پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/10/17

سوال 996040

من حالم خوب نیست دستم به جایی بند نیست دیگه تحمل ندارم روز به روز بدتر به کسی هم نمیتونم بگم نمیخوام کسی بدونه و منو بشناسه ولی کمک میخوام واقعا حالم بده و این حال رو جسمم تاثیر گذاشته و تپش قلب گرفتم ایمانم به خدا هست که نگهم داشته فقط دلم میخواد با کسی حرف نزنم دلم میخواد گم بشم حتی
1403/10/15

سوال 996019

سلام در وضعیت روحی خوبی به سر نمیبرم و‌اینکه ادمی هستم که نمیخوام نشون بدم چیزی رو ولی احتیاج دارم کمکم کنند ولی خب خانواده اصولا چیزی از من نمیپرسند و خب کلا ادم های ارومی هستند یک عالمه دعا و نذر کردم تا شرایط برام درست بشه احساس ناکافی بودن برای همه و همه چیز دارم حتی احساس میکنم برای یاری امام زمان هم همه تلاشم رو نمیکنم همه تلاشم رو برای اوردن رشته فوق لیسانس میکنم و اگه نشه این احساس بیشتر میشه دهه هشتادی هستم و دختر مغرور تر از اونی هستم که به کسی بگم چیزی و همیشه خودم رو ادم شادی نشون میدم و وقتی کمی غمگین باشم برای بقیه چیز شناخته شده ای نیست احساس شکست دارم و از اینده میترسم از اینکه شغلی نداشته باشم و به چیزی که میخوام نرسم و باید باز کلی درس بخونم چون من یکساله درس میخونم و خب داخل یه ازمون شکست خوردم و باید چند سری ازمون بدم تا بتونم شغلی داشته باشم از این که فقط باید درس بخونم و بیرون خونه کاری ندارم احساس بی فایده ای دارم و حتی سعی میکنم کم خواب باشم و هی فعالیت کنم تا یکم این حس رفع بشه و اگر گاهی بیشتر خوابم بگیره از خودم خجالت میکشم که من باید فقط یه حا بشینم و درس بخونم و کاری ندارم
1403/10/09

سوال 995976

سلام. ۱۵ روز پیش دوست دوران دانشگاهم بهم گف میخواد منو ب برادرش معرفی کنه برای ازدواج و خواهش کرد این ماجرا روی دوستیمون اثر نذاره و دوستیمون در هرصورت ادامه داشته باشه. با برادرش سه جلسه حضوری صحبت کردیم، تماس و پیام داشتیم اما کوتاه. قرار شد هر تصمیمی گرفتیم خواهرش قاطی ماجرا نشه. از جلسه اول ابراز علاقه کرد و در صحبتهاش همه چیزو تموم شده میدونست. جلسه سوم موقع خداحافظی کلی تشکر کرد و گفت ممنون که وقت گذاشتی و اومدی . اما از روز جمعه تا امروز هیچ پیام و تماسی نگرفته. حتی دیروز بهش پیام دادم هیچ جوابی نداده. و کاملا مشخصه رابطه رو ترک کرده. ایا درسته از دوستم ک خواهر اقا میشه، پیگیر بشم؟ چون حداقل احترامی ک میتونست بزاره این بود که بگه چرا تمایل ب ادامه نداره. حتی دوستم هم ازم نپرسید بعد از دیدار نظرم چیه... البته با دوستم هنوز ارتباط دارم
1403/10/07

سوال 995955

ذهن ام بهم ریخته است نمیتونم کسی وارد زندگیم کنم خیلی تنهام
1403/09/22

سوال 995865

خسته شدم از همه چیز هرکی و دوس دارم بعد ۳ سال میره
1403/09/18

سوال 995838

بهم تومشکل خانوادگی باخانواده گفتیدکه اگه میتونم اذیت میکنن منویاحال دل وروحم بده اینجابافرزندم خونه بگیرم یاسرکاربرم من کل خانوادم شاغلن وازدوسالگی بچم طلاق گرفتم کسی نداشتم برام نگرداره تاالان که من برم سرکارنگرنداشتن اونهاهم بنابرلج ولجبازیه که چراباهمسرسابق ازدواج کردم وچرابچه اوردم وکلایه کینه ونفرتی مادرم توسینه داره واصلامنوبچم توتنش ودرگیری جنگ عصابیم وهیچگونه ارامش ندارم کلاحالم خسته وداغون وبده من شرایط مستقل شدن ندارم چون حمایت مالی نمیکنن که منم که کارنکردم پول داشته باشم تواین اوضاع گرونی وجامع الان شرایط کارهم ندارم برم بابچه دانش اموزومدرسه ودست تنهابدون اینکه کسی باشه نگهدارش باشه.گاهی احساس میکنم ته خطم امیدم فقط خداوبچه ای که باهاش نفس میکشم .شرایط ازدواج وزندگی هم برام مشکل شده ادم خوب ودرست وایده ال هم پیدانشده وهمشون پرمشکل ایرادمن چیکارکنم اروم باشم گاهی رفتارای این هاجوری اذیتم میکنه دق ودلیموسرطفل معصومم خالی میکنم احساس عذاب وژدان دارم ازاینکه بچه اوردم داره عذاب میکشه چراپدرخوب نداشت چرامادرخوبی نداره براش رفاه وارامش بسازه چراتوی منگنه وفشارم چرادرم همه جوره بسته هست وهمیشه توخودم ناراحت توفکروتوحرص وجوشم گاهی میگم چطورتاحالادق نکردم وسروپام چیکارکنم اروم بشم فکروخیال نکنم من که جزخداپناهی ندارم وامیدی چهارساله دارم صداش میکنم بعدطلاق امانه ازدواجی نه حمایت خانواده وچیزی نه احساسی عاطفی نه مالی نه نگهداری ازبچه که سرکاربرم دلم میخادیکی بیادبهم بگه فقط چیکارکنم راهی که من نمیدونم...🥺
1403/09/16

