بازیشو جابجا کنه ، جیغ میزنه، بخوره زمین جیغ میزنه ، یه وقتایی موقع کارتن دیدن هیجان زده میشه ، جیغ میزنه ... لطفا راهنماییم کنید این عادت رو ترکش بدم.