پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1400/11/30
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 15314
آقا کسی هست این سوال ما رو جواب بده!!!؟«وانمود مثبت» چیه که آزمون دادم برام آورده؟؟؟؟؟توضیح کامل و جامع میخوام
۱ پاسخ۱۲ بازدید
1400/11/30
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 15313
سلام من در ارتباط با جنس مخالف خیلی مشکل دارم و واقعا به هیچ عنوان نمیتوانم ارتباط برقرار کنم از لحاظ ظاهری هم هیچ مشکلی ندارم ولی همیشه در ارتباط گرفتن با دخترا مشکل دارم و داشتم خواهشمندم راهنمایی بفرمایید
۱ پاسخ۱۱ بازدید
1400/11/30
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 15311
سلام، علیرضا هستم،مشاور عزیز من در گذشته دو بار عقد ناموفق داشتم که باعث شد تمام پسندازی که طی چند سال زحمت تهیه کردم در مسائلی همچون مهریه و غیره از دست برود،داستانش مفصل است که اگر لازم شود حاضر به توضیح هستم ، من باری دیگر به قصد ازدواج در همدم ثبت نام کردم و تایید شده،ولی مشکلی که من الان دارم اینه که از لحاظ اقتصادی بسیار سطح پایینی هستم( و بازار درآمد کم ) در حد پسندازی ناچیز ، یک ماه پیش هم در طرح نهضت ملی مسکن ثبت نام کردم که الان تو فکر پیش پرداختی هستم که باید با قرض و قوله تهیه و پرداخت کنم، در ضمن به گفته دولت شرط تحویل خانه به متقاضی مسکن ملی ارائه عقدنامه هست،حالا نظر شما در مورد جوانی در شرایط من چیست؟جوانی که میخواهد در این شرایط اقتصادی فرصت خانه دار شدن را از دست ندهد،با تمام نا امیدی و افسردگی که از جریانات گذشته به سراغم آمده،حال با مسکن ملی و سایت همدم در دلم شوقی ایجاد شده که بتوانم همسردار و خانه دار شوم، آیا فایده دارد که من اقدام به خرید پکیج کنم؟ آیا دختری هست که با این شرایط با من همراه شود؟ شما بگویید من چه باید بکنم ؟
معیارهای انتخاب همسر مناسب1ثبت نام در اپلیکیشن همدم 1داشتن سابقه ازدواج ناموفق معیارهای ازدواج موفق 2مسکن ملی 1
۱ پاسخ۱۹ بازدید
1400/11/30
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 15310
این اکانتو فقط برا این ساختم که یک سوالو بپرسم : در سن جوانی چگونه نیاز جنسی شدید خود رو درست جواب بدیم ؟ (شرایط ازدواج موجود نیست )
۱ پاسخ۲۶ بازدید
1400/11/30
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 15309
سلام من متاهل هستن و یک همسر دوم صیغه دائم گرفتم همسر اولم ازم شکایت کرد و مهریش گرفت از ترس اینکه ماشینم نگیره به صورت امانت به نام همسر صیغه ایم کردم که یک ماه بعد بهم برگرداند و نمیدانستم قانون جدیدرو که برگه سبز همون صند قطعی شده فکر میکردم فقط یک تعویض پلاک معمولیه و صند اصلی به نام خودم میماند العان بعد یک ماه زنم زد زیرش و ماشینم به زور ازم گرفت گذاشته برای فروش ترو خدا راهنمایم کنید دارو ندارم همون ماشین حرف حسابم توی گوشش نمیره میگه نمیدم میخوای ولم کنی ول کن برو حتی از خونه بیرونم کرد
۱ پاسخ۲۳ بازدید
1400/11/30
سوال 15308
