پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/09/06
ناشناسپزشکی و سلامت
سوال 995739
سلام من خانمی ۳۵ ساله هستم و ده سال پیش متاسفانه ازدواج ناموفقی داشتم که دوسال نیم عقدو دو سه ماه خانه داری بود همسرم مسئولیت پذیر و خوش اخلاق نبود و شدیدا بد دل خیلی خیلی دلم می خواد دوباره ازدواج کنم و نیاز جنسی وعاطفی زیادی به همسر دارمخواستگارانی هم اومدن ولی یا بچه دار بودن که اصلا دلم نمی خواد نامادری بچه ای باشم که خودش مادر داره و یا از نظر اعتقادی و اخلاقی با من کفیت نداشتن من دنبال یه شخص متدین و اصیل هستم توی این سایت چه طوری می تونم یه مورد خوب پیدا بکنم
مشاوره خانواده1ازدواج ناموفق1نگرانی های بی دلیل1نداشتن مهارت فرزند پروری1مشکلات ازدواج مجدد با وجود فرزندان110+
۳ پاسخ۳۲ بازدید
1403/08/27
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995681
باسلام ودرود برمشاوران عزیزبله روش تحقیق من نادرست بوده اما اون راجب پسرشون صحبت کردن ۱۳ ساله است اما پست هاشون پسرشون ۸ ماه قبل تولد ۱۵ سالگی گرفتن گفتن همسرشون ۴ سال طلاق دادن اما طلاق درپستها یک سال ونیم قبل بوده فیلم برای من فرستادن گفتن به خاطرمن گرفتند وبه خاطرآشنای اون وظبط کردن اما درپستها اون مال سال ۹۷ بود به من گفتن درفلان شهر زندگی میکنند حتی کسی که معرفی کرد هم همین وگفت امادراصل درشهردیگری زندگی میکنه وحالا تازه معرفشون فرمودند من اصلا اون اقا رونمیشناسم خیلی چیزهدیگر گفتند نت دارن یاشارژ ندارن صحبت کنند امادراینستا فعالیت داشتن میدونم روشم بچه گانه بود ووقتی که جواب نت شخص ناشناس ومیده کاملا شفاف میگه ازدختری باهاش اشناشده متنفره واینها رو اگرازکس دیگری میشندیدم برام سخت تربود وکاملا روشن باشخص ناشناس چندروز وشب چندین ساعت چت کرد وهمه ش پشت سرمن واقعی حرف زد بله من بهشون گفتم اسم ایشون روازروگوشی برداشتم وتصویرشون روشناختم واین باعث اعتمادشد واون اقا حتی قرارحضوری باناشناس گذاشتن درعرض چندروز وخیلی موارد دیگر پس ازراهنمایهاتون سپاس هیچ دلیلی برای ادامه یاتحقیق نیست بسیارممنون
۴ پاسخ۲۳ بازدید
1403/06/11
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995202
آیا اختلاف طبقاتی، دختر فوق لیسانس، پسر فوق دیپلم، مشکل ایجاد میکنه؟
دانشجویان دانشگاه های برتر اختلاف تحصیلی در ازدواج اختلاف اعتقادی نداشتن تحصیلات دانشگاهی اختلاف تحصیلی 3+
۴ پاسخ۲۲ بازدید
1403/05/06
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 994756
سلام من خانمی چادری هستم با یک آقا آشنا شدم هر روز از تیپم میپرسه هر روز ازم میپرسه چی میپوشی بهش میگم من هر تیپی که داشته باشم زیر چادر هست خواستم بپرسم این سوالات طبیعیه یا نه؟
۴ پاسخ۲۱ بازدید
1403/04/15
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994424
سلام من با یه نفر دارم اشنا میشم از لحاظ اعتقادی تفاوت داریممن یه کم مذهبیم بعضی وقتا نماز میخونم ولی ایشون بیشتر خدا رو قبول داره اما نماز و .. نمیخونه و اعمالی به جا نمی یاره به نظرتون ازدواج با کسی که عبادت نمیکنه معایب داره؟ ارتباط رو ادامه بدم؟
معیارهای انتخاب همسر1اختلاف اعتقادی اعتقادات مذهبی خواستگار اهمیت دادن به نماز اول وقت ارتباط با خدا
۶ پاسخ۳۰ بازدید
1403/04/08
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 994346
