پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1400/12/14
ناشناسخانواده و روابط
سوال 15607
سلام خسته نباشی من خانم هستم و ۱۹ ساله ازداوج کردم منو همسرم در طول این ۱۹ سال همیشه با هم مشکل داشتیم یعنی من با اون مشکلی ندارم و نداشتم اونکه که با من مشکل داره من با همه چیزش ساختم نه اینکه بخوام از خودم تعیرف کنم ها هر چی بوده برا زندگی خودم بوده اما اون از تولش نه کار کرد نه تلاش کرد برای زندگیمون هیچ کاری نکرد هیچ هر چی هم بود فروخت یدونه بچه داریم من بهش میگم این بچه آینده میخواد آخه این جوری که نمیشه تو کار نکنی برای زندگیت از اول تلاش نکردی هیچ. تازه اگه چیزی هم مونده بفروشی میگه من دیگه سنی ازم گذشته نمیتونم کار کنم اگه چیزی هم هست کمک خرج خودمم نیست چه برسه یزارم برا بچمون کل عمرشو الکی تلف کرد الان سرش به سنگ خورده از همه هم سناش جا مونده نه بع من پول میده نه اخلاقش خوبه وقتی بهش میگم این بچه داره بزرگ میشه حد اقل یه پولی به من بده برا خودم هیچ برا این بچه خرج کنم میگه من اندازه خودمم ندارم تا الان هر چی که کشیدم به خاطر دخترم بوده میگم بزرگ میشه چند سال دیگه . دیگه اختیارش دست خودشه اما خب صبر منم حدی داره به خدا چند بار خودش برد دادگاه گفت طلاق بگیریم رفیتیم پیش مشاور همه چی افتاد گردن اون کوتاه امدمیدونم باید طلاق میگرفتم اما خب به خاطر دخترم گفتم اشکال نداره خلاصه بگم دیگه نیدونم باید چی کار کنم ممنون میشم راهنمایی کنین
۱ پاسخ۲۱ بازدید
1400/12/01
سوال 15324
سلاممن ۳۸ ساله هستم و نتیجه ۱۲ سال زندگی مشترک با همسرم یک پسر ۱۰ ساله میباشد که عاشقش هستم همسرم اوایل ازدواج من رو با تیپ ساده و منطقی پسند کرد و قبول کرد که باهام طی خواستگاری سنتی ازدواج کنه ولی بعدا بهم گفت که به زور خانواده با من وصلت کرده چند بار چت کردن و رابطه تلفنیش رو با مردهای غریبه و متاهل دیدم و حس کردم تا جایی که خودش هم فهمید که متوجه شدم و اظهار پشیمانی کرد البته خانمم چهار تا خواهر دیگر داره که همگی طلاق گرفتن من دوستش دارم ولی اون میگه به درد هم نمیخوریم مهریش رو گذاشت اجرا نصف خونه رو که من به خاطر وام زده بودم به نامش نصف دیگه رو هم دوباره بابت مهریه ازم گرفت و حق طلاق رو هم گرفت و فعلا رفته و الان هفت ماه هست که از هم جدا زندگی میکنیممن نمیخوام طلاق بگیره و حق طلاق رو هم دادم بهش تا شاید در تصمیمش تغییری ایجاد بشه خپدم طی این چند ماه حتی یک ذره هم از دوست داشتنش کم نشده و بیشتر عاشقش شدم همه میگن دیوانه ای با اینکه حقوقت رو توقیف کرد با اینکه از خونم انداخت بیرون با اینکه ماشینم رو توقیف کرد ولی من باز دوستش دارم و اون میگه ازت خوشم نمیاد برام تکراری شدینمیتونم برای خودم هضم کنم که منو دوست نداشته باشه آخه بهش بدی نکردم شاید یه موقع هایی عصبانیم کرده یه چیزی گفتم ولی دوستش دارم هم اون رو هم پسرم روالان هم برای جلب اعتماد همه دارو ندارم رو دادم بهش هیچی دیگه ندارم ولی بازم میگم بیا زندگی کنیم نمیادبه نظر شما من چکار کنم تا اروم بگیرم
۱ پاسخ۱۱۱ بازدید
1400/11/29
سوال 15287
سلام.37سالمه وآقا هستم.یازده ساله ازدواج کردیم و از ماه اول همسرم دائماً میگفت طلاق میخام اویل دلایلی میاورد مثلا یکبار تو دوران عقد سره رنگ یخچال و لباسشویی یا همیشه بعد از مهونی های خانوادگی و طرف خانواده من البته اگر پدر و مادر م تنها بودن نه.ولی کافی بود یکی دیگه از اعضا خانوادم اونجا باشن.به هر حال الان که دارم فکر میکنم تو این یازده سال قلو نکنم هر ماه یکبار با قصد طلاق از خونه رفته.و اخریش همین روز مرد بود که به خاطر عکسی که در استوری گذاشته بود و قبلا با هم توافق کرده بودیم که دیگه نذار در محازی بحث کردیم و به من گفت من میرم و جدا میشم.یک فرزند دختر پنج ساله داریم.الان چند وقتیه که تنهام.در ضمن خانومم ماهی یکبار حالش خراب میشد جوری که غش میکرد و از ابتدا عصبی بود و در مشاجرات شروع کننده برخورد فیزیکی بود.وبعد از مشاجرات دست و پاهاش به شدت میلرزید و حرف نمیزد.اینکه میگم از ابتدای ازدواجمون بود.مپ که دیدم اینجور هست بعد از دوسال خیلی مراعات کردم.در مشاجرات فحاشی میکرد
۲ پاسخ۲۱ بازدید