پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/07/08

سوال 995406

سلامبنده حدودا ۲ و سال و نیم قبل با یه خانم نامزد شدیم اما بدلیل برخی مشکلات از هم جدا شدیم، ولی همچنان ذهنم درگیرش میشه و آزارم میده خصوصا از زمانی که چند وقت پیش اونو همراه نامزد جدیدش دیدم.
1403/07/02

سوال 995368

سلام سوال دارم من مدتیع که با پسری آشنا شدم حس کردم ایشون هم علاقه مند هستن و الان من چند بار خواستم منو برسونم دانشگاه ولی ابراز علاقه نکردن انگار واسشون سخته من چیکار کنم
1403/06/28

سوال 995333

باسلام خدمت خانم راه چمندی عرض کنم بله چندین موردمشابه هم اینگونه بوده است حتی قبل ازدیدارحضوری این ومتوجه شدم اقایان هم زمان میخوان چندتاخانم آشنابشن وقتی متوجه میشم واقعا ناراحت کننده است به طورمثال انلاینی چندین ساعته درمجازی میگن یادم رفته زدم به شارژ یا زمانی سرکارن دوست دارن صحبت کنن بعدازظهرها وقت ندارن ازخودشون خونه شون فیلم وعکس میگرن میفرستن بعدوقتی تماس میگیرم شماره اشغال میکنند مادرم پیشم بود خواهرم یادوستم بود خجالت کشیدم صحبت کنم اکثراهم اینطورهستند میدونم من بایدخودم وسرزنش کنم اما باید چکارکنم که دیگه باچنین مواردی روبه رونشم کلا ناامیدشدم ازخودم ناامیدشدم مگرمن مشکلم چیه صادقانه واردیک آشنای شدم دوست دارم قبل اینکه وارد جزییات آشنای بشم طرف وحضوری ببینم بعدآشنای ادامه پیداکنه ایاکارم اشتباه است لطفا راهنمای بفرماییدبرای اصلاح خودم ممنون میشم سپاسگذارم
1403/06/04

سوال 995135

سلام وقت بخیر چند وقتیه که حس میکنم خوب ممنونم صحبت کنم بیشتر موقعه ها اصلا نمی‌دونم درمورد چی صحبت میکنم بعضی موقع ها هم فک میکنم مغزم هنگ می‌کنه
1403/05/14

سوال 994847

با وسواس فکری چه باید کرد
1402/12/05

سوال 993104

سلام 8ساله ازدواج کردم دوتا بچه هم دارم ولی افسردگی ونشخوار فکری شدید دارم که میزنم زیر گریه از همه دوری میکنم حوصله کسی رو هم ندارم زود به همه میپرم دیگه خسته شدم ازاین وضعیت دلم میخواد شاد باشم ولی نمیتونمیتونم انگار چیزی جلومو میگیره توروخدا بگید چیکار کنم از زندگی نا امید شدم
1402/08/17

سوال 990362

سلام وقتتون بخیر من هر وقت از کسی ناراحتی پیدا میکنم یا بگو مگویم با کسی میشود تا ماهها حرف های آن طرف تو ذهنم میاد و درگیری ذهنی برام ایجاد میشه و تو ذهنم میگم کاش این رو هم بهش میگفتم یا اینکه چرا به خودش اجازه داده همچین حرفی به من بزنه یا در مورد من اینطوری قضاوت کنه جوری که بعد از چند ماه انگار اون بحث و بگو مگو همان روز قبل پیش امده حتی گاهی به خاطر حرف های اون فرد گریه میکنم و یا احساس کم ارزشی بهم دست میده و میگم خب من اگر فلان موقعیت یا موفقیت رو داشتم چنین جراتی نمیکرد که اینطور نسبت به قضاوت کنه خلاصه دچار احساسات بدی میشم برای اینکه بعد از بحث و درگیری های لفظی اون ناراحتی رو خیلی زود فراموش کنم و یا با قضاوت های دیگران احساس ارزشمندیم پایین نیاد چه راه حلی پیشنهاد میکنید ؟ لطفا راهنماییم بفرمایید
1400/07/11

سوال 11709

وقتی یه خطایی از اطرافیانم سر میزنه تا مدت تو مغزم بهش فکر میکنم و باهاش کلنجار میرم

صفحه 2 از 2