سلام، وقت بخیر خانم ۲۵ ساله هستم .خواستگار فامیل دارم که علاقه ای بهش ندارم اما به خاطر دیگران حاظر شدم باهاش صحبت کنم ولی وقتی هم صحبت کردم جذبش نشدم نمی دونم واقعا من دارم اشتباه می کنم و یا حس من نسبت بهش اشتباه هست چون اطرافیانم تاییدش می کنن اون آقا رو و من دیگه حتی روم نمیشه حرفی بزنم آخه قبلا هم اومدن من گفتم نه و الان مجددا اومدن ! (خواستگاری داشتم قبل این آقا که اونم فامیل بود و من به اون هم جواب منفی دادم به خاطر همین شرایط برای این یکی خواستگار جدید حساس تر شده)با این اوصاف خواستگارانی (البته نه خیلی و زیاد هم خوب نبودن )قبلا داشتم که فامیل بود جواب منفی دادم و بقیه هم که غریبه بودن یا من جواب منفی دادم یا اونا یا کلا نشده.یکی از اصلی ترین معیار های من سوای بقیه معیارهام ،مسئله اعتقادی هست که توی همه ی خواستگار هایی که داشتم فقط یک نفرشون به نسبت آدم اعتقادی بودی بقیه نبودن و این خیلی روی جواب دهی من تاثیر داشته.خیلی می ترسم که به این خواستگارم که از قضا فامیل هم هست جواب منفی بدم بعدا حواستگاری نیاد یا اگه بیاد خوب نباشه و من سرزنش بشم .از طرفی من واقعا افسرده شدم و انگيزه کافی واسه ادامه زندگی ندارم چون خیلی خسته شدم و خیلی فشار روحی و روانی تا به الان تحمل کرده و می کنم .در برزخی قرار گرفتم که نمی دونم باید چکار کنم و چه مسیری رو پیش برم که سعادت من تو اون مسیر باشه ؟!ممنون میشم منو راهنمایی کنید و ممنون میشم اگه زود بهم پاسخ بدید چون از من جواب می خوان (من نمی دونستم که این اپلیکیشن امکان مشاوره داره وگرنه زودتر پیام می دادم .)از زحمات شما سپاسگزارم
۴ پاسخ۲۶ بازدید
1403/03/15
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994082
سلامآیا بحث اختلاف اعتقادی مشکل ساز خواهد بود؟ دختر خانم دوست داره همسر آینده اش نماز خون باشه، ولی خب اقا میگن نه من نماز نمیخونم؛ میزان شدت انتظار خیلی زیاد نیست، ولی باعث ایجاد اختلاف در دوران آشنایی شده؛از طرف آقا حاضر نیست، نقش بازی کنه، و ظاهرسازی انجام بده.ینظرتون، اصولا این مدل ارتباط میتونه بدون مشکل ادامه پیدا کنه؟اینم اضافه کنم، میزان تفاهم طرفین در سطح بالایی هست و فقط در بحث اعتقادی این اختلاف پیش اومده؛
۴ پاسخ۱۴ بازدید
1403/03/05
ناشناسپزشکی و سلامت
سوال 994000
سلام وقت شما بخیر با یه آقا آشنا شدم.من کاملاً به واجبات مقیدم اما ایشون قلباً معتقدند و گاهی هم پیش میاد انجام نمیدن و میگن بعداً جبران میکنن.من چادری ام و نمیتونم اصلاً کنارش بذارم و ایشون معتقدند اگه مانتویی مناسب هم باشی موردی نداره. بااین اوضاع ادامه دادن صحیحه؟
۳ پاسخ۱۴ بازدید
1402/09/22
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 991366
سلام من ۲۳سالمه و دانشجوی علومپزشکی در سطح لیسانسم. یک خاستگار دارم ک ۲۶سالشه و پزشگ هستند .اخلاقشون خیلی خوبه و حدود ۸ ماهه میشناسمشون .از لحاظ اخلاقی و رفتاری خیلی باهمجور هستیماما از لحاظ خانوادگی باهم اصلا تفاهمنداریم.خانواده من خانواده این ک زیاد مذهبی نیستن و میش گفت بازن اما خانواده ایشون خیلی مذهبین و پدرشون روحانی هستند.اما خب من و آقا پسر عقایدمون مثل خانواده من هست .از طرفیم ایشون خیلی ریز نقش و لاغرن و دو سه سانت از بنده کوتاهترن.خانواده من سره اینموضوعات بشدت مخالفن چندباریم ک با مشاور صحبت کردمگفتن این ازدواج اصلا درست نیست اما من نگرانی ک دارم بخاطر حسیه ک بین من و ایشونه و میترسم هیچوقت نتونم این حس دیگ نسبت ب کسی پیدا کنم.نظر شما چیه ؟
۳ پاسخ۲۲ بازدید
1402/07/22
ناشناسخانواده و روابط
