پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/03/18

سوال 994113

من پسرم 28 ساله خانوادم مخالف ازدواجم با دختری هستن که تو جلسات خواستگاری علاقه مند شدیم. حرفشون اینه که اولش گفتیم شاید ما ساکن شهری نزدیک به اراک بشیم (بخاطر قیمت) یا اراک ولی معلوم نیستبعد دختر خانوم گفتن هرجا باشه مهم اینه تو خونه صمیمیت و صفا باشه ولی بعد مدتی خانواده شون میگن اراک باشه بعد گفتن دختر خانوم 14 تا سکه بعد چند جلسه معلوم شد خانوادشون 313 تا خواستن و با صحبتای دختر خانوم(بخلطر علاقه) شده 114 تا خانوادم میگندوروز دیگه عروسی و.. هم اینجوری میشه اولش یچیزی میگن بعد انتظارت میره بالا و بعد تو زندگی همینجوری پیش برید خواسته ها زیاد میشه و تو هی باید قبول کنی
1403/03/18

سوال 994112

سلام.من پسرم با دختر خانمی آشنا شدیم و جلسات خواستگاری رو طی کردیم، خودمون باهم تفاهم داریم دلبسته هم شدیم ولی متوجه شدیم دو خانواده نظرشون راجع به مهریه متفاوته که حتی ممکنه وصلت سر نگیره. نمیدونم چکار کنم خانواده من میگن 14 تا خانواده عروس میگن 114راه حل چیه؟
1403/03/18

سوال 994110

سلام من اکنون بیکارم ولی چیزهای زیادی بلدم .احساس میکنم اگر سر کار بروم دیگر وقت و انرژی برای ازدواج برایم نمی ماند . شروع ازدواج نیاز به رفتن به مشاوره .ازمایش .عقد .پیدا کردن خانه و ...و زمان گذاشتن با خانواده همسر دارد که اگر بخواهم اکنون سر کار بروم تقریبا به هیچ کدام نمی رسم .ایا میتوان فعلا با وام ازدواج و قرض شروع کرد و انرژی خودم را روی ازدواج خوب بگذارم و بعد سر کار بروم ؟
1403/03/18

مشکل در تصمیم گیری

احساس می‌کنم تو تصمیم‌گیری مشکل دارم، حتی برای کارهای ساده هم مردد می‌مونم. می‌خوام بدون ترس و تردید، بتونم با اطمینان تصمیم بگیرم؛ لطفاً راهنماییم کنید.
1403/03/18

سوال 994108

سلام چرا خانواده دختر من رو به خاطر بیماری رد کردن،گناه من چیه بیماری ک از بچگی داشتم ودر روند زندگیم خللی ایجاد نکرده ومثل همسنای خودم تقریبا تو سن۲۸سالگی همچی دارم،منتها خانواده بی انصاف دختر بعد یکماه وخوردی اشنایی من ودختر وپسندیدن یکدیگر قرار بر خواستگاری گذاشته شد و همچی خوب پیش میرفت خیلی راحت منو رد کردن،بنا به نظر مشاور گفتند بیماریتو بزار بعد جلسه اول و دوم مطرح کن وضمن اینکه مهم خود دختر هست بدونه وبپذیره،اما من چون دختر خانم در حرم امام رصا تماس داشتیم قسم داد هر چی تو زندگیم هست بگم وصادق باشم ومنم مشکل کلیه ام رو فقط به ایشون گفتم بنده خداهم جا نزد وگفت بیماریت دست خودت نبوده ومن مشکلی ندارم باهاش و گفت اگه مشکلی در بچه دارشدن ایجاد نکنه من مشکل ندارم(از انجایی که من تحت نطر پزشکم وبا پزشک سر موضوع ازدواج صحبت کردم ایشون گفتن تو با فرد غریبه و سالم میتونی ازدواج کنی وبچه دارم بشی) اما خانواده دختر شب خواستگاری بعد اینکه متوجه شدن من نقص ظاهری ومشکل کلیه مزمن دارم خیلی راحت منو رد کردن و به احساسات من توجهی نکردن ان شاء الله خدا خیرشون نده،من گناهی ندارم در این مشکلات چرا اینجوری برخورد کردن؟
1403/03/18

سوال 994107

سلام دختری هستم 33ساله، تازگی برای یافتن همسر مناسب عضو همدم شدم ولی خیلی نگرانم از اینکه بعد از پذیرش درخواست یک فرد چطور خانواده‌م رو قانع کنم که با فردی که از طریق سایت همسریابی آشنا شدم قصد آشنایی و ازدواج دارم. چون خانواده خیلی سنتی با تفکرات بسته دارم و خیلی ذهنم درگیر این مسئله هست. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.
1403/03/18

