پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/09/07

سوال 995752

سلام.وقت بخیرچند وقت پیش یه موضوعی رو مطرح کردم در این رابطه که من ۸ ماه با یه خانمی به قصد ازدواج آشنا شدیم با نظر خانواده ها جلو رفتیم خواستکاری کردیم و مراسم بله برون گرفتیم...از ابتدا دچار اختلافات بودیم که دختر خانم تاکید داشتن رابطه به مرور زمان درست میشه ولی بعد از یه مدت که اختلافاتمون زیاد شد و حتی خانواده هامون در جریان قرار گرفتن گفتم باید بریم مشاور؛ابتدا قبول نمیکرد بعدش راضی شد؛۳.۴ جلسه مشاور رفتیم و چند تا تست دادیم که در نهایت مشاور بهمون گفت شما شاید ۲ نفر ادمهای خوبی باشید ولی کیس مناسبی برای ازدواج باهم نیستید و این ازدواج پر ریسکه؛بعد از این اتفاق دختر خانم با تماس به من و گریه میگفت که درست میشه ولی بعد از چند روز رابطه رو قطع کردیم....الان ناراحت هستم و عذاب وجدان گرفتم که نکنه دل دختر خانم رو شسکته باشم یا ناراحتش کرده باشم در حالیکه ما واقعا اختلاف داشتیم و حتی به خودشون گفتم که الان شاید برای جفتمون دردناک باشه ولی بهتر از جدا شدن تو زمان عقد یا بعد از ازدواج با بچه هستش میخواستم کمکم کنید راهنمایی کنید که چیکار باید بکنم...
1403/05/02

سوال 994661

سلام مامانم و مامان نامزدم از قبل یه اشنایی نسبی با هم داشتن و خودشون اول اوکی دادن ولی الان کلی بحث و دعوا دارن اینجوریه که از هر نسئله به ظاهر ساده ای یه بحثی درست میکنن و کار من شده میانجی گری بین این دوتا واقعا نمیدونم چیکار باید بکنم از طرفی دلسرد شدم با دیدن این چیزا بنظرتون چیکار باید بکنم؟
1403/03/28

سوال 994232

سلام وقت بخیر زندگی پدر مادر من پر از دعوا و قهر بوده و هست. تا وقتی زیر 15 سال بودم که همیشه کتک خوردن مادرم رو دیدم و داد و بیداد پدرم ...الان هم مادر کلی مریضی و سر درد و پا درد و ازین امراض داره سنشم زیاد نیست .. دلم براش میسوزه میترسم بعد از ازدواجمم بخاطر توجه زیاد به مادر برچسب بچه ننه بودن بخورم ....بگذریم آیا باید بیخیال زندگی مادرم بشم و اهمیتی بهش ندم ... علم چی میگه درستش چیه
1403/02/17
ناشناسحقوقی

سوال 993814

بنده از طریق همدم سال۱۴۰۲خردادماه باخانمی آشنا و ازدواج نمودم متأسفانه بدون هيچ دلیلی بعداز ۳ماه منزل مشترک را ترک کردند بلافاصله دریک روز چندپرونده دروغین کیفری علیه بنده تشکیل دادندوبابت مهریه تمام زندگی ودارندارمو توقیف کردندمتاسفانه برای گرفتن حق طلاق از بنده با آبرو و حیثیتم درمحل زندگی ومحل کارم بازی گرفته تا جای که از دست بی آبرویی های ایشان خودم خلاف میل باطنی ام استعفای کاری خودرانوشته ام لطفا راهنمایی بفرمایید چگونه ازاین عذاب رهایی يابم هیچگونه حرف منطقی وحسابی را هم قبول نمیکنه درضمن هردو ازدواج دوم‌ بوده ایم ممنون میشم
1403/01/29

سوال 993639

دختر۳۶ساله هستم و چهارماه پیش نامزد کردم بدلیل اینکه اختلافات پیش اومد آقا منصرف شد ولی چون ناگهانی این کار کرد من خیلی شکسته شدم و گریه میکردم چون صیغه محرمیت هم خوانده بودیم این برای من خیلی سخت که فراموش کنم.الان یادآوری خاطرات کمتر شده ولی بازم هرموقع یادم میاد بازم گریه میکنم.درضمن بعد این رابطه نیاز عاطفی بیشتری به همسر داشتن دارم. چکار کنم که مثل قبل از این رابطه بشم و روحیه ام قوی و اعتماد بنفسم بالا برود
1402/12/28

سوال 993344

من با شوهرم دعوایی هستیم میخواد طلاقمو بده چه کار کنم با هم کنار بیایم
1401/07/01

سوال 19518

مادرپدرم خیلی باهم مشکل دارن و مدام بحث دارن.به فکر من و بردارم نیستن و به شدت سختگیر...مادرم دانشگاه نذاشت برم سرکار نمیزاره برم اجازه داشتن موبایل ندارم چون بد میدونه که دختر مجرد موبایل داشته باشه ، مدام توی خونه ام همیشه میخواد کنترلم کنه ، با این شرایط اصلا به فکر ازدواجم نیست هرخواستگاری میاد رد میکنه میگه با غریبه وصلت نمیکنیم و از فامیل هم اصلا خواستگار ندارم چون پسرای فامیلمون هر کدومشون کسی رو دوست دارن. هیچ دوست و رفیقی ندارم مادرم همیشه میخواد تنها باشم همه چی رو بد میبینه حتی کسی رو ندارم که باهاش دردودل کنم همیشه توی تنهاییم میزنم زیرگریه . میخام ازدواج کنم تا از حصاری که مادرم برام درست کرده راحت بشم بتونم مثل بقیه زندگی کنم من باید چی کار کنم ؟؟؟
1400/07/11

سوال 12008

سلامخواهر من در آستانه ازدواج بود که من بخاطر شکی که به خواستگار پیدا کردم در جلسه اول گفتم شاید معتاد باشه سلفه زیاد و قرمزی چشمو بعد جلسه به خانواده گفتم شبیه به معتاد ها هستو در جلسه بعدی مادرم هم همین شک را پیدا کرد و اشتباه مادرم این بود روی این شک مهر یقین زده شدو بخاطر اینکه خواهرم چند سالی با نامزدش دوست بودن با اعتماد کامل این آقا رو برد آزمایشگاه و دید که معتاد نیستندولی بعد این موضوع اختلافهای دیگه ای ایجاد شده و ازدواج به سرانجام نرسیدهنوز که هنوزه خواهرم منرو نفرین میکنه و میگه تقصیر تو بوده و این برای من جرقه ای شده که هر چند ماه یک بار باعث آتش کشیده شدن من توسط خواهرم میشه نفرین و دعوا ممکنه بتونید راهنمایی کنید که من باید چکار کنم
1400/07/11

سوال 11279

همسرم بااخلاق خانوادم به مشکل خورده ازطرفی نمیتونم ازهمسایگی پدرم برم چون وضعیت مالیشون بده وهمسرم هم دچارمشکل روحی شده چیکارکنم؟