سوال 989655
سلام..من ۲۳ سالمه خانم هستم مدرک کارشناسی معماری دارمکار و درامد ندارم.تا الان خواستگار رسمی نداشتم.قصد ازدواج تو این سنم ندارم و میخوام تا ۲۷.۲۸ مجرد بمونم.دوتا مشکل دارم...اول این که خانوادم سنتین و دختری که از ۲۵ بیشتر مجرد باشن و ترشیده میدونن و اکه من تا این سن ۲۷ مجرد بمونم سکته میکنن..برای نظرم هم اهمیتی قائل نیستن چون منو کم عقل و ساده میدونن..مثلا الان دارن برام جهاز جمع میکنن..از این جهاز من که اصل کارم فقط یه پا سماواری حضور داشتم حتی نظرم تو جهازم براشون مهم نیست..فقط بخرن که گرون نشه دوم این که متاسفانه هنوز برای رسیدن به هدفم که استقلال هست راه درازی دارم و هیچ کس از اطرافیانم درک نمیکنن و من تنهای تنهام..و همه بچه های هم سن یا کوچک ترم یا استخدام شدن یا کنکور جای خوبی قبول شدن درحالی که من هیچ پوخی تو هیچی نشدم😅😅😅😅هربار که خبر قبولی و استخدامی دختر عمه و عمو اینا میاد تو خونه ما یه روز عذاس..🤐حالا این وسط یه پیشنهادی از طرف والدین نه خودش...والدین پسر عمم چند سال پیش به والدینم شده بود که منو انگار بدن به پسر عمم..و من دچار مشکل شدم🫡اول این که تا به الان از جانب این اقا هیچ حرکتی ندیدم..یعنی نه حرفی نه صحبتی نه رفتاری که خاص باشه..ممکنه من تو تخیلات خودم داستان سرایی هایی کرده باشم ولی تا جایی که حس ششم من میگه اگه راست باشه هیچ حس خاصی نسبت به من ندارن..من از فکرشون خبر ندارم ولی هیچ نوع رفتار خاصی ازشون ندیدم..یا کلامی؟برای همین فکر میکنم این موضوع فقط بین عمه و بابامه😐😐دوم این که من چون تاحالا تو این سن هیچ خواستگار نداشتم در حالی که دختر خالم که دقیقا همسنمه هزارتا داشته و درو کنده بودن😅😅😅 میترسم اگه به ایشون جواب رد بدم نیمه گمشده خودمو باشه و پرش بدم🙃 دیگه ترشی بندازم یا با یکی بد تر از بد عروسی کنم که کلا زندگیمو به فنا بده.🤕🤕.یا اصلا کسی بهتر پیدا نکنم یا نیاد🪦🪦..دلیلشم اینه که دخترای فامیلمون هستن کسایی که تو سن خیلی بالا ازدواجکردن مثلا ۳۰ و خورده یا ۵۰ و خورده پس سابقش هست و همیشه وقتی چیزی میگم میگن مثل اونا میشی..⚰️⚰️⚰️🗿🗿در رابطه با این اقا خوب از لحاظ اخلاق چهره..کار و حتی اعتقادات با من مچن و یه جورایی عشق بچگی خودمم هستن☺️..ولی من نمیدونم تو مغذ و ذهن ایشون چی میگزره..اگه ایشون ازمن خوششون نیاد و دوسم نداشته باشن دوست ندارم باهاشون به امید علاقه مند شدن به من ازدواج کنن.یا این که مخشون و بزنم تازه به این فکر بیافتن که از من خوششون بیاد.همیشه ارزو داشتم با کسی ارزو کنم که اول اون از من خوشش بیاد و حاضر باشه همراهم باشه مشکلاتم و حال بدم براش مهم باشه 🤭.در ضمن یه مشکل دیگه هم هست..🤐چون دستم تو جیب خودم نیست از خیلی چیز ها موندم😶🌫️..ماشین بهم ندادن با این که گواعینامم داره خاک میخوره.من خودمو کشتم🥲..خیلی از چیز هایی که میخوام بخرم و میگن بیهودس و پول نمیدن و حتی گاهی شده گفتن از سرشم زیاده 😬😬😬.به تفریحات و علاقم بها نمیدن..این موضوع تو ازدواج هم هست🤧🤧🤧🤧🤧.مثلا معتقدن دختر باید وقتی ازدواج کرد دیگه بمیره..اگه کار میکنه کارت پولیشو بده به مرد..خودش از مرد پول بگیره این کارو با عروساشون میکنن..باید تابع مرد باشه کامل..ناز نکنه چیزی نخواد..مرد گفت بمیر بمیره نمیر نمیره..به روابط مشاوره قبل خانواده اعتقاد ندارن و اگه طرف مثل پسر عمم باشه چون خانواده و میشناسن نمیفهمن که چقدر مهمه و ممکنه ما بهم نخوریم..میگن خوبه طرف تو باید از همه علایق و ارزواهات بگذری یه عروس خوب برا عمت باشی.