پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/04/09
ناشناسحقوقی

سوال 994358

با سلامخانمی که یک ماه در میون می اومدن و آپارتمان رو نظافت میکردن(دو نفر هستن که هر ماه یکیشون میان) سر پله های آپارتمان پاشون آسیب دیده ، هزینه های درمان به عهده ساکنان آپارتمان ؟ضمن این که قراردادی فی مابین نداریم و قراردادی شفاهی داشتیم که به ازای یک روز کار فلان مبلغ رو بگیرن ( روزمزد بودن)<br>ممنون
1403/04/09

سوال 994357

سلام من به تازگی ازدواج کردم و متوجه اخلاق های خاصی تو همسرم شد ،اون اوایل برای سر کار فتن میگفت پشت سرش آب بریزم حتما من فکر میکردم فاتزیشه یا دوست داره گاهی نمیریختم بهونه میکرد انقدر وایمیستاد تا بریزم میگفت تو نمیفهمی به صلاحته من مردم و این طور حرفها یکی دو بار حتی نریختم نرفت سر کار تا اینکه مشاجره ای داشتیم سر همین مسائل که برنامه ریزی به اجباری داشت میگفت باید بامن همراه اش همراهی یعنی این تو تمکین نمیکنی و...یا اینکه میگفت جلوی در ورودی ریسه زده تا میاد براش روشن کنم و من خوش آمد گویی میکنم حتی بغلش میکنم یا بدرقه دعای خیر میکنم میگه همینی که من میگم و باید انجام بدی دوست داری اونا هم باشه ولی این و باید انجام بدی چون مَردَم و اینا رو جز مردونگیش میدونه و انجام ندادنش و سرپیچی و نخواستنش یا اینکه فکر میکنه بچه های آینده با دیدن این حرکات بهش احترام خواهند گذاشت ارج پیدا میکنه ولی من این سری گفتم که انجام نمیدم چون بچه بازی داره وقتی به این بهونه حتی نمیری سر کار من بهش میگم من تازه اومدم به زندگیت انقدر حرف خودت نباشه یک بار امتحان کن چند وقته بدون این رفتی سر کار اتفاقی نیفتاده قبول نمیکنه مثلا سر خیلی مسائل اینطوریه میگه من مردم پس باید من بگم من تصمیم بگیرم من نظر تو رو میشنوم نهایی من تصمیم میگیرم میگم زندگی مشترک یعنی دونفر با تفاهم و توافق تصمیم میگیرن میگه من نظر تو رو گوش میکنم شاید آخر نظر تو انجام شد ولی من تصمیم میگیرم یه طور ی رفتار میکنه انگار بعضی چیزها انجام نشه حرفش زمین گذاشته میشه یا از مردونگی اش کم میشه مثلا یه لیست آهنگ داشته باشیم و پیشنهاد بده یه آهنگی و و من نذارم حالا نه به قصد میگم این بهتره آخرسر یا خودش دوباره پخشش میکنه یا انقدر به من میگه تا بذارمش انگار حرفش رو زمین مونده باشه حتی سر چیزهای خیلی کوچیک من میخوام بدونم چیکار باید بکنم چطور باید باهش رفتار کنم چند وقته ما مشاجره های کوچیک و بزرگ داریم هر شب هم داریم تقریبا لج باز هم هست به شدت تا به روش بیارم شاید نکنه لجبازی اصلا هم مشاوره رفتن و قبول نمیکنه من همش میخوام باهاش آروم رفتار کنم ولی منطق خودش و قبول داره مثلا درمورد آب ریختن هرچی میگم من دعا میکنم امتحان کن اون نباشه چی میشه و.. قبول نمیکنه واضح میگم چیزی که بشه وظیفه اگر یه روز انجام ندم نری سر کار بچه بازیبشه انجام نمیدمراهنمایی میخوام کتابی باشه راهکاری باشه انجام بدم چون مشاوره قبول نمیکنهسر مسئله لباس کوتاه پوشیدن تو خونه به من میگفت نباید بپوشی یکم بالای زانو باید بپوشی تو خونه دلیل داره که میگم با لباس خواب نباید بگردی تو خونه من هرچی تو گوگل میگردم دلیلی پیدا نمیکنم به زور دارم میپوشم ولی سر لباس خواب پوشیدن آخر شب توخونه دعوا راه انداخت گفت نباید بپوشی یا تا میری اتاق خواب یه چیزی بنداز روی دوشت گفت این رسالت منه یا انجام بده یا برومن واقعا میخوام بدونم این اخلاقش از چیه و چطور باید باهاش رفتار کنم من واقا دوست ندارم تو زندگی مشترک لج و لج بازی باشه و قطعی بگم انجام نمیدوم و دوست ندارم اصلا ولی خودش مجبورم میکنه
1403/04/09

سوال 994355

سلام خدایا هنوز همه مون در این سایت مجرد موندیمفکر کنم تااخر مجرد بمونیم😅
1403/04/09