سوال 995823

سلام متولد ۶۸ هستم ولی نمیدونم چیه که هر درخواستی میدم همون ابتدا درخواست پیشنهاد رو رد میکنن و کسی مایل نیست با ما همسفر بشه نمیدونم بقول قدیمیا بختمون بسته هست یا نه واقعا مشکل از منه
1403/09/14

سوال 995811

سلام خیلی ممنون از مشاوران گرامی ...اینکه گفتم موردی واتساپ پیام دادم جواب نداد و حس بدی داشتم گفتین خود اقا وسواس و سخت گیری داشته که این همه سال ازدواج نکرده.‌حالا که فکر میکنم بله واقعا چون خیلی سوال درباره اینده میکرد انگار خیلی نگران بود که من به فکر فرو میرفتم ویه دلیلش برای جواب منفی همین بود و گاهی میگفت تصمیمی میگیرم شرایطش هست ولی بعد یه مدت دلسرد میشم و از این مثالها .کلا خیلی حاشیه میرفت که خسته میشدم .‌.با رهنمود شما حال و حسم خوب شد و رها کردم اشتباه از منه که خیلی نشخوار فکری دارم ..انگار باری از دوشم برداشته شد تصمیم دارم مشاور فردی برم برای حال خوب .‌بازم تشکر از شما دوستان خوبم.
1403/09/12

سوال 995793

سلام خدمت مشاوران ودوستان گرامی که نظر خودتون روفرمودید سپاسگذارم بله این اقا تا۹۰ درصد بامعیارهای من مطابقت دارند اما موضوع کتک زدن همه خصوصیات روکم رنگ میکنند یابی ارزش جلوه میدهند وجالب این است که آقا میفرماینند من به خودم اعتمادندارم واحتمالا اخلاقی دارم که مخفی است وگرنه من که دیوانه نیستم کتک بزنم مگراینکه رفتاری مثل همسرش داشته باشم پرسیدم این ماجرا یک باردیگربرای شماتکراربشود چکارمیکنید بی پاسخ بود ایشون گذشته شون وخیلی دوست دارند وبرام قابل درک نیست ازراهنمای شماعزیزان کمال تشکررادارم
1403/09/03

سوال 995723

با سلام و وقت بخیر، بنده جوانی چهل ساله هستم تاکنون موفق به ازدواج نشدم مشکل بنده وسواس مادرم به سن خانمه ،چه همسن معرفی کنن چه دوسال کوچکتر و چه بزرگتر ،مدام به سن گیر میده که باید و حتما خانم پنج سال کوچکتر باشه نه کمتر نه بیشتر ،الان من با خانمی در حال آشنایی هستم که سه سال از من بزرگتر هستن در صورتی که اصلا به چهرشون نمیخوره ،باز مادرم میگه که اصلا و ابدا ،خواهش میکنم یه راهنمایی بفرمایید چیکار کنم تا کی باید به حرف مادرم باشم ،با تشکر
1403/09/01

سوال 995707

سلام وقت بخیر..اقا هستم3۸ ساله و مجرد..فردی به من معرفی شدن که تحصیلات دکتری داشتن و گفتند که شما باید ادامه تحصیل بدهید و وقتی دکتری قبول شدین ادامه اشنایی میدم..بنظر شما چون من لیسانس هستم و تا اون موقه که دکترا بشم چند سالی طول میکشه و ممکنه وقت ببره ..چقدر میشه حساب کرد به حرف ایشان؟
1403/08/30

سوال 995702

سلام،۳۵ سالمه و ۶ سال پیش یک عقد ناموفق داشتم، در حال حاضر هیچ انگیزه و شور و هیجانی به هیچ دختری برای ازدواج ندارم،احساسی که اغلب اوقات دارم اینه که یه حس بی نظمی و آشفتگی در ذهنم دارم،با وقوع یک مشکل در زندگی این حالت برام تشدید میشه و زود عصبی میشم و به همین دلیل با خودم میگم اگه ازدواج کنم بار زیادی از مشکلات به سمتم سرازیر میشه که در اینحالت دچار یک بحران آشفتگی و خستگی ذهنی میشم،لطفا راهنمایی کنید

صفحه 1 از 2