🤫🤫🤫🤫.شرط میبندم اگه یه روز من با پسر عمم دعوام بشه طرف اون و میگیرن و همه چیو میندازن گردن من..ازطرفی که من رفتار عروسا و عمم و هم میبنم .🫣🫣🫣🫣با این حال پسر از بس خوبه که حتی مامانم هم میگه این خوبه اگه بشه چی میشه😍😍..ولی من تاحا لا باهاشون حرف نزدم..🥲یه جوریم انگار نمیخوام باهاش ازدواج کنم به خاطر خیلی چیز ها و میخوام ازدواج کنم به خاطر خیلی چیز ها😅😅انگار تمام عالم و ادم و کائنات دارن بهم میگین اینو نگیری بدخت شدی رفتی 😅🤣خلاصه که این جوری چیکار کنم الان من 😑😮💨این ماجرا از ۱۵ سالگی من شروع شده که هم من عشق اول زندگیمو پیدا کردم😅هم یه حرفایی از طرف خانواده ها شده بود..من به عمم و شوهرشون و پسرشون توزندگیم خیلی مدیونم چون هم غیبتشون و کردم هم منو بزرگ کردن...از ۱۵ سالگی درکیر ذهنیم داعم بهشون فکر میکنم و نمیتونم از ذهنم بیرونشون کنم ..هروقت میان خونمون یا میریم خونشون داعم به یه چشم دیکه ای نگاشون کردم ..😅ولی ایشون زحمت یه گوشه چشم ندادن تو دنیتی خودشونن..باورتون میشه تو این فکر بودن که مخ خودشو خانوادشو بزنن که بیاد منو بگیره بدون این که بهم بگن😐😐خلاصه که من واقعا نه بد والدینمو میگم نه عنه و خانوادش ولی همه اینااااا به خدا داره رو دوشم سنگینی میکنه از گفتنشون بیزارم بار گناه بدگویی پدرمو دراورده ولی فکر کنم باید یه فکری بشه اخه
۱ پاسخ۱۸ بازدید
1401/04/07
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17730
با سلام من دختری ۳۲ ساله تحصیل کرده و مذهبی هستم،به قصد ازدواج با آقایی که ۸ ساله همکارام هستند به مدت ۳ ماه در ارتباط هستیم،و توی این ۳ ماه اختلالات اعتقادی داشتیم که تا حدودی باهم به توافق رسیدیم،و در این مدت باهم دعوا و بحثی نداشتیم،من گاها پیام ها ایشون رو دیر جواب میدادم و گاها پیش میومد ایشون که زنگ میزدن من در شرایطی نبودم که جوابشان رو بدم و بعد خودم بهشون زنگ میزدم، و یکبار به خاطره دیر جواب دادن پیام ها از طرفه ایشون مورد بازجوئی قرار گرفتم،و ایشون به من گفتند که من حتما با کسی دیگه در ارتباط هستم که با ایشون اینگونه رفتار میکنم،من بهشون توضیح دادم و دلیل منطقی اوردم براشون ولی ایشون به من گفتند که در صادق بودن من شک دارن و به من بی اعتماد شدن ( من تا حالا دوست پسرم نداشتم ولی ایشون دوست دختر داشتند) من هم بهشون گفتم که مشکل از خودشون که نمیتوانند اعتماد کنن و شاید در گذشته خیانت دیدین که نمیتونن اعتماد کنن و بهشون گفتم که شما من رو ۸ ساله میشناسی و اگه من رو آدم دروغگوئی میدی نباید نزدیکم میشدی،و گفتم رابطه که اعتماد درونش نباشه باید تمام بشه ولی ایشون قبول نکردن و گفتم همدیگر ببنیم و حضوری صحبت کنیم،میخواستم از شما مشاوره بگیرم که من الان باید چی کار کنم؟به خاطره تهمتی که به من زده دوست ندارم با ایشون ادامه بدم کاری درستی میکنم؟؟؟
۴ پاسخ۳۲ بازدید
1400/11/27
سوال 15259
باسلام و احترام بنده یک خانم چادری و پایبند به انجام واجبات هستم.ولی متاسفانه با آقایی که برایم درخواست آشنایی داده بودند ودرمدت کوتاهی متوجه شدم که ایشان علیرغم اینکه در مشخصات خودشان مطرح کرده بودند که پایبند به انجام واجبات هستند.نه تنها اینطور نبود بلکه من با صحبت هایی که با ایشان داشتم متوجه شدم که از لحاظ اعتقادی بسیار بسیار ضعیف هستند ولی به دنبال دختر عفیف و پاکدامن ونماز خوان هستند.در رابطه با این مشکل چه راه حلی پیشنهاد میکنید
۱ پاسخ۱۰ بازدید