سوال 994354

سلام.دانشجوی دکترای کامپیوتر با سوابق نخبگی هستم و همواره به تحصیل و پژوهش در رشته ام علاقه مند هستم و در دانشگاه تدریس هم میکنم. اما در دوسالی که بین مقطع ارشد و دکترا کار کردم، احساس بدی از محیط کارم گرفتم.مثلا هیچوقت پیشرفت های کوچکم دیده نمیشد و حقوقم همواره کم بود.درحالی که همکارانی که از من تحصیلات بدتری داشتن و حتی گاهی علایق من را به حوزه آکادمیک سرکوب میکردن،همیشه رشد خوبی از نظر جایگاه داشتن.در نهایت حس میکنم که عزت نفس من از یک کارجوی دوره لیسانس هم کمتر شده و این موضوع،حتی روی اعتماد به نفسم در تشکیل زندگی هم موثر است و حس میکنم که نمیتونم از نظر مالی یک خانواده را پشتیبانی کنم.و مطمئن هستم که مسیر آکادمیک هم من رو به درآمد خوبی نمیرسونه و همیشه خودم رو سرزنش میکنم.چه کنم که بتوانم با حس خوب و معنادار به شغلم برگردم؟
1403/04/09

سوال 994353

از همینجا با یک آقایی با قصد ازدواج آشنا شدم حدودا دوماهه اما الان از من درخواست رابطه جنسی بدون دخول داره و میگه باید آشنا بشم ببینم توی رابطه گرم هستی یا نه.من خیلی مرددم قبول کنم یا نه
1403/04/09

سوال 994352

میخوام خودمو بشناسم و عوض بشم
1403/04/09

سوال 994348

لیلیبلیبلسطسشیسشیسشی
1403/04/08

سوال 994346

سلام، وقت بخیر ‌خانم ۲۵ ساله هستم .خواستگار فامیل دارم که علاقه ای بهش ندارم اما به خاطر دیگران حاظر شدم باهاش صحبت کنم ولی وقتی هم صحبت کردم جذبش نشدم نمی دونم واقعا من دارم اشتباه می کنم و یا حس من نسبت بهش اشتباه هست چون اطرافیانم تاییدش می کنن اون آقا رو و من دیگه حتی روم نمیشه حرفی بزنم آخه قبلا هم اومدن من گفتم نه و الان مجددا اومدن ! (خواستگاری داشتم قبل این آقا که اونم فامیل بود و من به اون هم جواب منفی دادم به خاطر همین شرایط برای این یکی خواستگار جدید حساس تر شده)با این اوصاف خواستگارانی (البته نه خیلی و زیاد هم خوب نبودن )قبلا داشتم که فامیل بود جواب منفی دادم و بقیه هم که غریبه بودن یا من جواب منفی دادم یا اونا یا کلا نشده.یکی از اصلی ترین معیار های من سوای بقیه معیارهام ،مسئله اعتقادی هست که توی همه ی خواستگار هایی که داشتم فقط یک نفرشون به نسبت آدم اعتقادی بودی بقیه نبودن و این خیلی روی جواب دهی من تاثیر داشته.خیلی می ترسم که به این خواستگارم که از قضا فامیل هم هست جواب منفی بدم بعدا حواستگاری نیاد یا اگه بیاد خوب نباشه و من سرزنش بشم .از طرفی من واقعا افسرده شدم و انگيزه کافی واسه ادامه زندگی ندارم چون خیلی خسته شدم و خیلی فشار روحی و روانی تا به الان تحمل کرده و می کنم .در برزخی قرار گرفتم که نمی دونم باید چکار کنم و چه مسیری رو پیش برم که سعادت من تو اون مسیر باشه ؟!ممنون میشم منو راهنمایی کنید و ممنون میشم اگه زود بهم پاسخ بدید چون از من جواب می خوان (من نمی دونستم که این اپلیکیشن امکان مشاوره داره وگرنه زودتر پیام می دادم .)از زحمات شما سپاسگزارم
1403/04/08

سوال 994344

سلام عزیزم من میخوام خودمو بهتر بشناسم وکلی تغییر کنم
1403/04/08

سوال 994343

سلام می خواهم زن دوم داشته باشم لطفا راهنمایی بفرمایید
1403/04/08

سوال 994342

سلام می خواهم همسر دوم داشته باشم ،خواستم من را راهنمایی کنید ممنون
1403/04/08

سوال 994341

سلام من حدودا هشت نه ماهه ازدواج کردم در مورد برنامه ریزی برای روابط زناشویی سوال داستم ووایل رابطه همسرم به برنامه ریزی داشتن ولی باز درمورد رابطه زناشویی اونقدر برنامه نمیچید مگر زمانهایی که باشگاه میرفت ولی باز بعد چند وقت شروع کرده روز و ساعت میذاره براش من روز و دوست ندارم ولی چون میگه باید ساعت ده خواب باشه که به صبح لطمه نزنه ولی صبح سر کار نمیره بیدار میشه کتاب میخونه و برای رابطه مون برنامه میذاره و میگه این کار باعث میشه شب دیر بخوابیم صبح دیر بیداررمیشیم و من نمیتونم کتاب بخونم یا به کارهای دیگه برسم و میگه برنامه داشتن برای هر کاری ضروریه زمان بندی و برنامه ریزی برای رابطه زناشویی درسته؟من میگم خب یه چیزهایی برنامه نمیخواد واقعا مخصوصا رابطه که یه سمتش عشقه و خود به خود به وجود میاد من دوست ندارم یه وقتهایی که خودش هم میدونم میخواد ولی به ساعت نگاه میکنه یا برنامه اش و چک میکنه حس بدی میگیرم من میگم به خاطر برنامه جلوی خودت و میخوای بگیریرفتار درست چیه درمقابل همسرم و برنامه ریزیش

صفحه 424 از 82629