سوال 994106

من وقتایی که داداشم لجم میکنه عصبانی میشم و خشمم رو خالی میکنم بعدش مادرم میگه من برای تو نمیرم خواستگاری چون عصبانی میشی من 23سالمه و برادرم 15ساله چه دلیلی داره اون لجم کنه منم به مادرم گفتم پس منم بابا رو که عصبانی میکنم جلوی عصبانیتشو نگه داره میگه بابات 54سالشه تو 23سالته تو هم هر وقت سن بابات شدی عصبانیت رو سر بچت خالی کن منم گفتم منظورت چیه یعنی صبر کنم تا هر بلایی میخوان سر م بیارن تا پیر بشم من نمیخوام کینه تو دلم ایجاد بشه من میخوام همونوقت کینه ام رو خالی کنم
1403/03/17

سوال 994104

سلام سوالم درباره خواهرم هست هر دو مجردیم از من کوچکتره ایشون ۳۸ سالشه و کمی ساده هستند سوادش دیپلم ردی و در آزمون هوش توسط روانشناس و روانپزشک نمره نزدیک مرز گرفت ..مدتی قبل به طور اتفاقی متوجه رمز گوشیش شدم قبلا چند سال پیش تلفنی با پسرا صحبت میکرد و یه بار که به بهانه فرهنگسرا بیرون رفته بود متوجه شدم جای دیگه رفته وقتی متوجه شد من فهمیدم التماس کرد گفت به مادر نگو دیگه تکرار نمیشه و..ادامه نداد ...مدتيه بهش مشکوک شدم خیلی سر گوشیش میره به همین خاطر یواشکی گوشیشو چک کردم متوجه شدم تازگی از طریق گروهای تلگرام با پسرا چت میکنه حتی عکس ناجور( ببخشید عکس سینه و باسن )براشون می ‌فرسته البته ترسو و خجالتی هست و با کسی بیرون نمیره و دوست پسر نداره و تو پیاماش به پسرا میگه اهل دوستی نیست وخوشبختانه میترسه بباهاشون بیرون بره ..ولی صحبت میکنه در مورد کارهای روزمره و... ولی این کارش عکس فرستادن بخصوص خیلی ناراحتم کرد قبلا بهش گفتیم مشاوره بره بخاطر کمی افسردگی و مشکلات دیگه ولی قبول نمیکنه .خواستگار داره ولی مناسب نیستن یا تحصیلکرده هستن که به هم نمیخورن و ناراحته که مجرده ..نمیدونم چطور باش رفتار کنم.. اگه بروش بیارم بدتر میشه و رمز گوشیش عوض میکنه و دیگه از کارش اطلاعی ندارم ..یه بار از طریق اکانتی در تلگرام امتحانش کردم برای دوستی قبول نکرد و بلاکم کرد ..
1403/03/17

سوال 994103

سلام من ۳۱سالمه نه اینکه بخام تعریف کنم بخدا خیلی خواستگار داشتم ولی یا میان و نمیشه یا کلا در حد حرف میشه و دیگه نمیشه که جلو بیان راهنمایم میکنید آخه مشکلی هم ندارم خداروشکر چهره خوب تحصیلات و تقریبا مستقل نمی‌دونم ایراد کار کجاست گاهی دیگه ناامید میشم واقعا
1403/03/17

سوال 994102

چندین بار پیشنهاد داده ام و قبول کرده اند،،،ولی متاسفانه بهونه های مالی و ظاهری،،،همه به دنبال دکتر و فوق دکتر هستن خانه داشته باشد و ماشین و،،،خواستم بگم چنین کسایی به این برنامه ها نمیرسن،،،چرا داخل مشاوره ها توقعات مادی را ازشون نمیپرسین و داخل پروفایل نیست؟؟؟
1403/03/17

سوال 994101

سلام من 32 سالمه و مدتیه با ی خانم از طریق همکاری آشنا شدم و کلا بحث تو روابط همکاری و سوال کاری بود و بعد از مدتی خیلی بهم نزدیک شدیم، منتها خب ایشون از لحاظ ظاهری و دلایل دیگ مناسب ازدواج نمیدونم و دلم نمیاد به هر طریقی این موضوع رو به ایشون بگم و رابطه رو تموم کنم، میترسم به هم وابسته بشیم و بر خلاف تصورات و ملاک های ازدواجم با ایشون ازدواج کنم، لطفا راهنمایی کنید چکار کنم، ممنون

صفحه 437 از 82629