درود بر شما و آرزوی سلامتی. بنده دانشجوی دکترا و مدرس یکی از دانشگاه های دولتی تهرانم. با شروع شرایط جنگی، حدود دو هفته همراه با خانواده (پدر و مادر و برادر و مادربزرگهایم) به شمال رفتیم و شنبه برگشتیم. با این که در شرایط جنگی قرار نگرفته ام، اما معمولا شب خواب های پریشان میبینم و تمرکزم خیلی کم شده و تمایل شدیدی دارم که به سبک زندگی قبل از جنگ برگردم. از طرفی خانواده (خصوصا مادرم) به سبب نگرانی که دارن، مانع از این میشن که من به سبک زندگی معمولی ام برگردم (یعنی برگشت به دانشگاه و احتمالا برنامه های مذهبی ایام محرم) و حتی قصد دارند که مجددا در آخر هفته، همگی به شمال برگردیم(که من واقعا دوست ندارم به اون فضا برگردم، خصوصا در تداخل با تاسوعا و عاشورا که برنامه شخصی دارم). چطوری به شرایط عادی برگردم؟ و بنظرتون چطوری شرایط خانواده را (که مقداری تمایل به کنترلگری در آن هست) مدیریت کنم؟ (البته میتونم قاطعانه کار خودم رو بکنم، اما نمیخوام خانواده رو اذیت کنم). از شما ممنونم
سلام در بین دختران و پسران دانشجو هستند کسانی که در آین دوران باهم رابطه دوست دختری یا دوست پسری برقرار میکنن و بعد از مدتی الخصوص پسر رفاقت رو به هردلیلی بهم میزنه و یک نوع بی وفایی بعد از رابطه عشقانه در دختر ایجاد میکنه که بعدا ممکنه در زندگی زناشویی بر روی دختر تاثیر بزاره اگر با دختری ندانسته ازدواج کردیم و این مورد برای ما پسرها پیش اومد آیا این به عنوان ویژگی اکتسابی هست یا چیز دیگه ای است؟
ایا راه حل داره
سلام خسته نباشید سوالی داشتم مراحل اولیه آشنایی من و میس مورد نظر به خوبی داره شکل میگیره و سوالی که داشتم برای دیدار دراتاق دیدار اپلیکیشن هم نیاز به دوربین هست من دوربین جلو گوشیم خرابه میخواستم بدونم راهی هست برای رفع مشکل