سلام پدر ومادرم به مشکلات من اهمیت نمیدن اصلا اگر تا چند دقیقه دیگر جواب ندین خودکشی میکنم من وقتی 8یا9سال بود به من تعرض شد من دوباره پیام داده بودم از اون موقع حس جنسی من بیدار شده منو فقط یکبار بردن پیش روانشناس خیلی گرونه پدر بدبخت من بازنشسته ارتش ای کاش منم مثل بچه های دیگه ای که توشکم مادر مرده بودند منم می مردم ای کاش سقط م ام یکردن دوباره این اتفاق وحشتناک تکرار شد که اونم سه بار بود تو دوره نوجوانی یکبار دیگه این اتفاق توسن 14سالگی تا سن16سالگی ادامه داشت با سه نفر دیگه وقتی بچه تر بودم میرفتم یواشکی مادرم نگاه میکردم از سن 10یا11سالگی خودارضایی میکنم بعداز اونم چون که من از دوم یا سوم دبستان کامپیوتر داشتم من فقط شدم دردسر برای جامعه می خیا بون بعضی زن های شوهر داریا دخترا لمس میکنم دیروز یکی از اون دخترا لمس کردم دعوامون شد بدجور بعدا مردا ریختن سرم یک نفر برام چاقو کشید که نجاتم دادن الان میترسم برم بیرون بلایی سرم بیاد دیگه طاقت این زندگی رو ندارم فقط از خدا مرگم رو میخوام نمی دانم چرا خدا مرگ من رو نمیرسونه اختلال دوقطبی دارم توروخدا کمکم کنید پدر ومادر من منو نمی برن پیش روانشناس من از عذاب آخرت میترسم. تازه داشتم میرفتم سرکار که حالم خوب بشه دوباره حالم بدتر شد از این بدتر پارسال من یک دختری دیدم قشنگ تو خیابون بغلش کردم بوسش کردم یعنی تمام اعضای بدنشو لمس کردم بعدا منو بردن پاسگاه نزدیک بود ازمن شکایت کنه شانس آوردم که ازمن شکایت نکرداصلا من بعضی کارم دست من تویه کودکی مادر زیرکی میرفتم نگاه میکردم تورو خدا کمکم کنید
۱ پاسخ۲۳ بازدید
1400/11/30
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 15303
با سلام و احترام بنده خانم ۳۲ساله، دوسال و نیم عقد بودم، دو سال هم هست ازدواج کردم همسرم تمام مسایل ریز زندگی مون، حتی کوچکترین، صحبت هایی که من بیان میکنم، بین دوستانش، خانواده خودش و خانواده خودم بدون کوچکترین تامل و حتی فکر و حتی احساس پشیمانی بیان میکنه، به طوری که من به عنوان یه زن هیچ احساسی در رابطه با اینکه زندگی مشترک تشکیل دادم نمیکنم این در حالیه که تمام مسایلی که بین خودش و دوستان و خانوادش هست اصلا با من مطرح نمیکنه، تمام تلفن ها چه با دوستاش، چه خانواده، چه... وقتی که بیرون از منزل است میزنه، تمام گفتگو ها وقتی میره منزل مادرشون انجام میشه، مثلا وقتی خواهرزادشون از مسافرت کربلا برگشتن من وقتی رفتیم خون مادرشون و گفتن بریم دیدنش، تازه متوجه شدم رفتن کربلا، وقتی مادرشون عمل کردن تموم شد تازه من بین حرفاشون متوجه شدم فقط به من میگم یادم رفت بهت بگم ما زمان زیادی رو تنها کنار هم هستیم بعد از کار ایشون و لی هیچ صحبتی بینمون بیان نمیشه، من خیلی احساس تنهایی و بی ارزشی میکنم به نظرتون این رفتارشون رو باید به عنوان شخصیتشون بپذیرم؟ چه طوری؟ من خیلی حس بدی دارم هرچی با خودم کلنجار میرم نمیتونم این چیز ها رو بپذیرم
۲ پاسخ۶۳ بازدید
1400/11/29
سوال 15301
سلام. ۳۶ سال خودم را باکره نگاه داشتم. رفیق ندارم. دوست دختر نداشتم. رابطه نداشتم تا با همسرم تجربه کنم.بالاخره ازدواج کردم. همسر را بهترین نعمت می دانستم. فقط احترام به همسر می دانستم. به خاطرش اضافی کار کردم تا ماهانه ده میلیون بشه درامد.فقط زنم رو میدیدم. به همسرم از صبح تا شب صدقه سر و قربون رفتم. ولی بعد زیر یک سقف رفتن تغییر کرد.همسرم رابطه اجازه نداد.بعد متوجه شدم پرده ندارد.دو ماه اول زندگی مشترک اجازه رابطه نداد.بعد به خاطر پدر و مادرش به من داد زد.پرخاشی کرد.خیلی خشک و پسرمنش بود.میگفت برده نیست که هر روز رابطه بخوام.میگفت نمیدم بهت.همش دخالت مادرش در زندگی بود.رستوران و خرید میبردم گفت وظیفته من که نخواستم.سر رابطه یک روز سیلی زدن.همسرم چهار بار به من سیلی زد.سر گوشی که با پسر چت میکرد ، من رو کتک و کبودم کرد چیزی نگفتم.یه شب که یک ماه رابطه نداشتم، با زور خواستم رابطه کنم. پریدم روش.اون بهانه کرد و گذاشت رفت.فقط چهار ماه خانه مشترک بودیم.از همه جا بلاک کرد.جهیزیه رو برد. مهریه گذاشت اجرا.شکایت کرد.رو مادرم و پدرف توف کرد و فحش داد.الان پنج ماهه رفته. اوایل افسرده شدم. سه ماه تمام خون گریه کردم.رفتم دنبالش.نیومد. فقط گفت پشیمون میشی که دست روم بلند کردی.الان نمیتونم بفهمم مشکل از من بود یا اون درست میگه. کلی اذیت کرده ولی اصلا نمیبینم. احساس گناه دارم.یعنی به خاطر سیلی رفت؟همه جا گفته امنیت نداره.به خدا ، من یک درصد هم از دلم خوشونت نداشتم. صدای پرخاش من رو که رابطه میخواستم و عصبانی بودم رو ضبط کرده.به من میگه عصبی هستی. خودش قرص اعصاب و استرس مصرف میکنه. گفته بود هیچ قرصی نمیخوره.من نه قرص خوردم تا حالا نه چایی و نه خلاف های دیگه.الان خیلی داغونم. فکر نمیکردم همسرم روزی بره.همش میگم کاش رابطه نمیخواستم.کاش هیچ مخالفتی نداشتم.ولی اون یدونه سیلی داغونم کرده.شاید به خاطر اون گذاشت رفت.اخه من خیلی احساس گناه دارم.ولی درونم میگه اخه ۹۹درصد من خوبی و محبت میکردم بهش؟!تجربه اولم بود از کنار زن بودن.لطفاً کمکم کنید.از کار و زندگی افتاده ام.
۱ پاسخ۲۴۶ بازدید
1400/11/29
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 15297
با عرض سلام و خسته نباشيدبنده دختري هستم 22 ساله ، وزن 47 كيلووقتي بيش از 10 دقيقه پياده روي مي كنم، استخوانهاي بين دو تا كتف در پشتم درد مي گيردهمچنين شبها هنگام خواب پاهام مي پرهضمنا در حال حاضر بخاطر وسواسم، قرص آريزوور5 و آسنترا 100 مصرف مي كنملطفا راهنمايي بفرمائيدبا تشكر فراوان
۳ پاسخ۴۳ بازدید
1400/11/29
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 15289
#امکانش هست که کامل و جامع برام توضیح بدید این «وانمود مثبت» چیه؟؟؟؟؟؟؟؟شما برونگرا هستید.برونگرایی به این معنی است که توجه و علایق و دغدغه های فرد به بیرون معطوف میشود . برونگرایان انرژی خود را از دنیای بیرون خود و در ارتباط با دیگران به دست می آورند.در پاسخ های شما، رگه هایی از «وانمود مثبت» دیده میشود که هر چند این موضوع معمولاً در امر ازدواج تا حدی طبیعی است اما برای افزایش سطح دقت آزمون پس از گذشت ۴۸ ساعت جهت پاسخگویی مجدد «برای کاهش سطح وانمود مثبت» مراجعه کنید
۱ پاسخ۱۰ بازدید
1400/11/29
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 15285
سلام من ۱۶ سالمه خیلییی زیاد فک میکنم از یکی از فامیلامون خوشم میومد و اونم همینطور ولی من ترسیدم و بهم زدیم اصلا رابطه ای نداشتیم حتی چت هم نکرده بودیم فقط از حسای همدیگه باخبر بودیم و اون ب واسطموگ گف بیا چت کنیم و بیا بیرون ببینمت ولی من گفتم فراموشش کن ازون ماجرا ی سال و نیم میگذره اولا کمتر بهش فک میکردم ولی الان کلا فکر کردنم زیاد شده ب ارزوم و رویامو و شغلی ک ارزوشو دارم فک میکنم اونم هس همه جا تو فکرام هس هرلحظه هس خسته شدم دگ انگار ی تو رویاهام و افکارم زمانایی رو تو اینده تصور کنم ک توجهشو جلب کنم مثلا واسه خالم خاستگار اومده و من دارم تصور میکنم خالم عروسی کرده من دارم میرقصم اونم داره نگا میکنه یا با ی پسر حرف میزنم اون داره نگا میکنه یا مثلا حتی تصور میکنم ی پسر دگ داره بهم توجه میکنه اونم داره میبینه میشه بگین این حسم نسبت بهش چیه؟چیکار کنم دگ فکر نکنم بهش ازفکرم بره
۱ پاسخ۳۶ بازدید